آهنگ شعر معاصر (I)

محمدرضا شفیعی کدکنی، شهریار و هوشنگ ابتهاج
محمدرضا شفیعی کدکنی، شهریار و هوشنگ ابتهاج
هر دوره زبان خاص خودش را دارد و مفاهیمی مانند عشق و گرایش های متفاوت عاطفی و… اشکال مختلفی در زمانه ی خودشان می یابند. عشق امروز جنس دیگری از تغزل را بر می تابد. به تصور من ادبیات کلاسیک به طور کلی به دو بخش اصلی تقسیم می شود. یک بخش آن طنز است که بیشتر در شرایط استبداد شکل می گیرد و بخش دیگر هم تملق است. وقتی ما مدل اجتماعی و زمانه ای یک شعر را بررسی می کنیم، متوجه ظهور اجتناب ناپذیر شخصی چون نیما بعد از انقلاب مشروطه می شویم. با حضور نیما زبان و فرم دیگری برای شعر در ایران پیدا می شود و این زبان مفهوم شعر را با زمانه ای که درگیر آن بوده دگرگون می کند. همین اتفاق در مورد فرم شعر کلاسیک هم پدید می آید. شهریار نمونه ای ناب از شعر کلاسیک پس از دوره ی مشروطه است. وامداران این دو گروه نیز هر کدام سمت وسویی یافتند. ادامه دهندگان راه نیما مانند احمد شاملو به زبانی اعتراضی روی آوردند و پیروان شهریار مانند هوشنگ ابتهاج زبانی آهنگین پیدا کردند.

اما آن مفاهیم هستی شناسانه که به شعر صورت بندی و خصلتِ جاودانه می دهد در هر کدام از شعرهای شعرای معاصر شکلی متفاوت می یابد. از زمانی که موضوعات اجتماعی در اثر هنری مطرح می شوند و نمود عینی می یابند ما متوجه یک جریان جدید می شویم اینکه شعر کلاسیک فارسی تنها شعر نبوده بلکه نقشِ سایر هنرها را نیز بازی کرده است. به خصوص نقش موسیقی را که حتی در ذات خودش هم نیازمند هیچ ارجاعِ بیرونی ای نیست.

در شعر هوشنگ ابتهاج موسیقی حتی گاهی از ابزار بیان عشق و ابزار مفاهیم اجتماعی بیشتر نقش بازی می کند. موسیقی در شعر هوشنگ ابتهاج مهمترین مرجع است برای حفظ فرم های کلاسیک شعر در کنار فرم های شعر نیمایی و سپید و… . موسیقی در غزل کلاسیک به استثنای بخشی از غزلیات مولوی غالباً با تکیه بر عنصر درونی شعر که همان ضرباهنگ و انگاره های ریتمیک عروض است پیش می رود اما در اشعار ابتهاج بر عنصری بیرونی و تقارن کلمات و آهنگ حروف و تعدد حروفِ مشابه است که ساخته می شود.

غزلیات هوشنگ ابتهاج را می توان غزلیات آهنگین نامید. مثلا زمانی که در شعر یادگارِ خون سرو می گوید: دلا این یادگارِ خون سرو است، صدا دارهای سنگین مانند “آ” در “دلا” و “آ” در “یا” و “آ” در “گار” یک نظم هوشمندانه از بکار گیری کشیده های “آ” را دارد. یا در شعر دیگری که می گوید: من خمش کردم خروش چنگ را، آن بازی ای که با حرف “خ” و حرف “ش” می شود ما را در شعر با بافتی هموفونیک رو به رو می کند. به این صورت که در پس زمینه شعر یک توالی ریتمیک وجود دارد که تاکید می کند بر آکسان هایِ قالبِ فاعلاتن/فاعلاتن/فاعلن و همزمان بخشی دیگر در همان شعر تاکید می کند بر موسیقی “خ” ها و “ش” ها. این هم زمانی دو عنصر ریتمیک، ما را با دو لحن و دو آکسان و دو طنین در یک آن مواجه می سازد.

نگاه دیگری برای شعر معاصر نیز وجود دارد اینکه شعر مانند گذشته نیاز به آبستره شدن ندارد به این معنی که شاعر نمی کوشد تا مفاهیم را پشت واژه ها پنهان سازد و حرف خود را با استعاره هایی چون “می” و “میخانه” و… در خفا بزند. بنابراین دسترسی شاعر به فرهنگ واژه ها و کلمات بیش از پیش شده است. شاعران قدیم به واژه ها صورت و نمادی هستی شناسانه می دادند تا بحران را توصیف کنند و موسیقیِ بیرونی را در پشت سنگر شعر قرار می دادند. اما در دوره معاصر چون بحران می تواند از طریق خود موسیقی هم مطرح گردد، موسیقی به عنوان بخشی از ابزار کار شاعر به حساب می آید.

در نتیجه ی همین تصور است که سایه در ترانه ی به یاد عارف در سطر “مرغی که زد ناله ها/در قفس/هر نفس… خوانش شعر را به گونه ای با موسیقی و عناصر موسیقی پیوند می زند که خواننده بدون ایستادن و سکوت بر روی “ها” و “س” در دو واژه نفس و قفس نخواهد توانست به بیان دقیقی از خوانش شعر دست یابد. همینطور در بخش دیگری از همین ترانه که می گوید: داد/داد/عارف با داغ دل/زاد/داد ای دل/عارف/با داغ دل/زاد، جدا از ترکیب دال ها و الف ها که یک پدال موزیکال در طول سطر ایجاد کرده اند باز مجری با کشش های مشخص بر روی الف ها و سکوت ها و ایستادن های به جا پس از واژه هایی چون داد و دل می تواند به خوانش اصلی شعر دست یابد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با لیلا رمضان، نوازنده و مدرس پیانو درباره فعالیت های اخیرش، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. لیلا رمضان مدتی است که مشغول ضبط و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای ساز پیانو است و اخیراً هم با یکی از انتشارات‌های معتبر موسیقی کلاسیک در فرانسه یک CD از این آثار ضبط و منتشر کرده است.

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

از روزهای گذشته…

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (II)

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (II)

این همان نکته‌ای است که وضعیت را برای ما متفاوت می‌سازد و ساختار آن کتاب‌ها را که براساس اهدافشان تنظیم شده کم‌تر برای کاربرد در دانشگاه‌های ایران توجیه‌پذیر باقی می‌گذارد. اما هدف کتاب فارسی چنان که خود مولف می‌گوید: «بالا بردن سطح اطلاع و آگاهی در آنالیز موسیقی آتنال است و نه ترویج سبک خاصی در آهنگسازی. همچنین هیچ تلاشی برای علاقه‌مند کردن مخاطب به موسیقی مورد بررسی یا تشویق او به لذت بردن از آن صورت نگرفته است.» (ص ذ)
رونمایی از آلبوم سالهای رنگی برگزار می شود

رونمایی از آلبوم سالهای رنگی برگزار می شود

آلبوم موسیقی «سالهای رنگی» دومین اثر از حمیدرضا آفریده آهنگساز و نوازنده کمانچه، با حضور اهالی موسیقی، روز جمعه ۴ دی ۱۳۹۴ به همت مرکز نشر و پخش جوان در فروشگاه “فرهنگ” رونمایی می‌شود.
نگهداری پیانو (II)

نگهداری پیانو (II)

Steinway & Suns و بسیاری دیگر از سازندگان پیانوهای مرغوب معتقد هستند که یک پیانو بگونه ای ساخته می شود که تا سالهای سال نیازی به پولیش نخواهد داشت. چرا که تمهیدات لازم برای مراقبت از بدنه چوبی پیانو در کارخانه اندیشیده می شود. در واقع کیفیت مواد و ضخامت بکاربرده شده از آنها روی چوب – چه پیانو پلی استر باشد چه روکش با لاک الکل – به حدی است که عملآ شما را سالها از پولیش کردن بی نیاز می کند.
چکناوریان از عروج تا افول (I)

چکناوریان از عروج تا افول (I)

پس از یک سال از نوشته شدن مقاله قبلی که در مورد لوریس چکناوریان و ارکستر سمفونیک تهران نوشته شد، امروز می خواهیم نگاهی بیاندازیم به کارنامه هنری این موسیقیدان بین المللی و با هم سیر صعود ها و فرود های این هنرمند را ببینیم.
جشن(I)

جشن(I)

امروزه و در بستر جامعه‌ی اطلاعاتی در حالی که فاصله‌ میان آدمها و فرهنگ‌ها از نظر دسترسی به یکدیگر کمتر از فاصله‌ی ساکنان یک دهکده‌ی کوچک شده است، امتزاج و برهم‌کنش میان حوزه‌های فرهنگی اجتناب ناپذیر است، تا جایی که از آهنگساز نو پرداز ایرانی می‌شنویم:”من موسیقی فرا ایکس را نساختم که بگویم چند فرهنگی هستم بلکه چون چند فرهنگی هستم آن موسیقی بوجود آمد”(۱). شاید این مهمترین تفاوت موسیقی مشایخی در این دوره با سلیقه‌ی مرسوم (موسیقی تلفیقی) باشد و این همان نکته‌ای است که فرا ایکس را از جریان‌های موسیقی تلفیقی جدا می‌کند.
علی رهبری و ضبط آثار سمفونیک ایرانی

علی رهبری و ضبط آثار سمفونیک ایرانی

علی رهبری امروز پرکارترین رهبر ایرانی در سطح بین المللی است. رهبری هنرآموخته هنرستان موسیقی ملی است، همان هنرستانی که در آخرین سالهای زندگی اش در ایران، مدیریت آن را هم (به همراه مدیریت هنرستان عالی موسیقی) به عهده داشت. خصوصیت بیشتر فارغ التحصیلان هنرستان ملی که در دوره ریاست حسین دهلوی تحصیل کرده اند، توجه خاص به موسیقی ایرانی است، چراکه بر خلاف هنرستان عالی که تمرکزش تنها بر شناخت و اجرای موسیقی کلاسیک غرب و رپرتوار وسیع آن بود، هنرستان ملی به سازها و موسیقی ایرانی توجه ویژه ای داشت.
به قلم یک بانوی رهبر (I)

به قلم یک بانوی رهبر (I)

ماریتا چنگ (Marietta Nien-hwa Cheng) رهبر ارکستر و استاد موسیقی دانشگاه کولگیت (Colgate University) است. چنگ به عنوان عضوی از تنها خانواده چینی که در شهری در اوهایوی جنوبی در آمریکا ساکن بود راه پر فراز و نشیبی را برای دستیابی به جایگاه امروزیش پیموده است. متنی که پیش رو دارید بخشی از این تجربه ها را به تصویر می کشد. گفتنی است که این متن در سال ۱۹۹۸ و در نشریه مؤسسه ارکستر سمفونیک (SOI) منتشر شده است.
گفتگویی با جولیان بریم (IV)

گفتگویی با جولیان بریم (IV)

متأسفانه من معلم خوبی نیستم. فقط گاهی اوقات دوره های آموزشی کوتاه مدت، برای کسانی که علاقه و اشتیاق خیلی زیادی دارند می گذارم که آن هم در مقاطعی برایم خسته کننده می شود و انرژی لازم برای خوب تدریس کردن را از دست می دهم. خب برای یک معلم، خیلی بد است که اینطور باشد. فکر می کنم وقتی که پیرتر شوم بیشتر به تدریس بپردازم.
گفت وگو با آن سوفى موتر درباره اجراى ۱۰ سونات ویولون از بتهوون

گفت وگو با آن سوفى موتر درباره اجراى ۱۰ سونات ویولون از بتهوون

آن سوفى موتر، یکى از تأثیرگذارترین موسیقى دانان و نوازندگان نسل خودش است. او اولین بار با حمایت هاى رهبر ارکستر معروف، هربرت فون کاریان، به عنوان کودک نابغه در سالن کنسرت دیده شد. از آن پس شاهد اجراهاى زیادى از او هستیم و سالن هاى کنسرت سراسر جهان از او تقاضاى اجرا کردند.او در سن ۳۴ سالگى با لامبرت اورکیس یکى از مهم ترین طرح هاى خود در زمینه موسیقى، یعنى اجراى ۱۰ سونات ویلون بتهوون در سراسر جهان را با موفقیت انجام داد. مصاحبه اى که در این باره با او انجام شد را پیش رو دارید.
موسیقی و نابینایان (I)

موسیقی و نابینایان (I)

مقاله ی حاضر نوشتاری است در باب بیان تعاریف و ادراک موسیقی در نابینایان با تاکید بر آراء ” آرتور شوپنهاور” در زمینه ی موسیقی. شوپنهاور موسیقی را یک استثنا می داند؛ وی بر این عقیده بود که موسیقی از هنرهای دیگر نافذتر و قویتر است؛ زیرا هنرهای دیگر با سایه اشیاء سروکار دارند و موسیقی با خود آنها.