گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نقش پردازش شنیداری در آموزش جواب آواز (IV)

از دیگر ملزومات توانایی پاسخ دادن به آواز، رعایت دقیق سکوت هاست. کم یا زیاد شدن سکوت ها، در ذهن مخاطب، حس عدم اشراف نوازنده از کاری که انجام می دهد را متبادر می کند. سکوت از اجزای اصلی موسیقی، و رعایت دقیق آن نیازمند توانایی بالای نوازنده در محاسبه آن است. «آستانه تشخیص فاصله (سکوت، وقفه) یعنی کمترین وقفه زمانی لازم برای تشخیص وجود سکوت» (همان،۱۸۳).

میزان سکوت یا وقفه پس از پایان آواز خواننده و شروع نواختن و دیرش جواب و همینطور میزان وقفه در هنگام آواز خواننده برای همراهی با ساز موارد بسیار مهمی در جواب آواز هستند که به تمرین و توانایی کافی نوازنده نیازمندند.

کم و زیاد شدن میزان سکوت ها یا وقفه ها و دیرش، حتی اگر بسیار ناچیز باشد، باعث از دست رفتن انسجام اثر می شود. میزان توانایی نوازنده در پردازش شنیدازی باید به حدی باشد که شنیدن صدای خواننده را بتوان مساوی با دیدن نت های فرضی برای او در نظر گرفت.

از دیگر موارد مهم برای جواب آواز صحیح، اشراف نوازنده به عروض و بحور شعری است. اگر فرض بر این باشد که آواز و پاسخ باید به صورت بداهه اجرا شوند (که به نظر می رسد در موسیقی ایرانی چنین است) نوازنده باید به محض شنیدن نخستین هجاهای شعر آواز، توانایی پردازش هجاها از منظر کوتاهی، بلندی، درک وزن و سپس اجرای وزن مورد نظر را داشته باشد، مانند بسیاری از آواز و جواب های ایرج و جلیل شهناز که به طور بداهه شعری توسط خواننده انتخاب می شد و جلیل شهناز به طور دقیق به آواز پاسخ می دادند. اشراف به اوزان شعری مانند چراغ راهی برای نوازنده در نواختن جواب آوازهای بر اساس اشعار کهن ایرانی است.

البته این موضوع یعنی توانایی کشف وزن عروضی اشعار، به علت آشنایی حافظه شنیداری و یا اصطلاحا آشنایی گوش اکثر علاقمندان و نوازندگان موسیقی ایرانی با اشعار کهن ایرانی که از سنین بسیار پایین شنیده و خوانده و آموخته شده اند، جزو موارد ساده در مقوله جواب آواز محسوب می شود اما در عین سادگی بسیار مهم است.

نتیجه گیری

آنچه در این مقاله آمد، مختصری از تاثیر نقش پردازش شنیداری در اجرای جواب آواز موسیقی ایرانی بود. آنچه امروزه در مراکز آموزشی موسیقی ایرانی تحت عنوان جواب آواز آموخته می شود، تقریبا مجموعه تجربیات و دریافت هایی است که به طور سینه به سینه و اصطلاحا «گوشی» از معلم به شاگرد منتقل می شود و معمولا در همان بدو امر با تلاش برای نواختن پاسخ آواز، بدون پشت سر گذاشتن دوره های لازم برای افزایش توانایی  پردازش، تربیت و حافظه شنیداری در فرد، آغاز می شود. به نظر می رسد در این بخش مهم آموزش موسیقی ایرانی که به نوعی، در کنار بداهه پردازی، مرحله پایانی و والای آموزش نوازندگی محسوب می شود، نیازهایی در انتقال اصول علمی شنیداری متناسب با موسیقی ایرانی، از جمله پردازش شنیداری، تشخیص شنیداری، شناسایی الگوی شنیداری، جنبه های زمانی شنیداری، تحلیل بسامد، توانایی شنیدن و درک هارمونیک های اصوات، آستانه تشخیص فاصله (سکوت، وقفه)، اشراف کامل فرد به عروض و بحور شعری آواز ایرانی و بسیاری موارد جزئی تری که در اینجا امکان مطرح کردنشان وجود نداشت، اما نیاز به تالیف آثار کامل و چند منطوره و متدگونه دارد، حس می شود.

مسعود پورقریب

مسعود پورقریب

۱ نظر

بیشتر بحث شده است