درنگی در بحث نوآوری در موسیقی

حافظ ناظری
حافظ ناظری
بیش از صد سال است، در پیِ برخوردهای بیشتر با غرب و تحت تاثیر تحولات بسیار سریع فن آوری، اقتصادی، علمی، فلسفی، اجتماعی و هنری آنها، برخی از ایرانیان نیز به دنبال تجدد – اصلاحات و به تبعِ آن “نوآوری” و شکستن چارچوب های موجود و به میراث رسیده در تمام زمینه ها هستند. سوای نفس عمل اصلاحات، که می تواند پیامدهای مثبت یا منفی داشته باشد، نوآوری، نوآفرینی و نو آرایش دهی در تمامی عرصه ها از فن آوری گرفته تا هنرها توسط مخترعین و مبدعین جوامع در حال توسعه و توسعه یافته موضوعی است که دائماً دنبال می شود و شاید ناگزیر و نیکو هم باشد.

در این گرد و غبار بسیار دیرنشین نواندیشی و مرزشکنی ها، میلیاردها ایده به اذهان رسیده و میلیون ها از این ایده های “به ظاهر نو” و کاربردی حداقل یکبار جامه عمل می پوشند و حیات مادی می یابند.

به زعم من اما دو نکته ی اساسی را نباید فراموش کرد و حتی دائماً مد نظر قرار داد. اول اینکه اگر کسی تاریخ علم-هنر و ابداعات گذشته را نداند و نخواند، ممکن است ایده ای را که نو می پندارد بسیار هم کهنه باشد، مانند حکایت اختراع مجدد چرخ. در چنین وضعیتی هنرمندِ “نوخواه” عامداً به وقت کشی و تلف کردن نیروی خلاقه ی خود می پردازد، در حالی که با کمی مطالعه می توان نیروی خود را صرف تولیدات واقعاً مبدعانه کرد.

دوم اینکه شخص نوآور بایستی به تداوم و ماندگاری ابداعش اندیشه کند، زیرا دستکاری و ایجاد تغییر مدامِ محصول، اگر چه در حوزه ی فن آوری مطلوب است و به بهبود نتایج خواهد انجامید، لیکن در حوزه ی هنر یحتمل به فراموشی اثر یا آثار می انجامد. از این روست که مداومت در ایجاد سبک و مکتب در هنر و تولید آثار هنری، با وجودی که بسیار هم نوآورانه و ساختارشکنانه باشند، می تواند فرض معقولی باشد.

اگرچه من شنونده ی دائمی و هوادار آثار برخی از موسیقی دانان مدعی نوآوری در عرصه ی موسیقی ایران از جمله آقایان علی قمصری، برادران پور ناظری و حافظ ناظری نیستم، اما به لحاظ فعالیت تخصصی در حوزه ی موسیقی شناسی آثار ایشان را جهت تجزیه و تحلیل به دقت و به قدر کفایت شنیده ام. پس توجه این هنرمندان پرکار و هوادارانشان را به نکات پیش گفته جلب می کنم. یادآوری می کنم که نقد و بررسی تک تک آثار ایشان مجالی فراخ و مکانی وسیع می طلبد.

در نهایت پیشنهاد می کنم، هر علاقه مندی به موضوع خلق، ابداع و مخصوصاً موضوعی بسیار پر طرفدار و مرتبط با بداعت یعنی “بداهه نوازی” و “بداهه آفرینی” به این منابع نگاهی عمیق انداخته و پس از مطالعه ی اینها درباب بدعت و آفرینش مواد موسیقیایی ای که آنرا نواورانه می داند باز اندیشی کند. اول: کتاب “روانشناسی خلاقیت” نوشته ی ماکسول مالتز، ترجمه مهدی قراچه داغی؛ دوم کتاب “خلاقیت (روانشناسی کشف و اختراع)” نوشته ی میهای چیکسنت میهای، ترجمه ی علی کتیرایی و سوم: شماره ی سی و هفتم از فصلنامه ی موسیقی ماهور که “ویژه ی بداهه پردازی است؛ این منابع حداقلِ شناخت از موضوع را ایجاد می کنند.

* توضیح: این مطلب پیشتر در روزنامه ی فرهیختگان به تاریخ بیست و پنجم مرداد ماه ۹۵ چاپ شد و اکنون با اندکی افزوده در اینجا باز نشر می شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

رامین صدیقی: گفتم که دیگر در جشنواره نیستم

رامین صدیقی: گفتم که دیگر در جشنواره نیستم

من تا پیش از نشست خبری از آمدن گروه اطلاعی نداشتم. اصلا اگر بهترین گروه دنیا هم بودند، باید مسئول بخش بین الملل از آن خبردار می شد. حتی اگر رایگان و بدون تحمیل هزینه به جشنواره آمده بوده باشند. این بدترین بی احترامی و ناهماهنگی اداری بود.
دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (III)

دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (III)

تاثیر این ذهنیت را در یکی از موثرترین لحظات عملش در تحلیل «کنسرتینو برای سنتور و ارکستر» «حسین دهلوی» می‌بینیم، همانجا که نویسنده فرم کلی این کنسرتوی کوچک را مشابه یک نوبت یا مجلس دستگاهی، مرکب از پیش‌درآمد-آواز-چهارمضراب-آواز-تصنیف-رنگ می‌بیند و بر آن اساس تحلیل می‌کند (ص۴۶)؛ امری که با توجه به مکتب موسیقایی آهنگساز قدری دور از ذهن به نظر می‌رسد. افزون بر آن به‌کارگیری نمونه‌هایی از تئوری فواصل موسیقی ایرانی -که در یک سده‌ی اخیر دست‌کم دو بار دستخوش تغییرات بنیادی شده- برای تحلیل آهنگسازانی که نه از نظر سبکی به آن نوع نگاه وابسته‌اند و نه در دوره‌ی ساخت این آثارشان نظریه‌های مورد بحث هنوز وجود داشته است (مانند برگزیدن کتاب «کتاب مبانی نظری و ساختاری موسیقی ایران» که یک کتاب تئوری جدید است برای تحلیل «همایون» «لمر») (۶).
اگر نمی توانی آواز بخوانی قره باغی نیستی

اگر نمی توانی آواز بخوانی قره باغی نیستی

از خصوصیات بارز موسیقی آذربایجان می توان به سهم تعدادی از خانواده های مطرح این کشور در توسعه و گسترش موسیقی اشاره کرد.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (VIII)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (VIII)

یکی از محققین در زمینه‌های نظری موسیقی در بخش‌هایی از کتاب‌اش این دو نگاه را به گونه‌ای دیگر تقسیم‌بندی می‌کند وی به تاریخ موسیقی و موسیقی‌شناسی تاریخی اشاره می‌کند (حجاریان ۱۳۸۶) و مقصود وی از دومی مطالعاتی است که با روش‌های (قوم) موسیقی‌شناسانه موضوعات تاریخی را موشکافانه مورد بررسی قرار دهد یا به عکس موضوعات (قوم) موسیقی‌شناسانه در برشی تاریخی تجزیه و تحلیل شود. به هر حال چه تعبیر وی را بپذیریم و چه تعبیری که در این مقاله آمده موضوع فرقی نخواهد کرد. در هر دو، نکته‌ی اصلی عمق و روش برخورد با مسائل تاریخی است.
نگاهی به موسیقی محمدسعید شریفیان (I)

نگاهی به موسیقی محمدسعید شریفیان (I)

دکتر شریفیان آهنگساز برجسته معاصر دارای آثار متعددی در بافتهای مختلف سازی، الکتروآکوستیک و… است. در این آثار ویژگیهایی دیده می شوند که قابل بررسی هستند. از جمله تکنیک بسیار قوی و دانش بالای او در آهنگسازی. و جالبتر این که آهنگساز با وجود دارا بودن قدرت تکنیکی بالا هیچ گاه در پی نمایش دانش و قدرت خود نیست. بلکه همواره تکنیکها در جهت زیبایی شناسی و بیان موسیقایی به کار می روند.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت سوم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت سوم)

در سال ۱۲۳۵ ش. «بوسکه» و «رویون» ، دو کارشناس موسیقی نظامی از فرانسه رهسپار ایران شدند و «دسته ی موزیک سلطنتی» را به شیوه ی فرانسوی در ایران دایر کردند. سال ها بعد، در ۱۲۴۸ش. آلفرد لومر ، معاون اوّل گارد پیاده نظام فرانسه با عنوان رییس موزیک به استخدام دولت ایران درآمد و به تجدید سازمان دسته ی موزیک سلطنتی پرداخت. به پیشنهاد وی، شعبه ی موزیک نظام در دارالفنون راه اندازی شد و خود به تدریس سازهای بادی، سلفژ ، پیانو ، هارمونی و ارکستراسیون نظامی را در کلاس های آن به عهده گرفت.
استنلی کلارک

استنلی کلارک

استنلی کلارک نوازنده گیتار بیس، جدا از شهرتش در نوازندگی، به عنوان یک آهنگساز موفق و خلاق در زمینه موسیقی فیلم و تلویزیون نیز شناخته میشود. کلارک در ۳۰ ژوئن سال ۱۹۵۱ در پنسلوانیا آمریکا بدنیا آمد. در زمینه آشنایی اش با گیتار بیس، آنرا یک نوع اتفاق قلمداد میکند؛ زمانیکه در سر کلاس موسیقی دیر حاضر میشود و بالاجبار تنها سازی که باقیمانده بود یعنی آکوستیک بیس را انتخاب میکند!
رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

اوایل انقلاب همراه با شور و هیجانات اجتماعی ، موج نویی از موسیقی به ظهور رسیده بود که ساختاری بسیار متفاوت با گذشته داشت. این موسیقی (اعم از موسیقی برای گروه سازهای ایرانی و غیر ایرانی) حال و هوایی حماسی و آزادیخواهانه داشت …
زوموزیکولوژی

زوموزیکولوژی

Zoomusicology یکی از شاخه های موزیکولوژی و جانورشاسی میباشد. این شاخه به بررسی موسیقی در میان حیوانات میپردازد که میتوان به دو عنوان تبدیل شود : ۱- تاثیر موسیقی بر حیوانات ۲- صوت و نقش آن در ارتباط ما بین همنوعانشان.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

دومین و یا شاید سومین گروه سازه های میانی نت ها هستند که موجب تدوین اثر هنری و جدا شدن هویت آهنگساز از نوازنده می شوند. اگر نت ها پدید نمی آمدند، شخصیت فردی هنرمند چون آهنگساز پدید نمی آمد و آنچه شناخته می شد، تنها نوازنده بود که به عنوان عمله ی طرب از آن در خانه های اشراف اروپایی و ایرانی بهره می بردند.