|
امانوئل مليك اصلانيان
|
|
|
|
نوشته های اخیر
|
دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷ ،
پیمان سلطانی
نوشته اي كه پيش رو داريد به مناسبت درگذشت زنده ياد مليك اصلانيان نوشته شده است كه به سالگرد درگذشت او نزديك مي شويم:
آتش این بار به قله زد و من بیش از آنچه که فکر کنید شرمنده و خجلت زده ام و اعتراف می کنم که بی اندازه به او نیازمند بوده ام و پاسخ مناسبی به محبت های او نداد ه ام. بگذارید از این رسم کلیشه وار وغم زده و سیاه پوش رها شوم و این را بگویم که امانوئل ملیک اصلانیان در مقام یک انسان، متفکر و موسیقی دان در انزوا از پیش ما رفته است. انسانی در ساحت یک قصه نانوشته و مخفی و موازی با یک سلسله مراتب درونی تاریخ. تاریخی که او برای ما در آثارش بجا گذاشته است به وسیله تاریخ های رسمی بیان نشده است.
گرایش های فلسفی او متصل به فلسفه تحلیلی و فلاسفه ای چون برتراند راسل، ژان پل سارتر و ویتکنشتاین بوده است و از سوی دیگر وابستگی هایشان به عرفان و نزدیکی به مولانا، ذن و متافیزیک حضور نشان می دهد که او انسانی چند وجهی و یک علیت تاریخی بوده است.
او همگام با یک قصه مادرسالار گام برمی دارد و در مقابل آن ذهنیت پدرسالارانه و تاریخ مذکر در تعارض با تاریخ تک خطی تمام روح عصر خودش را درونی می کند. عنصر وجود برای او وابسته به درک دیگری بوده است. اما حالا دیگر نوشتن تاریخ و خیال او غیرممکن است. اما می دانم که بین سکون مطلق و حرکت؛ بین ایستایی و پویایی، بحران می شکند و انسان های بزرگ در آن دخالت دارند.
غیبت امانوئل ملیک اصلانیان بحران موسیقی را به نهایت می رساند و همیشه در بحران است که انقلاب به وقوع می پیوندد. همیشه در تاریخ دنیا یک عده مسکوت گذاشته شده اند و یک عده هستند که سلسله مراتب تاریخ درونی را کشف می کنند من فکر می کنم کشف این تاریخ نه به وسیله وزیری و نه به وسیله صبا بلکه از طریق آقای اصلانیان کشف شده است، این را قبلاً نیز بارها گفته ام. مهم نیست که اصلانیان شاگرد پاول هیندمیت بوده است. مهم نیست که ریاست چه مکان هایی را به عهده داشته است و مهم نیست که چه مدارک و القاب و عناوینی داشته است.
مهم این است که او قبل از هرچیز آدم بوده است به معنای انسان این انسان شریف در سال ۱۳۳۱ شمسی در مهمترین دوران آزادی بیان ایران به وطن بازمی گردد و شروع به فعالیت می کند و در این ناموزونی تاریخ که همیشه متعلق به دنیای سوم بوده است. افسانه آفرینش را بوجود می آورد. باور کنید اگر از اسناد تاریخ واقعی استفاده کنیم عالیترین نمونه ای که در مقابل ناموزونی تاریخی، اشرافیت، نژادپرستی و... قرار می گیرد اصلانیان است.
در عرفانی که اصلانیان به آن اعتقاد داشت صورت مسأله این چنین است که هیچ اصلی قابل انتقال به دیگری نیست. بنابر این در این مراحل عرفا به سکوت قانع می شوند زیرا احساس در این موقعیت آنقدر شخصی است که نمی تواند در زمره علم قرار گیرد. لذا با این تئوری اصلانیان نمی تواند هیچ شاگردی داشته باشد.
امانوئل ملیک اصلانیان انسان ترین، با شرف ترین، مدرن ترین و مهم ترین موسیقی دان عصرماست. دلم برایش تنگ شده است. من دلداده اویم. بدرود، استاد عزیز.
همشهري
مرداد ۸م, ۱۳۸۷ at ۶:۱۵ ق.ظ
از مطلبتون متشکرم اما فکر می کنم یه کم مبهم می نویسید. نوشته شما نیاز به توضیح بیشتری دارد
مرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۶ ق.ظ
چرا هر وقت آقای سلطانی مطلب میزنند عده ای پیدا میشن که از درک مطالب ایشون عاجزند.واقعا متاسفم.بازم ممنون آقای سلطانی.استاد اصلانیان تکرار نشدنیست