بالشتک نوین (I)

مقدمه
از آنجا که ویولون دارای ساختاری خاص می باشد و بر این اساس استقرار آن بر روی بدن نیازمند برقراری حالتی ویژه است، به نظر می رسد که ضروری است تا برای بهبود شرایط اجرا به لوازم جانبی خاصی توجه داشته باشیم. اگر تصور بر این باشد که حد فاصل فضای بین استخوان فک و شانه باید به بهترین شکل ممکن بوسیله قطعه ای کمکی تامین و کنترل شود، زیر چانه ایی (chinrest) و بالشتک (shoulder rest) از بهترین مواردی است که می توان درباره آنها و همچنین ویژگی های آن ها سخن به میان آورد.

از آنجا که شاید بعضی از افراد، نوازندگی مطلوب را ملزم به استفاده از این موارد ندانند، باید متذکر شویم که این مقاله تلاش می کند تا ابزارهای کمکی را با دقت بیشتری تشریح نماید و دیدگاه های جدید را به اشتراک گذارد، طبیعی است که هر فردی می تواند در انتخاب و استفاده از روشهای مختلف بر اساس سلیقه و یا توانایی های فیزیکی خود روش خاص مورد نظر خویش را برگزیند.

تحدب سطح فوقانی صفحه ساز و همچنین سطح زیرین آن و تماس آن با سطح بدن در ناحیه فک، گردن و شانه نمی تواند شرایط استقرار مناسب را میسر سازد، در نتیجه عوارض ناشی از این انطباق ناقص مشکلاتی را به همراه خواهد داشت همچنین در نگاهی دیگر به این روند می تواند در صورت تماس وسیع و گسترده اندام با بدنه ویولن، وضعیت گرفتگی واختلال موضعی در ساختار ساز را فراهم ساخته و در نهایت در کیفیت صدا نیز اثرگذار باشد.

به این موارد باید امتداد راستای طولی ساز و وزن موثر آن با توجه به مرکز ثقل وهمچنین حالت نوازندگی و تکنیکهای اجرایی آن را افزود. از این رو باید در اندیشه لوازم جانبی موثری باشیم تا این سطوح را به سطوحی با استقرار پذیری بهتر تبدیل نماید و البته این لوازم جانبی باید که ساختار عملیاتی روند تولید صدا و نوازندگی را مختل نساخته و در مقابل بتواند به نوازنده از همه جهات کمک نموده و توانایی اجرایی را در او توام با آرامش ارتقاء بخشد و در نهایت این قطعه می تواند حد فاصل بین شانه چپ و صفحه زیرین ساز را در حالت استقرار و اطمینان بهتر قرار دهد.



زیرچانه ایی (Chinrest) در پایین سطح بالایی، نزدیک به لبه محیطی صفحه ویولون نصب می گردد و با توجه به مقعر بودن نمای فوقانی آن که البته می تواند بسیار متنوع باشد این امکان را فراهم می آورد تا محدوده معینی از استخوان فک بر روی آن قرار و آرام گیرد.

شایان ذکر است که با توجه به فرم فک و سیستم استخوان بندی این ناحیه و ارتفاع گردن بهتر می بود این قطعه برای هر شخص نوازنده مطابق شرایط خاص او ساخته شود تا بهترین حالت استقرار را به لحاظ ارتفاع، موقعیت اتصال و همچنین انطباق فک با سطح زیرچانه ایی را دارا باشد. اما از آنجا که شرکت ها و تولید کنندگان مختلف زیرچانه ایی (Chinrest) موارد متعددی را تولید نموده اند، نوازندگان به علت اقتصادی بودن هزینه آنها که ناشی از کیفیت یکنواخت و تولید کارخانه ایی متحدالشکل آنهاست و یا نگاه متعارفی که به این مقوله دارند، این ابزار جانبی را اغلب به عنوان بخشی تعریف شده و معمول پذیرفته اند که این موضوع می تواند از مقدار حساسیت و دقت لازم در این باره و درجه اهمیت آن بکاهد.
و اما در بخش اصلی مبحث باید به موضوع بالشتک (shoulder rest) بپردازیم، وسیله جانبی که با توجه به تحدب سطح زیرین ویولون برای بهبود استقرار آن مورد استفاده قرار گرفته و بسیاری از نوازندگان در دنیای امروز از آن بهرمند هستند.



از آنجا که موقعیت قرارگیری ویلن، گستره شانه چپ و فضای فوقانی قفسه سینه را شامل می شود، کنترل ساز به خوبی برای همه افراد با در نظر گرفتن موارد مختلف که می تواند مجموعه ای از نحوه نوازندگی شخص و شرایط فیزیکی او باشد ممکن نیست.

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (X)

زن هایی که علاقه مند به دریافت هدیه بودند اما نمی خواستند شناخته شوند در حالی که صورت خود را می پوشاندند، الکی به دست گرفته و آن را به صاحب خانه می دادند. او هم که از ویژگی مراسم با خبر بود، هدیه را درون الک گذارده به صاحبش بر می گرداند. علت نام‌گذاری مراسم نیز وجود همین الک است که در هرمزگان به آن آرگیز یا هارگیز (آردبیز) گویند.

از روزهای گذشته…

اولین موسیقی واگنر

اولین موسیقی واگنر

در میان کلیه مصنفان بزرگ، به استثنای چایکوفسکی، واگنر دیرتر از همه به تحصیل موسیقی پرداخت. صحیح است که در ایام کودکی نت خوانی را آموخت و کوبیدن روی کلیدهای پیانو را تاحد فرا گرفت اما هیچیک از آلات موسیقی را با مهارت نمی نواخت.
قطعه افسانه ای از آلبنیز (I)

قطعه افسانه ای از آلبنیز (I)

شاید گزاف نباشد که بگوییم جوهر موسیقی اسپانیایی را بطور کامل می توان در قطعه آستوریاس (Asturias) از ایزاک آلبنیز (Isaac Albeniz ,1860 – 1909) دریافت کرد. قطعه ای که همواره مورد علاقه آندره سگوویا (Andrés Segovia , 1893 -1987) و کلیه نوازندگان گیتاری که از او پیروی می کنند بوده و خواهد بود.
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (V)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (V)

۵- در ادامه اشاره شده که «…بهترین آن را در نوازندگی شهناز نواخته و حتی (؟) بداهه نوازی کرده است.» مشخص نیست که چگونه چنین گزاره ای، حتی در صورت صحیح بودن (که البته باید مشخص شود از چه جنبه ای بهترین است و ملاک و معیار قضاوت چه بوده و آیا اساساَ بهترین بودن در این مورد معنایی دارد)، به این نتیجه منجر شده که این موسیقی «بسته» است و «همه اش تکرار»! آیا چون بتهوون بهترین بوده، برامس (که متاثر از بتهوون می نوشته) و چایکووسکی و لیست و راخمانینف و واگنر و دیگران نباید پس از او ظهور می کردند و باید موسیقی کلاسیک (دوره ی رمانتیک) را «بسته» دانست؟!
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (V)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (V)

«شوشتری برای ویولون و ارکستر» اثر حسین دهلوی، غیر از نوع ارکستراسیون دهلوی، به انواع دیگری تنظیم شده است که البته تنظیم حسین دهلوی نیست:
نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (III)

نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (III)

شاید برای همه دیدن ارکستر با رهبری یک زن امری بسیار عجیب و غیر معمول تلقی شود و چه بسا نیز در دنیای موسیقی رهبری ارکستر را امری مردانه تلقی کرده اند . اما جوانا فلاتا ثابت نمود که نه تنها در عرصه نوازندگی مهارت دارد بلکه در رهبری ارکستر نیز رهبری مقتدرو بسیار معتبر میباشد و ثابت نمود که رهبری فارغ ار تفکرات سنتی امریست که بیشتر بر اساس توانایی های هر فرد قدرت میگیرد نه صرفا نگاهی جنسیتی که در این امر حاکم بود.
موسیقی شعر حافظ

موسیقی شعر حافظ

بیست مهر، یادروز شاعر پر آوازه ی پارسی زبان، خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی، جسارت را به قلمم داد تا بر نازکای این ورق در حد بضاعت ناچیزم ادای دینی کنم به این سرو سرفراز ادبیات کهن پارسی. پرداختن به مقوله ی موسیقی در اشعار حافظ، درایتی سرشار را می طلبد، چراکه اگر غیر از این باشد حق مطلب ادا نخواهد شد اما سعی می کنم در دل این چند خط، مجال را مغتنم شمارم و به صورتی بسیار اجمالی در مورد موسیقی در اشعار حافظ به سخن بپردازم.
نمودی از جهان متن اثر (VIII)

نمودی از جهان متن اثر (VIII)

اما هر چقدر هم که تحلیل‌گری موفق شده باشد نمودهای ارزش‌گذاری را حذف کند، به ‌ناچار در دو نقطه داوری‌های ارزشی در کارش دخالت خواهد یافت؛ یکی از این نقاط پیش از این بررسی شد و در جریان آن به این نتیجه رسیدیم که انتخاب ویژگی‌های موسیقایی برای بررسی، حاوی نوعی ارزش‌گذاری است. این ارزش‌گذاری ممکن است مرتبط با متن خود قطعه باشد یعنی بتوان گفت «ویژگی مورد بحث در قطعه شاخص است» (۳۱)، یا مرتبط با علاقه‌مندی‌های تحلیل‌گر یا ارزش‌های تاریخی.
دیبازر: اولین بودن برای من ارزش نیست

دیبازر: اولین بودن برای من ارزش نیست

عموما که معرفی کردن توسط خودم انجام شده، به آن صورت که خودم دوست داشتم معرفی کردم ولی شاید این بار به صورت دیگری معرفی کنم. حمید رضا دیبازر، ۴۲ ساله، متاهل، بدون فرزند، آشپزی و مکانیکی بلد نیستم، کار خانه را گاهی اوقات دوست دارم و گاهی دوست ندارم انجام دهم، دوست دارم سریع رانندگی کنم، دوست دارم گاهی در ماشین موسیقی گوش ندهم، دوست دارم رستورانهایی برم که در آنها موسیقی اجرا نمی شود. در استودیو شخص دقیقی هستم و تقریبا از کارم خسته نمی شوم، در ارتباط با کارم با انرژی و با انگیزه هستم. نسبت به کارم فرد امیدواری هستم، کارم به من انرژی می دهد و من هم با تمام انرژی کار می کنم.
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.
چیستا غریب: استاد باید بتواند شاگرد را بشناسد

چیستا غریب: استاد باید بتواند شاگرد را بشناسد

بله، شاگرد هایی اینچنینی در دانشگاه زیاد داشته ام مثل آقای سعید خرمشاهی و آقای رضا تفضلی. الان آقای خرمشاهی، سلفژ را در همان دانشگاه تدریس می کنند؛ آقای رضا تفضلی که از موزسین های خوب هستند الان هارمونی، کنترپوان و فرم را در دانشگاه تدریس می کنند.