تقلای یافتن راهی نو (II)

“چه”، که متشکل است از یک مصوت کوتاه و یک صامت، برخلاف خوانش درست وزنی شعر (با توجه به اینکه “سخنی نیست” از اشعار موزون شاملوست)، بیش از “بِ” (که مشابه هجای اول است) و “گو” (که کشیده‌تر از دو هجای پیشین است) کشیده می‌شود و عملاً تناسبات وزنی شعر به هم می‌ریزد. به عبارت دیگر، اگر فرض کنیم که این شعر، با نگاه ریتمیک علی قمصری، بدون هر گونه ملودی خوانده شود، شعر از روانی و وزن خود به حالتی معوج تغییر می‌کند. این بی‌دقتی‌ها باز هم به چشم می‌خورند: خواننده (هاله سیفی‌زاده)، بی‌جهت بر روی کلمهٔ “دراند” در مصرع “جز ز موشی که دراند کفنی نیست”، تشدیدی می‌گذارد که وزن شعر را به هم می‌ریزد. در قطعاتی چون “آنکه مست…” نیز این مساله در اجرای مصرعی چون “دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت” ا (با کشش غیر عادی “دلِ”) مشاهده می‌شود.

از آنجایی که شیوهٔ غالب ترکیب شعر و موسیقی در این اثر و سایر آثار موسیقی قمصری، همچنان هجایی ست و نه ملیسماتیک، نمی‌توان گفت که این مساله نکته‌ای بی‌اهمیت و یا مولود یک دیدگاه زیبایی‌شناسانهٔ خاص در حوزهٔ تلفیق شعر و موسیقی ست (مثلا دید ملیسماتیک)، چون هنوز نسبت یک به یک هجا به نت در این اثر وجود دارد و حتی‌‌ همان قواعد کلیشه‌ای تقید ریتمیک به وزن شعر، در اکثر لحظه‌های این آلبوم رعایت شده است. هرچند خود قمصری در مصاحبه‌اش با برنامهٔ “دستان”، این ایرادات را کم اهمیت می‌شمرد، اما به هیچ روی نمی‌توان داعیهٔ آهنگسازی بر روی اشعار نیمایی و سپید را داشت و این مسائل را کمرنگ انگاشت.

از خصوصیات جالب این قطعه، فضاسازی هایی‌ست که با استفاده از آواز و گستره‌های صوتی گوناگون خوانندگان، در تلاش برای بیان تصویری‌تر شعر، مورد استفاده قرار گرفته است. برای مثال، در اجرای “می‌وزد از سر امّید نسیمی”، همزمان به وسیلهٔ آواز، در دانگی متفاوت (که در این دانگ متفاوت، فاصلهٔ بیش طنینی آواز اصفهان واقع شده است) با دانگی که شعر در آن اجرا می‌شود، تصویری از “نسیم” به دست داده می‌شود. اجرای نت‌ها با حالت لگاتو و فاصلهٔ بیش طنینی موجود در این دانگ، از نظر ذهنی، تقریب بیشتری به صدای آشنای زوزهٔ باد دارد و این همراهی را شاید بتوان تمهیدی بازنمایانه برای تداعی باد دانست.

نکتهٔ دیگری که در این قطعه و برخی دیگر از قطعات علی قمصری به چشم می‌خورد، تلاش او برای تنوع دادن در شکل ریتمیک جملات است. علی رغم اینکه این مساله بی‌شک می‌تواند موجب غنی‌تر شدن یک قطعه شود، می‌تواند در لحظاتی، حالتی تحمیلیتر به خود گیرد.

نمود واضح این مورد آخر، جمله‌های فراوانی در بخش‌های با کلام آثار قمصری ست که با حالت‌های مقطع و استکاتو وار، با سکته در ریتم قطعه به وجود می‌آیند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

یادداشتی بر آلبوم «مجنون زمانه»

هم باید اهل ریاضت و مراقبه باشی و هم بخواهی خود را به تنگنای صبوری بیازمایی. چنین اگر بود، یک بار چهل دقیقه آنچه را در «مجنونِ زمانه» موسیقی نامیده شده چله می‌نشینی، با سِیلی از پرسش‌ها در سر، آمرزیده برمی‌خیزی.

از روزهای گذشته…

مصطفی کسروی درگذشت

مصطفی کسروی درگذشت

«حیف شد…» عبارتی که در چند ماه گذشته بارها برای از دست دادن هنرمندان موسیقی ایران به زبان ما آمد؛ و اما اینبار، «حیف شد» برای مصطفی کسروی، فاگوت نواز و آهنگساز خوش ذوق ایرانی است. سازنده «اورتور شوشتری»، «سرود درختکاری»، «گفتگو کن، جستجو کن» و …
هایدن و مراسمی برای سالگردش (V)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (V)

هایدن بعضی از اپراهای خود را به سمفونی بدل کرده که به او کمک کرد حرفه خود را به عنوان آهنگساز سمفونی در دوران پر فشار ادامه دهد. در سال ۱۷۷۹ تغییر مهمی که در قرارداد کاری او شکل گرفت به او اجازه داد تا آهنگهای خود را بدون نیاز به هیچ گونه اجازه از کارفرمای خویش به چاپ رساند.
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (I)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (I)

«گِرگِیعان» نام یک آیین سنتی رایج بین عرب‌های خوزستان، استان هرمزگان و بوشهر و همچنین کشورهای عراق، بحرین، کویت، امارات متحده عربی، عمان و شرق عربستان (احساء و قطیف) است که کودکان در شب ۱۵ رمضان با خواندن اشعار آهنگین و دست زدن و یا سنگ زدن ریتمی خاصی را اجرا می کنند و یا حتی در بعضی از مناطق مانند: استان هرمزگان این مراسم را با سازهای کوبه ای برگزار می شود؛ در بعضی از مناطق کودکان به در خانه همسایگان رفته و از صاحب منزل درخواست عیدی و شیرینی و در نهایت برای آن ها از خداوند طلب رزق و روزی و سلامت برای اهالی خانه می کنند. این مراسم سال ۹۵ توسط مجموعه فرهنگی «گرگیعان خوزستان» به عنوان میراث معنوی ثبت ملی شده است.
نی و قابلیت های آن (II)

نی و قابلیت های آن (II)

در قسمت قبل به صورت مختصر به تاریخچه نی پرداختیم، در ادامۀ این مطلب به بررسی انواع سازهای بادی هم خانوادۀ نی در ایران و طبقه بندی آنها می پردازیم. سازهای بادی هم خانوادۀ نای کهن را می توان در ابتدا به دو دسته تقسیم کرد:
استعداد سنجی در آموزش موسیقی (I)

استعداد سنجی در آموزش موسیقی (I)

از آنجا که “آموزش” در موسیقی امری بسیار مهم و زیرساخت موسیقی افراد را شکل می دهد، دارای حساسیت قابل توجهی می باشد و معلم متخصص و با تجربه در امر آموزش را می طلبد. معلمی که علاوه بر دانش موسیقی و مهارت در تدریس، از علم روانشناسی و چگونگی تعامل با هنرجویان مختلف نیز بهره مند باشد. چنین معلمی در ابتدا نیازمند شناخت کافی از توانایی و استعدادهای هنرجوی مورد تعلیم خود می باشد.
اسلامی: از هر گروه موسیقی باید حمایت کرد

اسلامی: از هر گروه موسیقی باید حمایت کرد

در روزهای ۵ و ۶ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱، گروه کر شهر تهران در تالار رودکی، همراه با آثاری از آهنگسازان غربی به اجرای آثار سه آهنگساز ایرانی پرداخت. یکی از آهنگسازان این کنسرت امیر اسلامی بود. وی استاد دانشگاه در رشته آهنگسازی و نوازنده نی است، با او درباره این برنامه به گفتگو نشسته ایم:
عبدی: نوازندگان ایران، نوازندگان قابل ستایشی هستند

عبدی: نوازندگان ایران، نوازندگان قابل ستایشی هستند

من از سال ۱۳۷۷ به طور مستمر و حرفه ای به امر نگارش موسیقی پرداختم و در ژانرهای مختلف کارهای زیادی نوشته ام که بخش عمده این کار ها سفارش سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بود. غالب کارهای من ارکسترال بودند البته چند تجربه نیز در نوشتن کارهای پاپ نیز دارم که برخی از آن ها بارها از صدا و سیما پخش گردیده اند. در سال ۱۳۸۲ از ایران به اوکراین برای ادامه تحصیل مهاجرت کردم و با ارکستر های مختلفی قطعات خود را ضبط نمودم. از جمله ارکستر فیلارمونیک کیف، ارکستر رادیو کمپانی اوکراین و ارکستر ناسیونال اوکراین.
ریتم و ترادیسی (VIII)

ریتم و ترادیسی (VIII)

دو نمونه در شکل ۱۰ نشان داده شده است. در قسمت (الف)، یک موج مربعی دارای دو تغییر در واحد زمان با یک موج مربعی دارای سه تغییر در واحد زمان ترکیب شده است. در حالت برآیند، تعییرات (نت های جدید) در چهار زمان از شش زمان ممکن اتفاق می افتد. ریتم حاصل شده همچنین در نت نویسی موسیقایی استاندارد، و در نت نویسی چرخه ای نیز نشان داده شده است. به طور مشابه، قسمت (ب) یک الگوی چهار-بر-سه را نشان می دهد، که منجر به یک چندریتمی پیچیده تر شده است. نظام شِلینجِر روش مولد چندریتمی ها است که روش ترکیب سلسله ضربان های چندگانه ی پی در پی، هر یک با دوره ی تناوب خاص خود می باشد. وقتی هم زمان نواخته شوند، چندریتمی به صدا درمی آید.
مستر کلاس پیانو پروفسور هانس اودو کرویلز برگزار می شود

مستر کلاس پیانو پروفسور هانس اودو کرویلز برگزار می شود

پروفسور هانس اودو کرویلز (Hans Udo Kreuels) متولد ۱۹۴۷ در آلمان است. اولین فعالیتهای هنری خود را با پدرش تجربه نمود، او در نه سالگی اولین تلاشش را برای آهنگسازی انجام داد. در سن ۲۱ سالگی تحصیلات خود را در رشته موسیقی در زمینه نوازندگی و نیز آهنگسازی در آکادمی “NWD” دتمولد نزد اساتیدی چون: دریسلر (Johannes Driessler) و کلیبه (Giselher Klebe) دنبال نمود، او نوازندگی پیانو را نزد وبر (Dieter Weber) در وین ادامه داد و در سال ۱۹۸۱ در وین موفق به کسب کارشناسی ارشد گردید، در ادامه تحصیلات خود در دانشگاه وین نزد دکتر والتر پس، دوره موزیکولوژی را به پایان رسانید و در مسترکلاس‌های متعددی نزد اساتیدی چون: کمپف (Wilhelm Kempff)، نویهوس (Stanislaw Neuhaus) و پوستیانو (Positano) شرکت کرده است. او تا سال ۲۰۱۵ بعنوان پروفسور کنسرواتوار فلدکیرش در رشته تخصصی نوازندگی پیانو مشغول به کار بوده و بسیاری از شاگردانی که تحت تعلیم ایشان بوده‌اند موفق به کسب رتبه‌های برتر در مسابقات معتبر گردیده‌اند.
سلطانی: مردم عادی درک و فهم موسیقی جدی را ندارند

سلطانی: مردم عادی درک و فهم موسیقی جدی را ندارند

از زمانی که یاد گرفتم دور و برم را به تنهایی نگاه کنم، دوره ی مجله آدینه بود و دنیای سخن و این چیزها که من و امثال من هم با افتخار می خریدیم و پُز روشنفکری می دادیم و سعی می کردیم خودمان را به جلوی صف بکشانیم، ولی آن جلو همیشه پیکر تعدادی از روشنفکران روی هم انباشته شده بود، عین گلادیاتورها پس از مبارزه، مردم از دیدن این صحنه ها، این که یک عده به هم فحش می دهند و یقه ی هم دیگر را می-گیرند ـ تا بالاخره یکی از آن ها از گود بیرون رود ـ اظهار خوشحالی می کردند و لذت می بردند(البته هنوز هم این رویه ادامه دارد). از آن زمان تا حالا هرچه جلوتر می آیم می بینم که این رویه ساحتِ نظامِ روشنفکری است. میدانی است پُر از زور و خون و هر کس می خواهد به زور سایه ی معاصرین و نسل بعدی را مطابق استیل و معیارهای خودش در بیاورد.