نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (I)

داریوش طلایی
داریوش طلایی
داریوش طلایی از موسیقیدانان نسل سوم بعد از وزیری است، او نوازنده برجسته تار و سه تار و استاد ردیف شناسی در موسیقی ایرانی است. «نت نویسی آموزشی و تحلیلی او از ردیف میرزاعبدالله» بهترین منبع و مرجع برای آموزش ردیف تار و سه تار میرزا عبدالله است. او در سال ۱۳۷۲ رساله «نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی» (۱)، را ارائه داده است.

این رساله در سال ۱۳۷۸ با کمی تجدیدنظر در مجله هنر (پرتال جامع علوم انسانی) تجدید چاپ شده است. نقل قول ها از این نوشته دوم با چ۲ (چاپ دوم) مشخص شده اند.

در مقدمه این رساله توجه داده شده به «فقدان یک تئوری مدون بر مبنای موسیقی سنتی» و کمبود ها و نارسایی هایِ حاصل از آن و اینکه:
«…اهمیت دستیابی به یک تئوری جامع موسیقی ایرانی ضرورتی انکار ناپذیر است.»

و در ادامه با فروتنی اضافه می کند:
«بررسی حاضر مقدمه ای است در جهت دست یابی به این تئوری.»

علاوه بر این، به لزوم و اهمیت تئوری هم اشاره کرده است:
«کشف قوانین حاکم بر موسیقی و تدوین منظم آن به صورت علمی، تئوری موسیقی را تشکیل می دهد. تئوری موسیقی، علمی است که نه تنها درک و آموزش موسیقی را آسان می کند، بلکه در رشد و بالندگی این هنر نقشی موئژ و اساسی دارد.» (ص۷)

او در این نوشته به دو نکته مهم برای شناسایی موسیقی ایران پرداخته یا اشاره کرده است. (که من در این بررسی به آنها خواهم پرداخت)، یکی اشاره به «جنسیت» در مقام ها و دوم، تفکیک آگاهانه سیستم ردیف (آهنگ ها یا ملودی ها) از سیستم صدا ها (که او «مایه» ها و در چاپ بعدی «مقام» ها یا «مُد» ها نامیده) است.

این اولین باری است که یک استاد موسیقی در تئوری نویسی خود، پیشنهادی ارائه می کند، نه به عنوان یک تئوری جامع، بلکه برای دست یابی به یک تئوری جامع.

برای بررسی این تئوری پردازی سه پرسش اساسی مطرح هستند:
• اول اینکه روش شناسایی و بررسی چگونه بوده است: مقوله روش یا متد.
• دوم چه زبانی (چه واژه هایی با چه مفاهیمی) برای بیانِ این شناسایی مورد استفاده بوده است: مقوله گفتمان.
• سوم و مهمتر، در نتیجه چه ساختمان و ساختاری از موسیقی ایرانی در این نوشته شناسایی شده است: مقوله شناخت.
این سه مقوله در هم تنیده اند، چرا که هر نوع نارسایی در روش یا زبان و بیان، باعث ایجاد مشکل در شناختِ ساختمان و ساختاری که عرضه شده است، می شود.

اول می پردازم به پرسش سوم و مقوله شناخت، چرا که اهمیت ویژه رساله به علت عرضه یک ساختار علمی و سیستماتیک بر پایه مبحث مقام شناسی در موسیقی ایرانی است. اما به علت کمبود هایی که در مقوله های روش و گفتمان شناسایی خواهد شد، مقوله شناخت هم با مشکلاتی همراه است که در این بررسی به آنها خواهم پرداخت.

در مقوله ساختمان و ساختار موسیقی ایرانی گزارش می شود که:
۱- «موسیقی ایرانی از سیستم «مدال» ی استفاده می کند که در آن یک سری چهارچوب های «مدال» عرضه می شوند.» (چ۲ص۱۲۷)
۲- با روش «تجزیه و تحلیل» این نتیجه حاصل شده است «که تمام «مُد» های موسیقی ایرانی فقط از چهار نوع دانگ مختلف ساخته شده اند.» (چ۲ص۱۲۸)
۳- «در مراحل ابتدایی شکل گیری مقام ها»… «موسیقی دان با گردش در محدوده های دو دانگ… یک مقام خاص را به وجود می آورد» (چ۲ص۱۲۹)
۴- «در ردیف موسیقی ایران روی هم رفته یازده نوع پیوستن دو دانگ که برای شکل گیری مقام ها به کار می روند، قابل شناسایی است.» (چ۲ص۱۲۹)
۵- برای تشکیل مقام غیر از دو دانگی ها، عوامل دیگری هم دخالت دارند: ۱– نوع دودانگی ۲– نت شاهد ۳– نت ایست ۴ – نت متغیر و دو عنصر فرعی: ۱ – جهت و نحوه حرکت و گردش خط موسیقی. ۲- فیگور های خاص مربوط به هر مقام. (چ۲ص۱۳۰)
۶- «دانگ» های چهارگانه: چهارگاه – شور – دشتی – ماهور، نام گذاری شده اند؛ همچنین «برای نام گذاری این دو دانگی هااز نام مهمترین دستگاه یا گوشه ردیف که در آن دودانگی مذکور مورد استفاده قرار گرفته» استفاده شده است. (چ۲ص۱۲۹)
۷- در ادامه یک سری تابلوهایی عرضه شده اند «که نمایانگر ساختار مقامی دستگاها و آوازهایی است که ردیف بر آنها بنا شده است.» (چ۲ص۱۳۰)

پی نوشت
۱- «نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی» نوشته داریوش طلایی چاپ اول ناشر ماهور تهران ۱۳۷۲

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

چارلی ورنون، نوازنده ترومبون باس

چارلی ورنون، نوازنده ترومبون باس

چارلز “چارلی” ورنون (Charles “Charlie” Vernon) نوازنده بزرگ آمریکایی ترومبون باس در ارکستر سمفونی شیکاگو است. ترومبون‌های رایج عملاً ترومبون‌های تنور و باس هستند. ترومبون از دوره رنسانس در موسیقی مذهبی کلیساها بکار می‌رفته ولی در آثار ارکستری چندان رایج نبود. بتهوون با استفاده از این ساز در موومان آخر سمفونی پنجم خود آن را رایج کرد و تحت تاثیر وی بود که بسیاری از آهنگسازان بعد از او، به ترومبون نقشی در آثار خود دادند.
مغالطات ایرانی – فرم اپرا (II)

مغالطات ایرانی – فرم اپرا (II)

در این مطالب دو شبهه مهم به آثار اخیر اپرایی ایرانی وارد می شود که این شبهات به زعم نویسندگانشان (و البته بعضی از همفکرانشان) قابل چشم پوشی نیست و بی درنگ سه اثر اخیر را فاقد شرایط لازم برای گرفتن عنوان اپرا معرفی می کند. این دو مورد، اجرا نشدن این آثار به صورت زنده است و دومی غیر آکوستیک بودن آنهاست.
“ضرب تار” آلبومی تازه از حمید متبسم

“ضرب تار” آلبومی تازه از حمید متبسم

«ضرب تار» نام آلبومی است از آثار حمید متبسم (تکنواز تار و سه تار مقیم هلند) دردستگاه همایون که به تازگی توسط ماهنامه فرهنگ و آهنگ و با همکاری موسسه آوا خورشید در تهران منتشر شده است. بهنام سامانی (نوازنده تمبک) نیز در این اثر، متبسم را همراهی کرده است.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VI)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VI)

ابراهیم در سال ۱۲۵ هجری قمری (برابر با ۷۴۲ میلادی) در کوفه به دنیا آمد و به ابراهیم موصلی معروف شد. پدرش ماهان و جدش بهمن از کشاورزان فارس بوده‌اند. وی ضمن مسافرتی به ری، موسیقی قدیمی ایران را از شخصی به نام «جوایونه» زرتشتی فرا گرفت و در آنجا با دختری به نام شاهک رازی وصلت کرد که فرزندی بنام اسحق در سال ۱۵۰ ه ق نصیبشان گردید.
نقشه‌برداری موسیقایی (IV)

نقشه‌برداری موسیقایی (IV)

نکتۀ اوّل تأثیرپذیری و رابطۀ همۀ هنرها با یکدیگر و با اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجود در جامعه است. در این مجموعۀ به هم پیوسته، هر معماریْ از هنرهای دیگر و از جمله موسیقی؛ هر آهنگ‌سازی از هنرهای دیگر و از جمله معماری متأثر است. ادیب معاصر، محمدرضا شفیعی‌کدکنی، در مقاله‌ای با عنوان «ساختار ساختارها» در مجلۀ «بخارا» به این رابطه پرداخته است.
نکاتی در تدریس و نوازندگی پیانو

نکاتی در تدریس و نوازندگی پیانو

بر کسی پوشیده نیست که نوازندگی نیز مانند تمامی مهارتهای فیزیکی هنری و حتی غیر هنری چنانچه علاوه بر تمرین و ممارست با مطالعه تجارب دیگران، روشها و مفاهیم بنیادی توام باشد، در نهایت نتیجه بهتری را عاید هنرجو خواهد کرد. به همین علت نوازندگان باید ایده های کهنه ای مانند تمرین های مدام و مکانیکی صرف را کنار گذاشته و به نوازندگی بصورت علمی تر و هنری تر نگاه کنند و آنرا صرفا یک مهارت فیزیکی نپندارند.
گفتگو با ریچی (II)

گفتگو با ریچی (II)

ریچی می گوید: “کاواکاس ویولونیست خوبیست. استیلی معمارگونه دارد. ساختاری محکم و پر تپش. ساختار کاری او دارای نقاط واضح و کانونی مختص خود است. از لغزشهای بیهوده اجتناب می کند و این یک نقطه قوت است. ولی به لحاظ شخصیت همچنان معمارگونه است.”
زوج هنری بارنبویم – دوپره  : ژاکلین دوپره (I)

زوج هنری بارنبویم – دوپره : ژاکلین دوپره (I)

ژاکلین ماری دوپره Jacqueline Mary du Pré از برجسته ترین نوازندگان ویولن سل جهان، در ژانویه ۱۹۴۵ در آکسفورد انگلستان متولد شد. در سن چهار سالگی برای اولین بار نوای ویولن سل را از رادیو شنید و از آن پس، صدای این ساز تا آخر عمر همراه همیشگی او بود. فراگیری ویولن سل را نزد مادرش آیریس دوپره Iris du Pré که خود نوازنده پیانو بود، آغاز نمود.
اگر نمی توانی مشهورترین باشی، بدنام ترین باش

اگر نمی توانی مشهورترین باشی، بدنام ترین باش

بدون شک فیلم شیکاگو (Chicago) به کارگردانی Rob Marshall بهترین فیلم موزیکالی است که در دهه اخیر ساخته شده است، فیلمی سراسر موسیقی ارکسترال، موسیقی با کلام و حتی مملو از کلام موسیقایی. فیلمی که با بازی زیبای هنرمندانی چون ریچارد گیر (Richard Gere) در نقش یک وکلیل، کاترینا زتا جونز (Catherine Zeta-Jones) در نقش یک خواننده معروف Jazz و رنی زلوگر (Renée Zellweger) در نقش یک خواننده معمولی کر، به روی صحنه آمد و پس از سالها جای خالی فیلم های موفق موزیکال در سینما را پر کرد.
لئونارد کوهن

لئونارد کوهن

هرچند لئونارد کوهن، موفق ترین ترانه سرا و خواننده اواخر دهه ۶۰ نبود اما بدون شک یکی از جذاب ترین و دیرپا ترین آنها به شمار میرود. او توانست حضور قابل توجهی در دهه های بعدی داشته باشد و موفق شد توجه منتقدانی که دیگر به هم نسلان او توجه خاصی نشان نمیدادند را همچنان به خود معطوف کند.