نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (II)

داریوش طلایی
داریوش طلایی
آنچه که در این ساختمان و ساختار «نگرشی نو»، جالب، و علمی است، و برای اولین بار در تئوری پردازیِ موسیقی ایرانی مطرح شده است، « ساختار مقامی دستگاها و آوازهایی است که ردیف بر آنها بنا شده است.» ؛ که در مقدمه این نوشته هم اشاره کردم، یعنی تفکیک آگاهانه سیستم ردیف ( آهنگ ها یا ملودی ها) از سیستم مقام ها. این یک قدم اساسی است در راه رسیدن به یک گفتمان علمی و تئوری پردازی در موسیقی ایرانی. در این ساختار «دستگاه» مجموعه ای از گوشه ها که هریک ملودی های خاصی دارند، نیست؛ بلکه یک سیستم پیچیده صوتی است که از چندین مقامِ مرتبط با هم ساخته شده است.

استادان موسیقی ایرانی با استفاده از این سیستم های پیچیده صوتی (دستگاه) می توانند جدا از گوشه ها و ملودی هایِ ردیفِ استادان قدیمی، با خلاقیت به سخنوریِ موسیقایی یا «بداهه نوازی» بپردازند. شناسایی دقیق این سیستم های پیچیده، برنامه کاری تئوری پردازی در موسیقی ایرانی است.

اما، همانگونه که در ادامه بررسی خواهدشد، اشکال اساسی در تئوری پردازیِ داریوش طلایی، برداشت او از ساختمانِ مقام است؛ که با واژه های عامیانه «دانگ» و «دودانگی ها» و «چهارچوب مدال» و نام گذاری های نامناسب، از مسیر علمی – سیستماتیک، خارج شده و در فضای معهودِ عامیانگیِ موسیقی ایرانی، درمی ماند. علت بروز مشکلات، عدم توجه به مقوله های اول و دوم، یعنی مقوله روش یا متد شناسایی، و مقوله گفتمان است؛ که در ادامه به بررسی آنها می پردازم.

در مورد روشِ شناسایی، در چاپ اول و دوم، اشاره ی مختصر شده است که:
در چاپ اول: «بعد از سال ها کوشش (تلمذ و تأمل) در زمینه موسیقی ایرانی واجرا و تجزیه و تحلیل این موسیقی و اندازه گیری فواصل آن، به این نتیجه رسیده ام که تمام «مُد» های موسیقی ایرانی فقط از چهار نوع دانگ مختلف ساخته شده است.» (ص۲۲)

در چاپ دوم: « پس از بررسی و تجزیه و تحلیل رپرتوار ملودی های موسیقی ایرانی این نتیجه حاصل آمد که سیستم مدال موسیقی ایرانی با استفاده از چهار نوع دانگ اصلی شکل گرفته است.» (چ۲ص۱۲۸)

روش «تجزیه و تحلیل» البته شناخته شده و معتبر است، اما در ادامه معلوم نمی شود که کدام ملودی ها و چگونه تجزیه شده اند و اجزاء چگونه بوده اند و چگونه مورد تحلیل قرار گرفته اند که در نتیجه «چهار دانگ اصلی» حاصل آمده است. واژه «اصلی» در چاپ دوم، وجود «دانگ های فرعی» را هم محتمل می کند. ولی در هر دو چاپ بیش از چهار دانگ، معرفی نشده است. در هر حال تنها استفاده از واژه های «تجزیه و تحلیل» روش شناسایی را مشخص نمی کند.

اشکال دیگری که در مقوله روش در این نوشته (و در نوشته های دیگر و مشابه) دیده می شود، این است که، در خاتمه، فهرستی از منابع و کتاب های دیگران آمده، اما در متن اشاره نمی شود، و معلوم نیست که از این منابع در چه مورد و چگونه استفاده شده است. به عنوان مثال در «کتابنامه» ی نوشته داریوش طلایی کتاب هرمز فرهت «مفهوم دستگاه در موسیقی ایرانی » آمده است. آراء هرمز فرهت با تئوری پردازی های داریوش طلایی هم خوان و هم سو نیستند . جالب می بود اگر می دانستیم که از این نوشته چه سودی برده شده است. در هر حال این نوع استفاده از منابع متعلق به دیگران، روشی علمی وقابل قبول نیست.

یک دیدگاه

  • ابوالفضل
    ارسال شده در مرداد ۲۶, ۱۳۹۴ در ۱۰:۵۵ ق.ظ

    با سلام خدمت مدیر محترم وهنرمند سایت .استاد داریوش پیرنیاکان در مصاحبه ایی با همین سایت گفته اند سه مکتب تار نوازی بیشتر در ایران نیست وهمه نوازندگان به نوعی در یکی از این سه مکتب می نوازندمکتب اقاحسین قلی مکتب استادوزیری ومکتب استادشهنازی اگر ممکن است دراین زمینه و ویژگیهای هرمکتب با ایشان گفتگوکنید
    با تشکر

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

همین ویژگی‌هاست که موجب شده است این کتاب بارها تجدید چاپ و روزآمد شود و هنوز نیز پس از گذشت چهار دهه کماکان به‌عنوان یکی از پُرطرفدارترین منابع اصلی برای درس‌های آشنایی با موسیقی ــ البته با تمرکز بر موسیقی کلاسیک یا هنری غربی ــ کاربرد و رواج داشته باشد.

از روزهای گذشته…

محمد رضا درویشی و کلیدر (VI)

محمد رضا درویشی و کلیدر (VI)

در انتها ذکر چند نکتۀ تکراری در مورد اجرای مشترک هنرمندان حسین علیزاده و محمدرضا درویشی ضروری به نظر می رسد. شاید یکی از مهمترین نکاتی که نظر خیلی از مخاطبان را به خود جلب کرد ، دعوت از ارکستر زهی ناسیونال اوکراین بود و اینکه آیا این ارکستر توانست از پس اجرای مناسب این آثار برآید؟
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (III)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (III)

تا چندی پیش من تنها اجرای زنده داشتم. شما روی صحنه می روید و باید تمام تلاش خود را بکنید و امیدوارید که نتیجه شرمگینانه نباشد! دو سال پیش در یک استودیو، لولو (Lulu) و ووزچ (Wozzeck) را به همراه لوین (Levine) اجرا و ضبط کردم که اخیرا تکثیر شده است و این اولین کار ضبط من از آثار موتسارت با ماکراس (Mackerras) بوده. بیشتر آثار اپرایی برای ضبط من تا حدی غیر معمول بودند و با صدای خیلی زیر…
درباره‌ی پتریس وسکس (V)

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

نخست خلاقیت وی در دگرگونه شیوش صدای ساز رخ نمود. صدایی که پلی شد میان صداهایی از خاطره سنتور و آینده هنوز آفریده نشده اش. او این همه را بر بنیاد راست، استوار نشستن در پشت سنتور، یکی شدن دست و مضراب و بهره بردن از تمامی جان دست برای به فریاد آوردن آن همه سیم به دست می آورد. به حرکت های دست، جز از گردش از سر مچ یا بازی حلقه مضراب به دور انگشتان باز، تازش مچ، هم گیری و فشردن انگشتان انتهایی و نرمی ته دست را افزود، بنابراین ظرافت نواختن مضراب با صلابت همنشین شد.
مرور آلبوم «پوئم سمفونی تختی»

مرور آلبوم «پوئم سمفونی تختی»

هیچ چیز، دقیقا هیچ چیز، نمی‌تواند اثری را که خودش بر پای خویش نمی‌ایستد استوار کند. نه نام رهبر ارکستر نام‌آور، علی رهبری (احتمالا شناخته‌شده‌ترین رهبر ایرانی)، نه اجرای خوش‌آهنگ و حرفه‌ای «ارکستر فیلارمونیک پراگ»، نه خوش‌صدایی خواننده‌ی مشهور، محمد معتمدی، نه شعر حماسی یادآور پهلوانان شاهنامه، و نه حتا بار عاطفی نام و سرنوشت تراژیک کسی که در ذهن مخاطب ایرانی یکی از اسطوره‌های معاصر است (غلامرضا تختی)، هیچکدام کمکی به «پوئم سمفونی تختی» نمی‌کند.
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

سخن از این است که اگر شما انگشت‌گذاری مورب را برگزینید، بسیاری از مشکلاتی که در انگشت‌گذاری عمود با آن مواجه بوده‌اید برطرف یا آسان‌تر خواهد شد. برای مثال:
نابغه‌ی موسیقی از نظرگاهِ ژان ژاک روسو

نابغه‌ی موسیقی از نظرگاهِ ژان ژاک روسو

مدخل “نابغه‌ی موسیقی” در دائره المعارف موسیقی روسو با دیگر مدخل‌ها متفاوت است. گویی روسو از چیزی یا پرسشی از جانب کسی برآشفته است، لحن و نوع طرح موضوع در این مدخل کاملا با کل کتاب متفاوت است و زبانی پر شور و طغیانگر دارد. توضیح این نکته ضروریست که آنچه که به دایره المعارف موسیقی روسو مشهور شده در حقیقت مدخل های مربوط به موسیقی دائره المعارف مشهور دوره ی دیرکتوار فرانسه به سردبیری دنی دیدرو بوده که روسو مسئول نوشتن آن بوده است و بعدها حدود هفتصد مدخل موسیقایی آن بصورت جداگانه ویرایش و منتشر شده است. (سعید یعقوبیان)
هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (I)

هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (I)

هفزیباه منوهین (۱۹۸۱ ژانویه ۱- ۱۹۲۰ مه ۲۰) پیانیست آمریکایی – یهودی، مدافع حقوق بشر، زبان شناس و نویسنده ای است که در خلق چندین کتاب و نگارش، با همسر دومش، ریچارد حائوسر (Richard Hauser) مشارکت داشت. او همچنین خواهر لرد یهودی منوهین (Yehudi Menuhin) ویولونیست و یالتاح منوهین (Yaltah Menuhin)، پیانیست، نقاش و شاعر، بود.
سلطانی: موسیقی مینی مال یک نوع بازگشت به خاستگاهِ مفاهیم آغازین موسیقی را در خود دارد

سلطانی: موسیقی مینی مال یک نوع بازگشت به خاستگاهِ مفاهیم آغازین موسیقی را در خود دارد

کیج عنوان می کند که با فرق گذاشتن بین پارتسیون های causal و effect ، انهدام چهره و هستی پیانوی مقدس، موسیقی مغرب زمین را با فقر تکنولوژیک رو به رو کرده و بر پایه ی همین ذهنیت، با آهنگ سازانی چون فلدمن و براون، طرح موسیقی برای نوار مغناطیسی را به عنوان اولین گروه در آمریکا راه اندازی می کنند.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIV)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIV)

در هر حال باید برای این منطقه بزرگ فرهنگی نامی مناسب داشته باشیم که مورد قبول و قابل استفاده برای تمام نژادها، اقوام و ملت ها با ادیان و زبان های مختلف شان باشد. همان طور که در اروپا چنین است و ملت ها و نژادهای مختلف این منطقه با وجود اختلافاتی که در مقوله حکومت و سیاست داشته و جنگ های خانمان سوزی که با هم کرده اند، در مقوله های فرهنگی، هویت و تاریخ مشترک اروپایی دارند.