سه سال از خاموشی برجسته ترین چنگ‌نواز ایرانی گذشت

سه سال پیش در همین روزها بود که فرزانه نوایی، بزرگترین چنگ‌نواز ایرانی، از بین ما رفت. فرزانه نوایی ۴۸ سال داشت و پس از هشت سال پیکار با بیماری سرطان، در اتریش، کشوری که در سال‌های پس از انقلاب در آن زندگی می‌کرد درگذشت.

فرزانه نوایی در خرداد ۱۳۳۵ در اصفهان متولد شد. در هنرستان عالی موسیقی در تهران فراگیری چنگ (هارپ) را آغاز کرد و پس از دریافت دیپلم هنرستان، با بورس وزارت فرهنگ و هنر، رهسپار اتریش شد. در آکادمی موسیقی و هنرهای نمایشی وین تحصیلات خود را پی گرفت و سپس در کنسرواتوار ملی پاریس دوره‌هایی را گذراند.

به موازات تحصیل در فرانسه، در شهریور ۱۳۵۷ به عنوان تکنواز چنگ، برنامه‌هایی را با ارکستر مجلسی رادیو و تلویزیون ملی ایران (به رهبری ایرج صهبایی) در تئاتر شهر تهران اجرا کرد و در سال ۱۳۵۸ به ایران بازگشت. یک سال را به تدریس چنگ در هنرستان عالی موسیقی و نوازندگی در ارکستر سمفونیک تهران گذراند ولی اقامت‌اش در ایران ممکن نشد. فیروزه نوایی، تکنواز فلوت و خواهر فرزانه نوایی، از آن دوران می‌گوید:

«در اوایل انقلاب، همه ما پس از تحصیل، با یک دنیا امید به ایران بازگشتیم ولی متاسفانه جوی که در ایران به وجود آمده بود، به ویژه بین نوازندگان ارکستر سمفونیک و آن چنگ نوازانی که قبلاً در ایران بودند، تماماً باعث شده بود که فرزانه خودش را راحت احساس نمی کرد. حس می کرد قدر کارش دانسته نمی شود. پس از اینکه به خاطر شرایط انقلاب، وضع ارکستر هم بهم خورد تصمیم گرفت که دوباره به خارج از ایران بازگردد و فعالیت های هنری خود را در اروپا ادامه دهد.»

در سال های بعد این علاقه در او به وجود نیامد که برای ادامه فعالیت هایش به ایران بازگردد؟
«راستش این همیشه آرزوی ما بود که دونفری در ایران کنسرت بگذاریم برای فلوت و هارپ. چون واقعاً نوازنده هارپ نبود ولی فلوت نواز ایرانی زیاد داریم. فرزانه در واقع تنها هارپیست ارجمندی بود که ایران به خودش دیده بود. ما برای اجرا در ایران خیلی سعی کردیم ولی هر بار با مشکلات برخورد کردیم.

هر وقت خواستیم برنامه بگذاریم دایم می گفتند سی.دی بفرستید، سالن نیست و … متاسفانه هیچوقت موفق نشدیم و زحمت هایمان به ثمر نرسید. فرزانه هم دیگر به ادامه کار از بابت تدریس در ایران یا نوازندگی فکر نکرد. بعد هم که دیگر موقعیت بسیار خوبی پیدا کرد در اتریش، ازدواج کرد، بچه دار شد و در واقع ماندگار شده بود در اینجا.

ولی همیشه دلش می خواست که هنرش را در ایران در اختیار مردم بگذارد ولی متاسفانه هیچگاه موقعیت به او داده نشد. ایران یک هنرمند بسیار خوب را بدون آنکه شنیده شود و بدانند چه کسی بوده از دست داد.»

به هر رو، فرزانه نوایی پس از ازدواج با خسرو سلطانی، فاگوت‌نواز برجسته ایرانی از نو به اتریش بازگشت. اجرای موسیقی نمایش «لوبیای سحرآمیز» که در نوروز ۱۳۵۹ در تئاتر شهر تهران به صحنه رفت از جمله برنامه‌های مشترک فرزانه و همسرش در ایران بود.

audio file بشنوید این مطلب را از رادیو زمانه

پس از مهاجرت به اروپا، چند سالی به ادامه فعالیت در وین مشغول شدند و در سال ۱۳۶۲/۱۹۸۳ با عزیمت به ایالت فورآرلبرگ در غرب اتریش، تدریس در چند مدرسه موسیقی را آغاز کردند. فرزانه در این سالها ضمن تدریس، رسیتال‌ها و کنسرت‌های بیشماری را با دیگر نوازندگان ایرانی که پس از انقلاب در این منطقه و کشورهای همجوار ساکن شده بودند مانند مهدی جامعی، حسین سمیعیان و سعید تقدسی به اجرا درآورد.

بارها تلاش کرد با تشویق آهنگسازان ایرانی، مجموعه ای از قطعات ایرانی برای چنگ منتشر کند ولی این پروژه هیچگاه عملی نشد. می گفت: «نخستین بار بیست و پنج سال پیش این پیشنهاد را به چند آهنگساز ایرانی دادم ولی یا حرکتی نشده یا اگر شده ناتمام مانده است. متاسفانه ما ایرانی ها ملت بدون پشتکاری هستیم.»

تنها کوشش موفقیت آمیز در این زمینه ظاهراً نواختن قطعه “عصیان” ساخته حسین علیزاده با ارکستر مجلسی شیلتیگهایم بود. قطعه ای که برای چنگ، ارکستر زهی و سازهای کوبه ای نوشته شد و به رهبری ایرج صهبایی در شهر استراسبورگ فرانسه ضبط شد.

در سال ۱۳۷۹/۲۰۰۰ از فرزانه نوایی دو سی.دی. در اروپا منتشر شد. فرزانه در این دو آلبوم علاوه بر همراهی با سعید تقدسی (فلوت) و خسرو سلطانی (پان فلوت) – برای اجرای قطعات کلاسیک – دو اثر از مارسل گرانجانی و کامیل سن سان (برای تکنواز چنگ) را هم اجرا کرد.

آلبوم “ماهور کبیر”
یکی از جالب ترین اجراهای فرزانه نوایی، در آلبوم “ماهور کبیر” کاری از همسرش خسرو سلطانی به گوش می رسد. در این اثر پس از قرن ها تلاش شد برای نواختن چنگ – سازی که مدتهاست از گردونه سازهای ایرانی خارج شده – شیوه ایرانی به وجود آورده شود. فرزانه نوایی در نخستین سال های پس از انقلاب که هوشنگ ظریف در اتریش اقامت داشت نزد این استاد به به فراگیری تار مشغول شد و در آلبوم “ماهور کبیر” تلاش کرد آموخته های خودش از موسیقی ایرانی و موسیقی کلاسیک را در هم بیامزد؛ همراه با کمانچه علی اکبر شکارچی.

فرزندان فرزانه نوایی، کیان و سارا سلطانی نیز در عرصه موسیقی فعالند. کیان در سال گذشته در مسابقات سراسری نوازندگان نوجوان در اتریش، در رشته ویلنسل به مقام نخست دست پیدا کرد.

پیوندهای مرتبط
“Mahour the Great” in Austria
Greatest Persian Harpist Passes Away In Austria

رادیو زمانه

3 دیدگاه

  • babak safarnezhad
    ارسال شده در خرداد ۲۱, ۱۳۸۶ در ۱:۳۰ ق.ظ

    man vaghean moteaser shodam rohash hsab bashe hef kash ke mardome ma in navazandeye baehsaso mishnakhtan be onvane ye banoye irani baraye man ke kheyli arzesh dare ye zane irani in sazo zende negah dashte da iran
    man metodayi ke ishon to honarestan dars dadan zadam rohash shad

  • ارسال شده در مهر ۸, ۱۳۸۶ در ۷:۰۵ ب.ظ

    سلام متاسف شدم چون خبر نداشتم
    روح ایشان شاد باد
    فقدان هر یک هنرمند در دنیا درست مثل از دست دادن یک باغ سبز از سرزمین ماست که در طبیعت بودن اثر خواهد گذاشت
    موفق باشید وپایدار

  • سارا سپهر
    ارسال شده در فروردین ۱۴, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۶ ب.ظ

    روحش شاد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (II)

از موسیقی فیلم‌های ماندگار علیقلی در این دسته باید به نمونه عالی مدرسه موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال ۱۳۶۴ اشاره کرد. با اینکه این فیلم بطور کامل موزیکال نبود. اما، ترانه‌ها جلوه و جذابیت خاصی به آن می‌داد. البته این خود به عنوان آغاز یک راه برای جذب مخاطب بود. مردم علاقه‌مند به شنیدن ترانه‌های شاد و موسیقی ریتمیک و ساده بودند و علیقلی به خوبی از پس این کار برآمده بود. شایان توجه است که ترانه‌های فیلم هیچ کدام نتوانستند شهرت و محبوبیت ترانه تیتراژ سریال تلویزیونی را تکرار کنند، اما در یک ساختار کلی مناسب کلیت فیلم بود.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

از روزهای گذشته…

حنانه از زبان ملاح (III)

حنانه از زبان ملاح (III)

در ایتالیا بود که حنانه به بررسی و مطالعهء آثار موسیقی قبلی خود پرداخت، به‏ تندروی‏ها و کجروی‏های خود به دید انتقاد نگریست، این انتقاد از خود بدانجا انجامید که دریافت اگر بخواهد برای موسیقی کشورش هنرمندی مفید باشد، از طریق ابداع‏ آثاری به شیوهء موسیقی غربی نخواهد بود، پس نخست باید موسیقی میهنش را از دیدگاه علمی و سنتی و عملی بشناسد، آنگاه با معرفت کامل، تم‏ها و موتیف‏های زیبای‏ آن را با تکنیک موسیقی غربی و یا نوعی تکنیک ابداعی که سازگار با روح موسیقی‏ ایرانی است بیاراید و اثری بیافریند که هم مطلوب هم میهنانش باشد و هم بیگانگان را به‏ مطالعه وادار کند.
گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

من در دوره‌ی هنرستان، در کنار تار، دو سال هم پیش استاد حسین تهرانی تنبک یادگرفتم. بعد زمان آقای دهلوی ایشان گفتند تنبک متد ندارد برو و آقای تهرانی را بیاور و درس‌های ایشان را ثبت کن تا متدی تهیه کنیم. هفته‌ای یک روز آقای تهرانی را که منزل‌شان هفت‌حوض بود می‌رفتم و با ماشین برشان می‌داشتم می‌بردم هنرستان. ایشان از اول شروع کردند و با دید آموزشی، درس‌ها را زدند و من نوت کردم. آن سالها دستم روی تنبک هم خیلی روان بود. حتی دوستان و فامیل دور هم که جمع می‌شدند خیلی وقتها جای تار به من می‌گفتند تنبک بزنم. تنبک را هم مثل چپ دست‌ها می‌زنم. چون پا و دست چپم قوی‌تر هستند و از اول آنطور عادت کرده بودم. خیلی از گلهایی که در جام جهانی زده‌ام هم با پای چپم زده‌ام (خنده).
لورنس هموند : اختراع کافی نیست

لورنس هموند : اختراع کافی نیست

داستان ارگ های Hammond به اطاق زیر شیروانی یک خواربار فروشی کوچک بر می گردد، به آن موقعی که حتی ایده داشتن ارگ الکترونیکی هنوز یک رویا بود.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IX)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IX)

در اینجا به نوشته شما در مورد دیدار با آقای شجریان می پردازم:‌ شما فرمودید سازی که ایشان ساخته اند از چوب گردو بوده است. به نظر شما چوب گردو با وجود چگالی و وزن بالایی که دارد، مناسب برای کاسه رزونانسی است؟ شما خوب می دانید که سازگرهای ایرانی با اینکه از آکوستیک اطلاع چندانی ندارند ولی به جز دسته ساز که نیاز به چوبی دارد که فقط محکم باشد هیچ وقت برای کاسه رزونانس سراغ گردو نمی روند؛ تنها سازی که کاسه آن را از چوب گردو می سازند سنتور است که نوع ارتعاش آن و وزنی که روی صفحه آن است به کلی با ویولون متفاوت است (ضمنا سنتور را هم با چوبهای دیگری مثل آزاد، افرا، توت می سازند)
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (III)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (III)

اوربیسن به همراه کمپانی ضبط سان موفقیتهای نسبی به دست آورد و توانست وارد حلقه الویس پریسلی شود. تنها امتیازی که ضبط سان برای او داشت آن بود که برای خرید دوباره کالیداک بنفش خود پول کافی داشته باشد، اما به تدریج دست از همکاری با آنان کشید و ضبط آثارش را متوقف کرد. وی به سرتاسر تکزاس سفر کرد و برای ۷ ماه هیچ اجرایی نداشت. او اغلب در بحران شدید مالی بود و به خانواده و دوستان خود وابسته بود.
گیتی خسروی

گیتی خسروی

متولد ۱۳۳۸ تهران خواننده کنتر آلتو [email protected] فوق لیسانس آواز و تدریس آواز از کنسرواتوار هامبورگ ۱۹۹۲
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (III)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (III)

ضبط (صوتی) ردیف فقط برای حفظ و نگهداری (و نه در قالب یک اجرای هنری) کمی زودتر از نغمه‌نگاری آغاز گشت، اما بسیار دیرتر به عنوان وسیله‌ای برای انتقال دقیق (با مقاصد آموزشی) مورد قبول واقع شد. دلیل این موضوع شاید اعتماد بیشتر به نوتاسیون برای نگهداری و انتقال صحیح مطالب (به عقیده‌ی مرسوم آن زمان) باشد، از سوی دیگر کیفیت پایین دستگاه‌های ضبط صدا و در اختیار نبودن‌شان (۱۰) و همچنین مدت زمان محدود ضبط صدا روی صفحه (که بیشتر با اندازه‌ی یک یا چند گوشه متناسب بود تا یک دستگاه) نیز ممکن است باعث این موضوع شده باشد.
زنان و فضای موسیقی در ایران (I)

زنان و فضای موسیقی در ایران (I)

خانه، کار، فراغت و معبر چهار رکن زیست انسانی اند.خانه قلمروی عاطفی و وابستگی آفرین دارد ضمن آن که می تواند تحت تاثیر کار تبدیل به میدانی برای فراغت و زایش شود. کار قلمرو استقلال در مبارزه با ضرورت های اجتماعی را می آفریند. فراغت که خود حاصل مازاد ارزش تولیدی کار است، می تواند در میدانی میان بازآفرینی نیروی کار تا زایش هنر فعال شود و سرانجام معبر قلمرو تجلی و ارتباط حوزه های سه گانه است.
گزارشی از پرفرمنسی درباره موسیقی در خانه هنرمندان

گزارشی از پرفرمنسی درباره موسیقی در خانه هنرمندان

نوشته ای که پیش رو دارید گزارشی است از پرفورمنسی درباره موسیقی با عنوان «شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد» که در خانه هنرمندان به اجرا رسید. این گزارش به قلم مسعود قدسیه، هنرمند گرافیست نوشته شده است.
بزرگان ویولون – پابلو سارازات

بزرگان ویولون – پابلو سارازات

پابلو سارازات (Pablo Sarasate) ویولونیست و آهنگساز اسپانیایی، خالق دسته آثاری است که اغلب ریشه در موسیقی زادگاهش دارد. او که بیش از پنجاه اثر برای ویولن به همراهی پیانو یا ارکستر ساخته است، فراگیری این ساز را از پنج سالگی با پدرش آغاز کرد و با نخستین اجرای عمومی خود، در هشت سالگی به عنوان کودکی نابغه شناخته شد.