جنیس جاپلین

Janis Joplin , 1943 -1970
Janis Joplin , 1943 -1970
جنیس جاپلین در یکی از مشهورترین ترانه های خود، Piece of My Heart میگوید:”یک زن هم میتواند خشن باشد، این را به تو ثابت میکنم، عزیز من” و او این بیت از ترانه اش را در زندگی واقعی خود به اثبات رساند. او با قوانین مردانه زندگی میکرد و در کار موسیقی و زندگی شخصی، پایبند اصول زنانه نبود. به همین دلیل توانست به زوایایی از زندگی و اجتماع دست یابد که عده بسیار اندکی از زنان سفیدپوست فقط جرات فکر کردن به آن را داشتند.

بیهوده نیست که جنیس جاپلین، به عنوان بزرگترین ستاره زن سفید پوست موسیقی راک در دهه ۶۰ شناخته شده است. او علاوه بر این، خواننده توانای بلوز بود و آوای سوزناک، تیز و قدرتمند او، آثاری منحصر به فرد در موسیقی بلوز به وجود آورده است.

جنیس جاپلین، ۱۹ ژانویه ۱۹۴۳ در پورت آرتور (Port Arthur) تگزاس متولد شد. با وجود اینکه او فرزند یک خانواده متوسط و معمولی بود، اما از دوران نوجوانی نشانه هایی از زن نامتعارف و خاصی که بعدها به آن مبدل شد، را در خود داشت. مقدار زیادی از مشکلات و ناخشنودی جنیس را، به عدم توانایی او در گنجیدن در الگوهای سخت گیرانه جامعه کوچک پورت آرتور و درگیریهای ناشی از آن، نسبت داده اند.

جنیس دختری علاقمند به تنهایی بود و برخلاف تمام اطرافیانش به موسیقی فولک و بلوز علاقه داشت. علی رغم اینکه هیچ پیشینه و نشانه ای از کار موسیقی در خانواده آنها وجود نداشت، در سفری به کالیفرنیا، چند کار موسیقی استودیویی ضبط کرد که تا بعد از مرگش پخش نشدند. وجود این آثار، ثابت میکند که او قبل از پیوستن به هر گروهی، کاملا به تواناییهای خود آگاه بوده و با تاثیر گرفتن از خوانندگان قدیمی بلوز مانند بسی اسمیت (Bessie Smith)، موفق به پیدا کردن سبکی شخصی و منحصر به فرد شده بوده است.

در واقع، تاثیر خوانندگان بلوز در او به حدی بود که در سن ۱۷ سالگی به طور جدی تصمیم به خوانندگی گرفت و خانه را به سمت سان فرانسیسکو ترک کرد. در آنجا او با کمک چت هلمز (Chet Helms)، که یکی از مدیر برنامه های موفق و مبلغ هنرمندان راک در دهه ۶۰ بود، به گروه Big Brother & the Holding Company پیوست که از اولین گروههای پر افت و خیز موسیقی توهم زا و تخدیر کننده (Psychedelic) دهه ۶۰ بود. با وجود اینکه موسیقی این گروه، گاهی سست و کمی سرهم بندی شده به نظر میرسید، اما خالی از جذابیت هم نبود، ولی شکی نیست که حضور جاپلین، که حتا در ابتدا خواننده اصلی ترانه های گروه نبود، در ارتقا مقام Big Brother از سطح یک گروه معمولی به گروهی شاخص، شرط لازم به شمار میرفت.

در سال ۱۹۶۷، جنیس با یکی از بهترین اجراهای زنده خود – و شاید بهترین آنها- در فستیوال پاپ مونتری (Monterey) موجب شد که گروه به محبوبیت و شهرتی فوق العاده دست یابد. آنها اولین اثر خود را با کمپانی Mainstream منتشر کردند و سپس قراردادی با مدیر برنامه موفقی به نام آلبرت گروسمن (Albert Grossman)، قراردادی منعقد کرده و به کمپانی کلمبیا (Columbia) رفتند.

آلبوم دوم آنها به نام Cheap Thrills در تمام چارتهای سال ۱۹۶۸ به مقام بالا دست یافت اما کمی پس از این موفقیت، جاپلین به امید کسب شهرت در مقام خواننده سولو، گروه را ترک کرد و با وجود اینکه ترانه هایش همیشه از بهترین ترانه ها یا نوازندگانش از خوش آوازه ترینها نبودند، جنیس موفق شد هیجان انگیزترین اجراها و به یادماندنی ترین حضورهای عصر خود را به نمایش بگزارد. علاوه بر این او با شخصیت خود بیانگر و آگاهانه و شخصیت صریحش و همچنین با حضور بی تکلف و درخشان بر صحنه، مفهوم تازه ای به نقش زن در موسیقی راک بخشید.

Audio File Piece of My Heart

جاپلین از بزرگان بلوز نکته های فراوانی آموخته بود و پس از اجرای بی نظیرش در مونتری، همه مخاطبینش به سرعت متوجه شدند که این خواننده آشفته گیسو، به مقامی بالاتر از اینها خواهد رسید برای خود جایگاهی هم رتبه جیمی هندریکس (Jimi Hendrix) و گروه The Who خواهد یافت.

اولین آلبوم جاپلین، I Got Dem Ol’ Kozmic Blues Again Mama، با گروه نوازندگان Kozmic Blues ضبط شد و هرچند بهترین اثر او نبود، اما آلبومی بسیار موفق از کار درآمد. این گروه جدید، هرچند در کار موسیقی از Big Brother بهتر بودند، اما به اندازه آنها دلنشین به شمار نمی آمدند و موسیقی سول- راک آنها هرچند بی نقص، اما کمی تحمیلی به نظر میرسید.

متاسفانه این استعداد و موفقیت فراوان نتوانست برای او آرامش و حس خویشتن پذیریی که مشتاقانه در آرزویش بود، را به دنبال داشته باشد. او از تنهایی و انزوای خود شکایت میکرد و میگفت:”من هر شب تمام عشقم را به ۲۵۰۰۰ نفر تقدیم میکنم، اما تنها به خانه برمیگردم” و درواقع همینطور هم بود، میلیونها نفر جاپلین را میپرستیدند، اما ظاهرا او حس تشخیص عشق واقعی را از دست داده بود و سعی میکرد این جای خالی را با الکل و مواد مخدر پر کند. سالهای بعد برای جنیس دور پایان ناپذیری از الکلیسم، مواد مخدر و روابط خصوصی بی سرانجام بودند.

البته او کمی قبل از مرگ نابهنگامش، در زمینه کاری بسیار موفق شده بود و با تشکیل گروه همه فن حریف و با استعدادی به نام The Full Tilt Boogie Band که بهتر از هر گروه نوازنده دیگری او را همراهی میکردند، آخرین آلبوم خود Pearl را ضبط کند. جاپلین که گاهی به خاطر جیغهای خالی از ظرافتش در طی اجرا، مورد انتقاد قرار میگرفت در آلبوم Pearl ، نشان داد که خواننده ای است با سبکی متفاوت که در این اثر، پختگی و توانایی خود را در اجرای بلوز، سول soul و فولک-راک به نمایش گذاشته است. ترانه های Mercedes Benz، Get It While You Can و Me and Bobby McGee بعضی از بهترین آثار او هستند. متاسفانه او قبل از انتشار این آلبوم، به دلیل استفاده بیش از حد هرویین، در اکتبر ۱۹۷۰، درگذشت.

مرگ جنیس جاپلین هم همانقدر تاثیر گذار بود که زندگی کوتاهش، او موفق شد حس رهایی و بی قیدی را در هم نسلانش به وجود بیاورد و آنها را به سوی آینده روانه کند. میراث جاپلین برای هوادارانش، کوچک اما عمیق است و شامل ۴ آلبوم و فیلمهایی از اجراهای زنده و حیرت انگیز او در فستیوالها و برنامه های مختلف است.

تعطیلی برنامه های موسیقی به دلیل شیوع کرونا

لغو مجدد کلیه فعالیت های هنری در سراسر کشور، طی اطلاعیه جدیدی از وزارت ارشاد تا یک هفته دیگر اعلام شد. در پی شیوع ویروس کرونا و جهت پیشگیری از گسترش آن، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در توافق و تصمیم مشترک با وزارت بهداشت، طی اطلاعیه ای کلیه کنسرت ها، اجراهای تئاتر، اکران سینمایی و دیگر تجمعات هنری را تا تاریخ جمعه نهم اسفندِ جاری ملغی اعلام و محمد الهیاری، مدیر کل دفتر موسیقی این خبر را رسما ابلاغ کرد.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (IX)

او در کتاب خود «موسیقی در گذر از قرنها» داستانی جالب از پادشاه موسیقی شفا بخش استیون هالپرن (۵۲) نقل می کند: «بعد از اتمام یک سمینار در مورد موسیقی نیوایج که در دهه ۷۰ برگزار شده بود من او (استیون هالپرن) را برای صرف شام به خانه ام دعوت کردم و مدت زیادی در باره موسیقی باب روز یعنی نیوایج صحبت کردیم. در آخر من در مورد آلبومش اخیرش (۵۳) از او سوال کردم. یادداشت های او درخلال بروشور آلبوم ادعا می کرد که هر یک از هفت آهنگ این آلبوم برای مدیتیشنی خاص و مخصوص یکی از چاکراهای هفتگانه است. می خواستم بدانم که او از کجا می فهمد که کدام آکورد و چگونه روی چاکرای خاصی تاثیر دارد؟ من او را به این دلیل تحت فشار گذاشتم که فکر می کردم شاید او به معدن طلای اسرار آمیز عرفان (!) دست پیدا کرده است. سرانجام خندید و گفت: همه اینها فقط یک فریب است. نیازی به گفتن نیست که پس از آن، از اینگونه باورها دست برداشتم و رابطه ما همان جا برای همیشه تمام شد.»

از روزهای گذشته…

درباره‌ی نقد نماهنگ (II)

درباره‌ی نقد نماهنگ (II)

دیدراستای یک فرم‌گرایی موسیقایی ناب که به نقد ویرانگر رابطه‌ی معنی‌دار میان موسیقی و تصویر (و یا موسیقی و هر چیز دیگر، غیر از خودش و تا حدی رقص) بیانجامد یا دیدگاه‌های دیگری چون ضدیت با جریان مردم‌پسند نماهنگ، روابط سرمایه‌سالارانه‌ی چیره بر پیدایی و همه‌گیری‌اش و به یک واژه، مخالفت از بن با اصل…
ادامهٔ مطلب »
ریتم در موسیقی جز – قسمت چهارم

ریتم در موسیقی جز – قسمت چهارم

در بحث جمله بندی موسیقی Jazz پس از Articulation به دینامیک اجرا می رسیم. هر چند دینامیک اجرا می تواند خود به نوعی از نکات فرعی Articulation به حساب آید اما به دلیل اهمیت بطور جداگانه به آن می پردازیم. بطور ساده دینامیک اجرا به این معنی است که نوازنده کدام یک از نتها یا قسمتهای ملودی را با صدار بلند و یا ضربه اجرا کند و کدام قسمت ها را با آرامش و با صدای کم اجرا کند.
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (I)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (I)

جوزف موریس راول آهنگساز دوره امپرسیونیزم که بیشتر برای ملودیها و سازبندی هایش معروف است، یکی از بزرگترین آهنگسازان کشور فرانسه است. بسیاری از قطعاتش برای پیانو، موسیقی مجلسی، موسیقی و ترانه و موسیقی برای ارکستر به عنوان استاندارهای جهانی موسیقی شناخته شده اند. آهنگهای پیانوی راول همچون، فواره ها (Jeux d’eau)، آینه ها (Miroirs) و (Gaspard de la Nuit) مهارت و تکنیک بالایی برای اجرا نیاز دارند و در قطعه ای برای ارکستر مثل Daphnis et Chloé از صداهای گوناگون و ترکیبی موثر از سازهای مختلف استفاده شده است. گمان می رود، راول نسبت به دیگر موسیقیدانان فرانسوی، بیشتر مورد تقدیر و شناخت قرار گرفته است.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VII)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VII)

جا دارد از آقایان هومان اسعدی، بهنام ابوالقاسم، مانی جعفرزاده، حمیدرضا دیبازر، فردین خلعتبری و کارن کیهانی بابت صحبتهای پر مهرشان تشکر کنم و همچنین از استاد نادر مشایخی، علی صمدپور، مرتضی شیرکوهی، شهرام توکلی، مهیار علیزاده، هومن اتابکی و سایر عزیزانم که با وجود ترافیک کاری زیاد امروز حضور پیدا کردند.
نوشتن همراهی برای یک ملودی (II)

نوشتن همراهی برای یک ملودی (II)

در دو نوشته قبل راجع به نحوه همراهی پیانو (یا گیتار و …) با یک ملودی نوشتیم و توضیح دادیم که چگونه بهتر است در موسیقی Jazz، در لحظاتی که شنونده انتظار شنیدن آنرا ندارد، اقدام به اجرای آکورد ها نماییم.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIV)

سپاس از حضور و نظرات مفید که لازمه ی پیشرفت هنر است. به گمانم از منظر دگری هم می توان به نو آوری در حوزه ی هنر و ابزار خلق هنر پرداخت. نظر عمومی ام را اول بازگو میکنم و آن این است که هنر پروری در یک فرهنگ در هر سطح پسندیده و مبارک است.
سری هارمونیک، معدن فواصل موسیقایی (I)

سری هارمونیک، معدن فواصل موسیقایی (I)

درباره رابطه موسیقی، فیزیک و ریاضی بسیار مطلب می توان نوشت؛ بهترین نمود این ارتباط را می توان در ارتعاش و تولید صدا و شکل گیری فواصل موسیقایی و تنوع آنها پیدا کرد. تعریف فاصله موسیقی را همه ما می دانیم: رابطه ای ادراکی بین دو صوت که بر اساس تفاوت ارتفاع صدا شکل می گیرد. درک ما از ارتفاع صدا پدیده روانشناختی پیچیده ای است و ناشی از تاثیر فرکانس ارتعاش بر سیستم شنوایی و عصبی ما می باشد. اختلاف فرکانس اصوات منجر به اطلاق عناوینی مانند «زیر» و «بم» به صدا می گردد. در واقع فاصله موسیقایی ادراکی است که از تفاوت زیر و بمی دو صدای متوالی ایجاد می شود. طبیعی است دو صدای هم فرکانس نیز دارای فاصله موسیقایی باشند.
روزنه ای به اخلاق حرفه ای در وبلاگ نویسی

روزنه ای به اخلاق حرفه ای در وبلاگ نویسی

یکی از مهمترین حامیان فعالیت مجازی اهل موسیقی در این چند ساله، روزنامه نگار، عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران و دبیر و سخنگوی کانون نویسندگان و پژوهشگران خانه موسیقی آقای سید ابوالحسن مختاباد بوده است. ایشان بخاطر مسافرتی که برایشان پیش آمد نتوانستند در همایش شیراز شرکت داشته باشند، به همین خاطر مقاله شان بدون حضور خودشان در همایش خوانده شد، امروز متن این پیام را می خوانید.
مروری بر موسیقیِ متنِ فیلم «آندرانیک»

مروری بر موسیقیِ متنِ فیلم «آندرانیک»

آنچه در موسیقیِ اغلب فیلم‌های گروه «هنر و تجربه» می‌توان شناسایی کرد این است که به نظر می‌رسد چنین باوری شکل گرفته‌ که فیلم‌های غیربازاری، کم‌کنش و درون‌گرایانه باید موسیقی‌ای کم‌کنش و دور از تلاطم داشته باشند. موسیقیِ «آندرانیک» گویی از چنین باوری حاصل شده‌است. درحالیکه لزوماً اینگونه نیست. به اقتضای هر فیلم این موضوع جنبه‌های متفاوتی می‌یابد و موسیقی گاه می‌تواند به جای تصویر، یک آشوب درونی را بازنمایاند.
گفتگو با هانس زیمر آهنگساز کال آف دیوتی (I)

گفتگو با هانس زیمر آهنگساز کال آف دیوتی (I)

هانس زیمر (Hans Zimmer) برنده جایزه اسکار برای آهنگسازی فیلم شیر شاه (The Lion King) است و پنج بار نیز برای فیلم های گوناگون از جمله گلادیاتور نامزد دریافت جایزه شده است. اما موسیقی متن بسیار معروف او موسیقی بازی کال آف دیوتی ۲ (ندای وظیفه ۲) است. زیمر میگوید: “تجربه بسیار لذت بخشی بود. خیلی برایم هیجان انگیز است که با کسانی کار کنم که داستان هایشان را به شیوه هایی کاملا متفاوت ارائه می کنند.” در اینجا با او درباره این تجربه اش گفتگو می کنیم.