منتشری: ۱۳ سال از آواز دور بودم

چرا تصنیف برای خانم ها بود؟ نمیدانم، شاید چون ساده تر بوده است. من هم با این اعتقاد در تلویزیون فقط آواز می خواندم. در رادیو از من درخواست خواندن تصنیف می کردند که من در جوابشان می گفتم که من آواز‌خوانم و تصنیف نمی خوانم. آقای اعتمادی به من گفت که من یک آهنگ ساختم، شما بشنوید و اگر خوشتان نیامد به شخص دیگری سفارش می دهیم. این آهنگ در آواز شوشتری بود که روی سه گاه مدلاسیون شده بود. کلامش هم از آقای رضا سحبان بود و ملودی جالبی داشت. با خودم گفتم که این هم تجربه ای است چون آواز را مسلط بودم اما مقوله تصنیف خوانی جداست که با ارکستر خوانده می شود و با آوازخوانی فرق زیادی دارد. در آن زمان آقای بزرگ لشکری مسئول موسیقی رادیو بود که الان در جام جم مغازه پیانو فروشی دارد. گفتند که آقای لشکری صدایت را شنیده و ابراز کرده که حیف است ایشان در رادیو نخواند. اولین تصنیفی که در رادیو خواندیم همین تصنیفی بود که نامش “چرا فریبم دهی؟” بود. بعد از آن، آهنگسازهای مختلفی مثل آقای شاملو کیا، عباس زندی، مرحوم بدیع زاده به ساخت اثر پرداختند که من دو آهنگ با آهنگسازی ایشان خواندم. یکی «بوسه شیرین» است که در در سی دی قبله آمال منتشر شد که تنظیم مرحوم جواد معروفی و رهبری ارکستر آقای فرهاد فخرالدینی است. این روند تا سال ۵۷ که انقلاب شد، ادامه پیدا کرد. سپس وضع موسیقی مدتی آشفته بود. مدتی موسیقی به جهت لزوم سیاستگذاری روی آن در حاشیه قرار گرفت. زمانی که آقای قطب زاده مسئول رادیو و تلویزیون شد، از کسانی که پرونده های پاکی داشتند -طبق لیستی که در محل رادیو زده شده بود- از من، آقای شجریان و یک سری از دوستان مثل آقای رضوی سروستانی و آقای ناصر مسعودی دعوت به کار شد. به ما گفتند که موسیقی مذهبی بخوانید. ما هم می گفتیم که شما باید موسیقی مذهبی بسازید تا ما با توجه به آن بخوانیم. ما منتظر ساخته پرداخته شدن موسیقی بودیم که زمان بدین صورت گذشت. من به جهت اینکه رئیس شعبه بودم و مشکلات بانک را داشتم و تعدادی کارمند تحت سرپرستی من قرار داشت به ناچار از موسیقی جدا شدم. چون کارهایی که ما می خواستیم انجام دهیم مورد پسند آنها نبود و کارهایی هم که مورد نظر آنها بود نیز به ما ارائه نشد. پس از آن، جنگ شد و همه چیز تبدیل به سرود گردید که سرود هم در راستای کار ما نبود چون صدای مخصوص خود را می طلبید. از سال ۵۷ تا سال ۷۰ به مدت ۱۲-۱۳ سال به دلیل مشغله کاری در بانک و نداشتن وقت از موسیقی دور بودم. در سال ۷۰، آقای محمد رحمانی به بانک آمد و در مورد ضبط یک اثر و استفاده از صدای بنده صحبت کرد. من به او گفتم که ۱۳-۱۴ سال است که آواز نخوانده ام و از مقوله خوانندگی کنار بوده ام. انجام کار شما مستلزم این است که من دوباره تمرین کنم. چند آهنگ خودش ساخته بود، یکی دو تا آهنگ هم از استاد خودم به او دادم که به عنوان یک آلبوم به نام “شور آفرین” تنظیم شد که ما آنرا به یاد استاد مهرتاش –که در سال ۵۹ فوت کرده بود- در میدان آزادی به عنوان کنسرت ارائه دادیم. اساتیدی مثل منوچهر همایون پور و آقای شهیدی (قبل از رفتن او به آمریکا) را دعوت کردیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفت و گوی محمدهادی مجیدی با مهدی قاسمی و شهرداد روحانی است پیرامون اجرای ارکستر سمفونیک تهران و گروه کر شهر تهران:

کارگاه «راهکارهای مقابله با اضطراب اجرا» برگزار می شود

دکتر حمزه علیمرادی، دکترای روانشناسی بالینی و استاد دانشگاه شهید بهشتی و سرپرست درمانکده اضطراب ایران، مدتها روی علل اضطراب و راه های مقابله با آن تحقیق کرده و به بیماران مضطرب بسیاری راه غلبه بر اضطراب را نشان داده است و اکنون بنا به دعوت آموزشگاه موسیقی برومند، روز شنبه اول تیر ۹۸ ساعت ۱۸، یک کارگاه رایگان برگزار می کند تا پاسخی کلی به پرسش های فوق دهد.

از روزهای گذشته…

یاد داشتی بر مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

یاد داشتی بر مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

در ادامه بحثی که درباره مقاله خواننده و خواننده سالاری توسط علیرضا جواهری در این سایت بوجود آمد، دکتر کیومرث پیرگلو، آهنگساز، موزیکولوگ و نوازنده پیانو و سنتور، نیز برای “گفتگوی هامونیک” مطلبی ارسال کرده که میخوانیم: هر چه از دل بر نیاید؛ بر دل نیز ننشیند. صادقانــــــه باید اقرار کنم که سالهاست که دیگر نمیتوانم به کارهای استاد شجریان گوش دهم چرا که معتقدم هرگز پس از جدایی ایشان از اساتید گرانقدر فرامرز پایـــــــور، پرویز مشکاتیان، جلیل شهناز و… کار پر مغز با تنظیم زیبا و ملودی ناب از اجراهای ایشان نشنیدیم، چراکه از یک طرف معضل “نوگرایی” که باعث سر در گمی در موسیقی ایرانی شده و باعث شده کسانی که بدنبال این مسآله هستند نتوانند ملودیهای ناب با تنظیم های زیبا ارائه کنند (و استاد آنها را اجرا کنند) و از طرف دیگر جریان خواننـــــــــــده سالاری (که متاسفانه پس از انقلاب بوجود آمد و رشد کاذبی کرد) که دوست هنرمند و دلسوخته آقای علیرضا جواهری بحث آن را پیش کشیدند، باعث شد که اساتیدی مانند شجریان ها نتوانند همچون گذشته، با وجود تمام امکانات و شش دانگ صدا، کارهای ناب و جاودانی را بوجود بیاورند. پس از این حوادث به راحتی میشود به این نکته پی برد که چقدر آهنگساز با ذوق میتواند نقش اساسی در خلق و پرورش یک اثر زیبا داشته باشد.
تار و پودِ نشانه (I)

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.
به قلم یک بانوی رهبر (II)

به قلم یک بانوی رهبر (II)

زنان تا قرن بیستم، در واقع یعنی تا سال ۱۹۳۰، وارد عرصه رهبری نشدند. در آن سال، آنتونیا بریکو (Antonia Brico) برای نخستین بار با ارکستر فیلارمونیک برلین به اجرا پرداخت و البته خشم منتقدین را برانگیخت. سپس به کشورش یعنی ایالات متحده آمریکا بازگشت و هیچ پیشنهاد رهبری به او نشد.
نمودی از جهان متن اثر (XV)

نمودی از جهان متن اثر (XV)

به نظر می‌رسد تا زمانی که فرض اولیه‌ی آنالیز بر «تجزیه به عناصر…» قرار دارد، نمی‌توانیم این اشکال را برطرف کنیم چرا که این امر ذاتی کنش تجزیه و تحلیل است. اما از سوی دیگر درست است که طرح پرسش رابطه‌ی جزء و کل در یک اثر موسیقایی صحیح به نظر می‌رسد اما پذیرش این که آنالیز در دست یافتن به دانشی درباره‌ی کل ناتوان است اولا آن را کاملا بی‌اعتبار نمی‌سازد، چرا که می‌توانیم اعتبارش (یا دستکم بخش مهمی از آن) را به توانایی شرح روابط میان اجزای یک قطعه نسبت دهیم؛ ثانیا اگر بپذیریم که آنالیز به طور کلی از این طریق بی‌اعتبار می‌شود، مانند این است که فضای کار دانشورانه را به سوی نوعی «عرفان موسیقایی» یا گونه‌ای «شهود شنیداری» مبتنی بر درک بی‌واسطه و کاملا شخصی و البته به همان نسبت بدون قاعده‌مندی شناخته شده از آثار موسیقی هدایت کرده باشیم؛ در این صورت تنها راه‌هایی که برای «درک» اثر باقی می‌ماند، دست یافتن به کل اثر از طریق تجربه‌ی مستقیم شنیداری یا اجرای آثار (و احتمالا غرق شدن در لحظات ناب موسیقی بدون هر گونه فعالیت تحلیلی) است.
نگاهی به اپرای مولوی (V)

نگاهی به اپرای مولوی (V)

عطار وارد شده و خطاب به مغولها میگوید: خسروا اول مرا گردن بزن تا نبیند این مذلت چشم من… امیر تومان جلو می آید و با خشم میپرسد :”کیستی تو؟” و عطار همین سئوال را از او میکند. در اینجا بین سئوال اول و سئوال دوم یک تفاوت وجود دارد که بصورت زیرکانه ای حالت گفتاری و منظور هر دو طرف را بیان میکند؛ این دیالوگ در گوشه شوشتری اتفاق می افتد و سئوال اول که سه سیلابی است به ترتیب روی فاصله ششم، پنج و چهارم مینور حالت سئوالی میگیرد و پاسخ عطار که در واقع همان سئوال را با حالتی طعنه آمیز به او بر میگرداند، فاصله های ششم، چهارم و ششم است؛ امیر تومان در جواب از قدرت و درجه مادی اش میگوید و عطار را تهدید میکند و در پاسخ عطار با ملودی دل انگیزی با ضدای میانه می خواند: “عارفان زانند دائم آمنون که گذر کردند از دریای خون” و سپس در اوج میگوید: “حق منزه از تن و من با تنم چون چنین باید بباید کشتنم”… او سر را پایین گرفته و به استقبال مرگ میرود.
هربرت هانکوک

هربرت هانکوک

هربرت هانکوک (Herbert Jeffrey Hancock) در تاریخ ۱۲ آوریل سال ۱۹۴۰ در شیکاگو آمریکا بدنیا آمد. وی یکی از برجسته ترین پیانیست ای سبک جز میباشد که همانند همتای دیگرش چیکوریا تاثیر بسیار زیادی بر موسیقی و نوازندگی جز داشته اند و همچنین جوایز بسیاری را در عرصه های بین المللی از آن خود نموده است.
جایزه گولدن گلاب موسیقی متن

جایزه گولدن گلاب موسیقی متن

شب گذشته در مراسم اعطای جوایز گولدن گلاب، جایزه بهترین موسیقی متن برای فیلم The Painted Veil به الکساندر دسپلات Alexandre Desplat تعلق گرفت.پیانو سولوی این موسیقی توسط لنگ لنگ Lang Lang پیانیست نابغه و جوان چینی (متولد ۱۹۸۶) و ویولون سل آن نیز توسط وینسنت سیگال Vincent Ségal اجرا شده است.
تکنیک های نی و محدودیت های آن (III)

تکنیک های نی و محدودیت های آن (III)

اصل کلی در مورد تاثیر گرما در اجسام چوبی این است که باعث انبساط می شود. در مورد نی هنگامی که نوازنده مدت زمانی که به طور مداوم در نی می دمد، گرما و رطوبت هوای خارج شده از دهان، نی را گرم و مرطوب می کند. حال اگر بخواهیم اصل کلی را که بیان شد در مورد نی در نظر بگیریم، باید نتیجه بگیریم، گرما باعث انبساط نی شده و کوک آن را بم می کند. در حالیکه چنین نیست و هر چه نی از این نظر گرم تر و مرطوب تر شود کوک آن زیرتر میشود. به نظر می رسد این حالت در نتیجه امکان حرکت راحت تر و سریع تر مولکولهای هوا در سطح داخلی نی، بواسطه گرما و رطوبت ایجاد شده، میباشد.
گفتگو با ریچی (II)

گفتگو با ریچی (II)

ریچی می گوید: “کاواکاس ویولونیست خوبیست. استیلی معمارگونه دارد. ساختاری محکم و پر تپش. ساختار کاری او دارای نقاط واضح و کانونی مختص خود است. از لغزشهای بیهوده اجتناب می کند و این یک نقطه قوت است. ولی به لحاظ شخصیت همچنان معمارگونه است.”
به قلم یک بانوی رهبر (VII)

به قلم یک بانوی رهبر (VII)

پژوهش ها نشان داده اند که موزیسین های ارکستر کمترین میزان رضایت شغلی را نسبت به دیگر کارمندان تجربه می کنند: آن ها ورودی و کنترل کمی دارند. بنابراین، موزیسن ها از فرصت هایی برای شنیده شدن کارشان استقبال می کنند. در این مورد هم من در انتخاب هنرمند میهمان و برنامه ریزی موزیسین ها را درگیر می کنم هرچند تصمیم نهایی به عهده خودم است اما شدیدا معتقدم که ایده های خلاق به نفع همگی از جمله سازمان، موزیسین ها، مخاطب و خود من است.