موتسارتى که ما نمى شناسیم!

همه افراد، حتى کسانى که موسیقى کلاسیک را خیلى کم مى شناسند، موتسارت را دوست دارند. شاید به همین دلیل، تنفر از [اپراى] «دون ژوان» و سمفونى «ژوپیتر» مانند تنفر داشتن از نور خورشید باشد! باید گفت موتسارت نه تنها براى احیاى زیبایى موسیقایى، بلکه براى دفاع از آن متولد شده است. ما نشانه هاى آثار موتسارت را مى شناسیم. در کنسرت ها، ضبط، رادیو و تلویزیون، آنها از همه جهت ما را احاطه کرده اند. این آشنایى باعث شده است که فراموش کنیم این آثار براى شنوندگان هم عصر موتسارت، در سالهاى اوج او، از ۱۷۸۲ تا زمان مرگ غیر منتظره اش در ،۱۷۹۱ تا چه اندازه جدید بودند. آیا مردم معاصر با او نیز مانند ما، او را مى ستودند؟ نسبتاً بله.

آیا در زمان خودش از او تقدیر مى شد؟ بله. اگر ما از ترسیم تصویر نابغه فراموش شده، قهرمان رنج دیده دست برداریم و به موتسارت به صورت اسطوره رمانتیک پرجوش و خروش قرن هجدهم نگاه کنیم، قطعاً او هنرمند بداقبالى نبوده است و حداقل مثل بعضى هاى دیگر او و کونستانتسه، همسرش، مجبور نبودند که به دلیل فقر براى گرم کردن خود در خانه برقصند. موتزارت در تابوتى ساده، اما اشراف گونه و طبق قوانین مرسوم آن دوره، دفن شد.

درست است که او دقیقاً هنگام بیمارى ناگهانى اش وضع مالى خوبى نداشت؛ اما در این مورد خود موتسارت هم بى گناه نبود. آینده او بسیار امیدوار کننده به نظر مى رسید. وضع مالى او در اواخر عمرش به دلیل پذیرفتن تقاضاى قرض از سوى دیگران، براى خشنود کردن آنها، نامناسب بود. او ظاهراً بسیار باشکوه و اشرافى زندگى مى کرد و ولخرجى هاى او طبیعى نبود. در آن زمان، آهنگساز بودن وجهه اجتماعى بالایى داشت، بنابراین او و همسرش لباسهاى بسیار گرانقیمت مى پوشیدند.

اما موتسارت بدشانسى آورد. موتسارت با سه نفر صحبت کرد، اول: امپراتور، دوم: یکى از ثروتمندان ونیز که به موتزارت اجازه داد کنسرتهایش در منزل او برگزار شود، سوم: مردم کوچه و خیابان که مى خواستند اپراهاى آلمانى او را ترجیحاً با لهجه ونیزى گوش دهند. موتزارت در پراگ، جایى که «دون ژوان» و «تاجگذارى» La Olemenzadi Tito براى نخستین بار اجرا شدند، هیچ اشتباهى نکرد.

امپراتور جوزف دوم در وین طرفدار و حمایت کننده مالى ارزشمندى براى او بود. با مرگ ژوزف در سال ۱۷۹۰ موتزارت یکى از حامیان اصلى اش را از دست داد. ذهن لئوپولد دوم، جانشین ژوزف، درگیر مشکلات سیاسى و بین المللى بود و هرچند که در زمان او نیز هنوز موسیقى موتزارت در دربار اجرا مى شد، اما نه امپراتور و نه همسرش، ماریا لوئیزا، خیلى از موسیقى او استقبال نکردند.

در سالهاى ۱۷۸۵ و ۱۷۸۶ موتسارت با برگزارى کنسرتهایى در خانه هاى موسیقیدانان و ثروتمندان قصد داشت ارکستر خصوصى شان، یا حداقل گروه سازهاى بادى و یا کوارتت زهى را حفظ کند. موتزارت از شنوندگان بسیار ثروتمند خود مى خواست که در تمام این کنسرتها شرکت کنند و بلیت بخرند (هنوز دو نمونه از این بلیتها باقى است). بیشتر کنسرتو پیانوهاى خارق العاده او و آریاهاى کنسرتى، سمفونى ها و قطعات موسیقى مجلسى موتزارت براى کنسرتهاى نیمه خصوصى، مانند اینها، نوشته شده اند.

شنوندگان آثار موتسرت ضمن سرزنش کردن سردرگمى آثار موسیقایى پیچیده او به تدریج کم شدند. شاید جنگ با عثمانى توضیح بهترى براى این رکود باشد. مشتریان او داشتند مى جنگیدند و پول کمیاب بود. در آن زمان هنر تجملى و نه ضرورى به حساب مى آمد. در عین حال موتسارت نیز تدابیر و مدیریت اقتصادى خوبى نداشت، هرچند مقدار قابل توجهى پول به دست او مى رسید.

با این وجود، مردم کوچه و خیابان هیچ گاه او را تنها نگذاشتند. در آن زمان هنوز موسیقى کلاسیک مانند امروز از موسیقى مردمى جدا نشده بود و فقط یک زبان و دستور موسیقایى وجود داشت.

طبقه تحصیلکرده، خصوصاً در پراگ، پیچ و خم هاى موسیقى اصیل موتسارت را درک کردند، اما ارتباط گسترده او با مردم عامى با زبان شروع شد. «دون ژوان» و «عروسى فیگارو» تا پیش از ترجمه آنها به آلمانى هیچ گاه، توجه وسیع مردم را جلب نکرد و ترجمه آلمانى اپراهاى ایتالیایى موتزارت در اروپا تا پایان جنگ جهانى دوم بسیار متداول بود.

اولین موفقیت عمومى بزرگ موتسارت در آلمان با «سرقت از حرمسرا» به وجود آمد. خود موتسارت در سال ۱۷۸۲ درباره آن گفت: «هیچ کس نمى خواهد چیز دیگرى گوش دهد، سالن پر از جمعیت است.» اثر موفق «فلوت سحرآمیز» نیز که ۹ سال بعد نوشته شد، به آن شبیه بود و در شب مرگ موتسارت هنوز گیشه پر از خریداران عصبانى بلیت بود.

چرا آثار موتزارت اینقدر براى ما جالب است؟ دومنیکو چیاروسا، که در سال ۱۷۹۱ مدیر موسیقى امپراتور لئوپولد شد را در نظر بگیرید. اپراى «عروسى محرمانه» او همواره خاطره او را براى ما زنده مى کند. این قطعه واقعاً خارق العاده است. مترقى و جذاب با آریاهاى دلپذیر و آنسامبل هاى ملایم. علاوه بر آن، موسیقى چیاروسا، به ما مى گوید که آیا او خوشحال است یا ناراحت.اکنون به قطعه کرال کوتاه موتزارت «آوه وروم» گوش کنید.

Audio File قسمتی از پارتیتور و صدای «آوه وروم» ببینید و بشنوید

صحنه آغازین آن در گام ماژور با حالتى معصومانه و پرشور شروع مى شود. با لغات «کوجوس لاکوس» موسیقى همچنان به ماژور بودنش ادامه مى دهد. پس از یک میزان، ناگهان در یک هارمونى ناپایدار فرود مى آید. پس ما به سمت گام مینور و تاریکى هدایت مى شویم.

تا اینجا نیز قطعه بسیار جالب است، اما پس از آن قدرت موتزارت بیشتر براى ما آشکار مى شود. در تمام ضربه هاى بعد، او تنها یک نت را تغییر مى دهد (دو بمل به دو بکار» و با یک معجزه گوش هاى ما را به اشتباه مى اندازد. درست هنگامى که ما چترمان را در مى آوریم، آفتاب مى شود و نمى دانیم که شاد باشیم یا ناراحت، بنابراین هم شاد هستیم و هم غمگین. همین چند میزان وجه تمایز موتسارت با چیاروسا است و دلیل آنکه سالها پس از مرگش هنوز مردم به او فکر مى کنند.

نویسنده : برنارد هلند ـ نیویورک تایمز
روزنامه ایران

8 دیدگاه

  • امیر
    ارسال شده در خرداد ۶, ۱۳۸۷ در ۸:۰۷ ق.ظ

    کیفیت تصویر بسیار بد و ناخوانا بود کیفیت صدا هم همینطور

  • maria
    ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۷ در ۸:۲۷ ق.ظ

    ba tashakor az hasti aziz baray tarjomeh in matn

  • aida
    ارسال شده در خرداد ۸, ۱۳۸۷ در ۸:۲۳ ق.ظ

    علاقه مندان به زندگی موتسارت می تونن هر یک شنبه از شبکه ی تلویزیونی arte ساعت ۱۰:۳۰ صبح با دیدن کارتونه Petit Amadeus شاهد دوران پر نبوغ کورکی وی باشن. از دست ندید.!

  • امید
    ارسال شده در خرداد ۸, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۹ ب.ظ

    علاقه مندان به موتسارت با تماشایه فیلم AMADEUSمی تونن نکات جالبی از زندگی متسارت و از زبان اهنگساز همدورش سالییری ببینن

  • Fatemeh
    ارسال شده در مرداد ۱۶, ۱۳۸۷ در ۷:۳۵ ب.ظ

    مرسی

  • فرزان
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۹ در ۸:۵۹ ب.ظ

    عزیزانی که فیلمamadeusرو می بینن بدونن که ۵۰% این فیلم واقعیت دارد و کارگردان در آن اغراغ های بسیاری کرده که البته کاملا مشهود است. کارگردان گفته که:این موتسارت واقعی نیست آمادئوسی است که من در ذهن دارم…

  • احسان
    ارسال شده در شهریور ۳۱, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۹ ب.ظ

    با سپاس از دست اندرکاران سایت هارمونی تاک برای معرفی بهتر این آهنگساز دوست داشتنی.

    @امیر: دوست خوبم، باید این ویدئو رو به عنوان یک قطعه راهنما در نظر داشت؛ می شه نسخه با کیفیت ترش رو تو خیلی از سایت های اشتراک ویدئو پیدا کرد.
    نام کاملش هم Ave verum corpus است که متن لاتین و ترجمه اش تو ویکی پدیای انگلیسی موجوده.

    پیروز باشید.

  • سلام
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۸ ب.ظ

    فیلم هایی که درباره آهنگساز ها ساخته شده همشون تحریفی و خیالی هستند حتی مردم پس از دیدن فیلم زندگی شوبرت به دلیل توهین به شخصیت شوبرت در خیابان های فرانسه اعتراض کردند
    فیلم متسارت هم واقعا از لحاظ تاریخی مزخرف بود

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

کلاف سردرگم (III)

کلاف سردرگم (III)

سال‌های بعد نیز وضع به همین منوال بوده است. دست‌کم هر دو یا سه سال یک بار چرخشی اساسی در دیدگاه‌ها و نحوه‌ی برگزاری این جشنواره رخ داده است. این موضوع که در آغاز در جهت تازگی و کمال به نظر می‌رسد از آن جهت که تداوم و انسجام این جشنواره را بر هم می‌زد نکته‌ی منفی‌ای به حساب می‌آید که تا امروز نیز به عنوان اصلی‌ترین پدیده‌ی آسیب‌شناختی جشنواره‌ی فجر به حساب می‌آید.
خواننده ایرانی، معرف دو آریای ایرانی

خواننده ایرانی، معرف دو آریای ایرانی

حتما” در خبرهای موسیقی، بارها شایعاتی در مورد اجرای اپرای “مانا و مانی” ساخته حسین دهلوی شنیده اید. این اپرا سالهاست به دلیل ممنوعیت صدای زن، در انتظار اجراست. به تازگی بهرام تاج آبادی از خوانندگان اپرای ایران که برای تحصیل رشته آواز به فرانسه سفر کرده است اجرای آریای این اپرا (که بر خلاف اکثر آریاهای عاشقانه، مربوط به نقش گرگ است!) را در یکی از برنامه های موسیقی فرانسه به اجرا گذاشته است.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (VII)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (VII)

ایده پست مدرنیسم در آغاز در صحنه ظاهر شد تا بحران غالب قوانین معماری آمریکایی را معین کند. هگل هنگامیکه دنیا شکل تاریخی هنر رومانتیک داشت معماری را بالاتر از موسیقی قرار داد، بدلیل اینکه در معماری آشتی میان روح و ماده، خرد و تاریخ، نهایتا بوسیله حالاتی که کامل‌تر تحقق یافته نشان داده شده است. برای مثال رجحان معماری در بحثهای گوناگون جِیمسون درباره پست مدرنیسم از همین روست.
بانگ چاووش (II)

بانگ چاووش (II)

کانون چاووش، پرکار و پر شور به فعالیت مشغول بود؛ هنرمندان جوان این کانون، خودشان، می ساختند، خودشان می نواختند و می خواندند، خودشان ضبط می کردند و همینطور خودشان آثار را توزیع می کردند! ساختمانی که گروه چاووش در آن به فعالیت می پرداخت، ساختمانی قدیمی بود در خیابان حقوقی (۴) که امروز در این ساختمان «مکتب خانه میرزاعبدالله» و انتشارات «ماهور» مشغول به کار است.
مستر کلاس نوازندگی پویا سرایی برگزار می شود

مستر کلاس نوازندگی پویا سرایی برگزار می شود

در آکادمی کوشا کارگاه نوازندگی سازهای ملی ایرانی توسط دکتر پویا سرایی استاد دانشکده هنر و معماری برگزار می شود که روی مفاهیم فوق تکیه خواهد داشت در این کارگاه تمرکز بر چگونگی تمرین، تکینک، ریتم، دشیفراژ و موزیکالیته خواهد بود شرکت برای تمامی نوازندگان سازهای ایرانی امکان پذیر است.
گفتگو با یوگنی کیسین

گفتگو با یوگنی کیسین

در سال ۱۹۸۴ در روسیه نوازنده ای به جهان معرفی شد که در اجرای خود کنسرتو پیانوهای شوپن را به نحو احسن نواخت نکته مهم در این قضیه این بود که این اجرا توجه نوجوانی ۱۲ ساله به وقوع پیوست و تا به امروز توانسته است با مهارت خویش دنیای موسیقی را معطوف به خود نماید.
دکا (I)

دکا (I)

ضبط دکا (Decca Records) شرکت ضبط انگلیسی ای است که برچسب آن در سال ۱۹۲۹ توسط ادوارد لوئیز (Edward Lewis) ثبت شد. برچسب آمریکایی آن در اواخر سال ۱۹۳۴ تولید شد که ارتباط شرکت آمریکایی دکا با شرکت انگلیسی آن برای چندین دهه از بین رفت. ویژگی برجسته این کمپانی، توسعه متودها در کمپانی انگلیسی و توسعه در عرضه آلبومهای اورجینال در آمریکا است که هر دوی این شرکتها بالهای مهم حرکتی شرکت بزرگ ضبط گروه جهانی موسیقی (Universal Music Group) می باشند که ویوندی (Vivendi) دارنده مرکز بزرگ رسانه ها در فرانسه، مالک آن است.
نامه ای از عباس خوشدل به بهانه جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی

نامه ای از عباس خوشدل به بهانه جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی

نوشته ای را که می خوانید، نامه ای است از هنرمند قدیمی، عباس خوشدل که به بهانه برگزاری جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی، منتشر شده است. این آهنگساز و نوازنده پیش کسوت، مدتی است که اقدام به تاسیس وبلاگی کرده است و در محیط مجازی از آثار گذشته و وقایع موسیقی پیش از انقلاب می نویسد و این اقدام را تنها وسیله موجود در برابر وضعیت تاسف انگیز موسیقی در عضر حاضر می داند.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (I)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (I)

امروزه موسیقی را از هزاران کیلومتر دورتر اما در اتمسفر ایران می‌جوید. فارغ‎التحصیل مقطع فوق‌لیسانس آهنگسازی از آکادمی موسیقی وین در سال ۱۹۷۸ و فارغ‌التحصیل مقطع دکترای آهنگسازی و تئوری موسیقی دانشگاه پیتسبورگ به سال ۱۹۸۵ است. نام او سالها با موسیقی معاصر عجین بوده و آثارش در ارکسترهای بزرگی اجراشده است و اکنون نیز به تجربه در موسیقی مقامی و دستگاهی ایران می‌پردازد. در موسیقی صفی‌الدین ارموی، عبدالقادر مراغی و حتی دورتر تا فارابی مشغول تحقیق و بررسی است و آخرین اثرش به نام «ارموی» اخیراً در آمریکا اجراشده یعنی در آن سر دنیا هم ردپای موسیقی ایران در آثار او مشهود است.
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (V)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (V)

تاریخ نخستین ساز زهی شناخته شده در اروپا که می تواند ریشه در این منطقه داشته باشد به قرن سوم پس از میلاد بر می گردد. بررسی ها نشان می دهد که این ساز دارای جعبه صوتی مدوری بوده که به تدریج باریک شده و به یک دسته پهن منتهی می شده است. این نوع ساز سال ها همچنان مورد استفاده بوده است. شرحی از سازهایی که تاریخ شان به زمان سلسله شارل کبیر می رسد و احتمالا در فرانسه یا آلمان ساخته شده بودند نیز وجود دارد. این سازی مستطیل شکل بوده و طول جعبه آن با طول دسته اش تقریبا برابر بود و درانتهای دسته آن سطح مدور و پهن تری قرار داشته که برای وصل کردن سیم ها میخ های کوچک چوبی روی آن نصب شده است.