بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (II)

‏ تیموتی رایس
‏ تیموتی رایس
در نظر رایس (۱۳۸۴: ۱۳۱)، مدل‏دهی نیازمند پرسش دو سؤال است: «چه کار داریم می‏کنیم؟» و «چه کار باید بکنیم؟». این دو سؤال در ارتباط با دو نوع مدل‏ سازی هستند که «گیرتز» میان آن‏ها تمایز قائل شده ‏است (هاروود ۱۳۸۵: ۱۷۴). نوع اول در ارتباط با سؤالی توصیفی و نوع دوم در پیوند با سؤالی تجویزی است و به ترتیب، این‏طور نشان داده‏ می‏شوند: «مدلِ» و «مدل برای». به عقیده‏ی رایس (۱۳۸۴: ۱۳۱)، مؤثر بودن نوع اول به میزان «گستره‏ی شمول»ِ آن بر کارهای پیشین، و در نوع دوم به «”الزام اخلاقی” که برای کنش آینده فراهم می‏‏آورد» بستگی دارد.

شرح تفکرات و ادبیات قوم‏ موسیقی‏ شناسی تا زمان نگارش مقاله
رایس از دو بعد به توصیف وضعیت موجود پرداخته ‏است. از یک بعد به بیان فراگیریِ مدل مریام و نیز مقولات تحلیلیِ آن در میان تألیفات و مباحثات آن سال‏ها پرداخته و از بعدی دیگر «پیش طنین ‏هایی» از نوعی تفکر متفاوت و تازه را در هوا جاری می‌بیند (همان: ۱۳۶). او از مدل مریام به عنوان «بهترین نمونه‏ ی یک مدل مؤثر در تاریخ اخیر اتنوموزیکولوژی» یاد کرده و آن را «نطفه‏ ی اصلی»ِ رشته‌ی مذکور می ‏نامد به طوری که هنوز نفوذ داشته و به آن استناد می‏شود (همان: ۱۳۱-۱۳۲). در کنار این‏ها، رایس، از دید خود، «مشکلات مرکزی»ِ مدل مریام را مشخص کرده و آن‏ها را «به عنوان نقطه‏ی آغاز»ِ کار خود قرار داده ‏است (کاسکف ۱۳۸۵: ۱۶۶).

وی توضیح می‏دهد که در سال‏های بعد از ارائه‏ی مدل مریام، کارکردهای این مدل بسیار به سمت «روندهای اجتماعی» سوق پیدا کردند و این امر موجبِ دورشدنِ اتنوموزیکولوژی از «ملاحظات تاریخی» شد (همان: ۱۳۵). به زعم رایس، پرسش محوریِ این مدل بدین مضمون است: «چگونه می‏توان به شکلی قانع کننده درباره ‏ی رابطه‏ ی موسیقی و دیگر رفتارهای انسانی سخن گفت[؟]‏‏» آنگونه که رایس شرح می‏ دهد، در طول سال‏های پیش از نگارش مقاله ‏اش، قسمت زیادی از آثار در جستجوی پاسخ این سؤال بوده ‏اند. او عقیده دارد که پاسخ به این سؤال مستلزم اتحاد کامل میان رویکردهای انسان‏ شناختی و موسیقی‏ شناسی بود، اما بنا به تحلیل او، عدم توافق و بدبینی در دست‏یابی به اتحاد و یگانگیِ رویکردهای اخیر، مبنای کار نبودن مدل مریام در تحقیقات انسان‏ شناسی‏ موسیقی و نکوشیدن در کاربردی‏ کردنِ آن سبب بروز وضعیتی «غریب» می‏شود. در جهت رفع این مشکلات، او بازسازی مدل اتنوموزیکولوژی را به عنوان راه حل پیشنهاد می‏کند (رایس ۱۳۸۴: ۱۳۴؛ ۱۳۸۵: ۱۸۸).

مضافاً مسأله‏ ی دیگری که رایس به عنوان یک کاستی به حساب آورده که نیاز به تجدید نظر دارد، عبارت‏ است از «منزوی سازی» و «تکی بودن»ِ دورنماهای سه رشته‏ ی موسیقی‏ شناسی، اتنوموزیکولوژی و موسیقی‏ شناسی تاریخی و همچنین، «نادیده گرفتن» ِ دستاوردهای رشته‏ های اخیر توسط یکدیگر.

در ارتباط با نظرات فوق، سیگر (۱۳۸۵: ۱۵۹) معتقد است که رایس براساس محتوای سه صفحه از آغاز کتاب مریام به ارائه‏ای از مدل او پرداخته ‏است و این مدل «بیش از حد ساده» گویای صورت کامل اندیشه‏ ی مریام، پیچیدگی آن و شامل پیشنهادهای او برای پژوهش موسیقی نیست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (VI)

در نظریه سازه های میانی گفتیم که هنگامی که جوهره یک اثر به صورت ارغنونی در ذهن یا خودآگاه هنرمند شکل می گیرد، هنرمند ناچار است این اثر درونی را متجسد کرده و عرضه کند. در این حال است که سازه های میانی مطرح می شوند. برای مثال هنگامی که یک ملودی در ذهن شما شکل می گیرد، روند اولین ظهور جوهره اثر تمام می شود. در مرحله بعدی است که هنرمند نیاز به فنون آشکارسازی آن نغمه یا تصویر درونی را پیدا می کند. به این ترتیب هر هنری را می توان شامل دو میدان دانست؛ یکی زایش ارغنونی و درونی اثر و دیگری تجسد یافتن آن از طریق سازه های میانی، چون ابزارهای نقاشی یا سازهای موسیقی.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (XI)

سیر صعودی سازهای زهی و از طرف دیگر دینامیک سازهای دیگر به «دوشنبه» می‌رسد و در دوشنبه که طبق یادداشت‌های راوی داستان روز تولدش است، ثابت می‌ماند و با رسیدن به «شعر تو» دوباره به‌جریان می‌افتد و در لحظه‌ای که راوی آرزو می‌کند که «بارون بزنه» آرام می‌گیرد. تا اینجای کار تنها نیمه‌ی نخست آهنگ را شنیده‌ایم و توالی آکوردها، تغییر سرعت یا تمپو، دینامیک سازها و صدای فرهاد در این نیمه از نظر پیوند ترانه و موسیقی، شاهکاری بی‌بدیل است.

از روزهای گذشته…

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی <br>در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (III)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (III)

«در این آثار (مانند نمونه سوم)… اندیشه هست، احساس هست، زیبایی هست، ذوق هست، حرکت زمان هست، تازگی، طراوات، امید، حرکت و شادابی مدام هست، و مهمتر از همه اینها انسان و انسانیت هست». «این ها را (نمونه سوم را) می توان “اثر هنری” نامید (ص۵۳).»
رسول صادقی: حامی اصلی ما اسحاق چگینی بود

رسول صادقی: حامی اصلی ما اسحاق چگینی بود

بله و هم اکنون نیز گروه تخصصی نی در حال فعالیت است و اعضای این گروه را جمعی از بهترین اساتید نی و محققین موسیقی تشکیل می دهند. قبلا استاد حسین عمومی کلید سی رو به نی اضافه کرده بودند البته با افزودن یک بند اضافه و تغییر در طول نی و تعداد بندها که ابتکار ایشان هم با موافقت ها و مخالفت هایی روبرو شد ولی در نتیجه بخش بودن کار ایشان شکی نیست چون این نوع از نی کلید گذاری شده هم مورد استفاده قرار گرفته و قطعاتی توسط آن اجرا شده و در عمل نتیجه خود را نشان داده است. منتها کلید گذاری به روشی که بنده انجام دادم با حفظ هفت بند بودن نی انجام شده است.