اشتوکهاوزن: تجربه قسمتی از زندگی من است

کارل هاینس اشتوکهاوزن و پیمان سلطانی - کلن 2001
کارل هاینس اشتوکهاوزن و پیمان سلطانی - کلن 2001
درباره ی کارل هاینس اشتوکهاوزن
در سال های شصت و هفتاد، وقتی که گمان می شد که موسیقی الکترونیک، تصویرگر آینده ست، اشتوکهاوزن پیشتاز این پندار بود. او بعد از جنگ در دبیرستان موسیقی کُلن درس خواند و سپس در همان شهر وارد دانشگاه شد و توانست با مهارت و توانایی خود در بحث های تحلیلی، شگفتی همگان را برانگیزد. در ۱۹۵۱ در مدرسه ی تابستانی دارمِشتات با الیویه مسیان دیدار کرد و همراه او برای تحصیل به فرانسه رفت. اولین تجربه ی او، یعنی «موسیقی کُن کِرِت»، در استودیو موسیقی الکترونیک رادیو فرانسه، محصول همین دوران است.

در ۱۹۵۳ به کُلن بازگشت و در استودیو موسیقی الکترونیک رادیو آلمان غربی به کار پرداخت (ده سال بعد مدیر همان جا شد) و همزمان، تحصیل در رشته ی آکوستیک در دانشگاه بن را آغاز کرد. در سال های پایانی پنجاه، او یکی از پر طرفدار ترین معلمان و استادان موسیقی شده بود و در دارمِشتات، دانشگاه های مختلف آمریکا و در دبیرستان موسیقی کُلن تدریس می کرد و از ۱۹۷۱ به بعد، استاد آهنگ سازی آن دبیرستان بود.

اشتوکهاوزن مانند بسیاری دیگر از آهنگ سازان پسینِ سده ی بیستم، کار خود را با موسیقیِ وِبِرن آغاز کرد و تلاش می کرد تکنیک سریالی را در همه ی فرآیند ها و زمینه های ممکن تجربه کند: از زیر و بمی گرفته تا تمبر و شدت و زمان و فرم های فضایی.

او آثارش را به ” گروه” ها و ” لحظه” ها (مانند «لحظه» (۱۹۶۴- ۱۹۶۱) برای سوپرانو، چهار گروه مجلسی و سیزده ساز) تقسیم کرد و سپس تغییر ترتیبِ “گروه” ها را در زمان اجرا تجربه کرد (مانند «زیکلوس» در سال ۱۹۵۹ برای سازهای کوبه ای و نیز تعدادی از قطعاتی که برای پیانو ساخته بودند).

از سال های هفتاد به بعد، او روی یک اپرای دوره ای عظیم با نام “روشنایی” کار می کرد که برنامه ی اصلی آن ” یک اپرا برای هر روز هفته” بود و زنجیره ای از قطعات سازی به هم پیوسته را انتشار می داد.

ترجمه: نیکو یوسفی
تجربه قسمتی از زندگی من است

بخشی ازگفتگوی پیمان سلطانی با کارل هاینس اشتوکهوزن ژانویه ۲۰۰۱ کلن

● با تحقیقاتی که در حوزه ی صدا شناسی و استفاده ی اولیه از آن به صورت نوارهای مغناطیسی امواج سینوسی و … در استودیو کُلن داشته اید، آیا تلاش شما بازگشت به ریشه های صدا بوده یا همه ی آن عوامل را به عنوان یک شیء شکل پذیر در اختیار انسان قرار داده اید؟
در هر یک از کارهایم [تلاش من] تصنیف کردن رنگ صداهای نوینی (طیف، پوش منحنی، نوسان های گذرا و آزاد و غیره) [بوده است] و تصنیف کردن جهت و حرکت هر صدا در فضا.

● با شنیدن آثارتان تصور می کنم که به یک نوع کثرت، در سوژه ناشناخته گرایش دارید و این گرایش به یک اعتقاد شخصی تبدیل شده و نهایتا به یک مرکز ثقل منتهی می شود. اگر در موسیقی به سوی یک وحدت حرکت می کنید، مسأله ی تشخص، استقلال و حیات صدا به عنوان مبانی اصلی و مرکز هستی موسیقی چه می شود؟
کارهایم بسیار متفاوت هستند. در هر کدام از آن ها عناصر انتخاب شده به سوی یک وحدت تصنیف شده اند؛ گوناگونی در وحدت.

● در سؤال قبل اشاره به اعتقاد فردی کردم. آیا این اعتقاد حداقل در مورد آزمایش هایتان به روی صدا، افکت و … به صورت یک بخش کورونولوژیک، در زندگی موسیقایی تان تبدیل به یک تابو نشده است؟ یا شاید قصد دارید از طریق اجرا های متفاوت به صورت بداهه و یا پرفورمانس نقش آن اعتقاد را از بین ببرید و یا در یک خلأ نسبی نگه شان دارید؟
تمرین و تجربه در اجرا با حضور اجرا کنندگان و مفسرین دیگر، قسمتی از موسیقی من است. کارهای زیادی هم وجود دارند بدون مفسر و مجری (هم در موسیقی الکترونیک و هم در موسیقی الکتروصوتی) (electro-acoustic)

● شما به یک زیبایی شناسی حاکم در موسیقی اعتقاد دارید؟ زیبایی شناسی ای که ممکن است با ریشه ی مذهب هم تلاقی کند؟
من یک «زیبایی شناسی حاکم در موسیقی» نمی بینم. نزد اغلب موسیقی دانان امروز، زیبایی شناسی های مختلف و متفاوت در هم می آمیزند که ممکن است با ریشه ی مذهب هم تلاقی کند و شاید هم نه.

● مخاطب در موسیقی شما نقش پادشاه را دارد در مقابل شهرزاد. شهرزاد برای دیدار با آینده ی نامعلوم می کوشد تا مخفیگاه های تاریخ را جست و جو کند و گاه کلام مخیل را با ذهن مخیل خود در می آمیزد. نتیجه این که “حاکم” به انتظار شنیدن لحظه ی بعد، لحظه شماری می کند و این همان جاست که با موسیقی شما متفاوت می شود. زیرا شما مدام تلاش می کنید تا مخاطبتان را با پایان های غیر مترقبه رو به رو کنید و پایان های متعدد پیشنهاد می کنید. انگار در بیداری خواب می بینید و مدام آن را قطع می کنید. دلیل کوشش تان از قطع های مداومی که به ذهن، لذت و دیدار مخاطب خود می دهید، چیست؟ (البته آن انتظار برای منِ مخاطب بسیار لذت بخش است)

من وقتی به پایان می رسم و قطع می کنم که یک روند ارگانیک کامل شده باشد. در این هنگام به مخاطب فکر نمی کنم.

6 دیدگاه

  • رضا
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۱ ق.ظ

    merci tebghe mamool aali bood aghaye soltani jaane har ki doost darin tartibe in yaaroo mafangi namjoo ro bedin midoonam dar shane khodetoon nemidoonin ama in faghat kare shomast ke halesho jaa biarin movafagh bashin

  • matin
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۶ در ۱:۳۳ ب.ظ

    با سلام
    با سپاس فراوان
    از این که می بینم موسیقی دان های جوان ما با بزرگان موسیقی جهان در ارتباط هستند و در گفتگو با آنان می توانند همپایه با آنان، ایشان را به چالش بکشند، احساس غرور می کنم. کاش قدر این سرمایه های علمی و هنری بیش تر دانسته شود. اینان می توانند چهره های جهانی موسیقی باشند که ایران به جهان معرفی کند. از آقای سلطانی سپاسگزارم. ایشان همیشه در زمینه های تخصصی موسیقی پیشرو بوده اند و نشان داده اند که اگر کسی بخواهد ، می تواند و بهانه های کمبود امکانات و شرایط نا مطلوب و … تنها می توانند دستاویز اراده های کوچک و ضعیف باشند.
    پایدار و پیروز باشید

  • ندا
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۶ در ۸:۲۴ ب.ظ

    سلام.
    آقای سلطانی مدام کارهاتون رو پیگیری میکنم و دوست دارم
    اما خیلی بیان سختی دارید لطفا فکر هوادارانتون رو بکنید.کسی که مدام در فکر نوآوری است و به عنوان نوآور شناخته شده باید انواع مخاطب رو در نظر بگیره .درسته که ما باید خودمونو بالا بکشیم اما شما هم کمکمون کنید.ممنون

  • maziar
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۵ ب.ظ

    آقای پرویز افتخارزاده هم دکترای موسیقی از دانشگاهی در انگلیس در زمینه موسیقی electronicهستن
    اگه میشه گزارش درمورد ایشون بدید(با بسیاری از موسیقی دانهای شهیر از جمله robert fripو eric clapton بودند)

  • ارسال شده در اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۷ در ۸:۲۵ ب.ظ

    لطفا لینک دانلود از کارهای اشتکهاوزن در سایت بگذارید.چطور میتوان آثار ایشان را در ایران تهیه کرد

  • سهراب
    ارسال شده در فروردین ۱۷, ۱۳۹۷ در ۱۱:۵۲ ق.ظ

    سلام ممنون از متن خوبتون , گفت و شنود جالبی بود اما واسم سوال شد که چرا پاسخ ها کوتاه تر از پرسش ها بود؟! انتظار داشتم بیشتر صحبت کنن و توضیح بدن تا بیشتر با خلق و خوشون آشنا بشیم. آیا کلا ایشون مختصر صحبت میکنند؟ یا پرسش ها علاقه مندشون نکرد؟ چون آنچنان هم دقیق در مسیر فکریه پرسش ها حرکت نکردند . البته به جز پرسش در مورد زیبایی شناسی که به نظرم خیلی خوب و کلیدی و روان و به دور از گونه ای نمایش بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

آمد بهار ِ جان‌ها ای شاخ ِ تر به رقص آ

دهه شصت را می توان سال های اوج تمرکز آهنگسازان ایرانی بر روی اشعار مولوی دانست؛ گویا فضای خاص کشور تحت تاثیر جنگ، موجبات گرایش جامعه به سمت مفاهیم عرفانی اشعار مولوی را دوچندان کرده بود و تصانیفی که برای ارکستر سازهای ایرانی و حتی ارکستر سمفونیک در آن برهه ساخته می شد، از اشعار مولانا بهره زیادی می بردند.

از روزهای گذشته…

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (V)

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (V)

جنبش اجتماعی چپ جدید: بلند شدن صدای دانشجویان چپ گرا در اروپا به ویژه در فرانسه جهان غرب را با یک شوک بزرگ مواجه ساخت. شورش بزرگی که دانشجویان در ۱۹۶۸ به راه ‌انداختند، بدون گرایش به شوروی سابق، نسبت به رویه ‌های ظالمانه و فاصله طبقاتی در نظام سیاسی اقتصادی لیبرالیسم معترض بود. ریشه این جنبش در مکتب فرانکفورت قرار داشت که یورگن هابرماس آخرین و برترین فیلسوف آن به شمار می رود. جنبش تسخیر وال‌ استریت که به جنبش ۹۹% نیز مشهور است، از نسل های بعدی همان دانشجویان چپ گرا محسوب می شود.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (III)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (III)

معمولا در متن چنین آشناسازی‌هایی یک تعریف اعلام شده یا نشده در نظر گرفته می‌شود و بدون آن که خواننده با مبانی‌اش آشنا شود مرجع شکل دادن به روند شناخت قرار می‌گیرد. در کتاب حاضر تلاش زیادی صورت گرفته تا خواننده دست‌کم بخشی از سربالایی تلاشی را که امروزه برای درک سازماندهی موسیقی دستگاهی صورت می‌گیرد با کمک متن و مولفش بپیماید. اگر جز این باشد به هیچ شکل نمی‌توان وجود آن مقدار توضیحات را درباره‌ی مساله‌ی طبقه‌بندی و دیگر مقولاتی که به نظر نویسنده پایه‌ی شکل‌گیری دستگاه شده‌اند را روا داشت.
دیبازر: امروز مدیریت تخصصی است

دیبازر: امروز مدیریت تخصصی است

به هر حال این وضعیت یک دوره گذار از یک شکل سنی به شکل معاصر است و در جهان معاصر، کشورهای دیگر هم در حال فعالیت هستند و توقف ندارند. رسیدن به نسبتی بین آنچه که داشتیم و آنچه می خواهیم و آنچه که در حال حاضر وجود دارد و امکانات بالقوه و اینکه چطور می خواهیم آن را بالفعل کنیم به نظرم زمان می برد.
موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (I)

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (I)

به باور اغلب کارشناسان، موسیقی مردم‌پسند (از نوع پاپ) بعد از انقلاب سیر نزولی را طی کرده است. اما، صنعت سینما و عناصر وابسته به فیلم (نظیر موسیقی فیلم) روندی صعودی داشته است. بصورتی که مسیر رو به رشد سینما در این چند دهه و کسب جوایز متعدد بین‌المللی در عوامل منسوب به سینما می‌تواند گواه این ادعا باشد. این نوشته به عنوان جستاری پیرامون موسیقی‌فیلم در سینمای بعد از انقلاب کارکرد این گونۀ هنری را تحلیل کرده و از پی آن پدیدۀ تیتراژخوانی ستاره‌های موسیقی در سینما را مورد واکاوی قرار خواهد داد.
مردان حرفه ای آواز ایران (III)

مردان حرفه ای آواز ایران (III)

خوشبختانه صدیق تعریف جزو آن دسته از خوانندگان موسیقی نبوده که یه شبه بر فراز بادبان های سرگردان سوار و فردای آن نیز به افقی سرنگون گردد. او در هر اجرا پرسشی جدید را به پیش می کشد و در ادامه امضایش را به آرامی و با اطمینان پای اثرش می گذارد. آنچه در ذهن مخاطب، پس از رویت اجرای آوازی تعریف باقی می ماند، تصویر مشخصی از رمز گشایی نشانه های موسیقی یک قرن آواز دستگاهی است. به این صورت که گاه باد خبر می دهد که دریا آرام شده و گاه آنچه پشت چشمانت است، با نسیمی به آن سوی دریا روانه می شود. یعنی آوایی سراسر در ستایش انسان. از اینرو در پایه های روش شناسی اجراهای آوازی تعریف را می توان اجتماعی با نفوذ در میان غالب طبقه ها دانست.
نه زن، نه گریه

نه زن، نه گریه

بدون شک یکی از موفق ترین کارهای باب مارلی در طول زندگی هنری اش، ترانه No Woman No Cry است که یاد آور خاطرات باب در زمانی است که در “Trench Town” در همسایگی “Kisgston” پایتخت جامائیکا زندگی می کرده است.
فرافکنی در کمانچه نوازی! (II)

فرافکنی در کمانچه نوازی! (II)

سعید فرجپوری در قسمتی دیگر از گفتگویش به این نکته اشاره می کند که : “علاوه بر این، نوع موسیقی ما هم با موسیقی آذربایجان فرق می کند. موسیقی ما خیلی درونگراست و تحرک و حرکتی که در موسیقی آذربایجانی می بینید در آن وجود ندارد. هر کدام شان خاصیت و زیبایی های خودشان را دارند. با این حساب موافق نیستم که بگوییم آنها قوی ترند. در ایران هم کارهایی اجرا شده، خیلی خوب است مخصوصاً اینکه ما در اینجا فواصل ربع پرده را داریم و آنها ندارند. این مساله کار آنها را راحت تر می کند و به جای ربع پرده در فواصل سازی شان (کمانچه) نیم پرده می گیرند.”
اولین مسابقه سایتها و وبلاگهای موسیقی فردا در خانه هنرمندان

اولین مسابقه سایتها و وبلاگهای موسیقی فردا در خانه هنرمندان

جمعه هفدهم تیرماه، ساعت ۱۴ تا ۱۶ خانه هنرمندان ایران میزبان اولین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی خواهد بود. در این روز قرار است به برگزیدگان مسابقه سایتها و وبلاگهای موسیقی جوایزی اهدا شود.
دومین جلسه «نقدِ نقد» برگزار می شود

دومین جلسه «نقدِ نقد» برگزار می شود

دومین جلسه ویژه نقد و بررسی نقد در موسیقی با عنوان «جایگاه واکاوی در نقد موسیقی در ایران» روز جمعه ۲ آذرماه در خانه هنرمندان برگزار می‌شود. این نشست با حضور محمدرضا فیاض منتقد، پژوهشگر موسیقی و آهنگساز و آروین صداقت کیش منتقد و پژوهشگر موسیقی و حمیدرضا عاطفی (عضو هیئت مدیره، کارشناس مجری) به همت کانون پژوهشگران خانه موسیقی برگزار می‌شود.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (V)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (V)

دومین موومان جسورانه و درخشان این اثر تحت عنوان “اردوگاه پاتنام” بیانگر تاثیر گردش روز چهارم ژوئیه بر یک کودک است. آیوز در این موومان، خاطره دوران کودکی اش را از دو دسته همنواز هنگام رژه و آمیزه ناساز نغمه های آنها تجسم بخشیده است. او تکه هایی از مارش های مشهور جان فیلیپ سوزا (۱۹۳۲-۱۸۴۵)، آهنگساز آمریکائی ملقب به “سلطان مارش”، را در اثرش گنجانده است. گریز زدن آیوز به سرودهای میهن پرستانه و نغمه های محلی آمریکا در پیدایش رنگ و بوی مردم پسند این قطعه سهمی به سزا دارد.