جیم کروچه

Jim Croce , 1943 - 1973
Jim Croce , 1943 - 1973
بنا به نظر بسیاری از دست اندرکاران، ناگوارترین فاجعه در صنعت موسیقی، مرگ نابهنگام هنرمندی در زمان شکوفایی است. زمانی که او تازه توانسته است وارد جریان اصلی موسیقی شده و توجه مخاطبین را در سطح وسیعی به خود جلب کند.

جیم کروچه، یکی از این هنرمندان بود، ترانه سرا و خواننده ای با ترانه هایی جذاب که گاهی در اوج شادمانی و گاهی سرشار از غم غربت و اندوه بودند. با وجود اینکه از جیم کروچه تعداد اندکی آلبوم و ترانه باقی مانده است، او پس از مرگ نا بهنگامش در سقوط هواپیما، همچنان در خاطر علاقمندانش زنده است.

معمولی بودن زندگی کروچه، که در خانه ای عادی با همسر و پسرش زندگی میکرد، بسیار بر دل هوادارانش نشسته بود. او قبل از اینکه به طور جدی به کار موسیقی بپردازد، برای امرار معاش به کارهای بدنی و سخت پرداخته بود و به همین دلیل میتوانست با اشعار صادقانه و قدرتمندش که به سادگی از طنز تلخ به احساسات ملایم یا غم و اندوه حرکت میکرد، جمع کثیری را شیفته ترانه های خود کند.تعداد اندکی از هنرمندان توانسته اند در ترانه های خود تا به این درجه از صداقت رسیده و داستانهای اشعارشان تا این درجه قابل قبول و دلنشین باشد.

جیمز کروچه، متولد سال ۱۹۴۳ در فیلادلفیا است. او در محیطی پر از موسیقی رگتایم و کانتری رشد کرد و استعداد موسیقی خود را در ۵ سالگی، با نواختن آکاردئون، نشان داد اما تا سال ۱۹۶۴، موسیقی را جدی نگرفت. در این سال او به تازگی وارد کالج ویلانووا Villanova در پنسیلوانیا، شده بود. در آنجا جیمز چند گروه موسیقی تشکیل داد و در مهمانیها به نواختن موسیقی میپرداخت ” هرچه دوست داشتند بشنوند، برایشان مینواختم. بلوز، راک و آکاپلا acapella ، هرچیزی که فکر کنید.”

یکی از گروههای جیمز، برای یک تور تبادل موسیقی با آفریقا و خاور میانه، انتخاب شد. جیمز تعریف میکرد که:” بسیار به ما خوش میگذشت، ما از همان غذایی که آنها میخوردند میخوردیم،در جنگل زندگی میکردیم و آواز میخواندیم. البته آنها در آنجا انگلیسی صحبت نمیکنند…اما اگر آدم به آنچه میخواند اعتقاد داشته باشد، همه آنرا درک میکنند.”

Audio File I Got A Name

جیمز پس از بازگشت به فیلادلفیا به کار موسیقی در بارها، مهمانیها و برنامه های کوچک محلی ادامه داد، اما کار اصلی او در این زمان تدریس و بنایی بود. در سال ۱۹۶۹، خانواده کروچه به همراه هم کلاس قدیمی جیمز، تامی وست (Tommy West) به نیویورک نقل مکان کرده و آلبومی را به نام جیم و اینگرید (Jim and Ingrid) منتشر کردند. این آلبوم، موفق نبود و در نتیجه آنها به مزرعه ای در لیندل Lyndell رفتند، جایی که جیمز در بین مشاغل مختلف به کار در رادیو هم میپرداخت و برای چند آگهی رادیویی قطعات بسیار کوچکی را اجرا کرد.

در همین دوران او توجه یکی از کارگزاران کمپانی ABC/Dunhill را به خود جلب کرد و قراردادی را با این شرکت امضا نمود. آلبوم دوم او You Don’t Mess Around with Jim در سال ۷۲، با سه ترانه Operator (That’s Not the Way It Feels)، Time in a Bottle و ترانه …You Don’t Mess که همگی در صدر جدولهای ارزش گذاری قرار گرفتند، کاری بسیار موفق بود. ترانه Time in a Bottle در واقع اثری بود که جیم کروچه را از میان سدهای محکمی که در راه شهرت و محبوبیت قرار داشتند عبور داد و بلافاصله به مقام اول فهرست مجله بیلبورد رسانید.

Audio File Time In A Bottle

جیم به سرعت به چهره ای محبوب مبدل شد و اجرای زنده او در کلوبها و کنسرتها با استقبال بی نظیری مواجه میشد چرا که شیوه اجرای دوستانه و صمیمی او، جای خاصی در دل همه مخاطبینش باز کرده بود.

در اوایل سال ۱۹۷۳ آلبوم بعدی او، Life and Times با ترانه Bad, Bad Leroy Brown باز هم موفق به کسب مقام اول شد. جیمز پس از چهار سال سفر دلتنگ کننده با تور به خانه بازگشت تا زمان بیشتری را با همسر و پسر نوزادش آدرین جیمز Adrian James سپری کند، اما متاسفانه این تور هرگز کامل نشد، تنها دو ماه پس از ورود ترانه Bad, Bad Leroy Brown به فهرست بهترینها، هواپیمای جیمز در لوس آنجلس سقوط کرد و او به همراه چهار سرنشین دیگر، دردم کشته شدند.

اوج موفقیت جیم کروچه، پس از مرگ او با انتشار آلبوم I Got a Name به وقوع پیوست. ترانه اصلی این آلبوم به همراه ترانه I’ll Have to Say I Love You in a Song به فهرست بهترینهای Top Ten رسیدند. چند آلبوم دیگر هم، از جمله برگزیده ترانه های جیمز کروچه و Photographs and Memories پس از مرگ او منتشر شدند و محبوبیت این ترانه سرای فقید را به اوج رساندند. امروز هم، پس از گذشت سالها، شنیدن ترانه های او با این فکر همراه است که اگر جیمز چند سال بیشتر در این جهان بود، استعداد فوق العاده اش او را به کجا میرساند، متاسفانه، چنین پرسشهایی همواره بی جواب باقی میمانند و آنچه مهم است، اثری است که این هنرمند بی نظیر در ترانه هایش برجا گذاشته است.

ریتم و ترادیسی (VIII)

دو نمونه در شکل ۱۰ نشان داده شده است. در قسمت (الف)، یک موج مربعی دارای دو تغییر در واحد زمان با یک موج مربعی دارای سه تغییر در واحد زمان ترکیب شده است. در حالت برآیند، تعییرات (نت های جدید) در چهار زمان از شش زمان ممکن اتفاق می افتد. ریتم حاصل شده همچنین در نت نویسی موسیقایی استاندارد، و در نت نویسی چرخه ای نیز نشان داده شده است. به طور مشابه، قسمت (ب) یک الگوی چهار-بر-سه را نشان می دهد، که منجر به یک چندریتمی پیچیده تر شده است. نظام شِلینجِر روش مولد چندریتمی ها است که روش ترکیب سلسله ضربان های چندگانه ی پی در پی، هر یک با دوره ی تناوب خاص خود می باشد. وقتی هم زمان نواخته شوند، چندریتمی به صدا درمی آید.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

از روزهای گذشته…

چاهیان: هدفم رسیدن به زبان آهنگسازی با هویت موسیقی ایرانی است

چاهیان: هدفم رسیدن به زبان آهنگسازی با هویت موسیقی ایرانی است

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با با مژگان چاهیان، پژوهشگر موسیقی خراسان و آهنگساز و خواننده موسیقی دستگاهی، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.
فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

تک‌نوازی سنتور مشکاتیان؛ چیزی که خیلی‌ها منتظرش بودند، با حال و هوایی شبیه آن‌چه در نوار «مژده‌ی بهار» شنیده بودیم آغاز شد. این شیوه‌ی سنتورنوازی را (از دیدگاه صدادهی، ملودی و همراهی‌ها) آغازگر جریانی می‌دانند که بعدها به سنتورنوازی معاصر شهرت یافت. گونه‌ای از نوازندگی این ساز خوش صدا که در آن سال‌ها سخت تازه بود، اما امروز دیگر این طور نیست. ساز مشکاتیان با آواز «نوربخش» همراهی می‌شد.
گفتگو با ند رورم (II)

گفتگو با ند رورم (II)

من برای سالهای زیادی در فرانسه زندگی کرده ام، در حدود چهارصد یا پانصد هزار شعر دارم که ۲۰ تای آنها به زبان فرانسوی است و چندین قطعه برای کر به زبان لاتین دارم. به عقیده من اگر ما ادبیات خود را خلق نکنیم هیچ کس دیگری اینکار را برایمان انجام نخواهد داد. موسیقی هیچ معنای تعریف شده ای ندارد. هیچ کس نمی تواند ثابت کند که آن معنایی دارد آنچنان که ادبیات همواره معنایی دارد همچنین نقاشی… اما موسیقی آنگونه نیست، نمی توانید بگویید این یک سیب است، یا شخص است. حتی معانی انتزاعی تر همچون مرگ یا باد را نیز نمی دهد.
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (II)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (II)

در بهار ۱۹۴۵، بعد از انقلاب پاریس، رامپال توسط آهنگساز Henri Tomasi و سپس رهبر ارکستر ملی فرانسه (Orchestre National de France ) دعوت شد تا در رادیوی ملی فرانسه بطور زنده کنسرتو فلوت Jacques Ibert را که در سال ۱۹۳۴ برای Marcel Moyse نوشته بود را اجرا کند. این برنامه او در رادیو اولین در میان برنامه های مشابه بود و به شروع کنسرتهای او کمک کرد. در این زمان او فلوت را به عنوان یک ساز سلو در کنسرتها ترویج داد که بوضوح این کار رامپال بر اثر راهنمایی های Moyse بود.
هستی و شناخت در منظر هنر (I)

هستی و شناخت در منظر هنر (I)

شناخت حاوی مثلثی از خیال، تجربه و عقل است. هر شناختی از خیال آغاز، سپس به تجربه و در فرجام به عقل یا همان مجموعه منطق های زاییده شده فرجام پیدا می کند. حذف هر یک از این سه قلمرو منجر به ابتر ماندن شناخت خواهد شد. خیال نیرو و انگیزه تحرک برای شناخت را فراهم می کند، بستر ظهور عشق و کنجکاوی است، نیرویی است که انسان را وا می‌دارد تا از تسلط خطرناک تکرار برخود رها شود، قدرتی است پرسش آفرین.
” Let It Be” اثر مک کارتنی (II)

” Let It Be” اثر مک کارتنی (II)

در ۲۶ ماه مارس سال ۱۹۷۰، فیل اسپکتور (Phil Spector) – تهیه کننده و آهنگساز – ترانه مذکور را برای آلبوم ” Let It Be” مجددا تنظیم نموده و در آن تغییراتی نسبت به نسخه تک آهنگ اعمال نمود. از جمله اینکه دو اجرای مختلف تک نوازی گیتار به طور همزمان در آن گنجانده شد و در انتهای ترانه جمله ” There will be an answer” به جای یک بار دو بار تکرار می گردید. اجرای قدیمی این ترانه در آلبوم Anthology 3 که در ۲۸ اکتبر سال ۱۹۹۶ روانه بازار شد، مجددا به گوش رسید.
باغسنگانی: اگر اجازه داشتم، شب ها هم در رادیو می ماندم!

باغسنگانی: اگر اجازه داشتم، شب ها هم در رادیو می ماندم!

این موضوع بعد از مدتها یکی از مشکلات من هم شده بود. گاهی وقتها حجم کار به حدی بود که تقریبا هر روز یکی از مجلات یا روزنامه های آن روز یک مطلب از من را منتشر کرده بود یا حتی روزهایی هم بوده است که پنج روزنامه و مجله مطلبم را منتشر کرده اند. با تمام اینها هم افزایش این دیدارها و گفتگو و هم نفس مباحثی که با محققان و هنرمندان و شخصیت های فکری برجسته، همه و همه، این نکته را به من یادآوری می کردند که ای کاش می شد تمام این مباحث را به گونه ای بتوان بازنشر کرد. کاری که تقریبا اغلب کسانی که روزی روزگاری این حجم از کار را در اختیار داشته اند تقریبا مطالب خودشان را یکجا منتشر کرده اند. منتها اگر من می خواستم منتشر کنم ده ها جلد مطلب بود که خود این موضوع هم باعث شد که راه دیگری را انتخاب کنم. راه دوم تغییر مسیر بود؛ به این معنا که دست از پراکنده کاری بردارم و مستقلا درباره موضوعات و اشخاص کار کنم.
armo شیوه های بیان موسیقی فلامنکو-پالو

armo شیوه های بیان موسیقی فلامنکو-پالو

موسیقی فلامنکو به سه طریق ۱-toque نواختن گیتار فلامنکو ۲- آواز cante singing 3-baile dancing (رقص) بیان میشود که اساس موسیقی فلامنکو بر همین سه بخش میباشد؛ در زمینه گیتار – رقص و آواز مطالب بسیاری بیان شده است اما این سوال برای یک هنرجو بوجود می آید که یک آهنگ فلامنکو دارای چه ساختاریست؟ آیا دارای فرم خاصی است؟
وضعیت اجتماعی تنبک نوازان

وضعیت اجتماعی تنبک نوازان

در سالیان پیش هنر نواختن تنبک به شکل تکنوازی نگریسته نمیشده است. توضیح آنکه خوانندگان دو گونه بودند، یکی آوازخوانان که بر پایه ردیف موسیقی اصیل خوانندگی میکردند و دیگری تصنیف خوانها که تصنیف ها (ترکیب های ریتمیک موسیقی آوازی) را اجرا میکردند.
پروژه‌ی مسترکلاسهای ماهانه‌ی گیتار کلاسیک

پروژه‌ی مسترکلاسهای ماهانه‌ی گیتار کلاسیک

با گذشت پنج دهه از آغاز آموزش گیتار کلاسیک در ایران و تلاش نسل‌های مختلف در معرفی و رشد این ساز به مرحله‌ای رسیده‌ایم که نیازمند وسعت بخشیدن به دانش نوازندگی و توانایی‌های تکنیکی نوازندگان هستیم. هرچند این نیاز در طول تاریخ گیتار کشورمان همواره پاسخ‌هایی را به واسطه‌ کلاس‌های متعدد از سوی دست‌اندرکاران دریافت کرده است اما برآنیم تا با تمرکز بر جنبه‌های مهم از کار نوازندگی و مباحث موسیقایی در این مسیر همراه نوازندگان باشیم و آنطور که بایسته است در ارائه‌ی دقیق و هدفمند مباحث مربوط بکوشیم. به این منظور با دعوت از مدرسان محترم و برنامه‌ریزی دقیق بر اساس نیازها و اولویتهای گیتار ایران مسترکلاسهایی را به صورت ماهانه برگزار خواهیم کرد. هر ماه میزبان یکی از مدرسان گیتار خواهیم بود به طوری که علاقه‌مندان بتوانند با حضور در این پروژه از رویکردها و ایده‌های مختلف بهره ببرند.