اسکار پیترسون

Oscar Peterson , 1925 -
Oscar Peterson , 1925 -
اوایل قرن بیستم یعنی هنگامی که موسیقی کلاسیک (رمانتیک و مدرن) از یکسو و موسیقی Jazz از سوی دیگر شنوندگان موسیقی در اروپا، آمریکا و سراسر جهان رامتوجه خود کرده بود، در شهر مونترئال کانادا یکی دیگر از نوابغ موسیقی Jazz متولد شد، کسی که توانست کارهای بسیاری را با افرادی چون چارلی پارکر، دیزی گیلسپی، لوییس آرمسترانگ، الا فیتسجرالد، دوک الینگتون ۱ و … تهیه کند، کسی که هنوز در سن ۸۰ سالگی تمام وقت و زندگی خود را وقف موسیقی می کند.

اسکار پیترسون در پانزدهم آگوست سال ۱۹۲۵ متولد شد، چهارمین فرزند از مجموع پنج فرزند خانواده پیترسون بود. در مجموع خانواده ثروتمندی نبودند، پدرش کارگر و باربر راه آهن بود و بصورت خودآموز پیانو را فرا گرفته بود و به همین دلیل نقش اولین معلم پیانو را برای اسکار بازی کرد.

Audio File Blue Moon

از همان ایام نوجوانی توجه اطرافیان به نحوه نوازندگی اسکار جلب شد و هر کس که نوازندگی او را گوش می داد بدون شک او را یک کودک نوازنده محسوب نمی کرد بلکه برعکس به او به دیده یک نوازنده حرفه ای می نگریست.

پس از گذراندن تعلیمات اولیه پیانو زیر نظر پدر و رفتن به دبیرستان، ادامه آموزش موسیقی به یکی از نوازندگان مشهور پیانو بنام پاول مارکی (Paul de Marky) که اهل مجارستان بود سپرده شد. مارکی نوازنده تمام عیار پیانو کلاسیک بود و به همین دلیل با اسکار بیشتر روی تکنیک های نوازندگی کار کرد تا نواختن قطعات، شاید همین نکته یکی از عوامل موفقیت اسکار در موسیقی Jazz بود. مارکی نقش بسیار موثری در بالا بردن توانایی اسکار برای اجرای قطعات سریع داشت.

Audio File Peterson Plays Cole Porter – In The Still Of The Night

مدت کمی از تعلیمات مارکی نگذشته بود که اسکار پیترسون توانست اولین موفقیت خود را در زمینه موسیقی کسب کند و آن رتبه اول و جایزه موسیقی یکی از کانالهای رادیو شهر بود، او در این زمان چهارده سال بیشتر نداشت.

پس از آن توانست اجرای دائمی برنامه ای تحت عنوان “پانزده دقیقه نوازندگی پیانو آزاد” (Fifteen Minutes Piano Rambling) را بعهده بگیرد. ورود او به این برنامه آغاز موفقیت بود خیلی زود توانست پس از چند اجرا بصورت میهمان در برنامه های CBC (رادیو و تلویزیون دولتی کانادا) بصورت رسمی در چند برنامه که در سراسر کانادا پخش می شد اجرای موسیقی داشته باشد. پس از آن توانست با امضای قراردادی با کمپانی RCA صفحات و آلبوم های موسیقی ضبط کند و تورهای اجرا در کانادا داشته باشد.

کار حرفه ای او از هنگامی شروع شد که در گروه جانی هولمز (Johnny Holmes) نوازنده ترمپت و رهبر ارکستر جز مشغول نواختن پیانو شد. پس از آن در سال ۱۹۴۰ گروه سه نفره (Trio) خود را تشکیل داد و شخصآ به اجرای موسیقی پرداخت.

Audio File Oscar’S Boogie

در سال ۱۹۴۸ توجه نورمن مک لارن (Norman McLaren) کارگردان معروف سینما به او جلب شد و از وی خواست که در یک فیلم کوتاه ایفای نقش کند. او با گروه سه نفر خود در قسمتی از فیلم بازی کرد و دیری نپایید که دیگر سراسر آمریکا با چهره وی آشنا شدند.

لازم به ذکر است که این تنها فیلمی نبود که پیترسون در آن ایفای نقش کرد، او تا کنون در مجموع در هشت فیلم بعنوان نوازنده پیانو ایفای نقش نموده است که عبارتند از :

Begone Dull Care (1949)
Les tricheurs (aka, Youthful Sinners, 1958)
The Tender Game (1958)
Celebration (1966)
Play It Again, Sam (1972)
The Grove Tube (1974)
The Silent Partner (1978)
Fields of Endless Day (1978)

از جمله افرادی که در دوران اولیه زندگی حرفه ای روی سبک موسیقی اسکار پیترسون تاثیر گذاشته اند می توان به نت گینگ کول (Nat King Cole)، تدی ویلیامز (Teddy Williams) و نوازنده افسانه ای پیانو آرت تاتوم (Art Tatum) اشاره کرد. جالب است بدانید که بسیاری از مفسران و منتقدان موسیقی جز، تنها اسکار پیترسون را در اندازه ای می دانند که قابل مقایسه با آرت تاتوم است.

Audio File The Shadow Of Your Smile

در این رابطه داستانی از پدرش به اینصورت نقل می شود که : “هنگامی که نوجوانی بیش نبود اما پیانو را به خوبی یک حرفه ای می نواخت، یک روز برایش صفحه ای از کارهای آرت تاتوم را گذاشتم. اسکار پس از گوش دادن به آن تا یک ماه از دست زدن به پیانو خودداری کرد.”


۱: Charlie Parker, Dizzy Gillespie, Louie Armstrong, Ella Fitzgerald, and Duke Ellington

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VI)

خانه ای که آنها یافتند، کلبه ای در ساسکس و نزدیک فیتلوورت بود. این مکان مناظر زیبا و جنگل های خوش منظره ای در اطراف خود داشت که الگار می توانست در آنها قدم بزند. این خانه “برینکولز” نام گرفت و الگار عاشق آن شد.

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و هشتم)

وقتی که ما به این مرحله می‌رسیم، کودک تازه شروع می‌کند به تدریس شدن. مادر سوالی می‌کند: مایل هستی که تو هم ویولن بنوازی؟ کودک جواب می‌دهد. بله! و تو خوب تمرین خواهی کرد؟ بله، حالا پس خوب ما از معلم خواهش می‌کنیم که دفعه بعد تو را هم شرکت بدهد این کار همیشه ما را به موفقیتی که می‌خواهیم به آن می‌رساند و این ساعت چه ساعت هیجان انگیزی است! کودک با یک فخری می‌گوید. من هم ویولن نواختم، از الان می‌توانم با بچه‌ های دیگر نوازندگی کنم.

از روزهای گذشته…

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (I)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (I)

بی تردید «قطعه‌ای در ماهور» در میان آثار به انتشار رسیده از گروه‌نوازی موسیقی کلاسیک ایرانی، اثری حائز اهمیت و توجه است چرا که در این قطعه برای اولین بار در تاریخ به ثبت رسیده از موسیقی ایرانی، یک ساز تک‌نواز در مقابل ارکستری از سازهای ایرانی قرار می‌گیرد و در تقابل با ارکستر به تکنوازی می پردازد؛ این تقابل با ماهیت یک کنسرتو غربی نیست و بر اساس فرم های سنتی موسیقی ایرانی، به صورتی نو و بدیع تصنیف شده است.
نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت اول

نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت اول

موسیقی Jazz در آذربایجان شوروی، توسط ارکستر ملی State Popular Orchestra که به نام جز ملی (State Jazz) نیز شهرت دارد پایه گذاری شد.
منبری: تعصب راه به جایی نبرده

منبری: تعصب راه به جایی نبرده

کار در حوزه موسیقی ایرانی، میزان به میزان متفاوت است و این تا حدود زیادی به تجربه بستگی دارد که البته این تجربه ها باید ثبت و ضبط و منتقل شود. بنده زمانی به آقای روشن روان گفتم تجربیات خودتان را در حوزه ارکستراسیون با توجه به آشناییتان به موسیقی غرب و ردیف و نوازندگی سنتور و غیره مدون کنید و بنویسید. پاسخی که شنیدم این بود که گفتند آقای منبری، ما خیلی زحمت کشیده ایم برای اینها و همینطوری بدست نیامده اند و هر آهنگساز باید خودش برود و تجربه کند!
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (V)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (V)

با این نوع مشکلات بیانی و تعریفی و بدون شیوه یا متد بررسی، مشکل اساسی و مهم ِ شناسایی عناصر سازنده و نوع ساختمانِ موسیقی ایرانی، مبهم و نارسا می ماند. استفاده از واژه های عامیانه مانند «مقام مادر» یا «تئوری برآمده از دل موسیقی» هم کار را مشکل تر می کند. مثلا مقام درآمد در شور «مقام مادر» نامیده شده اما به ابوعطا و بیات ترک که میرسیم، بلاتکلیف، نمی دانیم که درآمد ابوعطا هم «مادر» است یا نسبت دیگری دارد. در مورد تعریف مقام و شکل و اندازه اش هم بلاتکلیفی دیده می شود، یک دانگی ص ۳۱، دو دانگی ص ۴۵، سه دانگی ص ۵۴، سه دانگی در هم تنیده ص ۷۵٫ در پشت این انواع مقام ها، گام هفت صدایی فرنگی هم حضوری هرچند کم رنگ دارد که فزاینده ابهام است. در حالیکه هرمز فرهت در ۱۳۸۰ (برای فارسی زبانها) توضیح داده که مقام های موسیقی ایرانی هر یک شکل خاصی دارند و در قالب یک یا دو دانگ یا یک گام نمی گنجند. تئوری پرداز باید یا گفته پژوهنده قبلی را بپذیرد یا آن را نقد کرده و علت باطل بودنش را روشن کند.
حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت دوم)

حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت دوم)

غالب انقلابیون بدین نکته باور داشتند که هنر، خود غایت نیست، وسیله ای است برای تبلیغ و تهییج. گاه «برای حفظ جبهه خودی ها از گزند طعنه های بدخواهانی که جوانان انقلابی را فاقد هر گونه هنری می دانند.» با این همه، آثار انگشت شماری نیز در آن اتمسفر ضد ساختار گرا (anti-structuralism) پدیدار شدند که سوای پرسوناژ انقلابی، ارزش هنری و تکنیکی خود را نیز از کف ندادند.
نقدی بر هارمونی زوج (I)

نقدی بر هارمونی زوج (I)

چندی پیش مطلبی با عنوان «هارمونی زوج» توسط آقای امیرعلی حنانه در این سایت به انتشار رسید. نقدی بر این نوشته توسط آقای مهدی رضانیا نوازنده سنتور و کارشناس موسیقی از دانشگاه یورک کانادا و کارشناسی ارشد موسیقی در آهنگسازی از دانشگاه یورک کانادا نگاشته شده که به ایمیل سایت و همچنین آقای امیرعلی حنانه رسید و ایشان ضمن استقبال از روی دادن جریان نقد هنری درباب این مسئله، خواستار پیگیری این نقد در شماره های دیگر نوشته هایشان شدند، چراکه هنوز انتشار مجموعه «هارمونی زوج» به پایان نرسیده است. امروز بخش اول نقد هارمونی زوج را می خوانید:
جایی میان آفرینش و تفسیر (I)

جایی میان آفرینش و تفسیر (I)

هنگامی که نوازنده‌ای یک اثر موسیقایی را دوباره اجرا می‌کند دقیقا در حال انجام چه کاری است؟ آیا کار خلاقانه‌ای صورت می‌دهد؟ آیا چیزی را که بالقوه وجود دارد به فعل در می‌آورد؟ به نظر می‌رسد اکثر مردم بر این موضوع هم‌رایند که اگر مونالیزا را دوباره بکشیم نسخه‌برداری کرده‌ایم اما اگر قطعه‌ای از بتهوون را بنوازیم به آن می‌گویند اجرای مجدد یا اجرا.
اپرای سان فرانسیسکو (III)

اپرای سان فرانسیسکو (III)

ترنس مک اووین (Terence McEwen) از سال ۱۹۸۲ تا سال ۱۹۸۸ کارگردان اصلی اپرای سان فرانسیسکو بود. به دنبال خبر بازنشستگی آدلر در ژوئن ۱۹۷۹، ترنس جانشین با صلاحیت آدلر شد. او در مونتریال کانادا بزرگ شد، از سن بسیار کم عاشق اپرا بود، به رادیو گوش می داد و در سن ۱۴ سالگی در تعطیلات زمستان به منظور شنیدن اپراهای محبوبش، به نیویورک سفر کرد. سایو (Sayão) خواننده محبوب ابدی ترنس بود که او برای دیدن سایو در اجرای مانون (Manon) در مونریال اصرار فراوان داشت.
شاهین مهاجری

شاهین مهاجری

متولد ۱۳۵۰ تهران لیسانس زمین شناسی٬ دانشگاه تهران٬ ۱۳۷۴ نوازنده و محقق تمبک٬ میکروتونالیست acousticsoftombak@gmail.com
“قمر” در عقرب (II)

“قمر” در عقرب (II)

امروزه با شاید و احتمال نتیجه گیری کردن برای پژوهشگران این حوزه، به عادتی بدل شده است و صدها سوال در خصوص زندگی و کار هنرمندان گذشته، وجود و عدم برخی گوشه ها در ردیف موسیقی، رمز و رازهای فنی سازندگان سازها در گذشته و ده ها موضوع دیگر، بدون جواب قطعی باقی مانده اند. با ملحوظ نظر قرار دادن این واقعیت تلخ، مقایسه قمر و پیاف (همچون مقایسه تهران و پاریس!)، قیاس مع الفارق است اما صرفاً مقابله (و نه مقایسه) این دو، این نتیجه را می دهد که علارغم نبود اسناد و مدارک کافی در خصوص قمر (هم بدلیل عدم دسترسی به تکنولوزی های مدرن در آن روزگار در ایران و هم بدلایل اجتماعی و فرهنگی مزبور)،‌ ابعاد دراماتیک زندگی قمر،‌ اگر بیش از پیاف نباشد کمتر از آن نیست: