هارمونیک (V)
ژورنال موسیقی
نوشته های اخیر
هارمونیک (V)
امروزه نرم افزارهای موسیقی فراوان و قدرتمندی در بازار یافت میشوند که با وجود آنها میتوانیم با کمترین هزینه بهترین اجراهای موسیقی و یا پردازشهای صوتی را انجام دهیم اما این مهم و کلآ استفاده هرچه بهتر از یک تکنولوژی نیازمند این است که با علم آن هم آشنا باشیم.

اگر بخواهیم روی یک موج و رفتار آن تحلیل داشته باشیم، مطمئنآ نیاز خواهیم داشت که آن را براساس پارامترهایی تجزیه کنیم و از طرفی با اصول مهندسی صدا هم آشنا باشیم.

در مورد این که چطور میتوان یک موج را تجزیه کرد، در مقاله پیشین تا حدودی صحبت شد و دانستیم که با استفاده از سریهای فوریه یک موج را آنالیز میکنند.

تصویر زیر بیانگر یک تحلیل از موجهای متداول میباشد که در سمت راست هم مقادیر مربوط به ضرایب فوریه را برای آن حساب کرده ایم:



اگر به فرمول فوریه توجه کنید، ملاحظه میفرمایید که به نوعی فرکانس (f) رول اصلی را در آن ایفا میکرد و در تصویر هم با همین فرکانس موج ها را تحلیل کردیم و مثلآ گفتیم فلان موج از فرکانس f این مقدار و از فرکانس دو برابر f این مقدار را دارد و الی آخر. خب پس تا اینجا متوجه شدیم اصل تعریف هارمونی برای یک موج در کجا نهفته بود؛ یک فرکانس پایه!

اگر بخواهیم این موضوع را تعریف علمی کنیم باید این طور بگوییم که: طبق قضیه فوریه ثابت میشود که موجهای پیچیده و مختلط آکوستیکی را که توسط سازها پدید می آیند را میتوان به یک فرکانس اصلی و یک سری هارمونیکها که دامنه بعضی ممکن است بسیار بزرگ باشد -حتی بزرگتر از دامنه فرکانس اصلی است- تجزیه کرد.

نتیجتآ جستجو برای پیدا کردن علت صداهای هارمونیک به فرکانس مبنا (Fundamental Frequency) برمیگردد.

ویژگی های فرکانس مبنا:
- تمام صداهای موسیقایی از یک فرکانس مبنا (پایه) ساخته شده اند.

- فرکانس مبنا در مجموعه فرکانسهای متناسب که به آن هارمونیک میگوییم، جایگاه کمترین فرکانس مجموعه را دارد.

- چون کمترین فرکانس را دارد، نتهای فرعی (Overtones) را در درون خود جای داده.

- در حقیقت شخصیت سازی و رنگ آمیزی اصلی در صدا بعهده آن (فرکانس مبنا) است.

حال اگر طبق فرمول جلو برویم میتوانیم بگوییم، اگر فرکانسهای تجزیه شده ای که بدست آوردیم به شکل مضرب درستی از فرکانس پایه باشند، جزو هارمونیکها (فرکانسهای متناسب) هستند.

اجازه بدهید بحث را باز تر کنیم، مثلآ فرض کنید صدایی با فرکانس 440هرتز ایجاد کرده ایم، این فرکانس440 هرتز همان فرکانس مبنا حساب میشود که همان هارمونیک اول از هارمونیکها (مجموعه فرکانسهای متناسب) است؛ هارمونیک دوم باید 2 برابر فرکانس مبنا باشد که در اینجا میشود 800 هرتز و هارمونیک سوم باید سه برابر هارمونیک اول باشد که معادل 1320 هرتز، همینطور هارمونیک چهارم 4برابر فرکانس پایه است و الا آخر؛ که با یک جمع بندی در این مثال داریم:
هارمونیک اول : 1f ~ 440Hz fundamental frequency
هارمونیک دوم : 2f ~ 880 Hz
هارمونیک سوم : 3f ~ 1320 Hz

برای توجیه بهتر به این شکل توجه کنید (six overtones or partials):
همانطور که ملاحظه میکنید لزومآ نباید دامنه هارمونیکها ی بالاتر کمتر از بقیه یا فرکانس پایه باشد اما در حالت طبیعی مثل کشیدن یک سیم یا دمیدن در ستون هوا معمولآ این اتفاق می افتد و مثلآ دامنه هارمونیک دهم خیلی کوچکتر از دامنه هارمونیک سوم میشود چرا که انرژی هارمونیک با شماره هارمونیک بصورت معکوس تغییر میکند؛ هرچند میگوییم از لحاظ تئوری تا بینهایت هارمونیک وجود دارد اما در تجزیه صوت به تعداد محدودی از آنها بسنده میکنیم.

همان طور که به تصاویر زیر نگاه میکنید سعی کنید یک ارتباط بین شماره هارمونیک ها، تعداد گره و طول موج هم پیدا کنید. مطمئنآ این ها تصادفی نیستند:
اگر توان هر هارمونیک افزایش یابد، صدا بلند تر میشود؛ این درحالی است که در هارمونیک های بلندتر شاهد افزایش بیشتری نسبت به دیگر هارمونیکها هستیم. با این تغییر که در بلندی ایجاد میشود، مشاهده میکنیم که رنگ صدا هم عوض شده و در اصطلاح شفافتر یا برنزه تر شده است.

به عنوان مثال در مورد شکل زیر ملاحظه میکنید که:
- موج پایین از مجموع موجهای شکل بالا حاصل شده.
- فرکانس موج مبنا با فرکانس موج حاصل برابر است. (f )
- به فرکانس و دامنه هارمونیکها دقت داشته باشید.
-در مورد اینکه دامنه موج حاصل بیشتر از امواج آنالیز شده است، چه فکری میکنید؟


احساس فرکانس در یک تن مرکب (complex tone) که هارمونیکها و فرکانسهایی بیشتر از صوت اصلی دارد، تنها تابع کمترین فرکانس نیست بلکه تابع فرکانسها و دامنه های صوتهای دیگر نیز هست.

اگر تن مرکبی داشته باشیم که شامل فرکانسهای 100، 200 ،300،400 و 500 هرتز باشد و همه آنها یک بلندی داشته باشند، ارتفاع در موج مرکب 160 مل است - مل یک واحد برای اندازه گیری ارتفاع صداست - و اگر فرکانس 100 هرتزی را از این مجموعه فیلتر کنیم، ارتفاع موج مرکب باز هم 160 مل میشود و این مسئله و مسائل مشابه آن نشاندهنده این موضوع است که ارتفاع به هارمونیک اول مربوط نیست، از طرفی به هیچ کدام از هارمونیکهای دیگر هم بطور منفرد مربوط نمیشود. ارتفاع یک سری کامل از هارمونیکها که همگی دارای یک بلندی هستند بوسیله حداقل تفاضل فرکانسها تعیین میشود، نه بوسیله کمترین فرکانس میان آنها.

در نظر داشته باشید که تا اینجا، بحث روی این محور بود که هارمونیکها مضرب صحیحی از فرکانس مبنا باشند ولی در صورتی که هارمونیکها مضرب صحیحی از فرکانس مبنا نشد، باید به این موارد توجه داشته باشید که تکیه گاه سیم روی ساز و به بیان بهتر فیدبک امواج روی کاسه ساز و همچنین ضخامت سیم را هم در کار لحاظ کنید.

در مقاله های بعدی این بحث را به موسیقی تعمیم داده و سعی میکنم به سوالاتی که در رابطه هارمونیک و تئوری موسیقی مطرح میشود بپردازم.
در این رابطه بخوانید
۱۰ نظر برای “هارمونیک (V)”
  1. سنتور ني :

    سلام
    آيا اختلاف فاز در امواج موسيقايي بوجود مي آيد؟تصور كنيد كه در يك گروه، تعدادي نوازنده با سازهاي دقيقا هم كوك در حال همنوازي هستند آيا ممكنست پديده يادشده اتفاق بيافتد اگر جواب مثبت است ، چه موقع؟وتبعات آن چيست؟

  2. شاهین مهاجری :

    با تشكر از شيدا جان
    ۱- گاها پيش مي آيد كه فركانس پايه حذف شود به اين حالت Missing fundamental http://en.wikipedia.org/wiki/Missing_fundamental
    گويند. در اين حالت با توجه به آرايش ساير هارمونيكها مي توان يك صداي پايه فرض نمود. در ساز تيمپاني چنين اتفاقي مي افتد.
    ۲- فركانس هاي فرعي در درون صدايه پايه قرار ندارند بلكه به عنوان مضربي صحيح يا غير صحيح از صداي پايه از آنها يادمي شود.در اين حالت كلمه Overtone صداي فرعي هارمونيك و غير هارمونيك را در بر مي گيرد.
    ۳- رنگ صدا تابعي است از تغييرات سه بعدي در محور مختصات فركانس - زمان - شدت بنابراين صداي پايه تنها يك پارامتر مي باشد و تغييرات كلي طيف صدا در گذر زمان عمل اصلي رنگ صدااست.
    ۴- در پديده Inharmonicity و عدول از روابط طيف هارمونيك بايد الاستيسيته سيم كه تابعي است از طول - ضخامت و كشش را نيز در نظر داشت.

  3. حسین :

    مگه با به صدا در اومدن درجه اول درجات هشتم پنجم چهارم و… پس چرا تو این مقاله تنها به فواصل هشتم اشاره شده؟ آیا فاصله پنجم هارمونیک سوم قوی تر هست یا فاصله هشتم هارمونیک چهارم؟

  4. بهنام :

    با تشکر از سرکار خانم شیدایی فر
    مسلما تلاشهای شما در ارتقا سطح عمومی موسیقی کشور بسیار سودمند خواهد بود.
    موفق باشید

  5. sheyda :

    سلام

    @سنتور نی:
    بله مطمئنآ اختلاف فاز رو در ساز های دقیقآ هم کوک هم داریم و وسایلی هم در استودیو برای هم فاز کردن دو صدا وجود داره؛اما اگه بخوای مطالعه بیشتری روی این موضوع داشته باشی میتونی مثلآ این صفحه رو بخونی :
    http://www.geofex.com/Article_Folders/phasers/phase.html

    در مورد فواصل باید عرض کنم که قسمت بعد این مقاله به این موضوع پرداخته؛

    ممنون

  6. Eroica :

    سلام.
    اما مهمتر از تحلیل سری فوریه ، انتگرال و تبدیل فوریه است .
    سریهای فوریه ابزار تحلیلی برای سیگنالهای متناوب هستند . اما اکثر سیگنالهای شنیداری متناوب نیستند ، بنا براین طیف پیوسته ای دارند و فرکانسها دیگر مرتبط هارمونیکی نیستند.لطفا از تبدیل فوریه هم مطالبی عنوان کنید ، که به نوعی سری فوریه را هم شامل می شود
    با تشکر از زحمات شما…

  7. زهرا :

    یک مقاله ی درست وحسابی در سایت بگزارید

  8. كماندار :

    با درود خدمت شما دوست گرامي و تشكر براي مقالات ارزشمندي كه در اختيار دوستاران موسيقي قرار ميدهيد ، شايان ذكر است قبل از هر چيز متذكر شوم محيطي اين چنين در اختيار عموم است و از هر سبك مقالات (بر فرض محال غير درست وحسابی ) براي بسياري از علاقمندان قابل استفاده خواهد بود و به دور از شان و رفتار گروه است كه مقالات ديگر اعضا را زير سوال ببريم !!!
    با تشكر مجدد به خاطر زحمات بي دريغ شما و آرزوي موفقيت روزافزون .

  9. Anonymous :

    با تشکر فراوان مطلب جالبی بود.
    موفق باشید

  10. Ali :

    بابا زیر دیپلم صحبت کنین ما هم بفهمیم!

فرستادن نظر

RSS / XML