گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

به یاد حسین تهرانی (I)

حسین تهرانی (۱۲۹۰ – ۱۳۵۲)

این که می گویند که موسیقی سنتی ایران با ریتم سر و کار زیادی ندارد، حرف درستی نیست. اگر این موسیقی آن گونه که شنوندگانش می گویند ریشه در نواهای باربدی داشته باشد، می بایستی از ریتم های سرزنده ای نیز برخوردار باشد. چنین نیز هست، ولی با این تفاوت که این ریتم ها در درازهای تاریخ به سبب رویداد ها نامطلوب اجتماعی، فرهنگی خود را در آخر مایه ها پنهان کرده است. باید مایه ها را شکافت و ریتم های پنهان و مهجور را از دل آن ها بیرون کشید.

شاید همین فرم های ضربی موجود چون پیش درآمد و چهار مضراب و پررنگ که از حدود هشتاد – نود سال پیش در اجرای موسیقی سنتی به کار گرفته شده بخشی از همان ریتم های پنهان باشد که به یاری هوش و قریحه هنرمندان باز آفریده شده است.

اما اگر موسیقدانان عصر مشروطه چند شکل در موسیقی سنتی کشف یا ابداع کردند، نیم قرن بعد هنرمندی دیگر به جستجویی ژرف پرداخت و محدوده وزن و ریتم را در این موسیقی به پهنه ای سترده تبدیل کرد.

سخن از حسین تهرانی در میان است که اسفند ماه امسال (۲۷ اسفند ۱۳۸۷) سی و پنج سال از مرگ‌اش می گذرد. تهرانی در یکی از گفتگو های رادیویی خود گفته بود: «شما در هرچه روز و شب انجام می دهید وزنی را به وجود می آورید. لقمه ای را که می جوید، مژه ای که برهم می زنید، نفسی که می کشید و… همه اش به محور وزن شکل می گیرد، تکلیف موسیقی دیگر روشن است چون همه اش در زمان جاری است.!»

شانس بزرگ حسین تهرانی آشنایی اولیه و همکاری بعدی او با ابوالحسن صبا، آموزگار چند جانبه موسیقی ایران بود.

حسین تهرانی در سال ۱۳۹۰ خورشیدی در تهران زاده شده از خردسالی در محافل شبانه پدر که بعضی از نوازندگان معروف نیز شرکت می کردند، با موسیقی سنتی و ساز های مختلف آن آشنا شد. و در میان آن ها دل به «بدنام ترین» شان سپرد.

پدر البته با روی آوردن پسر به تنبک، سخت مخالف بود و نخستین تنبک های گلی او را می شکست ولی فرزند به قول خودش از تالاپ های تالاپ های تنبک خوشش می آمد و سر انجام به وساطت یکی از دوستان نوازنده پدر که استعداد او را در همراهی ساز دیده بود، به محضر حسین خان اسماعیل زاده آموزگار معروف زمانه راه پیدا کرد و این آشنایی که نقطه عطفی در زندگی هنری او پدید آورد.

پنجاه سال توسری

اگر مخالفت پدر با میانجی گری دوستان درهم شکست ولی نیروی طرد جامعه هم چنان برجای می ماند. حسین تهرانی خود گفته است: «هر روز که با واگن اسبی به خانه استاد می رفته به جرم تنبکی که زیر بغل داشته ناسزا می شنیده کج رفتاری ها می دیده است.» و بعد افزوده: «پنجاه سال توی سر ضرب کوبیده و پنجاه سال از مردم تو سری خورده است. پیش از این ما تنبک نوازان مثل صفر پیش از عدد بودیم. حالا آمده ایم بعد از عدد نشسته ایم»

در زمان حسین تهرانی، تنبک نوازی کاری زشت و سخیف به شمار می آمد و مردم به تنبک نوازان به چشم لوطیان دوره گرد می نگریستند. حتی در موسیقی دانان و نوازندگان سازهای دیگر در همکار به چشم تحقیر نگاه می کردند.

تنبک نوازان در بهترین شرایط «پادو» و نوکر سایر نوازندگان محسوب می شدند که باید ساز آنها را به این و آن سو حمل کنند و گاه برای خانه شان نیز خرید کنند.

به همت والای تهرانی، این بی اعتباری از میان برخاست و تنبک نواز نیز از احترامی همپای نوازندگان دیگر پیدا کرد. تا آن جا که در سال های چهل و پنجاه خورشیدی نه تنها مردان بلکه زنان نیز به تنبک نوازی روی می آوردند، بدون آن که آسیبی به اعتبار شخصی یا اجتماعی آن ها برسد.

محمود خوشنام

محمود خوشنام

۱ نظر

بیشتر بحث شده است