تار مرد (II)

سرانجام، مقصود را برای دوستی که در سفارت روس کار میکرد، تشریح کرد و به توصیه او، تارش را برداشت و در سفارت روس، نزد دوستش مقیم شد. خودش می گوید:
«هر روز فراشباشی «شعاع السلطنه» جلوی در سفارت می آمد و برای من نیش می کشید، بخیالش که من گنجشکم. من سیه چرده هستم ولی برده نیستم.»

عاقبت طنین سحرانگیز تار «درویش» که آهنگ پیانوی همسر سفیر روس را در سفارتخانه همراهی میکرد، کار خود را کرد و همسر سفیر که سخت شیفته هنر ارزنده و بی نظیر «درویش» شده بود، از سفیر خواست تا به «شعاع السلطنه» توصیه کند «درویش» را آزاد بگذارد و کاری به کارش نداشته باشد.

چه تاسف بار بود که در آن روزگار، حتی هنرمندان بنام و یکتا هم بی حمایت و توصیه سفارتخانه های بیگانه، نمی توانستند آزاد کنند. با توصیه سفیر روس «شعاع السلطنه» دست از «درویش خان» کشید و این هنرمند آزده را به خال خود رها کرد.

«درویش» از آن پس در تهران، کلاس موسیقی خود را دایر کرد و بتربیت جوانان همت گماشت. ضمنا در سلک «اخوان صفا» درآمد و بظهیرالدوله سر سپرد و در اولین کنسرتهایی که در «انجمن اخوت» تشکیل شد، سمت ریاست ارکستر را داشت.

درویش، نوعی آهنگ ضربی بنام «پیش درآمد» ساخت که تا سالها بعد از او رواج داشت. ساخته های او روان و سلیس است و رنگهای او نیز بسیار زیباست. آهنگی هم بنام «پولکای درویش» دارد. چند تصنیف دارد که اشعار آنها از «ملک الشعراء بهار» و نمونه های بسیار خوبی از موسیقی ملی زمان اوست.

درویش خان، دو سفر برای پرکردن صفحه بخارجه رفت. در سفر اول از راه روسیه بلندن رفت و دفعه دوم هم به تفلیس عزیمت کرد و در هردو سفر چند نوازنده و خواننده همراه وی بودند.

درویش، که بعنوان «یاپیرجان» شهرت داشت، تار و سه تار را نیکو مینواخت و مردی صاحب ذوق و خوش مشرب بود. طبعی لطیف و حساس داشت. هنرمندی بی تکلف و بسیار فروتن و بردبار و بی آزار بود.

انسان دوست و زبردست نواز و خوش معاشرت و رفیق دوست بود از هیچکس بدگوئی نمیکرد، یعنی عارفی بود بتمام معنی کلمه که فقط نیکی میدید و همه را خوب میپنداشت. خوش بیان و نکته سنج و بانمک بود.

هنر را بسیار محترم میداشت و مورد احترام و تکریم همه بود. باستادان خود حق شناسی داشت و با شاگردانش بکمال لطف و مهربانی رفتار مینمود.

او شاگردان بسیاری داشت. از جمله: شکری، صفائی، دادور، موسی معروفی، نی داود، ارسلان درگاهی، ابوالحسن صبا و حسین سنجری.

«درویش» در جوار قبر مرشدش، در امامزاده قاسم بخاک سپرده شد. «ایرج میرزا» شاعر بلند آوازه وصف «درویش را از زبان «زهره» الهه زیبائی چنین تجلی می بخشد:
تار نهم در کف درویش خان
تا بدهد بر بدن مرده جان

غلامحسین درویش «یاپیرجان» استاد تار که در دوم آذرماه سال ۱۳۰۵ در یک تصادف اتوموبیل با درکه در تهران جان سپرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (IX)

در کرمان مشابه همین مراسم در ماه رمضان و با نام «الله رمضونی» و «کلید زنی» برگزار می شود. «الله رمضونی» بیشتر توسط کودکان و «کلید زنی» توسط زنان و دختران انجام می شود که در آیین دوم فردی که این مراسم را انجام می دهد نباید شناخته شود. کلید زنی در شب های ماه رمضان برگزار می شود. زنی در حالی که صورت خود را با چادر پوشانده و یک سینی (در سیرجان به جای سینی از الک استفاده می شود که به آن کمو می گویند) در دست دارد که درون آن آیینه، سرمه دان و یک جلد قرآن قرار دارد، به خانه اهل محل می رود و با کلید به سینی (یا در خانه) می زند. صاحب خانه پس از گشودن در آینه داخل سینی را بر می دارد و چهره خود را می نگرد، سپس مقداری شیرینی، قند یا پول داخل سینی قرار می دهد. در کرمان همچنین از شب سوم تا پایان ماه رمضان مراسمی با عنوان «الله رمضونی» برگزار می شود که در آن گروهی از کودکان و نوجوانان به در خانه اهل محل رفته و این سرود را می خوانند و پس از اتمام سرودخوانی صاحب خانه پولی به سرپرست گروه می دهد:

رهبری: از سرنوشت آثار ضبط شده آهنگسازان ایرانی در بنیاد رودکی خبری نیست!

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با علی رهبری، رهبر ارکستر و آهنگسازی نام آشنای موسیقی ایران، این گفتگو در برنامه رادیویی نیستان (شبکه فرهنگ) انجام شده است. به تازگی اثری از علی رهبری به نام «نوحه خوان» با همکاری انتشارات ناکسوس به انتشار رسیده است. علی رهبری با اینکه تا به حال رهبری بیش از ۲۵۰ اثر را با انتشارات ناکسوس به عهده داشته است، این اولین بار است که یک اثر آهنگسازی شده از او به انتشار می رسد. درباره این آلبوم با او گفتگویی داشته ایم:

از روزهای گذشته…

رویکردی فلسفی به موسیقی (I)

رویکردی فلسفی به موسیقی (I)

مقاله ای که پیش رو دارید بخشی از کتابی است که کیوان یحیی به همراه تنی چند از صاحب نظران مانند: محسن قانع بصیری، پیمان سلطانی، دکتر محمد صنعتی و دکتر آرش نراقی مشغول نگارش و تالیف آن است: بسان هر عبارت دیگری که از آن با عنوان «فلسفه ی X» یاد می شود، فلسفه ی موسیقی را نیز می توان به گونه ای ، مطالعه ی بنیان ها و جستجوی پرسش های بنیادینی در رابطه با طبیعت موسیقی و تجربه ی آن دانست.
خواهر و برادری که موسیقی پاپ را متحول کردند – ۲

خواهر و برادری که موسیقی پاپ را متحول کردند – ۲

پس از ترانه Only Yesterday که مقام چهارم را کسب کرده بود، محبوبیت گروه رو به کاهش نهاد و در نیمه آخر دهه ۷۰، آنها با مشکلات خانوادگی و خصوصی درگیر بودند. ریچارد معتاد به داروهای مسکن و تخدیر کننده شد و در سال ۱۹۷۸ با بستری شدن در یک کلینیک ترک اعتیاد، به رفع مشکل خود پرداخت.
بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (I)

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (I)

تاریخ به ما نشان داده است، نزاع بر سر سنت و مدرنیته کاری بس بیهوده بوده است. با این همه، همچنان نقش پرنگی در جامعه ما به خصوص جامعه موسیقی که بحث مورد نظر ماست، دارد. از یک سو سنت، تهی و تو خالی بودن ارزش های مدرنیته و از سوی دیگر مدرن ها، کهنه گرایی و ناکارآمد بودن سنت را به یکدیگر گوشزد می کنند.
گروه اسکراک – اتصال به گذشته

گروه اسکراک – اتصال به گذشته

یکی از جنبه های هیجان آور پروژه کر تلفیقی با موسیقی فولک آذربایجان برای نورژی ها؛ جستجو در گذشته و ریشه هایشان بود. چرا که در سال ۱۹۹۵، باستان شناس و محقق نروژی به نام ثور هیردال (Thor Heyerdahl)، مقاله ای در آذربایجان اینترنشنال (Azerbaijan International) به چاپ رساند و در آن برای اولین بار از “شک رو به تزاید” خود سخن گفت.
مردی با فلوت طلایی

مردی با فلوت طلایی

گال وی برای ایرانیان چهره ای آشناست و شاید تنها نوارهای فلوت که در خانه های ایرانیان اهل موسیقی باشد، اجراهای گال وی است که به صورت ساده شده یا ارژینال به اجرای قطعات موسیقی کلاسیک پرداخته است. این شهرت گال وی مربوط به ایران نیست و در بسیاری از کشورهای جهان نام او یاد آور فلوت است و تنها نوازنده فلوتی که عامه مردم آن را می شناسند، اوست.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VIII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VIII)

در ابتدا آدرنو این مسئله را عنوان می کند که موسیقی عامه پسند و موسیقی “جدی” را نمی توان با استفاده از کلماتی مانند «فرو دست» و «فرا دست»، «ساده» و «پیچیده»، «بی مایه» و «مایه ور» به طور دقیق معرفی کرد و تفاوت های آنها را درک کرد. برای مثال همه ی ساخته های کلاسیسیسم وینی ـ بدون استثنا ـ از نظر ریتمیک ساده تر از همه ی تنظیم های بازاریِ موسیقی جِز هستند و یا دنبال کردنِ فواصل گسترده ی بسیاری از آوازهای پر فروش امروز، دشوارتر از دنبال کردن موسیقیِ هایدن است که عمدتا حول و حوشِ تریادهای تونیک و با استفاده از فواصل دوم شکل گرفته است.
سامان ضرابی

سامان ضرابی

متولد ۱۳۵۳ تهران نوازنده و مدرس سنتور لیسانس مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد تهران مرکز [email protected]
میخائیل پلتنف، سمبل ملی موسیقی روسیه

میخائیل پلتنف، سمبل ملی موسیقی روسیه

میخائیل پلتنف (Mikhail Pletnev) را بدون هیچ مبالغه ای و اغراقی باید نوازنده پیانویی با تکنیک بسیار بالا و نبوغ ذاتی در امر نوازندگی دانست. وی همچنین در عرصه های دیگری چون رهبری و آهنگسازی این خصوصیات را بهمراه دارد. پلتنف در Archangel روسیه بدنیا آمد و در همان دوران کودکی استعدادهای خود را بروز داد. در سن ۱۳ سالگی وارد مدرسه موسیقی شد و در سال ۱۹۷۴ وارد کنسرواتوار چایکوفسکی شد و زیر نظر اساتیدی چونJakob Flier و Lev Vlasenko تحت آموزش علوم مختلف موسیقی قرار گرفت.
شارل کوشلین: «ساعت های ایرانی» برای پیانو

شارل کوشلین: «ساعت های ایرانی» برای پیانو

شارل کوشلین (۱۸۶۷-۱۹۵۰) در یک خانواده مرفه در پاریس تولد یافت و فعالیت های خود را در نظام آغاز کرد. پس از یک دوره بیماری، از سال ۱۸۸۹ به موسیقی پرداخت و چندی بعد در کنسرواتوار پاریس نزد گابریت فوره (Gabriel Fauré) ژول ماسن (Jules Massenet) و آندره گدالگ (André Gédalge) به تحصیل پرداخت. کوشلین در ۱۹۰۹ انجمن موسیقی مستقل Societe Musicale Independante را تشکیل داد. از آثار او می توان به پنج سمفونی، چهار پوئم سمفونیک، سه آواز برای ارکستر و سه کوارتت زهی اشاره کرد. وی کتابی نیز در زمینه ارکستراسیون نگاشته است.
گفتگو با ند رورم (II)

گفتگو با ند رورم (II)

من برای سالهای زیادی در فرانسه زندگی کرده ام، در حدود چهارصد یا پانصد هزار شعر دارم که ۲۰ تای آنها به زبان فرانسوی است و چندین قطعه برای کر به زبان لاتین دارم. به عقیده من اگر ما ادبیات خود را خلق نکنیم هیچ کس دیگری اینکار را برایمان انجام نخواهد داد. موسیقی هیچ معنای تعریف شده ای ندارد. هیچ کس نمی تواند ثابت کند که آن معنایی دارد آنچنان که ادبیات همواره معنایی دارد همچنین نقاشی… اما موسیقی آنگونه نیست، نمی توانید بگویید این یک سیب است، یا شخص است. حتی معانی انتزاعی تر همچون مرگ یا باد را نیز نمی دهد.