گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (V)

موومان چهارم برگرفته از مارش نگهبانان از اپرای Les francs-juges (برلیوز- ۱۸۲۶) می باشد. برای سازگار کردن این قطعه با سمفونی فانتاستیک، در اوج مارش، یک کلارینت سولو نواختن ایده فیکس را آغاز می کند و این در واقع توصیف لحظه ایست که هنرمندِ محکوم به سمت محل اعدام برده می شود و روی سکوی اعدام خاطره ی معشوق دیگر بار در برابرش پدیدار می شود.

موومان چهارم برگرفته از مارش نگهبانان از اپرای Les francs-juges (برلیوز- ۱۸۲۶) می باشد. برای سازگار کردن این قطعه با سمفونی فانتاستیک، در اوج مارش، یک کلارینت سولو نواختن ایده فیکس را آغاز می کند و این در واقع توصیف لحظه ایست که هنرمندِ محکوم به سمت محل اعدام برده می شود و روی سکوی اعدام خاطره ی معشوق دیگر بار در برابرش پدیدار می شود.

در همین هنگام با شنیده شدن آکوردی فورتیسیمو در سل مینور، تیغه ی گیوتین فرود آمده، سر از بدنش جدا می شود.

چند نت پیتسیکاتو که بی درنگ پس از این آکورد سهمگین شنیده مــی شود را می توان نمایانگر غلتیدن سرِ جدا شده در سبد دانست (میزان ۱۶۴ تا پایان موومان).

پس از مرگ او، در نُه میزان واپسین موومان، ارکستر یک سری آکورد پیروزمندانه در سل ماژور را به صورت توتی اجرا می کند که گویا نمایانگر هلهله ی تماشاگران اعدام است.

برلیوز پس از نخستین اجرای سمفونی فانتاستیک، کامیابانه گفته است: «موومان به سوی اعدام، پنجاه بار از آنچه انتظار داشتم هراس انگیزتر بود».

موومان پنجم
Larghetto; Allegro

کابوس جشن جادوگران: خود را در شب جشن ساحران میان انبوهی هراس انگیز از انواع غول ها، جادوگران و هیولاهایی می بیند که برای تشییع او گرد آمده اند.

سر و صداهایی غریب، فغان، خنده های گوش خراش… فریادهایی از دوردست که گویی فریادهایی دیگر به آنها پاسخ می دهند. ملودی معشوق به گوش می رسد اما حالت نجیبانه و محجوبش را از دست داده است؛ دیگر چیزی بیش از آهنگ رقصی مبتذل و ناهنجار نیست.

معشوق او است که به جشن جادوگران آمده!… زوزه ای سرخوشانه ورود او را تهنیت می گوید… معشوق در باده گساریِ ابلیسی شرکت می کند… ناقوس عزا نواخته می شود، پرداختی هجوآمیز از دی یس ایره. رقص جادوگران. نوای رقص و دی یس ایره در هم می آمیزند. [شرح آهنگساز]

این موومان بحث انگیزترین موومان این سمفونی به شمار می آید و این اثر را نسبت به همه ی تلاش ها و تجربیات پیشین در این نوع موسیقی برجسته تر می سازد. به عنوان مدلی مشابه و معاصر موسیقیِ این موومان، می توان از صحنه ی دره ی گرگ از پرده دوم اپرای فرایشوتس اثر وبر یاد کرد که تنها در بخشهایی قابل مقایسه هستند؛ چرا که وبر آمیزه ای از گفتار، آواز، نمایش موزیکال و موسیقی ارکسترال را بکار گرفته ولی برلیوز به استفاده از ارکستر بسنده کرده است. در بین پنج موومان این سمفونی، موومان پنجم فرم آزادتری دارد. هرچند براستی ساختاری ظریف و دقیق را داراست.

مقدمه ی کند و آرام (لارگتو) شنونده را یکباره به قلمرو موجودات مخوف و فرا طبیعی می کشاند و «سروصدای غریب، فغان، خنده های گوش خراش» و «فریادهایی از دوردست» را تداعی می کند.

ترمولوهای وهم انگیز زهی های سوردین دار با صداهای زیر و صداهای رعب آور و بم ویولنسل ها و کنترباس ها، آغاز کننده ی زنجیره ای از ایده های کوتاه و جداگانه هستند که هر کدام رنگ صوتی، گستره زیر و بم و دینامیکی بسیار متضاد با دیگری دارد.

مهدی دولتی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است