منتشری: پیش پرده خوانی به خاطر خسته نشدن مردم بوجود آمد!

محمد منتشری
محمد منتشری
کسانی که در جامعه باربد بودند و می توان اسمشان را آورد، بگویید.
این را خود استاد می گفت و من از خودم نمی گویم چون من یادم نمی آید: کسانی که پیشکسوت تر از ما هستند مثل آقای انتظامی، کشاورز، اسماعیل شنگله، علی نصیریان، مستجاب الدعوه، علی تابش، مرتضی احمدی -که خودش می گفت من تئاتر تهران بودم، پیش پرده خوان بودم ولی جامعه باربد نبودم-، نصرت کریمی اینها آدم های بزرگی هستند. خود نصرت کریمی می گفت من به عنوان شاگرد نبودم و من را استاد به عنوان همکار دعوت به کار کرد، آقای حمید قنبری که الان آمریکاست و پسرش شاعر است- و خیلی افراد دیگر که در این مجال نمی گنجد تا بخواهم اسم ها را بگویم، همه این ها پیش پرده خوان های جامعه باربد بودند. در آن زمان که ما “هفت سین چهارشنبه سوری” را ضبط کردیم استاد این ها را از این جهت ساخته بود که بد نیست شما بدانید:
استاد می گفت که ما در آن موقع نمایشی مثل خسرو و شیرین را روی صحنه و در ۵-۶ پرده می گذاشتیم مثلا پرده اولش قصر و پرده دومش باغ بود. می گفت در آن زمان تعویض دکور ها مثلا نیم ساعت تا ۳ ربع وقت می گرفت تا طناب را قفل و باز می کردند و ما می‌دیدیم که تماشاچی حوصله اش سر می رود و شروع به سوت زدن و دست زدن می کند. همیشه دغدغه ام این بود که چیزی بسازیم که این فاصله زمانی را برای تماشاچی پر کنیم. یک روز که در حال عبور از پل تجریش بودم و دیدم که سبزی فروش برای سبزی اش چیزی منسوبی در چهارگاه می خواند. همانی که در “سبزی فروش” من خواندم.

با خودم گفتم عجب ملودی قشنگی است و چند بار آن را گوش‌ دادم و به خانه آمدم و با ساز زدم. سپس قطعات ضربی به آن اضافه کردم و به آقای غلامحسین روحانی –که در آن زمان طنزپرداز بود- گفتم که من می خواهم زندگی یک سبزی فروش، غم ها، شادی ها و زنگی روزانه اش را در این آهنگ تصویر کنم که با آن کلام تبدیل به یک آهنگ شد. گفت حالا این را در فاصله تعویض دکورها در جامعه باربد اجرا کنیم و ببینیم عکس العمل مردم چیست. ما با همان سینی سبزی و چهارپایه و چراغ زنبوری روی سن جامعه به عنوان پیش پرده اجرا کردیم و خیلی مورد توجه واقع ‌شد. انگیزه ایجاد شده باعث شد که به سراغ بقیه بچه ها برویم: “یکی یه پول خروس”، “بستنی فروش”، “چاقاله بادوم” و “گل پونه نعناع پونه” و “معجون افلاطون”. مثلا شما در مورد “معجون افلاطون” چیزی می دانید؟

آهنگی استاد در معجون افلاطون ساخته که تمام شعر ها در ارتباط با همان معجون است. معجون افلاطون، سینی های رویی بزرگی بوده و این ها را با تخته سه لایی یا وسیله دیگری به ۵-۶ قسمت بسته بودند. مثلا در یکی شیره –شیره خوردنی مثل شیره خرما با مغز پسته نه مواد مخدر- یا در دیگری تخمه ژاپنی ریخته بودند. چون آنها چند نوع بوده است به این مجموعه معجون افلاطون می‌گفتند. آن موقع میخ های بزرگی بوده و شما ۱۰ شاهی یا سنار می دادید و با آن از هر کدام را می خواستید بر می داشتید و هر چه قدر بیرون آمد مال شما بود و تمام این ها را روحانی در شعر آورده بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان جذب نوازنده تا سن ۲۵ سال برای ارکستر سازهای ملی نوجوانان و جوانان ایران

ارکستر سازهای ملی نوجوانان و جوانان ایران با همکاری کانون موسیقی کوشا فراخوان جذب نوازنده تا سن ۲۵ سال را اعلام می کند. از تمامی نوازندگان سازهای تار، سه‌تار، عود، سنتور، قانون، نی، کمانچه، قیچک آلتو و باس که واجد شرایط سنی شرکت در این آزمون هستند دعوت می‌شود جهت دریافت فرم ثبت‌نام اولیه‌ی شرکت در آزمون نام، نام خانوادگی و نام ساز خود را به شماره‌ی واتس‌اپ ۰۹۳۷۱۲۶۴۲۲۰ ارسال نمایند. پس از دریافت فرم ثبت‌نام، شرکت‌کنندگان تا دوازدهم مهرماه ۱۳۹۸ فرصت دارند تا فرم تکمیل شده را به شماره‌ی واتس‌اپ اعلام شده ارسال نمایند. زمان برگزاری آزمون متعاقباً اعلام می‌گردد. برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره‌‌ی ۰۲۱۲۲۲۸۲۲۳۸ کانون موسیقی کوشا تماس بگیرید.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون دنیای زندگان داشته باشد، بسیاری به پیشوازش خواهند آمد. تمام رفتگان موسیقی و بسیاری از مشاهیر ادبیات به احترامش از جا بلند می‌شوند و کلاه از سر بر می‌دارند که کارهای او جزو طلایی‌ترین آثار موسیقی ایران بود. از حافظ و آقا علی اکبر خان فراهانی بگیر تا روح الله خالقی و حتی نورعلی برومند…

از روزهای گذشته…

هنینگ کراگرود، موسیقیدان اسکاندیناوی (II)

هنینگ کراگرود، موسیقیدان اسکاندیناوی (II)

از رویدادهای مهم این فصل می توان به دعوت مجدد از هنینگ برای همکاری با ارکستر سمفونیک بورنماوث و ارکستر هاله نام برد. هنینگ نوازنده مورد علاقه این ارکسترها است. او هم چنین با ارکستر فیلارمونیک SWD و ارکسترهای سمفونیک غرب استرالیا و تاسمانی نیز همکاری داشته است. در ادامه فعالیت هایش در آمریکای شمالی، هنینگ به ارکستر سفونیک تورنتو سری می زند و در رسیتالی در مرکز لینکلن در نیویورک به اجرا می پردازد.
علوانی فقط یک آواز نیست (V)

علوانی فقط یک آواز نیست (V)

همان طور که اطلاع دارید ما در مکاتب عرب هفت مقام اصلی داریم که شامل: بیات، راست، نهاوند، حجاز، سه گاه، عجم و صبا و عده ای دیگر با اضافه کردن دو مقام “کرد” و “نوا اثر” تعداد آنها را تا نه عدد می دانند. (۱۷) در کل باید مقامات دارای هشت درجه صعودی و نزولی می باشد. از اتصال و یا انفضال و یا ادغام دو تتراکورد (جنس یا دانگ) به هم دیگر تشکیل می شوند. در مقامات ما دارای نت آغاز، اوج، متغیر و فرود موقت می باشیم. یکی از فرق های اصلی مقامات با سیستم دستگاهی موسیقی ایران در وسعت دستگاه نسبت به مقام می باشد.
روش سوزوکی (قسمت بیست و نهم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و نهم)

من در سال ۱۸۹۸ در ناگویا (Nagoya) متولد شدم. در خانه ماساکیچی سوزوکی مؤسس بزرگترین کارخانه (کارگاه) ویولون سازی جهان. این را هیچکس نمی‌تواند تعیین کند که به کجا و کدام خانواده تعلق دارم این در دست ما نیست ما نمی‌توانیم تعیین کنیم که به اینجا یا آنجا می‌خواهیم تعلق داشته باشیم و همین است که هست. از دوران پدر جد من سوزوکی، در خانواده یک ساز زامیزن (Samisen) می ساختند، نوعی ساز زهی سه سیمه‌ی ژاپنی که شبیه یانجو بود.
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (VI)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (VI)

چون در مد ها که به طور کلی اشل های پایین رونده ای می باشند، درجه پنجم فاقد جذابیت می باشد، مگر اینکه به یک اکتاو بم تر نسبت به تونیک قرار بگیرند و یا با تونیک در فاصله چهارم قرار بگیرند، لذا هرگز نمی توانند در آکوردهای سیستم زوج مورد استفاده قرار بگیرند. مثال شمارهء ۱۵
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XI)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XI)

کارلین هاتچینز تجربیات زیادی را با استفاده از الگوهای کلادنی در کوک کردن صفحات بدست آورده و مطالبی را در مورد راههای مختلف استفاده از رزونانس دوم و پنجم ارائه داده است. او پیشنهاد می کند کار باید با صفحه رو شروع شود که بدون دریچه های صوتی ff و باس بار است و ضخامتش نیز کمی از حد معمول بیشتر باشد(طرح سمت چپ در تصویر ۲۰-۱). ضخامت کم در قسمت لبه ها و چند سانتیمتر جلوتر از لبه ها باعث می شود فرکانس های مربوط به هر دو رزونانس (دوم و پنجم) تقریبا ً به یک اندازه مشخص پائین بیایند.
بیانیه دبیر ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

بیانیه دبیر ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

ششمین جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت با تفاوتی اساسی نسبت به دوره های گذشته روبرو بود، آن هم اینکه، نام جشنواره تغییری اساسی یافت و ضمن تاکید بر نوشته های موسیقی، نام وبلاگ از عنوان جشنواره به کلی حذف گردید. با اینکه در این شش دوره تلاش کردیم با تشویق به وبلاگ نویسی و نشان دادن اهمیت های آن، مشوق فعالین در این عرصه باشیم، نتوانستیم در مقابلِ سونامیِ جهانگیرِ مرگِ وبلاگ ها و فرهنگ وبلاگ نویسی، توفیقی داشته باشیم. امروز تقریبا بر چهره تمام وبلاگ هایی که فعال و مشهور بودند، گرد فراموشی و خاموشی نشسته است و وبلاگ نویسان شان نیز در فضاهای تاریک اپلیکیشن های پیام‌رسان موبایلی، گم شده اند. این جشنواره با تغییر عنوان خود ناگزیر از بازگفتن این واقعیت تلخ بود.
علی رحیمیان : دوست دارم آثارم زنده اجرا شود

علی رحیمیان : دوست دارم آثارم زنده اجرا شود

در ادامه مصاحبه با آقای علی رحیمیان راجع به فعالیت های هنری ایشان، در این مطلب قسمت سوم این مصاحبه را می خوانیم.
صدابردار طلایی

صدابردار طلایی

آلن پارسونز (Alan Parsons) در ۲۰ دسامبر ۱۹۴۸ در بریتانیا متولد شد. نواختن پیانو و فلوت را از همان کودکی آغاز کرد و خیلی زود متوجه علاقه وافر خود به موسیقی گشت. هرچند همانند اغلب کودکان پسر، خود را با وسایل کوچک مکانیکی سرگرم می کرد اما علاقه او به موسیقی بگونه ای دیگر بود. در اوایل نوجوانی گیتار به دست گرفت و در گروه موسیقی مدرسه تک نوازی گیتار می کرد.
پروانه های موسیقی ایران (I)

پروانه های موسیقی ایران (I)

پس از انقلاب مشروطه و ضبط اولین نواهای موسیقی در سال ۱۲۸۴ ش و تاثیر آن در روند تاریخ اجتماعی ایران در سال ۱۲۹۱ ش بانوان هنرمند از خلوت دربار بیرون آمده و به ضبط آثار موسیقی پرداختند که افتخار خانم- زری خانم و امجد خانم اولین های ضبط آثار موسیقی بانوان هنرمند بودند.
نامه سرگشاده امیرعلی حنانه

نامه سرگشاده امیرعلی حنانه

بعد از ظهر طاقت فرساء توام با افسردگی همراه با دردها و رنجش هایی که انگار برای موسیقیدان شدن الزامی است و باید آن دردها را تجربه کنی… به آن دترمینیسمی که مرتضی حنانه درباره خود و آثارش گفته بود فکر می کردم؛ درست بود، انگار این تقدیر جبری هنوز جایی در اطراف مرا زیر نظر داشت و آزار می داد.