گفتگو با قدسیه مسعودیه (II)

محمدتقی و قدسیه مسعودیه در استانبول ترکیه
محمدتقی و قدسیه مسعودیه در استانبول ترکیه
موسیقی در خانواده‌ی شما سابقه‌ای داشت؟
خیر. برادرم اولین نفر بود و از بچگی به شدت علاقه‌مند به موسیقی بود. به یاد دارم همسایه‌ای داشتیم که آن طرف خانه‌مان را اجاره کرده بودند و گرامافون داشتند و آنطور که مادرم تعریف می‌کردند وقتی برادرم صدای گرامافون را می‌شنید با اینکه یکسال بیشتر نداشت، گریه می‌کرد که من را آنجا ببر و از اول تا آخر می‌نشست و گوش می‌کرد. علاقه‌ی شدید و عجیبی به موسیقی از همان موقع در وجود ایشان شاید به صورت ژنتیکی وجود داشته.

با چه سازی شروع کردند؟
ویولن را از ۱۶ سالگی نزد یکی از بستگان‌مان شروع کردند. البته علاقمند بود که زودتر شروع کند اما زمانه‌ی بدی بود و این امکان فراهم نشد. تا اینکه آقای محمد فضائلی از فامیل‌هایمان، اولین ویولن را به وی دادند. بعد از آن، با آقای [حسن] جوان که همسایه‌مان بودند ویولن کار می‌کرد. همان سال‌ها بود که لیسانس حقوق گرفت.

چرا موسیقی نخواندند؟
همزمان موسیقی هم می‌خواند. البته نه در دانشگاه. ظاهراً هنرستان عالی موسیقی. بعداً برای ادامه موسیقی در ابتدا به فرانسه رفت.مدت ۸ سال در کنسرواتوار فرانسه بود و بعد از آنجا به کلن آلمان رفت.

از کجا کارهای مشترک شما با برادرتان شروع شد و چه سفرهایی با هم رفتید؟
زمانی که لیسانس گرفتم برادرم آلمان بودند و بعد از بازگشت‌شان به ایران به تربت جام، تربت حیدریه و قوچان رفتیم. این سه سفر پشت سر هم و در سال ۱۳۵۰ بود. این تاریخ را بدان جهت دقیق به یاد دارم که سال ۱۳۴۹ پدر فرزندانم فوت شدند و من هنوز لباس مشکی به تن داشتم که همراه برادر به این سفرهای پژوهشی ‌رفتم.

چه کسانی در این سفرها با شما همراه بودند و موضوع سفرها چه بود؟
فقط ما دو نفر بودیم. سفرها تحقیقاتی بودند و به قصد شناخت و ثبت موسیقی‌های خاص آن مناطق. به مقصد که می‌رسیدیم با نوازنده‌ها یا خوانندگانی که از قبل مشخص شده بودند ملاقات می‌کردیم. اطلاعاتی یادداشت می‌شد. موسیقی‌هایشان ضبط می‌شد تا بعد روی آنها مطالعه بشود. گاهی هم همانجا افراد جدیدی شناسایی می‌شدند. مثلا در تربت حیدریه رئیس اداره فرهنگ آن شهر در آن سال، آقای نوقانی بودند که از دبیران سابق من هم بودند و از ایشان استفاده کردیم و ایشان همه‌ی اهالی موسیقی آنجا را برایمان جمع کردند.

این پروژه‌ها را خود شخص برادرتان تعریف کرده بودند یا این سفرها به سفارش جای خاصی بود؟
بله ایشان خودشان این پژوهش‌ها را لازم می‌دانستند و انجام می‌دادند. برای تحقیقات خودشان.

هزینه‌ها چگونه تأمین می‌شد؟
اگر اشتباه نکنم دانشگاه هم کمکی می‌کرد ولی بیشتر به عهده‌ی خودشان بود.

منظورتان دانشگاهی در ایران است؟
بله، دانشکده هنرهای زیبا. که همانجا تدریس هم داشتند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

‌‌‌مـوسیقی‌ به چه درد ما می‌خورد؟

در یکی از جلسات بحث در یکی از دانشکده‌ها‌ ضمن‌ پرسشهای‌ گوناگون، دانشجوئی پرسـید: «مـوسیقی بـه چه درد ما می‌خورد؟» این سؤال می‌تواند در هر مورد دیگر‌ هم پیش‌آید مثل «میز به چه درد مـا می‌خورد؟» نکته این تست که معمولا این‌ سؤال بقصد آگاهی از‌ ماهیت‌ مسئله نیست بلکه پرسـش کننده اغلب خود را آمـاده رد هـمه جوابها کرده است، مثلا اگر بگویند میز هنگام غذا خوردن یا نوشتن به کار می‌آید خواهیم گفت: «روی زمین هم‌ می‌توان خورد و روی زانو هم می‌توان نوشت» و از این قبیل جوابها بسیار می‌توان جـست.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (V)

این انتخاب، انتخابی عجیب به نظر می آمد. خانه ای در مرکز شهر بود و دیگر مناظری از دهکده و طبیعت زیبا نداشت. همچنین، برای یک شخصیت ملی بزرگ و معروف مانند الگار که نیاز زیادی برای سفرهای متعدد به لندن داشت، هیرفورد حتی دورتر از مالوِرن بود. شاید به علت جدا افتادگی هیرفورد بوده که الگار آن را برای نواختن موسیقی احتیاج داشته و برای خرید انتخاب نموده است.

از روزهای گذشته…

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (II)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (II)

خیلی دوست داشتم کارهای بیشتری از روسینی انجام دهم. قسمتهای کولبران (Colbran) واقعا برای من مناسب بودند، همانند روغن برای صدا، بسیار برای من مفید و در عین حال سخت هستند!
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (XI)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (XI)

مثال دیگری از رنگ‌آمیزی با فاصله‌ی هنگام دیده می‌شود؛ آن‌جا که منا اشاره‌های موجود در فرود شور را به جای آن‌که مانند معمول در همان منطقه‌ی صوتی اجرای بخش اصلی بنویسد یک هنگام زیرتر نوشته است، که البته این روش تطابق بیشتری با روش اجرای پایور دارد (توجه داشته باشید که پایور ردیف را با روایت خودش اجرا می‌کند).
درباره “پرنده های شهر من” (I)

درباره “پرنده های شهر من” (I)

حمیدرضا* ١٢ سال داشت که به کلاس تئوری من آمد. پسری کم حرف و خجالتی ولی با شوری درونی که هرگاه زبان می گشاد، این شوریدگی بر ملا می شد. در گیر و دار ورود به هنرستان موسیقی بود و ساز ویلن کلاسیک می زد. با ورود به هنرستان موسیقی سوره، کمانچه را انتخاب کرد و گرایشات موسیقی اش به موسیقی ایرانی بیشتر و بیشتر شد.
سواران دشت امید

سواران دشت امید

تنبک با وجود سابقه حضور طولانیش در عرصه موسیقی ایران، در واقع پس از “عصر استاندارد خواهی” موسیقی ایران که با حرکتهای وزیری شروع شد، به کمک حسین تهرانی به طور جدی صاحب جایگاه شد. با گذشت زمان و به نت درآمدن آثار تهرانی (که به همت حسین دهلوی، مصطفی پورتراب، فرهاد فخرالدینی و هوشنگ ظریف به انتشار رسید) این ساز به سرعت رواج یافت و نوازندگان خوش تکنیکی پیدا کرد که با نوازندگان نسل قبل از تهرانی بسیار فاصله داشتند
درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (II)

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (II)

روشن شد که موضوع اصلی این آلبوم (و همانندهایش) باز تعریف رابطه‌ی آفریننده/شنونده است و این میسر نمی‌شود مگر به یاری تغییراتی در خود موسیقی. به بیان دیگر برای پسند مردم شدن لازم است کارهایی صورت گیرد و صورت موسیقی (هرچند اندکی) تغییر کند. از این پس اولین نکته‌ای که در کارها ظاهر می‌شود، ساده شدن است. تصور غالب این است که قطعه هر چه ساده‌تر، ارتباط برقرار کردن با مخاطب هم به همان اندازه آسان‌تر (۳).
موسیقی در ایران باستان (II)

موسیقی در ایران باستان (II)

پس از سقوط دولت ماد توسط کورش، سلسله ی هخامنشی تاسیس گردید. دوران هخامنشی را آغاز تاریخ شاهنشاهی ایران می دانند. طبق گفته ی مورخان در دوره ی هخامنشیان موسیقی محترم شمرده می شد و سه غالب موسیقی بزمی یا درباری، موسیقی مذهبی و مردمی، موسیقی رزمی یا نظامی رواج داشت.
آن روزهای سالم سرشار!

آن روزهای سالم سرشار!

« پسران به یاد پدران»؛ تیتر اول روز یکشنبه ی شرق بود که اشاره ای داشت به کنسرت چند شب گذشته ی همایون شجریان و سهراب پورناظری با همراهی آیین مشکاتیان، و البته طراحی صحنه و لباس باران کوثری. این چهار اسم، هسته ی اصلی این کنسرت را شکل داده اند. چهار اسمی که هیچ کدام در عرصه ای برابر و سالم قد علم نکرده اند. همایون شجریان اگر پسر شجریان بزرگ نبود، احتمالاَ نه از لحاظ تکنیک در حد و اندازه های امروزش بود (به عبارت دیگر: فرصت دست یافتن به استادی به بزرگی محمدرضا شجریان را نمی داشت) و نه از لحاظ شهرت. سهراب پورناظری هم به همین شکل، از راه پدر و پسر عموی او، به فرصت هایی دست یافته که در دست دیگران نبوده.
«رقص دایره» با کر فلوت تهران به روی صحنه می رود

«رقص دایره» با کر فلوت تهران به روی صحنه می رود

بیست و دوم دی ماه در سی و دومین جشنواره موسیقی فجر، کر فلوت تهران به سرپرستی فیروزه نوایی در تالار رودکی تهران به اجرا خواهد پرداخت. در این کنسرت که همچون برنامه های گذشته این گروه، کر فلوت تهران توسط سعید تقدسی، رهبری خواهد شد، یک قطعه از حشمت سنجری به نام «رقص دایره» نیز به رپرتوار افزوده شده است که توسط امیرآهنگ، برای این آنسامبل تنظیم (آرانژمان) شده است.
برگزاری دومین جلسه اهدای خون هنرمندان موسیقی

برگزاری دومین جلسه اهدای خون هنرمندان موسیقی

دومین جلسه گردهمایی اهالی موسیقی برای اهدای نمونه خون برای کمک به بانک سلولهای بنیادی، امروز صبح در بیمارستان شریعتی برگزار شد. با توجه به این واقعیت که اکثر موسیقیدانان شناخته شده ایران بیشتر از ۵۵ سال سن دارند و اهدای نمونه خون هم تنها برای سنین ۱۸ تا ۵۵ سال امکان پذیر بود، در برنامه پنجشنبه ۲۹ آبان، از هنرمندان جوانی که در ارکسترها و کرهای مختلف به فعالیت می پردازند نیز دعوت به شرکت در این حرکت خیریه شد و این اتفاق موجب حضور قابل توجه این جوانان خیر شد.
تکمیل الحان منسوب به باربد (I)

تکمیل الحان منسوب به باربد (I)

در بررسی آثار بازماندهء معدودی از شعرای متقدم به نام برخی از الحان دوران باستان بویژه نغمات‌ دورهء ساسانی بر می‌خوریم. اسامی الحان مذکور در آثار سخنورانی چون: منوچهری دامغانی، نظامی‌ گنجوی، امیر خسرو دهلوی و تعدادی دیگر از شعرا ملاحظه می‌شود. برخی از فرهنگها مانند برهان قاطع‌ از محمد حسین بن خلف تبریزی نیز بر اثر استعانت از دواوین مذکور، آن اسامی را در کتاب قاموس یا فرهنگ ذکر کرده‌اند.