روش سوزوکی (قسمت دوم)

شینی چی سوزوکی (1898-1998)
شینی چی سوزوکی (1898-1998)
برای این واقعیت غیرمنتظره چه تعریفی وجود دارد
پدری پسرش را برای آموزش ویلن آن زمانها به نزد من آورد. در آن زمان نمی دانستم که چگونه باید چنین کودکی را آموزش داد و چه باید درس بدهم، من چندان تجربه تدریسی نداشتم. چگونه متد ویلونی میتوانست برای کودک چهارساله مناسب باشد؟ در این مورد از صبح تا به شب فکر می کردم.

کشف من بعد جواب مرا داد. در آن زمان من و سه برادرم تشکیل کوارتت سوزوکی را داده بودیم. یکی از روزها وقتی که ما در منزل کوچکترین برادرم مشغول به تمرین بودیم، بسرعت صاعقه فکری از مغزم گذشت: که چگونه؟ تمام کودکان ژاپنی به زبان ژاپنی تکلم می کنند! وقتی همه کودکان به آسانی ژاپنی صحبت می کنند، باید یک رازی وجود داشته باشد و این راز در حقیقت در نحوه تعلیم و تربیت قرار دارد.

در حقیقت تمام کودکان دنیا بوسیله یک متد عالی تربیت می شوند: یعنی بوسیله زبان مادریشان! پس حالا چرا نباید از این متد برای توانایی دیگری استفاده کرد؟ به عقیده من، کشف جالب توجهی کرده بودم! اگر کودکی تمرین حساب خود را خوب حل نکند گفته می شود که دارای شعور پایین تر از حد متوسط است.

با وجود این زبان سخت ژاپنی را، یعنی زبان مادریش را عالی صحبت میکند. آیا نباید به این نکته فکر کرد؟ به عقیده من چنین کودکی نمی تواند شعورش پایین تر از حد متوسط باشد، فقط سیستم تعلیمش اشتباه است. توانایی یا استعدادش در یک وضعیت درست و مناسبی پرورش پیدا نکرده. عجیب است که تا بحال هیچکس به این مسئله پی نبرده، اگر چه این وضعیت بدون شک تمام انسانها را در تاریخ انسانی در بر میگیرد.

این راز بزرگ، راز تربیت و پرورش استعداد و توانایی است
۱) اگر امروزه در مدارس، پرورش را بر اساس متد زبان مادری دنبال می کردند، نتایج عالی بدست آورده می شد. سیستم هایی که متد تعلیم و تربیت امروزی را در دست دارند. مثلا گفته می شود که بچه ای با هوش و با استعداد متولد نشده است. ما چگونه می توانیم برای خودمان توان عالی و استعداد بچه های ژاپنی را در صحبت زبان مادریشان توصیف کنیم، اما اصلا در جستجوی یک متد یادگیری بهتر نیستیم؟

از این گذشته اصلا یک بچه را از سن پنج یا شش سالگی در موردش قضاوت و بررسی می کنند و اصلا کسی یا سیستمی وجود ندارد که به این فکر بی افتد که کودکان چگونه در سالهای پایین رشد و پرورش یافته اند. ۲) تمام کودکانی که خبره و مطلع رشد داده شده اند می توانند به سطوح بالای فرهنگ و معلومات دست پیدا کنند. اما این رشد و رسیدگی باید از زمان تولد شروع شود. بنظر من کلید اصلی تکامل امکانات بشری باید از روز ازل زده شود!

وقتیکه از من خواسته شد که توشییای چهارساله را آموزش بدهم فقط یک فکر در سراسر وجود من جریان داشت: چگونه؟ ناگهان جرقه ای در سراسر وجود من زده شد، متد زبان مادری! متوجه شدم که حاوی همه چیز است و تمام چیزهای لازمه را دارد.

ضمنا در تمام سالهای زندگیم سعی در متقاعد کردن انسانها دارم که همه بچه ها میتوانند خوب تربیت و پرورش داده بشوند. سایر کودکانی که دیرتر یاد می گیرند نباید به حال خود رها بشوند. کشف مهیج من و نقطه شروع جستجوهای من برای توانمندی های بشری آغاز شده بود. چه بر من گذشت؟ در نگاه به گذشته و اعتقاد به آینده دوست دارم که داستان خودم را برایتان تعریف کنم.

3 دیدگاه

  • شايان
    ارسال شده در تیر ۱, ۱۳۸۷ در ۸:۲۸ ق.ظ

    سلام.
    یادش بخیر اون روزهای اول خود آقا کامران خیلی به انتقادها اهمیت میداد.
    من از خوانندگان قدیمی سایت هستم از اون روزهایی که وبلاگ بود تا الان که یه سایت معتبر شده واسه خودش.
    حرفه دوستمون آقا رامین رو در پست ۲۸ خرداد من هم قبول دارم که نسخه قابل چاپ باید یه جوری اصلاح بشه……

  • شايان
    ارسال شده در تیر ۱, ۱۳۸۷ در ۸:۲۸ ق.ظ

    ببخشید ۲۹ خرداد …..

  • ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۸۷ در ۸:۵۸ ق.ظ

    مطلب جالبی بود ممنون

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

“مثل رولینگ استون”

“مثل رولینگ استون”

باب دیلن درژوئن ۱۹۶۵ پس از نوشتن و ضبط بهترین آهنگ زندگی خود می گوید : “بالاخره آنرا نوشتم، موفق شدم، کار چندان مشکلی هم نبود”. درباره ترانه Like a Rolling Stone هیچ توصیفی بهتر از اجرای متحول کننده مرد جوان خالق این آهنگ که بیست و چهار سال بیشتر نداشت، نبوده و نیست.
اختتامیه سومین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی برگزار می شود

اختتامیه سومین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی برگزار می شود

مراسم اختتامیه سومین جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی روز پنجشنبه، بیست و دوم اسفند ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۹ در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود. در این نشست برگزیدگان شاخه های مختلف سومین دوره جشنواره معرفی می گردند و جوایزی نیز به رسم یادبود به آنها اهدا می گردد. از دیگر برنامه های اختتامیه جشنواره می توان به اجرای آثاری توسط دو گروه موسیقی نیز اشاره نمود.
اکول در سنتور نوازی (I)

اکول در سنتور نوازی (I)

در این مقاله سعی شده تا با توجه به تحول شیوه های سنتور نوازی و تمایل نوازندگان به استفاده از تکنیک های متنوع تر بر روی این ساز و میل به مانور، انعطاف و سرعت بیشتر، علاوه بر آسیب شناسی شیوه های نامناسبی که می تواند مانعی در این راه باشد و منجر به تبعات فنی، جسمی و… نامناسب و ناخواسته بر روی نوازنده شود، شیوه آزموده و مناسبی پیشنهاد گردد.
آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (II)

آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (II)

پخش های تلویزیونی شبکه NBC بر روی دیسکتهایی با ضبط الکتریکی نگهداری می شد، هم بر روی ۷۸-rpm و ۳۳-۱/۳ rpm ضبط می شد تا آنکه در سال ۱۹۴۷ شبکه NBC از نوار کاست استفاده کرد. صدها ساعت از تمرینهای توسکانینی به همراه ارکستر NBC در آرشیو میراث توسکانینی در کتابخانه عمومی نیویورک نگهداری می شود. توسکانینی اغلب به دلیل نادیده گرفتن موسیقی آمریکایی مورد انتقاد قرار گرفته، گرچه در ۵ نوامبر ۱۹۳۸ دو اثر ارکستر از ساموئل باربر (Samuel Barber) را رهبری کرد.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

در حین خواندن این نمونه مدرس اشاره کرد که اگر چه این یک نقد نیست اما قیدها و ترکیب‌های به کار رفته در آن (نشانه‌های زرد) تحدید زبان را برای پرهیز از گزافه‌گویی و صدور حکم‌های کلی نشان می‌دهد. وی سپس بخشی از یک نقد منتشر نشده از خودش را هم به عنوان مثالی از تحدید زبان در نقد موسیقی خواند.
میرهادی: قبلا ما فکر می کردیم سطح گیتار پایین آمده!

میرهادی: قبلا ما فکر می کردیم سطح گیتار پایین آمده!

برندگان ما در خارج از کشور هم مستر کلاس دیده اند و آنها می توانند هنرمندانی بین المللی هم باشند و دیده شوند. بنابراین مگتان به عنوان یک مسابقه حرفه ای و مشکل و قدیمی در ایران این مسئله را دارد که رده سنی ندارد، بله، اگر کودک مثلا ۲۰ نفر باشد ما بخشی جداگانه برای آنها در نظر می گیریم ولی ما در رودکی کودک دیدیم – شاید ۹ ساله! – که به او گفتم دختر جان کی با شماست؟ گفت معلم ام نیامده و پدرم هم در ماشین است خودم آمدم بالا… البته ایشان آمد زد و برد! گیتارش را گرفت رفت خانه و هیچکس هم با او نیامد و چه شخصیت قوی ای داشت، خیلی هم تحسین شد.
روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

با اینکه از جانب موزیسین‌های هموطن خودم که با پیشگوئی‌هایشان مرا دلسرد می‌کردند و می‌گفتند کلینگر شاگرد خصوصی نمی‌پذیرد و من هم بسیار ناامید و دلسرده شده بودم، چهارشنبه بعد از آن جوابی از کلینگر گرفتم: «نزد من بیایید!»؛ باید بگویم که من سالها همین رفتار را با کوجی تویودا (Koji Toyoda) که نوزده ساله بود کرده بودم. چون با انگیزه و خواست خود و حرکت خود آرزومند این بود که شاگرد من بشود و من او را پذیرفتم. من باید در کوچه و خیابانهای غریب برلین می‌گشتم تا خانه کلینگر را پیدا کنم… او از من خواست برایش کنسرتو رود (Rode) را اجرا کنم، در حالی که من بخش‌هایی را اشتباه می زدم و پاساژها را تکرار می‌کردم با ناامیدی می‌اندیشیدم که این فرصت از دست رفت و همه چیز تباه شد اما در کمال ناباوری شنیدم که او گفت: چه موقع می‌توانید دوباره بیائید؟
مشکل من با موتسارت

مشکل من با موتسارت

امسال همزمان با دویست و پنجاهمین سالگرد تولد موتزارت، موسیقیدانهاى آماتور و حرفه اى، خانه هاى اپرا و تمام سالن هاى کنسرت در سراسر جهان مراسمى براى بزرگداشت او برگزار کردند. فستیوال سالزبورگ نیز در برنامه اى بلندپروازانه قصد دارد تمام اپراهاى او را در طول یک فصل اجرا کند. من نیز به عنوان یک خواننده کلاسیک، در این مراسم بزرگداشت به سهم خود شرکت داشتم و آریاهاى موتزارت را در یک رسیتال مجزا در هامبورگ اجرا کردم و در اپراى دون ژوان نیز در اپراى رسمى وین نقش داشتم . من خیلى اپرا نمى خوانم با این وجود صداى خاصى دارم که بیشتر مناسب آثار موتزارت است تا وردى؛ کسى که من بیش از این بسیارى از آثارش را اجرا کرده ام.
هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (II)

هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (II)

در سال ۱۹۶۲ او و یهودی، سفرهای شان را برای دادن کنسرت در استرالیا ادامه دادند و جشنواره ارکسترای منوهین: در آمریکا و کانادا در سال ۱۹۶۷ و استرالیا در سال ۱۹۷۰ و ۱۹۷۵٫ در ۱۹۷۷ او عضو شورای داوری اولین مسابقه بین المللی پیانو در سیدنی بود. همان سال در ملبورن، در کنسرتی که او می نواخت، پسرش دکتر مارستون نیکولاس اولین اجرای خود را به عنوان، چلیست (cellist)، داشت.
گفتگو با آن سوفی موتر (VI)

گفتگو با آن سوفی موتر (VI)

به خاطر استفاده از آرشه باروک، تمپو ها تغییر کرده اند که چشم انداز کاملا متفاوتی را ایجاد می کند. راستش من دیوانه صداهای درونی هستم. از لحاظ ساختار موسیقیایی به صدای سولیستی علاقه ای ندارم. در این تور کنونی، هر روز چیزه های ظریف و کوچکی را به ارکستر می گویم و از این بات بسیار خوشحالم زیرا این امر خود موسیقی پیچیده ای است. مانند رگ های بدن. ما نباید تنها به بدن فکر کنیم بلکه باید از شریان های بی شمار خود نیز آگاه باشیم و بدانیم که این شریان ها در موسیقی باخ بسیار حیاتی هستند زیرا موسیقی نبض خود را وام دار آنهاست. در اینجاست که خون جریان دارد و این همان چیزی است دغدغه من است.