چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه سوم (I)

گویدو آدلر، موسیقی‌شناس و نویسندۀ اتریشی (1941-1855)
گویدو آدلر، موسیقی‌شناس و نویسندۀ اتریشی (1941-1855)
در این شماره، قسمت اول از جلسه سوم کلاسهای مبانی اتنوموزیکولوژی را می خوانید؛ پیاده سازی و ویرایش این نوشته را نسیم احمدیان نوازنده و اتنوموزیکولوگ انجام داده است.
برای بررسی سیر تطور تاریخی رشتۀ اتنوموزیکولوژی (۱) ضروری است ابتدا «موسیقی‌شناسیِ‌ِ تطبیقی» (۲) و «مردم‌شناسیِ موسیقی» (۳) مورد مطالعه قرار گیرد و سپس تاریخچۀ این رشته از دهۀ ۱۹۵۰ – یعنی زمانی که با نام کنونی آن یعنی «اتنوموزیکولوژی» شناخته می‌شود – بررسی شود. به دلیل اهمیت حوزۀ مردم‌شناسی (۴) در مطالعات اتنوموزیکولوژی، در این بخش ابتدا کلیات مردم‌شناسی با معرفی عناوین مطالعاتی آن ارائه می‌شود و پس از آن به ترتیب موسیقی‌شناسیِ تطبیقی و اتنوموزیکولوژی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

مردم‌شناسی
مردم‌شناسی یا انسان‌شناسی را شاید بتوان یکی از قدیمی‌ترین علوم برشمرد. این رشته بر اساس فرهنگ‌نامۀ مردم‌شناسی (۵) شامل سه حوزۀ اصلی می‌باشد که هرکدام مشتمل بر موارد متعددی است:
• مطالعات انسان (Humanity)
• فرهنگ (Culture)
• زندگی اجتماعی (Social Life)

۱- مطالعات انسانی
مطالعات انسانی شامل شاخه‌های بسیار متکثر است. این مباحث از ویژگی‌های زیستی انسان به عنوان یک جاندار از ردۀ پستان‌داران شروع می‌شود و تا انسان هوشمند و متمدن ادامه می‌یابد. ذیلاً شماری از مهمترین شاخه‌های مطالعاتی این حوزه برشمرده می‌شود:
• مطالعات زیستی انسان به عنوان یک جاندار از ردۀ پستان‌داران
• خاستگاه و تکامل زبان
• ابزارسازی و رفتارهای انسانِ ابزارساز
• سیر تحول جمع‌آوری و مهیاسازی غذا از انسان شکارچی تا انسانِ دام‌پرور و کشاورز و تغییرات رژیم غذایی انسان
• ترکیب و پراکندگی جمعیت و نژادها و پی‌آمدهای آن‌ها
• بیماری‌ها و مخاطرات نسل بشر

۲- فرهنگ
حوزۀ فرهنگ در علوم متعددی مورد توجه قرار می‌گیرد. مهم‌ترین زیرشاخه‌های مبحث فرهنگ در شاخۀ مردم‌شناسی را می‌توان به صورت زیر طبقه‌بندی کرد:
• تمایز انسان با سایر حیوانات و علل عدم شکل‌گیری فرهنگ در حوزۀ حیوانی
• سمبل‌ها و سرچشمه‌های فرهنگ
• تعابیر و معانی اشیا، پدیده‌ها و موضوعات
• تکنولوژی
• انتظام فضا و ساختار محیطی
• ادراک و تلقی از مقولۀ زمان
• سواد
• جادو، مذهب و بیان‌های اعتقادی
• اسطوره و استعاره
• آئین و مراسم
• رقص و جایگاه بدن
• سیاست، قومیت و ملیت

۳- زندگی اجتماعی
حوزۀ زندگی اجتماعی شامل مباحث زیر می‌باشد:
• زندگی اجتماعی بین انسان و غیرانسان
• قوانین، محرمات و ارتباطات انسانی
• جایگاه جنس‌های مختلف و ارتباطات جنسی
• شکل‌گیری هویت در سایۀ گروه اجتماعی و بستر فرهنگی
• جنبه‌های اجتماعی استفاده از زبان
• کار و جایگاه کارگر
• داد و ستد و مبادله
• ارزش‌های اجتماعی و استیلای سیاسی
• قانون و فرایند دادرسی
• تظاهرات و طغیان توده‌ها
• استعمارگری و استعمارپذیری

موسیقی‌شناسی تطبیقی
اولین بار ترکیب «موسیقی‌شناسی تطبیقی» توسط گویدو آدلر (۶) به سال ۱۸۸۵ طرح گردید. آدلر این روش‌مطالعاتی را مشخصاً برای کار بر روی آوازهای فولکلور مردم کرۀ زمین از دو منظر «قوم‌نگار‌ی (۷)» و «دسته‌بندی (۸)» ایجاد کرد. وی معتقد بود مهمترین راهکار دسته‌بندی، «مقایسه (۹)» است و از راه دسته‌بندی ما می‌توانیم یک ادراک کلی در مورد دنیای عالم‌گیر موسیقی پیدا کنیم و برای این مقصود راهی جز بررسی تطبیقی در پیش ‌روی ما نیست.

در مورد بهره‌برداری از اصطلاح «موسیقی‌شناسی تطبیقی» دلایلی منطقی و مهم وجود دارد؛ اول، محقق این رشته معمولاً حوزۀ مطالعۀ خود را موسیقی فرهنگ‌های «دیگر» انتخاب می‌کند. دوم، موضوعات مرتبط از یک فرهنگ موسیقی در زمان انتقال به عنوان محصول مطالعه به فرهنگ‌های دیگر، در فرایند ترجمه قرار می‌گیرد و در این مرحله نیز فرایند انطباق حاصل می‌شود. در نتیجه محقق به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه از شیوۀ تطبیق و مقایسه با فرهنگ خودی بهره می‌جوید. فرایند دوموسیقایی شدن (Bi-musicality) که عبارت از توانایی دوگانه در دو فرهنگ موسیقایی است نیز از فرایند تطبیق گذر می‌کند. از آن‌جایی که هدف نهایی ما فهم رفتارهای موسیقایی بشر است، تطبیق، بی‌شک یکی از ابزارهای اصلی به شمار می‌رود.

شیوۀ تطبیقی در دورۀ آغازین اتنوموزیکولوژی نسل به نسل تا حدود ۱۹۰۰ ادامه یافت. در این سال‌ها تلاش بیشتر محققین در این زمینه، یافتن تصویری کلی از موسیقی ملل و راهی برای عمومیت دادن به تئوری‌های خود بود. از ابتدای قرن بیستم اندیشمندانِ این حوزه از تطبیق و صدور نظرات کلی فاصله گرفتند و خود را بیشتر متمرکز به یک حوزۀ جغرافیایی یا ژانر خاص کردند. از سال ۱۹۶۱ اصطلاح «موسیقی‌شناسی تطبیقی» در بین نوشته‌های روز ناپدید شد و صرفاً در منابع تاریخی به‌چشم می‌خورد.

سه دلیل اصلی در زمینۀ تحول تاریخی توقف استفاده از اصطلاح «موسیقی‌شناسی تطبیقی» می‌توان ذکر کرد:
۱- تقریباً همۀ صاحب‌نظران اتنوموزیکولوژی در دهۀ ۵۰ موافقِ عدم استفاده از آن شدند.
۲- آن‌چه تا آن زمان به موسیقی‌شناسی تطبیقی اطلاق می‌شد مطالعۀ نوعی خاص از موسیقی (عموماً موسیقی غیرغربی یا موسیقی فرهنگ‌های شفاهی) بود، نه نوع خاصی از مطالعه.
۳- کار آن‌ها در زمینۀ مطالعۀ موسیقی‌های مورد نظر در واقع متمرکز بر یک شیوۀ بررسی تطبیقی نبود.

پی نوشت


۱- Ethnomusicology
۲- Comparative Musicology
۳- Anthropology of Music
۴- Anthropology
۵- Companion Encyclopedia of Anthropology: Humanity, Culture and Social Life
۶- Guido Adler
۷- Ethnography
۸- Classification
۹- Comparison

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

رمضانیان: دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است

روشن است. چون این برنامه‌ها برای ماست. دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است. اگر جشنواره‌ی فجر در تعامل مستقیم با محیط‌های آکادمیک موسیقی و جامعه‌ی جدی هنری باشد و سیاست‌هایی را پیاده کند که به نفع دانشجویان موسیقی، موسیقی‌دانان جدی، و هنر فاخر است، چرا شرکت نکنیم؟ باورتان می‌شود من تابه‌حال یک بار در یکی از اجراهای جشنواره‌ی فجر شرکت نکرده‌ام. چون اصلاً سیاست‌هایش را به رسمیت نشناختم. اصلاً انگار نه انگار که دانشجوی موسیقی، و متخصصان بسیار حرفه‌ای در این جامعه حرفی برای گفتن دارند. برای من جشنواره‌ی موسیقی فجر در این سال‌ها با جشنواره‌ی مد و لباس‌اش فرقی نداشته. اما خب امسال به‌خاطر برگزیده‌ها گفتیم شرکت می‌کنیم. چون لااقل در بخشی از سیاست‌گذاری‌اش به‌نحو غیر مستقیم سهیم بودیم.

از روزهای گذشته…

پیمان سلطانی در تاریخ هنر ایران

پیمان سلطانی در تاریخ هنر ایران

پیمان سلطانی در تاریخ هنر ایران، هنرمندی یکتا و بی نظیر است، یک مطالعه سطحی در مورد فعالیتها و توانایی های او تاییدی بر این گفته میتواند باشد. سلطانی تنها هنرمند ایرانی بوده است که توانسته در اواسط دهه سوم زندگیش، عنوان هایی مانند نوازنده سازهای تار، سه تار، سنتور، آهنگساز، رهبر ارکستر، نقاش، گرافیست و منتقد هنری و… داشته باشد!
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (I)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (I)

در پدیدار شناسی (phenomenology) صدا، میرایی و ناپایداری موسیقی در رابطه با سکوت و زمان تعریف می شود. همیشه صوت در طبیعتش می میرد، مگر آن که ما مرگش را به تأخیر بیندازیم. هرگاه صوت تولید می شود، در مقابلش سکوت ارائه می گردد، و به این صورت صوت تداومش را به ما یادآوری و برای مقدار کشش و شنیده شدن اش، سکوت را پیشنهاد می کند. همین ایده را سکوت به هنگام رؤیت شدنش مطرح می سازد و این رودررویی و مقابله آن قدر ادامه می یابد که به چالش و مقابله با قانون طبیعی صدا و سکوت برخیزیم.
برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (IV)

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (IV)

باید توجه داشت که بزاق دهان پر از باکتری است و وقتی فرد با دهان خود هوا را به داخل ساز می‌دمد باکتریها نیز به داخل ساز دمیده می‌شوند. ازآنجاکه تمیز کردن سازهای بادی‌برنجی چندان ساده نیست و معمولاً نوازندگان در بهترین حالت چند هفته یک بار این کار را انجام می‌دهند، امکان تجمع رطوبت، باکتری‌ها و قارچ‌ در آن‌ها بیشتر است. برای پیشگیری از این بیماری اقدامات زیر پیشنهاد می‌شود:
افسوس از آن همه…

افسوس از آن همه…

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.
شریفیان: فضای رومانتیک در عرفان ایران وجود دارد

شریفیان: فضای رومانتیک در عرفان ایران وجود دارد

ببینید هارمونی تنال وضعیت مشخصی دارد. این بحث مربوط به اواخر قرن هجدهم می شود یعنی حدود سال های ۱۷۵۰ و ۱۷۶۰ به بعد چنین هارمونی به خوبی به کار گرفته می شده. منتها شما می بینید الان هم در قرن بیست و یکم بهترین و مدرن ترین اتفاقات موسیقی از جمله پست مدرنیسم نوعی برگشت ۲۰، ۳۰ ساله روی سیستم ها و فضاهای تنال است چراکه با نگاه های جدید ترکیبات جدید تری از همین سیستم تنال به دست می آید. بنابراین به رغم تصور برخی که فکر می کنند مدرنیسم همان آوانگاردیسم است این تماماً یک تفکر قدیمی شده است. چرا؟ جواب بسیار ساده است. برای اینکه فضاهای تنال فضاهایی بودند که روی سیستم های فرکانسی و آکوستیک های صوتی بنا شده بودند که احساسات انسان را به راحت ترین و طبیعی ترین شکل ممکن بیان می کردند. به همین خاطر اوج هایی که در قطعه تیتراژ استفاده شده اوج هایی هستند که برای انسان ملموس و قابل حس هستند با این تفاوت که نگاه، نگاه مدرن تری است.
فرانک سیناترا (II)

فرانک سیناترا (II)

سیناترا در سال ۱۹۵۵ پس از بازی در چند فیلم فرصت همکاری با هنرپیشه های مطرح هالیوود همچون مارلون براندو (Marlon Brando) را در فیلم Guys and Dolls پیدا کرد. همچنین فیلم High Society که در آن Bing Crosby و Grace Kelly بازی میکردند.
نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (II)

نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (II)

نگاهی به کیفیت اجرایی ارکستر سمفونیک و مسائل حاشیه ای آن نمونه خوبی است برای محک زدن مسئولان جدید موسیقی و تیمی که به تازگی عهده دار این غول موسیقی پایتخت شده اند.
دومین جشنواره وبلاگ‌ها و سایت‌های موسیقی برگزار می‌شود

دومین جشنواره وبلاگ‌ها و سایت‌های موسیقی برگزار می‌شود

دومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران آبان ماه سال جاری در خانه هنرمندان برگزار می شود و علاقمندان تا ۲۰ مهر ماه فرصت دارند تا آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

حداقل کارکرد چنین جست و جویی آن خواهد بود که مخاطب اثر، چنانچه اهل اندیشه و تعمق باشد، به جای صدور یک حکم «خوب» یا «بد» کلی و غالبا ناکارآمد، جوانب متعدد را با احتیاط بسنجد و عرصه‌های مختلف یک اثر را از هم تفکیک کند. اما این حداقل، به یقین حداکثر فایده‌ی تلاش منتقد نیست. چنین جستجویی می‌تواند با کند و کاو در نکات مختلف اثر، پاره‌ای پرسش‌های عام فضای موسیقی را مشخص کند و با کاوش در فنون و شیوه‌های به کار گرفته شده در یک اثر خاص، محدودیت‌ها و امکانات این روش‌ها را بازنماید و در نهایت یک طرح عام و البته نسبی از موسیقی جامعه ارائه کند.» (ص ۱۴۵ و ۱۴۶)
دو مضراب چپ (قسمت هشتم)

دو مضراب چپ (قسمت هشتم)

این آغاز این مطلب به چند قطعه از آثار میلاد کیایی می پردازیم که در آنها از تکنیک دومضراب چپ استفاده شده است. در ابتدا به قسمتی از نت و اجرای چهارمضراب افشاری ساختۀ میلاد کیایی توجه کنید.