نگاهی به موسیقی محمدسعید شریفیان (I)

محمدسعید شریفیان
محمدسعید شریفیان
دکتر شریفیان آهنگساز برجسته معاصر دارای آثار متعددی در بافتهای مختلف سازی، الکتروآکوستیک و… است. در این آثار ویژگیهایی دیده می شوند که قابل بررسی هستند. از جمله تکنیک بسیار قوی و دانش بالای او در آهنگسازی. و جالبتر این که آهنگساز با وجود دارا بودن قدرت تکنیکی بالا هیچ گاه در پی نمایش دانش و قدرت خود نیست. بلکه همواره تکنیکها در جهت زیبایی شناسی و بیان موسیقایی به کار می روند.

ویژگی دیگری که بسیار جلب توجه می کند، آزاد بودن اندیشه آهنگساز است. به این معنی که آهنگساز خود را محدود به تفکر و یا تکنیک خاصی نمی کند. برای مثال در خسوف از آکوردهای کنکورد تا خوشه صوتی (tone cluster)، از ملودیهای کروماتیک و بسیار پیچیده تا ملودیهای ساده دیده می شود. به طوری که می توان استیل های مختلف تاریخ موسیقی را در این اثر مشاهده کرد. همچنین بررسی دیگر آثار وی تنوع بیشتری را نمایان می سازد، از آثار آتونال گرفته تا آثاری بر اساس ملودیهای فولکلور.

همچنین همانطور که خود بیان کرده، نمی خواهد در چهارچوب ایسمها بگنجد (ایسم گریزی در طول تاریخ در غالب آهنگسازان دیده شده). به نظر نگارنده، تاکید بر غالب بندی آثار موسیقی در چهارچوب ایسم ها می تواند سبب ایجاد محدودیت در آثار موسیقایی گردد. همچنین به اعتقاد من، در برخی آهنگسازان همانند دکتر شریفیان، موسیقی آنقدر غنی می شود که قابل محدود کردن در غالب زمان هم نیست، بنابراین سخت است که بتوان این موسیقی ها را در استیل خاصی گنجاند. آزادی فکری و نبود استیل خاصی یا به نوع دیگر مد زمانه در موسیقی، ویژگی برخی آهنگسازان معاصر است که گاه «پست مدرن» هم قلمداد می شوند.

در اینجا منظور از پست مدرن سبک خاصی نیست بلکه تنها به موسیقی معاصر گفته می شود. جالب است که در کتابی در مورد پست مدرنیسم به نام “Cambridge companion to postmodernism” از انتشارات دانشگاه کمبریج، درباره موسیقی صحبتی نشده و در همین کتاب دقیقا اشاره می کند که “پست مدرن در موسیقی مربوط به تغییرات استیلی و زبانی موسیقی نیست” و جلوتر می نویسد “به دلیل عدم وجود دیسکورس اساسی پست مدرنیسم در مطالعات موسیقی، در این کتاب صحبتی از موسیقی نمی شود.”

ویژگی دیگری که در موسیقی دکتر شریفیان بسیار جلب توجه می کند، هویت ایرانی در آثار وی، همچنین نگاه آزاد او به مصالح گرفته شده از موسیقی ایرانی است. از نظر نگارنده موضوع هویت در کشور ایران با پیشینه تاریخی غنی، بسیار حائز اهمیت است. بنابراین به آن به صورت مفصلی می پردازم.

واژه هویت به دو معنا تعبیر می شود؛ در یک معنا به ویژگی یکتایی و فردیت، یعنی تفاوت های اساسی که یک شخص را از همه کسان دیگر به واسطه هویت «خودش» متمایز می کند، اشاره دارد و در معنای دیگر به ویژگی همسانی که در آن اشخاص می توانند به هم پیوسته باشند و یا از طریق گروه یا مقولات براساس صور مشترک برجسته ای، نظیر ویژگی های قومی و … به دیگران بپیوندند، دلالت دارد (بایرون، ۱۹۹۷، در فکوهی، ۱۳۸۰: ۶۴-۶۳)

در موسیقی کلاسیک همواره هویت گرایی وجود داشته؛ در قرن ۱۹ به دلیل ورود کشورهایی که قبل از آن فعالیت جدی در عرصه موسیقی کلاسیک نداشتند و همچنین به منظور پیدا کردن راهی برای خروج از سلطه تفکر آلمان و بالخص واگنر، بحث هویت در قالب ملی گرایی به صورت جدی تری دنبال شد.

دکتر شریفیان در مقاله خود با نام ملی گرایی و موسیقی می نویسد:
“یکی از عوامل مهمی که در حیات و گسترش موسیقی کلاسیک نقش اساسی داشته، ملی گرایی است. پدیده ی ملی گرایی به عنوان یکی از نیازهای ذاتی انسان برای تثبیت هویت شخصی و ملی فرد مطرح است که خود بیانگر آداب، رسوم، تفکر و علاقه های خاص یک جامعه در طرح گفت وگوی فرهنگی هویتی با سایر فرهنگها در حیطه زبان (در این خصوص موسیقی) و در ابعاد بین المللی است. دراین راستا، فرهنگ خود را از یک سوی در چارچوبهای بین المللی که موجد جذابیتهای بسیار است، مطرح می کند و از سوی دیگر زبان و تکنیکهای موسیقی کلاسیک را با این عمل در سطوح بالا، غنی و گسترده تر می سازد و بدین صورت بر آن در اوج خود چیزی می افزاید.”

ذکر مثالهایی در تاریخ موسیقی برای درک مفاهیم هویت در آثار آهنگسازان راهگشا است.

آهنگسازان بزرگی همچون: ریمسکی کورساکوف، وون ویلیامز و… از مصالح موسیقایی کشورشان در خلق آثارشان استفاده می کردند که این موارد فقط شامل ملودیها و ریتمها نیست، بلکه حتی در تکنیکهای سازی هم مشاهده می شود. برای مثال پیتزیکاتوی بارتوک که در زمان او به عنوان یک “extended technique” مطرح شد، در حقیقت مورد استفاده نوازندگان محلی در مجارستان بوده که بارتوک با نگاهی هنری و مدرن آنرا در قطعاتش مورد استفاده قرار داد. جالب است که امروزه عملا با این تکنیک دیگر به عنوان یک “extended technique” برخورد نمی گردد. بلکه در برخی منابع به آن “snap pizzicato” یا پیتزیکاتوی ضربه ای هم گفته می شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

اگر اهل مطالعه نوشته های مربوط به موسیقی باشید حتما نام سجاد پورقناد برای شما آشناست؛ او سردبیر قدیمی ترین مجله اینترنتی روزانه موسیقی به نام گفتگوی هارمونیک است. البته فعالیت در عرصه مطبوعاتی (اینترنتی و کاغذی) تنها بخشی از فعالیت های پورقناد را تشکیل می دهد. او غیر از فعالیت گسترده در زمینه نقد، گزارش و مقاله نویسی، تلاش های قابل توجهی در زمینه تولید و اجرای موسیقی داشته است که شامل آثار مختلفی از نوازندگی، خوانندگی و در این اواخر آهنگسازی می شود.

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (II)

تاجایی که اطلاع دارم در سال‌های اخیر اجراهای مختلف مرتبط با گروه موسیقی، از اجراهای پایان‌نامه‌ها گرفته تا جشنواره‌های مختلف موسیقایی گروه موسیقی در فضاهایی چون تالار شهید آوینی یا کلاس‌های دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی برگزار شده‌اند. حائلی که مابین فضای این سالن و کلاس‌ها با فضای بیرون –فضایی که متعلق به همه است- وجود دارد، گویی این دو فضای سرپوشیده را تبدیل به فضایی منفک و «تخصصی» کرده است که انگار اگر کسی بخواهد به آن فضا برود و آنچه می‌گذرد را درک کند، لاجرم باید اهلیتی تخصصی با موسیقی داشته باشد. (۳)

از روزهای گذشته…

گزارشی از یک کنسرت چهارساعته (I)

گزارشی از یک کنسرت چهارساعته (I)

علی صمدپور و بهار موحد با همکاری گروهی از نوازندگان ایرانی مقیم امریکا، ۲۶ مارچ ۲۰۱۵، اجرایی از کارگان موسیقی ایرانی را در شهر سیاتل ارایه کردند. در این اجرا ۲۵ تصنیف و قطعه اجرا شد که از دوره‌ی تیموریان تاکنون را در برمی‌گرفت. از عبدالقادر مراغه‌ای تا آهنگسازان امروز. سالن برای یک کنسرت چهارساعته چیده شده بود:‌ پشتی و بالش‌هایی برای راحت نشستن و شیرینی و چای ایرانی دم دست. این یادداشت در پی تحلیل این ایده‌ و اجرای ویژه است.
گاه های گمشده (II)

گاه های گمشده (II)

حال مناسب است که معانی لغوی این واژگان با استناد به لغت نامه ها و فرهنگ های معتبر منعکس شود. قابل ذکر است که در اینجا تنها معانی مرتبط با بحث ارائه شده است.
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی<br /> در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (I)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (I)

بررسی سه شیوه، در حقیقت ادامه دهنده و تکمیل کننده کتاب هفت دستگاه موسیقی ایرانی است که آقای مجید کیانی آن را در سال ۱۳۶۸ نوشته و انتشار داده اند. ایشان در آن کتاب موسیقی ایرانی را به سه نوع تقسیم بندی کرده و دو نوع آن را – یکی به عنوان «غرب زده و تحریف شده» و دیگری را به عنوان «شیرین نوازی» – مردود دانسته و نوع سوم را – «ردیف نوازی یا خوش نوازی» تنها نوع قابل قبول در موسیقی ایرانی معرفی کرده بودند.
مصاحبه با کیت جرت (III)

مصاحبه با کیت جرت (III)

به عنوان مثال، کل موسیقی “The Survivor’s Suite” [ضبط شده در لودویگزبرگ آلمان، آوریل ۱۹۷۶ و منتشر شده توسط ای سی ام] مخصوصا برای سالن اوری فیشر در نیویورک نوشته شد چون می دانستم که قرار است آنجا اجرا کنیم (و شاید این موضوع را کمتر کسی بداند). فکر می کنم که این اثر، به عنوان بخشی از جشنواره، دقیقا نقطه مقابل “Monk” بود. تجربه اجراهای زیاد در اوری فیشر هال نشان داده بود صدا بر صحنه این سالن آنقدر واضح نبود که بتوان با تمپوی بالا نواخت – در واقع، صدا مبهم می شد – پس من هم تصمیم گرفتم که برای آن شب موسیقی را بسازم. فکر کردم که آن شب، شب مهمی در موسیقی بود و نخستین اجرای ما از این اثر هم قرار بود در آن سالن صورت بگیرد و در واقع برای اجرا در آن سالن هم نوشته شده بود.
مارک مینکووسکی رهبر فرانسوی اپرا (II)

مارک مینکووسکی رهبر فرانسوی اپرا (II)

مارک مینکووسکی در پائیز ۲۰۰۶ به همراه گروه موسیقیدانان لوور به اروپا سفر کرد، در آنجا دوازده سمفونی لندن از هایدن را اجرا کرد، همچنین با اجرای دو سمفونی آخر موزار (شماره ۴۰ و ۴۱) سفری به آمریکای جنوبی کرد. علاوه بر آثار بتهوون، شوبرت و فلیکس مندلسون و برامس، او خود را وقف آثار آهنگسازان بزرگ فرانسوی نیز کرد همچون؛ برلیوز (Berlioz)، بیزه (Georges Bizet)، شوسن (Chausson)، فرانک (Franck)، دبوسی (Debussy)، فوره (Fauré)، روسل (Roussel)، فرانسیس پولنک (Francis Poulenc)، ژریف (Greif) و لیلی بولانگر (Lili Boulanger).
این آب‌های اهلیِ وحشت… (IV)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (IV)

گوستاو مالر (۱۹۱۱-۱۸۶۰): زیگموند فروید و گوستاو مالر هر دو در وین زندگی می‌کردند. مالر هشت ماه قبل از مرگش، در تلاش برای درمان بحران‌های روحی خود سراغ فروید رفت. کسی که یافته‌های روانشناختی‌اش تأثیری عمیق در فلسفه و هنر داشت. امروز بعد از گذشت بیش از یک قرن از آن گفت‌وگوی چهار ساعته‌، دیدار آن دو غول، جالب‌توجه‌تر از گذشته است. یافته‌های فروید به‌ویژه در خصوص ناخودآگاه، تاریخ اندیشه را به مسیرهای بکری برد و دنیای هنر نیز به تبع این موج عظیم، دستخوش تحولات جدیدی شد. با اینحال، مالر و فروید معاصر بودند و هنوز پژواک یافته‌های جدید در دنیای روان آدمی را، نمی‌توان بطور مستقیم در آثار مالر ردیابی کرد.
ارکستر فیلارمونیک لندن (III)

ارکستر فیلارمونیک لندن (III)

بعد از کناره گیری تینستد به دلیل بیماری، ارکستر به مدت ۳ سال بدون رهبر ماند تا ورود فرانز ولسر موست (Franz Welser-Möst) در سال ۱۹۹۰٫ دوره موست بسیار بحث برانگیز بود، در آن زمان به او لقب “سخاوتمندانه بدترین از بیشترین” (“Frankly Worse than Most”) را دادند و گزارشات بسیار منفی درباره او منتشر می شد. موست قراردادی را برای LPO با کمپانی EMI بست برای ضبط آثار ارکستر. اگرچه جابجایی ها در مدیریت، استرسهای اقتصادی و درگیریهای سیاسی به وجود آمده در مرکز بانک جنوبی (Southbank) در به وجود آمدن فضایی سخت برای کار در ارکستر نقش داشته اند. ولسر موست در سال ۱۹۶۰ به کار خود در LPO خاتمه داد.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (III)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (III)

شکل‌گیری تدریجی و این بازی محو شدن وبرگشتن پاره‌های تم مشخصه‌ی اصلی شهر خاموش و بخش‌های دیگری از دو قطعه‌ی پرواز و در انتظار باران را تشکیل می‌دهد، در همین بین رابطه‌ی تغییرات شدت‌وری و رنگ با تغییر تدریجی جملات نیز تا حدودی برقرار است. این رابطه را در پایان فراز اول قطعه زمانی که شدت‌ به اوج خود می‌رسد و سپس به یک سکوت منتهی می‌شود به وضوح می‌توان دید. این روش برخورد در ابتدای قطعه‌ی «در انتظار باران» هم به شکلی مشابه به چشم می‌خورد.
ویژگی های یک سنتور خوب (I)

ویژگی های یک سنتور خوب (I)

بیشتر علاقه مندان به ساز سنتور که امیدوارانه تلاش خود را در راستای پیشرفت همه جانبه چه در زمینه ی نوازندگی و چه در کامل کردن معلومات موسیقی خود انجام می دهند، معمولا بعد از گذشت حدود دو، سه یا چهار سال احساس نیاز به یک ساز بهتر، باعث ترغیب آنها برای تهیه ی یک ساز خوب می شود. این عنوان مقاله را با این هدف شروع به نوشتن کردم که راهنمایی باشد برای آنها، جهت شناختن ویژگیهای یک ساز خوب و سعی کردم تا حدی به مسائل حاشیه ای این موضوع نیز بپردازم تا برخی از سوالات بی شماری که هنرجویان سنتور دارند پاسخ داده شود تا بلکه کمی از سردرگمی نجات یابند و البته روشن است بررسیهای ذیل از دیدگاه یک نوازنده می باشد که ممکن است با دید یک سازنده اندکی متفاوت باشد (چرا که اکثر سازندگان بیشتر سازهای خود را در نوع خود خوب می دانند!)
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VIII)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VIII)

وی در بغداد مورد توجه بود، زیرا هم صاحب جمال بود و هم واجد کمال. هم شاعره بود، هم موسیقی دان. اسحق او را بی‌همتا دانسته است. پس از مرگ امین، مأمون عرب را به یکصد هزار دینار خرید و چون مورد توجه خاص خلیفه بود وی را «مأمونیه» لقب دادند.