دویچه گرامافون (I)

شعار “Raucous” در توصیف تکنولوژی نوین ضبط و پخش این بود: “قوی ترین٬ بلندترین و طبیعی ترین صدا”. ماشین سخنگو در ابتدا تنها در مغازه های دوچرخه و اسباب بازی فروشی یافت می شد اما امیل برلینر (Emile Berliner)٬ مخترع گرامافون و صفحه٬ قابلیتهای این ماشین خودکار را شناخت و ازاین تکنولوژی نوین برای راهیابی هنر وهنرمندان به خانه های مردمی سود جست که امکان دسترسی به موسیقی را نداشته اند.

نگرش او نسبت به گرامافون به عنوان ابزاری فرهنگی تفریحی٬ انعکاس بی نظیری در پیشینه کاری “Deutsche Grammophon Gesellschaft” داشته است.

اختراع جدید برلینر٬ گرامافون و صفحه٬ در ۲۹ سپتامبر ۱۸۸۷ در امریکا ثبت گردید. او پس از یک دهه آزمایشات و سنجشهای فنی و اقتصادی عازم اروپا شد و در سال ۱۸۹۸ به همراه برادرش کمپانی “Deutsche Grammophon Gesellschaft” را در زادگاهش٬ هانوور آلمان تاسیس کرد و در آنجا نخستین مرکز تولید انحصاری صفحات گرامافون در جهان را راه اندازی کرد در طی یک دهه چندین میلیون در هر سال تولید نمود.

کمپانی برلینر موفقیت خارق العاده و زود هنگام خود را علاوه بر تمامی عوامل مرهون هنرمندانی ست که زمینه لازم جهت ضبط آثارشان را فراهم نمودند تا آنجا که شریک برلینر٬ گایسبرگ (Fred Gaisberg) نخستین مدیر برنامه کمپانی٬ تمامی خانه های اپرا و سالنهای بزرگ کنسرت در سرتاسر دنیا را در جستجوی ستارگانی چون: “Enrico Caruso”، “Feodor Chaliapin” و “Dame Nellie Melba” و عقد قرارداد با آنها درنوردید.

” Dame Nellie Melba” خواننده مشهور اپرا٬ در توصیف نخستین صفحه خود در سال ۱۹۰۴ می گوید: “یکی از عجایب زندگی من که گرامافون دلیل وقوع آن بود٬ خیل عظیم پیشنهادات ازدواج از جانب کسانی بود که تاکنون مرا ندیده و تنها صدای مرا شنیده بودند!” از این رو می توان دریافت که صفحات موسیقی “Emile Berliner” ارتباط میان هنرمندان و مردم را دگرگون ساخته و تاثیر بسیاری بر شنوندگان در سراسر دنیا گذاشته است.

این نخستین بار بود که دوستداران موسیقی٬ هنر را نه در خانه های اپرا و نه در سالنهای کنسرت بلکه در حریم خصوصی خود تجربه می کردند. صفحات موسیقی کلاسیک خوانندگان مشهور باعث شد تا گرامافون٬ این رسانه نوین٬ از مقبولیت همه جانبه و گسترده ای برخوردار گردد.

“Deutsche Grammophon Gesellschaft” همچنین به کار ضبط و پخش اجراهای ارکسترال پرداخت. در سال ۱۹۱۰ موومان نخست کنسزتو پیانو گریگ و سمفونی جدید آن را به رهبری “Landon Ronald” ضبط کرد و به جهت تحقق این امر ارکستر را با چیدمانی متفاوت مرتب نمود. “Deutsche Grammophon” اولین کمپانی بود که در سال ۱۹۱۳ نخستین سمفونی کامل خود٬ سمفونی پنجم بتهوون را به رهبری “Arthur Nikisch” و اجرای ارکستر فیلارمونیک برلین ضبط نمود که در نوع خود رویدادی استثنایی به شمار می آمد.

سالهای حکومت رایش سوم افولی دردناک را برای این کمپانی به همراه داشت. ضبط آثار تعداد بسیاری از هنرمندان مشهور بین المللی ممنوع شد و آنان در جریان جنگ مجبور به مهاجرت از کشور شدند و این امرباعث کاهش شدید ضبط آثار و تولید صفحات گردید.با این حال در چنین شرایط دشواری صفحاتی همچون پاسیون سن ماتیو (St. Matthew Passion) اثر باخ به رهبری “Bruno Kittel” ضبط و پخش گردید.در ۱۹۳۸ کارایان جوان٬ نخستین صفحه خود را با رهبری و اجرای اپرای فلوت سحرآمیز موتسارت در “Deutsche Grammophon” ارائه داد.

همچنین ارکستر های بزرگی چون فیلارمونیک برلین (Berlin Philharmonic) و فیلارمونیک وین (Wiener Philharmoniker) سالهای متمادیست که مشغول فعالیت و ضبط آثار و اجراهای خود با این کمپانی هستند. با اشاعه هنر این هنرمندان توسط “Deutsche Grammophon” امکان بهره مندی از موسیقی کلاسیک برای همگان در سرتاسر دنیا فراهم گردید که این خود تاثیر به سزایی در گسترش و نشر این هنر داشته است.

2 دیدگاه

  • آلما
    ارسال شده در شهریور ۱۰, ۱۳۸۶ در ۹:۲۳ ق.ظ

    میشه بپرسم چرا اسامی رو به فارسی ننوشته اید؟ آوردن املای لاتین کلمات در کنار نوشتن اون به فارسی، به تلفظ صحیح اسامی کمک میکنه، اما ننوشتن نام با حروف فارسی باعث میشه که عده ای اصلا نتونن اسامی، از جمله نام کمپانی “دویچه گرامافون” را بخونند. نکنه خود شما هم نتونستین؟

  • ارسال شده در آذر ۱, ۱۳۸۸ در ۸:۲۸ ق.ظ

    باسلام – خواهشمندم چند عکس از گرامافون شیپوری برایم ارسال نمایید .

    باتشکر

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (XI)

همانطور که قبلا تاکید کردم، آهنگساز باید آزاد باشد که به هر نوع زبان موسیقایی و به هر نوع استیل که می خواهد آهنگسازی کند. آشنایی با موسیقی ایران افق دید آهنگساز را باز می‌کند صرف نظر از هر استیلی و هر زبان موسیقایی که آهنگساز بخواهد در آن کار کند.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

از روزهای گذشته…

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (III)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (III)

شکل‌گیری تدریجی و این بازی محو شدن وبرگشتن پاره‌های تم مشخصه‌ی اصلی شهر خاموش و بخش‌های دیگری از دو قطعه‌ی پرواز و در انتظار باران را تشکیل می‌دهد، در همین بین رابطه‌ی تغییرات شدت‌وری و رنگ با تغییر تدریجی جملات نیز تا حدودی برقرار است. این رابطه را در پایان فراز اول قطعه زمانی که شدت‌ به اوج خود می‌رسد و سپس به یک سکوت منتهی می‌شود به وضوح می‌توان دید. این روش برخورد در ابتدای قطعه‌ی «در انتظار باران» هم به شکلی مشابه به چشم می‌خورد.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (I)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (I)

نگاه این نوشته به تمرین، یک دید کلى و ارائه ى شیوه ى خاصى تمرین براى افرادى است که تصمیم آنها براى نوازنده شدن (یا حرفه اى شدن) قطعى نیست. نه اینکه با این شیوه ى تمرینى که ذکر مى شود نمى توان گامهاى حرفه اى برداشت، بلکه زمان رسیدنِ به هدف، طولانى تر خواهد بود.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (X)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (X)

این تفکر در زمان خواندن نوشته های لاندن نیز در ذهن من وجود دارد همچنین هنگام درک مفاهیم حس مترونومیک و مرجع تراکم. قوانین لردال و جکندوف نیز حاکی از وجود یک سطح پایین هم طول هستند اما آنها این سطح پایین را به زمان بندی مرتبط نمی کنند. بلکه آن ها به سطح تاکتوس، نقش مرکزی در زمان بندی داده اند:
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (II)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (II)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی، هم مبنای آوازی دارد و هم مبنای سازی. اما ویژگی‌های مبنای سازی دارای معانی متفاوتی ا‌ست. در این خصوص، عود که از سازهای موسیقی سنتی ترکیه است، نقش مهمی در اجرای موسیقی دارد. تأثیر متقابلی که نوازندگی ساز عود در موسیقی ترکیه و انواع دیگر موسیقی‌ها در طی قرن‌ها بر یکدیگر نهاده‌اند، اهمیت بسیاری دارد.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

پدر و مادر الگار، خانه ی زمان تولد وی را که “فیرس” (The Firs) نامیده می شد، اجاره کرده بودند. پدر الگار که ویلیام نام داشت، تجارتی به سامان و تثبیت شده در زمینه ی موسیقی داشت. از این رو تنها می توانست آخر هفته ها را همراه الگار در کلبه ی کوچکشان بگذراند. به نظر می رسد که زندگی در آن کلبه و در شهر برادهیت، انتخاب مادر الگار بوده است که با ذوق و قریحه ی هنری ای که در نهاد خود داشته است، می خواسته که فرزندانش در محیطی طبیعی و در شرایط روستا به زندگی خود ادامه دهند.
ترجیح میداد که یک آهنگساز موسیقی مردمی باشد

ترجیح میداد که یک آهنگساز موسیقی مردمی باشد

پگی لی را به خاطر درک ریتم قوی و شیوه بیان خاصش که با برملا نکردن قدرت کامل صدایش به آن قدرتی باورنکردنی می بخشید، معمولا با بیلی هالیدی (Billie Holiday) مقایسه میکنند. لی با احترام فراوان از هالیدی یاد میکند اما او همواره ماکسین سالیوان (Maxine Sullivan 1987-1911) خواننده جاز بی نظیری که متاسفانه ترانه ضبط شده کمی از او در دست است را به عنوان الگوی اصلی خود میشناسد و گفته است : “من سادگی و مختصر و مفید بودن کار او را دوست دارم. او آنقدر خوب با شنونده ارتباط برقرار میکند که بلافاصله میتوان مقصود ترانه او را درک کرد.”
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (V)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (V)

۵- در ادامه اشاره شده که «…بهترین آن را در نوازندگی شهناز نواخته و حتی (؟) بداهه نوازی کرده است.» مشخص نیست که چگونه چنین گزاره ای، حتی در صورت صحیح بودن (که البته باید مشخص شود از چه جنبه ای بهترین است و ملاک و معیار قضاوت چه بوده و آیا اساساَ بهترین بودن در این مورد معنایی دارد)، به این نتیجه منجر شده که این موسیقی «بسته» است و «همه اش تکرار»! آیا چون بتهوون بهترین بوده، برامس (که متاثر از بتهوون می نوشته) و چایکووسکی و لیست و راخمانینف و واگنر و دیگران نباید پس از او ظهور می کردند و باید موسیقی کلاسیک (دوره ی رمانتیک) را «بسته» دانست؟!
به قلم یک بانوی رهبر (I)

به قلم یک بانوی رهبر (I)

ماریتا چنگ (Marietta Nien-hwa Cheng) رهبر ارکستر و استاد موسیقی دانشگاه کولگیت (Colgate University) است. چنگ به عنوان عضوی از تنها خانواده چینی که در شهری در اوهایوی جنوبی در آمریکا ساکن بود راه پر فراز و نشیبی را برای دستیابی به جایگاه امروزیش پیموده است. متنی که پیش رو دارید بخشی از این تجربه ها را به تصویر می کشد. گفتنی است که این متن در سال ۱۹۹۸ و در نشریه مؤسسه ارکستر سمفونیک (SOI) منتشر شده است.
موسیقی بلوز – قسمت هفتم

موسیقی بلوز – قسمت هفتم

از دیدگاه تاریخی می توان بلوز را به دو دوره تقسیم کرد: بلوز قبل از جنگ جهانی دوم (Prewar Blues) و بلوز بعد از جنگ (Postwar Blues). استفاده از این طبقه بندی از جنبه سبک شناختی نیز مفید است.
مقصد خودِ راه می تواند باشد (I)

مقصد خودِ راه می تواند باشد (I)

بعد از توقفی یکساله بالاخره ارکستر ملی با تشکیلاتی جدید فعالیت خود را آغاز کرد. درباره دلایل توقف ارکستر ملی سال گذشته، شایعات بسیاری مطرح شد ولی هیچکدام به طور رسمی از طرف دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد و همچنین رهبر و در واقع پدر معنوی ارکستر ملی، فرهاد فخرالدینی تایید نشد؛ فخرالدینی در مدت این یکسال ترجیح داد سکوت کند.