«بهمن رجبی، اندیشه ای نو نگاهی متفاوت»

بهمن رجبی
بهمن رجبی
هنر مکاشفه ای است در اعماق روح و کنکاشی است بر حصول جاودانگی. نمودی است بر تجلی روحی که در تلاطم و طغیان است. هنر، حکایت دردهای آشکار و نهان انسانها در گذر از پیچ و خم سالیان است. در بیان عشق و مرگ، بودن و فنا و زبان گویایی است بر تمامی دردهای ازلی و ابدی انسانها. هنری که از آبشخور اندیشه های انسانی سیراب شده باشد، متعالی و پرشکوه بلندای طول تاریخ را درمی نوردد. عشق می آفریند و شوریدگی. هنر مفهوم بی منتهای آزادی است و اینگونه است که در غربت و تنهایی پرشکوه انسان زاده می شود، آغاز میگردد و همچنان در بطن جامعۀ انسانی، تأثیر گذار و همراه به پیش میرود و امّا جاودانه است و هیچگاه میرا نیست و در روح و جان نسلها و نسلها باز نواخته میشود.

هنر در شکل بنیادین خود تأثیری است شگرف، که در تعامل با روح والای هنرمند به صورت پدیدۀ ارزشمند هنری ظهور میکند و در میان جوامع انسانی به عنوان نمایندۀ یک تفکّر گسترده می شود. هر اثر هنری بر پایه اندیشه ای ژرف نگر و بر اساس نیازها و ضرورتهای اجتماعی، مسایل پیرامونی و همچنین زاویۀ نگاه هنرمند شکل می گیرد. از اینروست که میراث هنری نسلهای قبل برای ما ارزشمند می نماید. زیرا تمامی میراث گذشتگان، نمایندۀ اندیشه ها و درک و مکاشفه آنها از هستی و زائیدۀ مناسبات اجتماعی آن نسل و آن عصر بوده است.

وضعیت اجتماعی هنرمندان در ایران تا قبل از دوران انقلاب مشروطیت، مبتنی بر وابستگی به اشرافیت و هنری نه آنچنان در خور، با وضعیتی اسفبار بوده است. بویژه در مورد هنر موسیقی که همواره در خدمت شاهان و سلاطین بوده و از آن به شکلی بسیار نازل و پست، مورد استفاده قرار می گرفته است. روح اله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی جلد اول در این باره می نویسد: « در دورۀ ناصرالدین شاه قاجار نوازندگان را عملۀ طرب می نامیدند. واقعاً زهی تأسف که هنرمند همردیف عمله باشد! نوازندگان خاص به لقب پر افتخار عملۀ طرب خاصه نائل می آمدند و نوازندگان عادی را مطرب می نامیدند.» استفاده از واژۀ عمله برای هنرمندان آن دوره (شاید در آن دوران تعابیر خاصی برای این واژه وجود داشته است!) نشانۀ سر سپردن هنرمندان به سرنوشت خفیف و ذلت بار خویش در دربار و در دامان اشرافیت آن روزگار بوده است. ولی بتدریج پس از انقلاب مشروطیت هنرمندان موسیقی نیز بر این نکته وقوف پیدا کردند که نبایست تن به اینگونه حقارت ها داد. فرمان قطع انگشتان درویش خان نوازندۀ تار توسط مشیرالدوله و یا نا فرمانی کلنل وزیری از دستور رضاخان آغازی بر عصر روشنگری هنرمندان موسیقی به شمار میرود.

در این میان، بی اعتبارترین نوازندگان، نوازندگان ساز تنبک بوده اند که توسط عامه به عنوان «دمبکی» خوانده میشده اند. (عنوانی در باب حقارت این ساز و نوازندۀ آن) در این میان نیز افرادی بوده اند که سرنوشت این ساز را با تلاش و مجاهدت های خویش و همچنین با تحمل صدها نیشخند و زخم زبان تغییر دادند. افرادی مانند حسین تهرانی که به عنوان حلقه ای از حلقات تکامل در تنبک نوازی، برای احیاء این ساز زحمات فراوانی را متحمل شد. حسین تهرانی توانست اعتباری نسبی برای ساز تنبک و نوازندگان آن به وجود آورد . در ادامۀ این حلقه دیگران هرکدام به تناسب اندیشه و فراخور احوالات و شرایط خاص خود، در این مسیر قدم نهادند و گام برداشتند.

هر کدام از ایشان نیز آثاری نواختند که چگونگی و تأثیرگذاری آن در تکرار دوران داوری خواهد شد. هنرمندانی مانند امیر ناصر افتتاح و ناصر فرهنگ فر و… در این میان بهمن رجبی را می توان به عنوان مردی با نگاهی متفاوت و اندیشه ای نو در سیر تکامل نوازندگی تنبک دید و ارزیابی کرد و شناخت؛ زیرا دقت نظر وی بر مسائل پیرامونی و بینش اجتماعی و هنری وی سبب گردید که وی به عنوان هنرمندی توانا در عرصه نوازندگی تنبک شناخته شود.

هنرمندی که دل در گرو ظواهر هنری نداشته و در اندیشه تکامل و تعالی موسیقی بوده است. البته در اینجا بحث بر سر هیچکدام از نوازندگان تنبک یا برتری و رجحان یکی بر دیگری نیست، بلکه بحث بر سر زاویۀ نگاه این هنرمند بر مسائل اجتماعی است و بحث بر سر آن تفاوتی است که تفاوت می آفریند و بهمن رجبی نمونه بارز این نوع تفکر می باشد. تفاوتی که منشأ تأثیرات اجتماعی و هنری بسیاری گردید و راهی را در پیش گرفت که همانا مسیر تکامل و دستیابی به تکنیکهایی نوین و تحولی بنیادین در ساز تنبک بوده است. تکاملی در جهت سیستم اجرائی و تکامل تکنیکی ساز و در سطوح دیگر اجتماعی، در خدمت بیان تازه ای از تجلیات معنوی، با بار سنگینی از تعهدات اجتماعی.

این بار سنگین را جامعه انسانی بر دوش وی هموار خواهد کرد. هنرمندِ متعهد در پی پاسخگویی به سلایق موسیقایی دیگران نیست، زیرا که اینگونه زیستن عرضه کردن خویش برای دیگران است و دور از شأن ذاتیِ هنری انسانی است. «هنرمند» در پی تجربه کردن وجوه ناشناخته خویشتن است و به مانند طراحی است در مسیر متعالی اندیشیدن. «هنرمند» تابع شرایط نیست، بلکه اوست که شرایط جدیدی را بوجود میآورد. زیرا که دیگر در روزگار ما هنرمندان و نوازندگان از شغل شریف نواختن در پشت درب اتاق خواب شاهان و سلاطین محروم شده اند و دیگر عهد قاجار و طی طریق به شیوۀ نوازندگان قاجار به پایان رسیده است. همواره این نکته را بر یاد داشته باشیم « هر چند که ظرافتهای هنری و میراث نیاکانمان ستودنی است ولی جهل نیاکانمان هرگز».

باز سازی آثار گذشتگان نیز فقط به منظور پاسداشت از اندک کسانی است که در سیر تکاملیِ فرهنگ موسیقی ایران در فضای بسته و تاریک فرهنگی آن زمان رنج برده اند. آنان همیشه در اقلیت بوده اند و اکثریت را همیشه کسانی تشکیل داده اند که موسیقی پیشۀ کسب و کارشان بوده است و دریغ و درد امروز نیز هم! پیش قراولان این حرکت های پیشرو همواره تنهاترین و در عین حال بزرگترین آنها بوده اند. کلنل وزیری در پاسخ به آنهایی که می گفتند:« وزیری موسیقی ما را ازبین برد.» گفته بود: « اگر منظورتان از موسیقی ایران همان نغمه هایی است که شما در مجالس لهو و لعب می نوازید، همان بهتر که از بین برود.» بهمن رجبی از جایگاه نوازنده ای نوگرا با دیگران سخن می گوید با اعتقاد به تکاملِ نظام موسیقی ایران و با دیدگاهی کاونده و نگاهی مردم شناسانه.

هستند کسانی که مانند وی دردهایی دارند که به قول صادق هدایت: «روح را آهسته در انزوا میخورد و می تراشد» و همواره نیز هستند کسانی که بر سَبیل عقاید جاری به اینگونه دردهای انتزاعی بشریت با دیده شکاک و با تمسخر بنگرند. دیدگاه اینگونه هنرمندان همواره بر پایۀ احساس مسئولیت در برابر نسلی است از نامدگان و پاسداری از میراث گرانبهای نسلی است از رفتگان، در تلاش برای همۀ دغدغه های انسانی و اساسی همۀ بشریت و همۀ نسلها. در اینجا تنها سخن از فرد نیست که از همۀ انسانیت است. هنرمند است آنکه دلش برای تمامی کودکان آوارۀ دنیا می سوزد. ساز تنها وسیله ای برای بیان دردهای ناگفتۀ انسانی و نه هیچگاه هدفی است در خور اعتنا. که اگر برای احتیاجات مادی و کسب شهرت های بیهوده و پوشالی باشد، سوداگرانی نغمه فروش بیش نخواهیم بود.

در بیان دستاوردها و آنچه در طی این سالها در سیر تکامل هنر تنبک نوازی ایران در مکتب بهمن رجبی روی داد می توان به مواردی خاص اشاره کرد: *احیاء سیتم یک خطی برای آوانگاری ریتمها.

*بررسی ریتمهای مطربی از دیدگاه جامعه شناختی همراه با نوآوریهای مناسب و طراحی های پیچیده و خلاقانه.

*تاثیرپذیری از اکثر گذشتگان و معاصرین خود و باز پرداخت نواخته های آنها با معیارهای زیبایی شناسانه و منطبق بر منطق ساختاری مکتب رجبی. *تأثیرپذیری از زیبائیهای یک اثر و بکارگیری آن در نوازندگی تنبک.

*بکارگیری و بوجود آوردن ریزهای شانزده گانه متعدد که تنها پنج نوع آن توسط گذشتگان نواخته میشده است که عبارتند از: «ریز دو انگشتی ساده یا ریز تیمپانی»،«ریز دو انگشتی بشکنی»،«ریز نه انگشتی»،«ریز ده انگشتی یا ریز پرتر»،«ریز دو انگشتی ساده عکس و برگردان»،«ریز دو انگشتی مضاعف»،«ریز دو انگشتی سه بر دو»،«ریز دو انگشتی دو بر یک»،«ریز دو انگشتی یک بر دو»،«ریز هشت انگشتی»،« ریز هشت انگشتی روی پوست»،«ریز هشت انگشتی روی چوب»، «ریز هشت انگشتی ترکیبی یا مختلط»،«ریز هشت انگشتی بشکنی»،«ریز هشت انگشتی ناخنی روی پوست»،«ریز شلاقی یا ریز زور خانه ای»

*تنوع ترکیب های مختلفِ بکار گرفته شده و انسجام و ظرافت ریتمهای گوناگون با یکدیگر.

*طراحی موتیف های هدفمند ریتمیک و بسط و گسترش آنها در قالب ریتم های متفاوت.

*استفاده از فرم های ساختاری موسیقی مانند واریاسیون.

*اجراء قطعه بدیع و پر تکنیک «گفتگوی چپ و راست» که به عقیدۀ نگارنده این قطعه نمادی از ظرافت های نهفته در مکتب تنبک نوازی بهمن رجبی است .

*تداعی و تجسم ریتمیک ملودیهایی مانند «در قفس» اثر ابوالحسن صبا و یا طراحی بخشهای ریتمیک «سواران دشت امید» اثر حسین علیزاده.

*استفاده از ریتم ملودیهای ساده و عامیانه مانند«اتل متل توتوله» و پردازش آن با تکنیکی پیشرفته.

*وسعت دادن کمی و کیفی به ظرافت کاری های تنبک.

*ایراد سخنرانی های مختلف برای شناساندن ارزشهای علمی و عملی ساز تنبک مانند زیبایی شناسی ، بررسی حکومت رابطه بر ضابطه در نظام موسیقی ایران و … .

*راهنمایی و تشویق هنرجویان برای مطالعه و دست یافتن به بینشی هنری در کنار دانش هنری.

*نگارش کتابهایی برای دوره های ابتدایی،متوسطه و عالی و فوق عالی .

*نگارش کتاب « تنبک و نگرشی به ریتم از زوایای مختلف» و…

هنر، سر فصلی شکوهناک و تجلی روحی پر غرور است، بر مدار درک و مکاشفه و معنا، در مسیر زیستنی از اینگونه ژرف و سرفراز و همواره تنها و تنها و تنها…

۷/۱۲/۱۳۸۳ با احترام به مناسبت شصت و چهارمین سال تولد بهمن رجبی

روزنامه اعتماد ملی

30 دیدگاه

  • ali
    ارسال شده در خرداد ۴, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۱ ب.ظ

    ضمن پاسداشت میلاد این هنرمند ارزنده
    ایکاش ایشان از تشنج زائی در جامعه ی موسیقی وبدگوئی های پیاپی از اهالی هنر دست بردارند چرا که به جز آزردگی خاطر برخی ثمر دیگری ندارد کما اینکه تا کنون نداشته است.پر واضح است که اصلاح و انتقاد جز در سایه ی تفاهم و مهر به سرانجام نمیرسد(در این مورد تاریخ گواه خوبی است)
    با آرزوی سلامتی برای جناب رجبی

  • یک نوازنده تمبک
    ارسال شده در خرداد ۸, ۱۳۸۷ در ۷:۴۹ ق.ظ

    تولد یک آدم بی تربیت و بی ادب مبارک باد

  • ارسال شده در خرداد ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱:۲۰ ق.ظ

    یگی بود به استاد تهرانی میگفت “حسین تشت زن” کی بود!!!؟؟ یادم نمیاد!!! جالبه الان اسمشو دیدماااااا کی میتونه کمکم کنه!!!!!!!

  • احسان
    ارسال شده در خرداد ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱:۴۰ ب.ظ

    آقای رجبی نوازنده بسیار بزرگی هستند ولی نه ایشان و نه سایر نوازندگان تمبک بعد از تهرانی تحول زیادی در تمبک به وحود نیاورده اند(این مطلب از نوارها و کتابعای مرحوم تهرانی و سایر نوازندگان تمبک کاملا مشهود است)و در واقع نوازندگان تمبک بیشتر ابداعات استاد تهرانی را به سلیقه خود گسترش داده اند.حسین تهرانی هم بسیار پر ارزش تر از یک حلقه از زنجیر تکامل تمبک بود چون قبل از و مرحوم صبا تمبک سازی بسیاز ضعیف بود و بعد از این دو بزرگوار تمبک سازی با قابلیت تکنوازی و گروه نوازی و ساز لازم در هر ارکستری شد

  • seena
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۸۷ در ۱:۱۷ ب.ظ

    سلام به نظر من آقای رجبی نوازنده ی بزرگی هستند درست است که شاید بعضی اوقات کلماتی را به زبان جاری کنند که در شان یک هنرمند نباشد اما گاهی سر جای نشاندن افرادی مانند لطفی به این گونه لازم است

  • پويا
    ارسال شده در تیر ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱:۴۶ ب.ظ

    موسیقی ایرانی مقام وجودی و ارزش درونیش بیش از اینست که یک هنرمند به خود اجازه بی احترامی کردن به هنرمندانی همچون پایور وعلیزاده…را بدهد
    به راستی اینها به چه معناست؟؟؟؟!!!!!

  • kami
    ارسال شده در مرداد ۱۰, ۱۳۸۷ در ۲:۰۸ ب.ظ

    be nazare man ishan karhayie anjam dadeand ke on badgoieshan benazar nemiayad

  • حمزه دهكردي
    ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۵ ق.ظ

    در مورد منتقدان آثار بهمن رجبی همین بس که به آنها بگویم شما از بهمن رجبی ابتکار و نو آوری و آوای خوش از تنبک او بخواهید. اخلاق خصوصی ایشان به هیچکس دیگر مربوط نمی شود ” ما و شما باید از هنر او تمجید کنیم که با هنرش سروکار داریم نه با اخلاق او.اگر همسر ایشان از اخلاقش انتقاد کند حق دارد نه شما!!!!

  • omid
    ارسال شده در مهر ۱۷, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۶ ب.ظ

    agar rajabi hich kari nakardeh bood hamin ketabe tombak va negaareshi be ritm, va ebdaee 16noe riz besyar valast. dar zemn be dostane aziz ke ahe enteghad hastand , yeki az shorot enteghat dideh ensaf ast va bad….
    dar zamainike hame be feker fokol r keravat bodand ,dar zaminike bekhtere taragho torogh an ham ba kaf zadanhaye alakki deghat konid yek nafar dasht fekr mikard.dar zemn age badakhlagh ast lotfan monsefane sarzadeh beravid molaghat rajabi agar hamsar o farzandan vey shaki bodand ok shomaha kary be akhlaghe khob ya bad on nadashte bashid

  • navid
    ارسال شده در مهر ۱۸, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۸ ب.ظ

    tavalod shoma moalem aziz mobarak bad. omidvaram ke hamishse salamt va bargharar bashid.in ham midanim ke age tehrami nabood shoma naboodid va agar shoma naboodid digaran naboodand…..

  • daar koob
    ارسال شده در مهر ۲۹, ۱۳۸۷ در ۱:۰۸ ب.ظ

    ba doroodhaye garm!
    bebinid che kesani be in nabegheye tombaknavaz va ostade zarbahang hamleh va fahashi mikonand,baad mifahmid ke
    bahman rajabi kist!

  • ارسال شده در آبان ۱۹, ۱۳۸۷ در ۲:۰۳ ق.ظ

    بهمن جان معلم عزیز ای کاش که معشوقه ز عاشق طلب جان میکرد تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی.به سلامتیییییییییییییییی بهمن خان ما هنوز پیک میزنیم

  • abbas
    ارسال شده در آذر ۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۲ ق.ظ

    salam va dorod bar shoma mikhastam be an afrady ke aghaye rajaby ra be by adaby motaham mikonand begoyam ke vaghean agar kasy ba lafze ziba yek padideye zesht ra tbligh konad bayad morede bazkhast gharar begirad ya in keeeeeeeeee khob begzarim kofor va din hich kodam by tarfdar nist am dostane azize mokhalef tanha baraye yek bar ham shode beravavid va bedone pish farze ghably ishan ra molaghat konid anvagh digar khod midanido vojdane shomaaaaaaaaaaa

  • پرنده
    ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۸۷ در ۶:۰۶ ب.ظ

    پیک زدن شما جامعه مارا نابود کرد(یعنی کودک…………)لعنت بر شما باد

  • بهاره
    ارسال شده در بهمن ۱۲, ۱۳۸۷ در ۶:۳۲ ب.ظ

    مرسی استاد از این همه ابتکار و خلاقیت و نو اوری
    شما جانشین برحق استاد حسین تهرانی و امیرناصرافتتاح هستید

  • ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۰ ب.ظ

    با سلام.
    خطاب به دوست عزیزی که فرموده اند بعد از تهرانی نه رجبی و نه دیگران ابداع جدیدی انجام ندادند , باید بگم شما طلاحیت این رو ندارید که با گوش کردن ۲تا نوار اینقدر راحت اظهار نظر کنین.بخشیدا !!!!
    ضمنا بهاره خانوم آقای رجبی از جانشینی و وراثت ئر هنر بیزارند.(نظر بالایی)

  • رسا
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۷ در ۲:۴۱ ب.ظ

    بدون هیچگونه تعصب باید گفت آقای رجبی هنرمندی بسیار قدرتمند با دید هنری بسیار والایی هستند که به ساز به گفته ی خود ایشان هنوز مهجور تنبک خدمات فروان نموده اند.

  • حسین
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۴ ب.ظ

    سلام از راه دورگرمای وجودت را حس میکنم معتم عزیزم دوستت دارم

  • حمید
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۸ در ۲:۳۴ ب.ظ

    باید بگویم آقای بهمن رجبی در نواختن تنبک و کلا موسیقی ایران یک الگوی بی بدیل برای ما هنرجویان میباشند.

  • فریدون
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۹ در ۷:۰۰ ب.ظ

    با درود، آقای رجبی معلمی بی مانند و نوازنده ای بی همتا در موسیقی سنتی ایران می باشند .

  • علي
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۸۹ در ۹:۲۹ ق.ظ

    با سلام
    در ردیف دوم عزیزی مطلبی را عنوان نمود که تمام شخصیت خودش را در آن خلاصه کرد و اسمش را نوازنده …… نامید افسوس بر فرهنگی که همچنین انسانهایی پرورش میدهند . جناب ، تو بو خود را باش .در حدی نیستی که این طور لفاظی کنی .

  • دومان
    ارسال شده در آذر ۲۷, ۱۳۸۹ در ۶:۵۷ ب.ظ

    هر کسی از ظن خود شد یار من………….
    این عادت برخی از مااِیرانیهاشده که قبل از شناخت کسی هر مهملی که راجع بهش بشنویم قبول کنَُِّّیم تازه نظر هم بدیم
    واقعا باعٍَُُث خجالته.لطفا خودتون حضوری برین ایشونوببینین بعد قضاوت کنین.کمی پیشرفت کنین اینقدر ظاهر بین نباشین.

  • احمدی خلج
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۸۹ در ۱:۲۵ ق.ظ

    بهمن رجبی معلمی بی همتا در عرصه ی زندگی است که تنبک و گفتار او، تجلی فکرش است.
    سخنان به ظاهر بی ادبانه او را باید بانگاهی به افکار و زندگی او معنی کرد!!

  • محسن
    ارسال شده در دی ۳۰, ۱۳۸۹ در ۹:۰۸ ق.ظ

    سلام و هزاران درود بر استادی که قهرمان ملی موسقی ست. خسته نباشید استاد. امید است که ازین حرفها ناراحت نشوید اینان از موسقی و از دیدگاه های نو شما هیچ اطلاعی ندارن. قدر گوهر را گوهری داند. از صمیم قلب دوستت دارم. استاد قجاوند به شما درود فراوان میفرستت و شما رو خیلی دوست دارد

  • ارسلان
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۰ ق.ظ

    من آقای رجبی رو زیاد نمی شناسم ولی درباره قلم وسبک نوشتاری آقای هوشنگ فراهانی باید دست مریزاد گفت. الحق که عالی نوشته اند.

  • مهدی
    ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۲ ب.ظ

    به هر حال ایشان هم خیلی برای هنر زحمت کشیده اند بقیه قضایا را هم که همه می دانند ولی آنچه که مهم است این است که اگر کتابهای استاد رجبی را حذف کنیم واقعا چند کتاب خوب برای آموزش میماند؟

  • hf
    ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۴ ق.ظ

    اولا باید بگم که آقای رجبی از بکار بردن کلمه استاد متنفرند پس کسایی که گفتند استاد با پدرشون بودند در ثانی کسایی میتونند راجع به کار ایشان نظر بدن که یا مثل من سالها تنبک زدند و یا باز هم مثل من سالها درباره هنر،موسیقی،جامعه شناسی،شعر،انواع سازها به خصوص تنبک و… مطالعه کردند

  • یکی
    ارسال شده در دی ۲۸, ۱۳۹۰ در ۱:۳۱ ق.ظ

    سلام.قدرت.تکنیک و مهارت نوازندگی بهمن رجبی
    بر هیچ تمبک نوازی پوشیده نیست.به گفته ی این نوازنده ی قدرتمند استفاده از کار گذشتگان در نو اوری و ایجاد تحول امری طبیعی و البته ضروری است.پس این حرف که بهمن رجبی بعد از تهرانی تحول زیادی در تمبک به وجود نیاورده به کل حرف اشتباهیست!!!

  • علی
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۱ در ۲:۲۸ ب.ظ

    آقای رجبی با تمام وجود خود و بدون ترس از هر کس و هر چیز به مبارزه با دروغ – تملق- تناقض و … در جامعه هنری پرداخته است. کسی که هیچ وقت به دنبال جنبه مادی و … در این وادی نبوده. با اینکه ایشان مخالف مطلق گرایی بوده ولی به نظر من بزرگ مرد ترین فرد جامعه موسیقی ایران است.

  • نوراله
    ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۹۲ در ۱۱:۵۹ ب.ظ

    جهان سر به سر پادشاهی توراست

    اگر آن پیر مرد نبود(تهرانی) ما هم نبودیم
    این گفته
    اقای رجبی است

    درود بر معلم بزرگ تنبک نوازی ایران

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

پویان آزاده: قصد ضبط «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» را دارم

در اولین روز برگزاری جشنواره موسیقی فجر، ارکستر ملی به رهبری فریدون شهبازیان، اثری از حسین دهلوی را به روی صحنه برد که بر اساس قطعه ای از جواد معروفی ساخته شده بود. این قطعه که برای یک پیانو و ارکستر با نام «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» تنظیم شده بود، با تکنوازی پیانوی پویان آزاده به اجرا رسید. به همین بهانه امروز با پویان آزاده گفتگویی کرده ایم که می خوانید:

از روزهای گذشته…

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VI)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VI)

در ارتباط با متر های ترکیبی و افزایشی، لاندن این پرسش را مطرح می کند: چگونه امکان دارد که یک سطح نا هم طول به عنوان سر دسته ی زمانی ساخت دیگر سطوح سلسله مراتب متریک عمل کند؟ جواب این جاست که این کار از طریق حضور تثبیت کننده ی زیرشاخه های هم طول اتفاق می افتد. به عبارت دیگر، برای این که بتوان الگویی از بیت های نا هم طول را اجرا کرد – یا آن ها را دنبال نمود – ما باید ساعتی داشته باشیم که در فواصل زمانی مشخص تیک تیک می کند و بیت ها باید با مضاربی از واحد های ساعت، مطابقت داشته باشند. لاندن این را یکی از اصول عمومی متر خود می داند:
صحنه هاى به یادماندنى

صحنه هاى به یادماندنى

چچیلیا بارتولى، پس از موفقیت چشمگیر آلبوم ویوالدى، به اجراى آثار گلوک پرداخت. کریستوف ویلیباد گلوک آهنگساز آلمانى- بوهمى نقش تاثیرگذارى در تاریخ موسیقى داشت. او در سن ۱۴ سالگى خانه اش را براى تحصیل موسیقى به مقصد پراگ ترک کرد و در آنجا به نواختن ارگ پرداخت. مدتى هم در لندن زندگى کرد، در آن زمان شنیدن آثار هندل دید تازه اى به او داد. در سال ۱۷۵۲ مجدداً به وین رفت و در آنجا کنسرت مایستر، ارکستر دربار شد.
نوربخش: رسالت استاد، پرورش هنرمند در نوازندگی است

نوربخش: رسالت استاد، پرورش هنرمند در نوازندگی است

من معتقدم هنر در جریان آموزش نوازندگی باید به تدریج در فرد پرورش یابد؛ در صورتی نوازندگی دارای ویژگی ها و شاخصه های هنری می گردد که در طی دوران و سالیان آموزش ساز، در این زمینه برای شخص تلاش شده باشد و در واقع این امر را یک روند تدریجی می دانم و در این راستا فکر می کنم کلاس نوازندگی، صرفا نباید به کلاس تدریس “تکنیک نوازندگی” ساز تبدیل شود.
گفتگو با هوشنگ ظریف (I)

گفتگو با هوشنگ ظریف (I)

هوشنگ ظریف جزو آخرین بازمانده‌های نسلی از موسیقیدانان ایرانی است که هرگز اهل جنجال‌های رسانه‌ای نبودند؛ نسلی در عمل موسیقایی درجه یک و در آموزش خستگی‌ناپذیر. ظریف، تربیت‌شده‌ی مکتب معلمانی چون موسی معروفی، حسین دهلوی، روح‌الله خالقی، فرامرز پایور است که خود نیز تا امروز بر همان مسیر بوده و هست. بی‌تردید حاصل چند دهه کوشش پایه‌گذارانه‌ی آن نسل بود که قطار موسیقی کلاسیک ایرانی را شتاب بخشید. سالی که در آنیم اولین سالی است که هوشنگ ظریف بر خلاف خواست قلبی خود، پس از بیش از نیم قرن تدریس تار، دیگر در هنرستان موسیقی درس نمی‌دهد. سالروز تولد این استاد کهن‌سال ولی هنوز پر شور و بذله‌گو، بهانه‌ای بود تا او را در این گرد و غبار هیاهوهای رسانه‌ای بازیابیم و هوایی تازه کنیم.
گفتگویی با جولیان بریم (III)

گفتگویی با جولیان بریم (III)

من همیشه با استرس روی صحنه مواجه بودم وهمیشه به هنگام شروع کنسرت حالت عصبی داشته ام. این طبیعی است. گاهی هم ممکن است این استرس بیشتر از دفعات دیگر به سراغم بیاید. استرس به عوامل خیلی زیادی بستگی دارد. مثلا اینکه اگر قبل از اجرا استراحت کافی نداشته باشم یا از موضوعی ناراحت و غمگین باشم، استرس و فشار عصبی بیشتر خواهد شد. باید سعی کنم تمام آن روز را با چیزهای ملایم و راحت گذرانده باشم. همچنین استرس اجراهایم خیلی به این موضوع بستگی دارد که بعد از ظهر شب اجرا را چگونه گذرانده باشم.
موسیقی کریسمس (III)

موسیقی کریسمس (III)

این سرودها از قرن ها پیش شنیده میشدند و قدیمی ترین آن ها نیز سرود وکسفورد (Wexford Carol) است که متعلق به قرن ۱۲ است. جدیدترین آن ها نیز از اواسط تا اواخر قرن نوزدهم به این صورت درآمده است. زادگاه بسیاری از این سرودها کشورهای غیر انگلیسی زبان است، سرودهایی که اغلب موضوعات غیر مسیحی هم دارند اما بعدها با شعرهایی که به آن ها افزوده شد به سرودهای انگلیسی تبدیل شدند. البته این سرودها جدید همیشه هم از متن اصلی ترجمه نمی شدند و برخی نیز از نو نوشته شده اند که تاریخ برخی از آنها به اوایل قرن بیستم باز می گردد.
فخرالدینی: پشتوانه موسیقی ما دانشمندان بزرگ هستند

فخرالدینی: پشتوانه موسیقی ما دانشمندان بزرگ هستند

به طور کلی گلسرخی مرد بسیار خوبی بود. یادم هست که وقتی یک روز حقوق ما دیر شده بود به اتاقشان رفتیم و با دوستانمان نشسته بودیم و اعتراض می‌کردیم. ایشان در صندوق خودشان را باز کردند و به ما پول دادند و گفتند که هر وقت حقوقتان را گرفتید بیارید و به من بدهید و به این راحتی مشکل ما را حل کرد!
مشکل من با موتسارت

مشکل من با موتسارت

امسال همزمان با دویست و پنجاهمین سالگرد تولد موتزارت، موسیقیدانهاى آماتور و حرفه اى، خانه هاى اپرا و تمام سالن هاى کنسرت در سراسر جهان مراسمى براى بزرگداشت او برگزار کردند. فستیوال سالزبورگ نیز در برنامه اى بلندپروازانه قصد دارد تمام اپراهاى او را در طول یک فصل اجرا کند. من نیز به عنوان یک خواننده کلاسیک، در این مراسم بزرگداشت به سهم خود شرکت داشتم و آریاهاى موتزارت را در یک رسیتال مجزا در هامبورگ اجرا کردم و در اپراى دون ژوان نیز در اپراى رسمى وین نقش داشتم . من خیلى اپرا نمى خوانم با این وجود صداى خاصى دارم که بیشتر مناسب آثار موتزارت است تا وردى؛ کسى که من بیش از این بسیارى از آثارش را اجرا کرده ام.
رستروپویچ، نوازنده ای حامی آزادی

رستروپویچ، نوازنده ای حامی آزادی

تیسلاو لئوپولدوویچ رستروپوویچ (Mstislav Leopoldovich Rostropovich) که معمولا با نام اسلاوا (Slava) از او یاد می شود، نوازنده ویولن سل و رهبر ارکستر روسی – آمریکایی است که بسیاری او را بزرگترین نوازنده ویولن سل جهان می دانند. عمده شهرت اسلاوا به دلیل تعابیر موسیقیایی اش از کنسرتوی ویولن سل دئورژاک (Dvořák) در سی بمل و کنسرتوی ویولن سل هایدن در دو و ر ماژور است.
طبقه‌بندی سازها (II)

طبقه‌بندی سازها (II)

استفاده‌ی دیگر ساز‌ها به‌کارگیری‌ آن در رقص بود. پارتیتورهای سازی به علت عدم نیاز به ندرت وجود داشت؛ چرا که موسیقی‌دانان با تکیه بر رپرتوار محدودی از ملودی‌ها بداهه‌نوازی می‌کردند. حتا نواختن ساز‌های زهی، تقلید کورکورانه‌ای از صدای انسان بود، که تا پیش از دوره‌ی باروک، نسبت به هر نوع ساز دیگر جایگاه بالاتری داشت. در طی دوره‌ی رنسانس سازها، نوازندگان و سازندگان‌شان، از منزلت خاصی برخوردار شدند. به‌تدریج اما بدون شبهه، موسیقی‌دانان که در جایگاه کم‌ اهمیت‌تری نسبت به خوانندگان قرار داشتند، با رسیدن به خود باوری همچون نقاشان، مجسمه‌سازان و شاعران دوره‌ی رنسانس جایگاه خاص خود را یافتند. اقتصاد پویای آن دوران نیز در هنر سازسازی بی‌تاثیر نبود.