روش سوزوکی (قسمت اول)

شینی چی سوزوکی (1898-1998)
شینی چی سوزوکی (1898-1998)
مقدمه: شینی چی سوزوکی (Shinichi Suzuki)، مدرس ویولون که شهرت جهانی دارد، در شهر ناگویای ژاپن متولد شد. پدرش معروفترین کارگاه ویولون سازی را داشت. ابتدا نزد پدرش شاغل بود؛ نواختن را هفده سالگی شروع و تحصیل خود را در توکیو به انتها رساند و بعد عازم برلین شد، جایی که هشت سال تمام شاگردی کارل کلینگلر (Karl Klinglers) را کرد، به علاوه در این شهر توانست با نامدارترین هنرمندان و پژوهشگران آشنا شود، از جمله آلبرت انیشتن.

در سال ۱۹۲۸ با همسرش والتراوت (Waltraut) به ژاپن برگشت. سوزوکی با سه برادرش کوارتت سوزوکی را تشکیل داد و به اجرای کنسرت میپرداخت و تدریس میکرد.

در این زمان او به راز تدریس به کودکان خردسال، دست یافت که باعث تشکیل انستیتوی تعلیم و تربیتی شد که شهرت جهانی دارد.

نوشته هایی را که در پیش رو داریم، حاصل زندگی توانمند و پربار او است. این نوشته پرنسیب و فلسفه متد تعلیم و تربیت سوزوکی را تفسیر میکند. متد سوزوکی آنچنان تاثیر عمیقی بر پروفسور کیلفورد کوک (Pro.Clifford Cook ) گذاشت که باعث راه پیدا کردن او به کنسرواتوار Oberlin-College-Konservatorium شد.

نوشته حاضر، ترجمه ای از این کتاب است که بوسیله روز ماری موللر و روجر روتر به زبان آلمانی ترجمه شده و گیتی خسروی خواننده ایرانی اپرا و مدرس آواز که در تدریس از تفکر سوزوکی بهره می برد آن را به زبان پارسی برگردانده است و پس از انتشار در سایت گفتگوی هارمونیک بصورت کتاب منتشر خواهد شد.


گیتی خسروی
استعداد یک اتفاق مادرزادی نیست
در دنیای امروز به نظر بسیاری از انسانها می رسد که انسان بدون استعداد متولد میشود و این حقیقت تغییردادنی نیست و این را به حساب سرنوشتشان می گذارند و همین گونه به زندگی ادامه می دهند. بدون آنکه آنرا کامل مشاهده کنند و با جنبه های خوب آن هم آشنا بشوند. این بزرگترین تراژدی انسان است؛ هر انسانی با طبیعی ترین توانائی ها متولد می شود. یک نوزاد برای ادامه حیاط، خودش را با اطراف زندگیش وفق می دهد. به این جهت توانائی های مختلفی را کسب می کند.

تجربیات سی ساله من همیشه به من ثابت کرده است، خیلی از کودکان در یک شرایط نا مطلوب و بازدارنده رشد میکنند که این شرایط به آنها صدمه می زند و معمولا انسان باور می کنند که اینگونه متولد شده اند.

بله، شما خودتان هم حتما این باور را دارید. ولی این یک اشتباه است. بوجود آمدن انسان غیر سمپاتیک و نامطلوب حتما نتیجه تربیت غلط است! کسی که در شرایطی نیست که بتواند بطور منطقی کار کند، مطابق آن وضعیت هم تربیت می شود. فکر می کنم بیشتر کسانی که این مطالب را مطالعه میکنند با من هم عقیده هستند. یک چنین به اصطلاح سر نوشتی را ما نمی توانیم تکذیب کنیم، ما نفوذی بر پا گذاشتنمان به این جهان نداریم و به همان اندازه هم دخالتی نمی توانیم داشته باشیم بر اینکه بالاخره دیر یا زود باید این هستی را ترک کنیم. یک بار متولد شده ایم و باید هم تا فرا رسیدن مرگمان به زندگیمان ادامه بدهیم.

به این جهت یک سوال اجتناب ناپذیر پیش می آید که چگونه ما باید زندگی کنیم. اگر استعدادهای ما را کسی رشد نداده پس ما مجبوریم خودمان آنها را تربیت و رشد دهیم و بجای اینکه فکر کنیم رویداد ناگواری در زندگی ما رخ داده، باید ما تلاش کنیم که از خودمان یک فرد خوب بسازیم. هیچ کس نباید تسلیم شود، هر انسانی امکان این را دارد که خودش را کامل کند. به این دلایل من این کتاب را نوشته ام. در آن من گزارش میدهم که چگونه توانایی و استعداد یک انسان میتواند پرورش پیدا کند و چگونه یک بچه متوسط در یک شرایط عالی انسانی به یک موجود عالی موسیقیدان تغییر شکل میدهد.

من به وسیله مثالهایی نشان میدهم که چگونه یک انسانی که معمولی است، می شود به یک استعداد خوب و کسی که متوسط است، می شود به یک استعداد خارق العاده تبدیل کرد. در اینجا خوانندگان به جواب سوالهایشان میرسند. من مثالهایی از رویدادهای خوب و از موفقیت تدریسهای متد پرورش استعدادهای ویولون نشان میدهم.

یک درخت زنده جوانه میدهد و بر روی شاخه هایش غنچه های زیبا و فراوان ظاهر می شود و این یکی از زیبایی های فوق العاده طبیعت است. انسان هم گمان میکنم که باید زندگیش را مثل طبیعت هدایت کند و با خودش میوه هایش را حمل کند. حقیقتا اگر اهداف انسانی در جهت جستجوی عشق، حقیقت، پاکی و زیبایی نباشدف پس برای چیست و این برای من تو و هر کس دیگری هم صدق میکند. اگر این کتاب میتواند کمکی باشد در برابرش تواضع داشته باش که من را در حد وصف ناشدنی خوشبخت خواهد کرد.

تمام کودکان در ژاپن، به زبان ژاپنی صحبت می کنند!
اوه، نگاه کن بچه های ژاپنی می توانند همگی ژاپنی صحبت کنند! این فکر ناگهانی یکدفعه مرا به بهت و حیرت انداخت. واقعا تمام بچه های دنیا به زبان مادری خودشان به سادگی صحبت میکنند. هر بچه ژاپنی بدون استثناء بی زحمت به ژاپنی صحبت میکند. آیا این نشاندهنده یک قابلیت جالب توجه نیست؟

چگونه من میتوانستم به خودم مسلط بشوم، تا اینکه خوشحالی خودم را در مورد این شناخت به جهان فریاد نزنم؟! بچه های اوزاکا (Osaka) با لهجه سخت اوزاکایی صحبت می کنند. ما توانای اینکه لهجه توهوکو (Tohoku) را تقلید بکنیم نداریم اما بچه های توهوکو با این لهجه صحبت می کنند!

آیا این یک توانایی جالب توجه نیست؟
هیچکس از این مسئله در حیرت نیست و به نظر بدیهی می رسد؛ عموما مردم فکر می کنند که توانایی هایی که بچه ها روزانه از خود نشان می دهند کاملا طبیعی است. چیزی که به شنوندگان من ارتباط پیدا میکرد، این بود که نیمی از شنوندگانِ من حیرت زده بودند، بخاطر هیجانِ من و بنظر نیمی دیگر من ابله می آمدم!

حقیقتا تشخیص من از اهمیت و اعتبار بالایی برخوردار بود و به من نشان داد که هر کودکی لیاقت و شایستگی فوق العاده ای میتواند از خود نشان بدهد، اگر که یک متد تدریس درست وجود داشته باشد. همه اینها برمیگردد به سی سال قبل که من در آن زمان سی وسه یا چهار ساله بودم. در ادامه بسط و گسترش نظریه ام که هر روز شدیدا با آن روبرو بودم و در این پژوهش در پی آن بودم که برای اساس و بنیاد اهداف زندگی ام راهی پیدا کنم.

اگر درست بیاد داشته باشم، تقریبا سالهای ۱۹۳۱ یا ۱۹۳۲ بود که کنسرواتوار دربار، در یک کلاس که غالبا از شاگردان درس ویولون بودند، پدری که پسر چهار ساله اش را همراهی می کرد با من در خانه اش دیدار کرد. این جوان امروز یکی از موسیقیدانهای معروف جهان است: توشیا اتو (Toshiya Eto)

4 دیدگاه

  • Aathema
    ارسال شده در خرداد ۲۹, ۱۳۸۷ در ۳:۱۱ ق.ظ

    Fogholade bood…!

  • poopak
    ارسال شده در مهر ۲, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۰ ق.ظ

    استفاده کردیم

  • آنی
    ارسال شده در تیر ۲۸, ۱۳۹۵ در ۱:۲۱ ق.ظ

    با سلام
    مطالب وب سایت بسیار عالی، جامع بوند و بر خلاف دیگر سایت ها مطالب کپی از منابع نامعلوم نبودند.
    لطفا در زمینه متدهای آموزش موسیقی کودک به تفضیل بیشتر بپردازید .
    روش های و متدهایی که در جهان مورد استفاده است.
    شما خیلی جامع و کامل به بررسی متد سوزکی پرداختید، لطفا در مورد، کارل ارف، کدای، مارتینو، ادگار ویلمز و … نیز مطلب بگذاربد.
    از شما بسیار سپاس گذارم

  • ناني
    ارسال شده در دی ۱, ۱۳۹۶ در ۱۲:۵۲ ق.ظ

    با سلام و سپاس فراوان از بزرگوارانی که در راه انسانیت گام برمیدارند..
    بسیار عالی .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

از روزهای گذشته…

لقمان علی، درامر مسلمان (I)

لقمان علی، درامر مسلمان (I)

لقمان علی یک نمونه کامل است، یک الگوی تاریخی… موزیسینی اصیل که پیوسته در حال سفر است. با اینکه زمان و مکان به دنیا آمدنش کاملا مشخص است اما پس از آغاز فعالیت حرفه ایش خانه خود را در هر نقطه ای از دنیا می داند. او تحصیلات موسیقیایی خود را در نوجوانی یعنی در دهه های افسانه ای ۵۰ و ۶۰ قرن بیستم، در موسیقی گاسپل (Gospel Music)، بلوز، موسیقی ریتم و بلوز (R & B) و جز انجام داد.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (VI)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (VI)

این موضوع که در کتاب گسترش نظری بیشتری نیافته به نگر من یکی از مهم‌ترین دیدگاه‌های موسیقی‌شناسانه و منتقدانه‌ای است که محمدرضا فیاض به طرزی که مناسب هدفش باشد، مطرح ساخته است. از این توضیحات نسبتا فنی که بگذریم مجموعه ویژگی‌های دیگری هم دارد که در میان نوشتار‌های اخیر کمیاب است. مولف مانند بسیار از ماها به موسیقی و فرهنگش ارادتی دارد. رد پای ارادت را در دیگر کتاب‌های موسیقی‌مان نیز می‌توان یافت، اما این یکی کمی فرق دارد به خودبزرگ‌بینی و خودمحوری فرهنگی آمیخته نیست.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (IV)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (IV)

در سال ۱۹۴۹ لئوپاد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) و دیمیتری متروپولوس (Dimitri Mitropoulos) به طور مشترک رهبری فیلارمونیک را عهده دار شدند و در سال ۱۹۵۱ متروپولوس به عنوان کارگردان موسیقی فیلارمونیک منسوب شد. متروپولوس در زمینه های گوناگونی پیشرو بود، در برگزاری رقابتی برای انتخاب آهنگسازان جدید، برگزاری اجراهایی توسط فیلارمونیک به طور زنده بین پخش فیلمها در سینما تاتر روکسی. متروپولوس مجموعه ضبطهایی را برای کمپانی کلمبیا نیز انجام داد.
موسیقی و طنز (قسمت اول)

موسیقی و طنز (قسمت اول)

در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۴ نشستی به دعوت دفتر پژوهشهای طنز در حوزه هنری، برگزار شد که سخنرانی این برنامه را سید علی رضا میر علینقی عهده دار بود. امروز متن کامل این سخنرانی را می خوانیم:
کتابی درباره رضا ورزنده (II)

کتابی درباره رضا ورزنده (II)

با‌این‌حال، نباید از یاد برد که ورزنده در کنار استادانی همچون کسایی، شهناز، عبادی، شریف، یاحقی، محمودی خوانساری، تاج اصفهانی و… سنتور نواخته است و به نظر نگارنده، صرف‌نظر از هر‌گونه ارزش‌گذاری، بی‌توجهی و عدم بررسی و شناخت شیوۀ سنتورنوازی ورزنده به‌معنای نادیده‌گرفتن یکی از پرنفوذترین شیوه‌های نوازندگی سنتور در حدود سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ است.
تا که فردا همچو شیران بشکنند…

تا که فردا همچو شیران بشکنند…

دکتر علی شریعتی پیش از انقلاب یکی از مهمترین رهبران ایدوئولوژیک طبقه روشنفکران مذهبی محسوب میشد که با مرگ مشکوکش در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ به اسطوره جمعیت نام برده تبدیل شد. شخصیت خستگی ناپذیر و مبارز شریعت همراه با چاشنی ذوق ادبی او، سخنرانی ها و اشعارش را شور خاصی می بخشید که مخصوصا” در حال و هوای اوایل انقلاب مورد توجه انقلابیون بود.
اگر نمی توانی مشهورترین باشی، بدنام ترین باش

اگر نمی توانی مشهورترین باشی، بدنام ترین باش

بدون شک فیلم شیکاگو (Chicago) به کارگردانی Rob Marshall بهترین فیلم موزیکالی است که در دهه اخیر ساخته شده است، فیلمی سراسر موسیقی ارکسترال، موسیقی با کلام و حتی مملو از کلام موسیقایی. فیلمی که با بازی زیبای هنرمندانی چون ریچارد گیر (Richard Gere) در نقش یک وکلیل، کاترینا زتا جونز (Catherine Zeta-Jones) در نقش یک خواننده معروف Jazz و رنی زلوگر (Renée Zellweger) در نقش یک خواننده معمولی کر، به روی صحنه آمد و پس از سالها جای خالی فیلم های موفق موزیکال در سینما را پر کرد.
موری پرایا

موری پرایا

موری پرایا (Murray Perahia) یکی از نوازندگان برجسته پیانو در آمریکا و همچنین رهبری مورد تحسین و تمجید می باشد. او آثار متعددی از آهنگسازان برجسته موسیقی کلاسیک را اجرا و ضبط نموده است که یکی از نکاتی که وی را از دیگران متمایز مینماید، شخصیتی است که به قطعات میبخشد. توجه بسیار زیاد به کیفیت صدا و همچنین اجرای قطعات تکنیکال با مهارت زیاد، توجه به بیان هر قطعه با توجه به دوره و ویژگی های خاص قطعات همراه با دینامیک و اجرای تمامی جزئیات نکاتیست که تنها از عهده یک نوازنده حرفه ای بر می آید؛ همچنین پرایا را باید به شایستگی یک پیانیست درجه یک نامید.
نگاهی به آلبوم “طغیان” (III)

نگاهی به آلبوم “طغیان” (III)

“شیدایی” در زمان خود بسیار مورد استقبال اهالی هنر قرار گرفت و نو آوری مشکاتیان در ارائه ریتم ۱۴ ضربی تحسین بسیاری را برانگیخت؛ همنشینی ریتم و تم این قطعه به حدی بود که حتی اشکالاتی که این تصنیف در پیوند شعر و موسیقی داشت (۲) را از دید شنونده اهل موسیقی دور نگه داشت و آنها تا به امروز آنرا یکی بهترین تصانیف موسیقی ایرانی می دانند.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

در سال ۱۳۰۶ مصادف با تحولات شدید فرهنگی و سیاسی در ایران متولد شد. پدرش معلم تار و ویولون (به سبک ایرانی) و از شاگردان خوب علی اکبرخان شهنازی بود. ابتدا با تار شروع کرد ولی به دلیل کوچک بودن جثه اش به ناچار ویولون در دست گرفت و دیری نپایید که به شاگردان ابوالحسن صبا پیوست. شکل گیری شخصیت حسین دهلوی در واقع در این دو محیط او را شخصیت اسطوره ای موسیقی ما کرده است.