پاور بالاد Power ballad

پاور بالاد Power ballad، نوعی ترانه است که معمولا در آلبومهای هارد راک hard rock، ارینا راک arena rock و هوی متال heavy metal در سالهای ۷۰، ۸۰ و ۹۰ وجود دارد و پس از آن در دهه اخیر به شیوه ای مدرنتر اجرا میشود.

بگنجد، نوعی ترانه عاشقانه است. این ترانه ها غالبا حاوی موضوعاتی احساسی چون اشتیاق، نیاز، عشق و گمگشتگی هستند. این ترانه ها مانند اعتراف نامه ای احساساتی هستند و با موضوع معمول ترانه های متال مانند لذت جویی، خشونت و رمزگونه بودن بسیار متفاوتند. این احتمال وجود دارد که کمپانیهای ضبط موسیقی در جستجوی نامی جذابتر و خاصتر از ترانه های عاشقانه متال یا metal love songsف به پاور بالاد رسیده اند.

قالب
معمولا پاور بالاد با مقدمه ای ملایم با کیبورد یا گیتار آکوستیک، آغاز میشود. تنظیم موسیقی طوریست که درام سنگین و گیتار الکتریکی پیچیده تا زمان همخوانی گروه همخوانان یا حتی تا اواخر ترانه، شنیده نمیشوند. قطعات مربوط به گیتار الکتریکی در نتهای سنگین نواخته میشوند و تا آغاز قطعه بعد تداوم میابند. از طرفی قطعات گیتار سولوی ملودیک و فریاد مانند هم از وجوه تمایز این سبک هستند. اثر متقابل شیوه نواختن واضح و مشخص با بخشهایی که ساز با تحریف و پیچیدگی فراوان نواخته میشود و تنظیم این دو، تاثیر فراوانی بر تنش احساسی موجود در پاور بالاد دارد.

تاریخچه
پاور بالاد اصلا به خاطر پافشاری یک کمپانی ضبط صفحه و به منظور راه یافتن گروههای خاص و تازه شکل گرفته هارد راک به فهرست Top 40 به وجود آمد و در سالهای شکل گیری خود، تنها توسط اعضای هر گروه که با لجاجت و از روی بی میلی به نوشتن قطعات پاور بالاد میپرداختند، ساخته میشد. با این حال در سالهای اخیر، پاور بالاد شخصیتی تازه یافته و به جای ترانه ای “فرمایشی” –که معمولا توسط کمپانی به گروه تحمیل میشد- به اثری اصیل تبدیل شده است. درهر صورت، پاور بالادها معمولا پرطرفدارترین و یا تنها ترانه های موفق یک گروه به شمار میروند.

از آنجایی که احساسات موجود در این ترانه ها در اکثر اوقات مصنوعی و سطحی است، پاور بالادها مورد انتقاد منفی منتقدان قرار میگیرند. آنها شیوه اقتباس موسیقیدانان متال از رموز موسیقایی که معمولا مختص سبکهای “غیر فرمایشی” راک هستند را نمیپذیرند.

تک ترانه Goodbye to Love گروه The Carpenters محصول سال ۱۹۷۲، یکی از طلایه داران مهم این قالب بود که در آن یک قطعه گیتار سولوی جیغ مانند –که توسط تونی پلوسو Tony Peluso نواخته شده بود- در کنار صدای نرم و ملودیک خواننده قرار گرفته گرفته بود.

پاور بالاد در دهه ۷۰ و توسط گروههای پاور پاپ Power pop مانند the Raspberries و گروههای ارینا راک مانند Styx، Boston، REO Speedwagon، Journey و Def Leppard و پیشگامان هوی متال مانند Scorpions شکل گرفت. از اولین نمونه های پاور بالاد میتوان به Don’t Wanna Say Goodbye از اولین آلبوم the Raspberries و ترانه Lady از آلبوم سال ۱۹۷۳ گروه Styx اشاره کرد. اریک کارمن Eric Carmen به عنوان خواننده اصلی گروه the Raspberries و همچنین در دوران کار سولوی خود، همچنان به فعالیت در این سبک ادامه داد و ترانه All By Myself در سال ۱۹۷۶ یکی از مشهورترین آثار اوست.

در دهه ۸۰، گروههای هارد راک و هوی متال علاوه بر کسب محبوبیت ناشی از پخش کلیپ در MTV، با ترانه های پاور بالاد خود جایگاهی عالی در چارتها به دست آوردند. ترانه های still Loving You از گروه Scorpions، Alone Again از Dokken و Purple Rain اثر اسکار گرفته prince، نمونه های درخشان پاوربالاد در دهه ۸۰ هستند.

در میانه دهه ۸۰، افزایش محبوبیت پاور بالاد با پخش مکرر ویدیو کلیپی از Mötley Crüe در MTV که به مدت ۴ ماه جزو پر طرفدارترین ترانه های درخواستی این شبکه مبدل شده بود، بیش از پیش مشخص شد. این ترانه از آلبوم Theatre of Pain این گروه، به نظر بسیاری، متمایزترین پاور بالاد دهه ۸۰ است.

سبکهای پاپ متال pop metal و گلم متال glam metal در میانه دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ از مظاهر بعدی پاور بالاد هستند که از جمله آثار به یادماندنی این دو سبک میتوان به ترانه های Sweet Child O’ Mine، November Rain، Estranged و Don’t Cry از گروه Guns N’ Roses، ترانه I’ll Be There for You از Bon Jovi، Every Rose Has Its Thorn از گروه Poison، Wind of Change از Scorpions و…اشاره نمود.

تعدادی از هنرمندان سبک ارینا راک در دهه ۷۰ نیز توانستند با ترانه های پاور بالاد مجددا در دهه ۸۰ نام خود را بر سر زبانها بیاندازند و موسیقی خود را احیا کنند. از جمله این گروهها و ترانه هایشان میتوان به گروه Heart’s با ترانه These Dreams و The Flame از گروه Cheap Trick اشاره نمود.

هرچند پس از انتشار ترانه When It’s Love از گروه Van Halen، اصطلاح پاور بالاد کمتر و کمتر مورد استفاده قرار گرفت، اما در یکی دو سال اخیر پاور بالاد برای اشاره به ترانه هایی چون When You’re Gone از آوریل لاوین Avril Lavigne و I Don’t Want to Miss a Thing از گروه Aerosmith به کار میرود.

گاهی اوقات این نام به طور عمومی تر و برای توصیف ترانه های راکی که به آهستگی و با آرامش آغاز شده و بتدریج به سوی پایانی قدرتمند اوج میگیرند، به کار میرود .

6 دیدگاه

  • ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۸۶ در ۱:۰۸ ق.ظ

    تا حالا این کلمه رو چندین بار دیده بودم. مخصوصاً تو قسمت IDE TAG برنامه Winamp که یه Combo Box در مورد Genre های موزیک داره. مرسی از مطلب.

  • maral
    ارسال شده در خرداد ۲۶, ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۳ ق.ظ

    خیلی عالی بود مرسی

  • abbas iranmanesh
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۸۶ در ۹:۴۵ ق.ظ

    thanx a lot,…

  • ارسال شده در مرداد ۶, ۱۳۸۶ در ۹:۱۴ ب.ظ

    tanx

  • کاسکو
    ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۸۶ در ۵:۰۲ ب.ظ

    به علت نوع تایپر محیط مایکرو سافت ورد، تقریبا تمام کلمات انگلیسی به هم ریختگر دارد. مثلا آهنگ گروه اسکورپیون کنر اسم گذروه پویزن افتاده.
    در ضمن پاور بلد، خود انواع و اقسام دارد. پاور بلد راک و متال و پاپ با هم در یک سبد نمی گنجند در این متن Puple Rain و Sweet child of mine را کنار هم به عنوان یک سبک آورده که اصلا این طور نیست. اولی پاور بلد پاپ است و دومی متال بلد.

  • علی
    ارسال شده در آبان ۱, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۲ ق.ظ

    خیلی خیلی عالی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (VI)

همین طور است اصطلاح آگوگیک که تعریف ارائه شده دارای سه ایراد است، اول آنکه منبعی برای این تعریف ذکر نشده است، دوم آنکه این تعریف یعنی «تغییرات نامحسوس و غیرقابل نمایش سرعت (تمپو) در موسیقی که برای بیان سرزنده موسیقی ضروری است» (بیضایی ۱۳۸۴، ۱۹۷) همان «گستره تمپو (tempo span) و در واقع تغییرات کوچک و ظریف تمپو بدون از دست دادن ضربان اصلی است» (رودلف ۱۳۷۸، ۴۹۸) که قاعدتاً نگاشته هم نمی شود.

دومین دوسالانه جایزه پیانو باربد برگزار می شود

دومین دوسالانه جایزه پیانوی باربد با سرمایه گذاری مجموعه پیانوی باربد و برنامه ریزی و مدیریت مؤسسه فرهنگی-هنری شهرآفتاب و همکاری اساتید برجسته موسیقی کلاسیک کشور ۵ و ۶ اسفندماه در تهران برگزار می شود.

از روزهای گذشته…

پدرام فریوسفی: پیانیست های ما علاقه ای به آکومپانیمان ندارند!

پدرام فریوسفی: پیانیست های ما علاقه ای به آکومپانیمان ندارند!

نام پدرام فریوسفی بیشتر از ده سال است در آلبومهای موسیقی دیده میشود، او با وجود اینکه هنوز به دهه چهارم زندگی خود نرسیده، جایگاه مناسبی در میان اهالی موسیقی مخصوصا ساز ویولون دارد. امروز فریوسفی به عنوان کنسرت مایستر ارکستر ملی به رهبری بردیا کیارس فعال است، همچنین در خرداد ماه امسال در اقدامی جسورانه برخلاف همیشه با ویولا “سوگواری باد” را ساخته آهنگساز معاصر، گیا کانچلی را با ارکستر فیلارمونیک ایرانیان به روی صحنه برد که مورد استقبال علاقمندان جدی موسیقی کلاسیک قرار گرفت. امروز با او به گفتگو مینشینیم.
ویلنسل (X)

ویلنسل (X)

بسیاری از ویولنسل نوازان ریزاندام نواخن با ویولنسل هفت هشتم را ترجیح می دهند، چون با این ساز کشیدگی پنجه در پوزیسون های بالای دسته دشواری کمتری برایشان می آفریند. به ندرت ویولنسل هایی بزرگتر از چهار چهارم هم وجود دارد. نوازنده هایی که دستهایی با بزرگی نامعمول دارند، ممکن است ویولنسلی را بنوازند که کمی از full-size بزرگتر باشد.
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (V)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (V)

موومان چهارم برگرفته از مارش نگهبانان از اپرای Les francs-juges (برلیوز- ۱۸۲۶) می باشد. برای سازگار کردن این قطعه با سمفونی فانتاستیک، در اوج مارش، یک کلارینت سولو نواختن ایده فیکس را آغاز می کند و این در واقع توصیف لحظه ایست که هنرمندِ محکوم به سمت محل اعدام برده می شود و روی سکوی اعدام خاطره ی معشوق دیگر بار در برابرش پدیدار می شود.
روناک قصیری

روناک قصیری

متولد ۱۳۶۱ تهران فوق دیپلم گرافیک – کرج لیسانس نقاشی – آمستردام-هلند [email protected]
منبری: تعصب راه به جایی نبرده

منبری: تعصب راه به جایی نبرده

کار در حوزه موسیقی ایرانی، میزان به میزان متفاوت است و این تا حدود زیادی به تجربه بستگی دارد که البته این تجربه ها باید ثبت و ضبط و منتقل شود. بنده زمانی به آقای روشن روان گفتم تجربیات خودتان را در حوزه ارکستراسیون با توجه به آشناییتان به موسیقی غرب و ردیف و نوازندگی سنتور و غیره مدون کنید و بنویسید. پاسخی که شنیدم این بود که گفتند آقای منبری، ما خیلی زحمت کشیده ایم برای اینها و همینطوری بدست نیامده اند و هر آهنگساز باید خودش برود و تجربه کند!
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VIII)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VIII)

نخستین تم موومان اول که آوازی نمونه از آوازهای اسلاو است به سادگی هرچه تمام تر توسط پیانو سراییده می شود، در حالی که یک آکومپانیمان ریتمیک در کنار آن به گوش می رسد. در این بخش آکومپانیمان به یاری سازهای زهی مجهز به سوردین و پیتسیکاتوی کنترباس ها انجام می گیرد.
از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (I)

از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (I)

در میان فیلم هایی که طی چند سال اخیر با نگاهی منتقدانه به وضعیت برخی از انواع موسیقی های رایج در کشور پرداخته اند، فیلم “کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد” ساخته ی “بهمن قبادی” را به جرات می توان بهترین فیلم سینمایی ایرانی که نگاهی جدی به مشکلات موسیقی زیرزمینی در ایران دارد، قلمداد کرد. این فیلم که در مراسم افتتاحیه ی جشنواره شصت و دوم “کن” به نمایش در آمد، توانست جایزه ی ویژه ی بخش “نگاهی دیگر” و همینطور جایزه ی ” فرانسوا شاله ” ی جشنواره را به خود اختصاص دهد. فیلم، جدای از ساختار پر کشش فیلمنامه، کارگردانی تاثیر گذار و بازی های قابل قبول بازیگرانش که آن را به فیلمی خوب تبدیل کرده اند، بررسی جامعه شناسانه ای بر مشکلات عدیده موزیسین های زیرزمینی ایران دارد.
موسیقی و گردشگری (IV)

موسیقی و گردشگری (IV)

پاسخ به این سوال کمی پیچیده است زیرا اولا موسیقی ایران میتواند برنامه های غربی ارکسترها و گروه های موسیقی مجلسی را هم در بر بگیرد که در مواردی که هنرمندان ماهری درکار باشند، مسلما مورد مخاطبان خارجی قرار میگیرد ؛ دوما اگر منظور موسیقی ایرانی (چه روستایی و چه شهری) باشد، بسته به مشترکات مایگی موسیقی ما مایگی موسیقی توریست کشور میتواند گیرا و ناگیرا باشد مگر اینکه یا ما از نظر تبلیغات موسیقی خود را شناسانده باشیم یا توریست مورد نظر با این موسیقی آشنا باشد.
چارلز مکرس (II)

چارلز مکرس (II)

موفقیت بزرگ دیگر چارلز مکرس در بهار ۱۹۵۱ بود زمانی که او اولین اجرای کاتا کابونآ را در اپرای سدلر ولز رهبری کرد. بسیار زود به دلیل کیفیت نمایشی در رهبری اپرا مورد تقدیر واقع شد و شهرت یافت. تا سال ۱۹۵۴ در اپرای سدلر ولز باقی ماند تا آنکه پست رهبری در ارکستر BBC را به دست آورد. در این دوره آغاز به ضبط به همراه ارکستر فیلارمونیای والتر لگز نمود.
آلریو دیاز و گنجینه موسیقی آمریکای لاتین (II)

آلریو دیاز و گنجینه موسیقی آمریکای لاتین (II)

مانوئل ماریا پونسه (Manuel Maria Ponce) که امروزه آثارش در رپرتوار گیتار کلاسیک از ارزش و استقبال بالایی برخوردار است، از اولین آهنگسازان غیر اروپایی ست که دعوت سگوویا را مبنی بر ساخت قطعه برای گیتار پذیرفت.