ویلنسل (I)

ويولونسل
ويولونسل
شناخت مقدماتی ویولنسل
ویولنسل (Violoncello) که معمولا در زبان انگلیسی به اختصار چلو (Cello) و در حالت جمع چلی (Celli) نامیده می شود از خانواده سازهای زهی آرشه ای است. بکارگیری این ساز در تک نوازی، در گروه موسیقی مجلسی و همچنین در بخش زهی های یک ارکستر متداول است.

واژه cello، خلاصه شده ی واژه ی ایتالیایی violoncello، به معنی ویولن کوچک است. علت این نامگذاری را باید در دوران رنسانس و باروک جستجو کرد.

خانواده ی ویول، گروه سازهای آرشه ای بود که در آن دوران به جای خانواده ویولن امروزی رواج داشت. ششمین عضو این خانواده در محدوده صدایی کنترباس، violone نامیده می شد که سازی شبیه به کنترباس امروزی بود. منظور از ویولن چلو، سازی کوچکتر از ویولنِ خانواده ویول است.

ویولن چلو یا به تلفظ فرانسوی آن ویولنسل بسیار با موسیقی غربی آمیخته شده است و آنرا سازی با نزدیکترین صدادهی به صدای انسان توصیف کرده اند. این ساز عضو ثابت ارکستر استاندارد و بخش باس کوارتت زهی است و همچنین در بیشتر آنسامبل های دیگر نیز حضور دارد. کنسرتوها و سونات های فراوان برای ویولنسل نوشته شده است.

هرچند این ساز در موسیقی مردم پسند کم کاربرد تر است، اما در برخی از ضبط های موسیقی پاپ و راک وارد ترکیب قطعه می شود. بتازگی ویولنسل در خیلی از اجراهای هیپ هاپ و R & B خودنمایی می کند. از آن جمله می توان به اجراهای خوانندگانی چون Rihanna و Ne-Yo در مسابقه جوایز موسیقی آمریکا اشاره کرد.

سوییت های سلوی باخ برای ویولنسل در زمره ی مشهورترین آثار دوره ی باروک هستند که برای این ساز نوشته شده است. دو کنسرتو در دو ماژور و ر ماژور اثر هایدن از آثار برجسته دوره ی کلاسیک برای این ساز به شمار می آیند.

همچنین می توان به پنج سونات برای ویولنسل و پیانو اثر بتهوون اشاره کرد که سه دوره مهم در تکامل آهنگ سازی او را پوشش می دهد. رپرتوار دوره رمانتیک، کنسرتو از روبرت شومان در لا مینور، کنسرتوی آنتونین دورژاک و دو سونات از برامس را شامل می شود. در دوره ی آغازین سده ی بیستم، کنسرتو در می مینور از الگار و سونات های سلو برای ویولنسل از زولتان کودای (اپوس ۸) و پل هیندمیث (اپوس ۲۵) برجسته هستند.

انعطاف پذیری این ساز در اجرا، آن را به ساز محبوب آهنگسازان نیمه دوم سده ی بیستم بدل کرد و این محبوبیت به سبب تمرکز سولیست هایی همچون زیگفرید پالم و مستیسلاو روستروپوویچ که با تمرکز بر روی موسیقی معاصر به یاری این آهنگسازان آمده بودند افزایش می یافت.

8 دیدگاه

  • احسان هاشمی
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۷ در ۴:۲۹ ق.ظ

    یک سال و نیمی میشه نواختن ویلنسل رو شروع کردم . واقعاً ساز فوق العاده ایه از نظر صدا دهی . متاسفانه یه مقدار رواجش کم هست بین هنرجویان ولی واقعاً خیلی بهش علاقه دارم.
    نوازندگیش از بقیه سازهای دیگه واقعاً مشکل تره ولی سعی و تلاش و تمرین در راه نوازندگیش به صدای جادویش میارزه

  • پ.ک.
    ارسال شده در تیر ۴, ۱۳۸۸ در ۷:۴۷ ب.ظ

    سلام
    خیلی خوشحالم اینجا رو پیدا کردم
    من میخوام یه ساز شروع کنم ولی بین ویلن سل و ویلن شک دارم
    من صدای سلو رو واقعا دوست دارم
    اما چیزی که باعث شک من شده کمبود کلاس و فروشگاه برای این سازه، از اونجا که اکتاو های مشتر تو سلو و ویلن وجود داره نمودونم تا چه حد میشه همین صدای زیبا رو از ویلن در آورد فکر کردم اگر بشه به خاطر مشکلات یاد گیری سلو ویلن رو انتخاب کنم

  • ,,,
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۲ ب.ظ

    its the best web

  • نيكا فرجي
    ارسال شده در مهر ۲۱, ۱۳۹۱ در ۸:۲۷ ب.ظ

    با سلام من نیکا فرجی هستم منهم ویلنسل خیلى قشنگ دارم و. اسم معلمم سوگل شیرى است راستى یادم رفت بگم شما هم ویلنسل دارید

  • Niusha
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۹۲ در ۹:۴۹ ق.ظ

    من یه سالی می شه که این ساز رو کار می کنم و واقعا به کسایی که می خوان این ساز رو شروع کنن می تونم بگم که هیچ سازی همچین صدایی فوق العاده ای نمی ده…البته یاد گیریش یه کم مشکل هست اما می ارزه…

  • pegah
    ارسال شده در اسفند ۱۰, ۱۳۹۲ در ۴:۰۹ ب.ظ

    دوستان به نظر شما بین ویولن و ویولنسل کدوم انتخاب بهتری هست؟عاشق صدای ویولنسل ام اما مشکلات یادگیریش یکم دچار تردیدم کرده..میشه کمی راهنماییم کنین.ممنون.

  • سعید عباسی
    ارسال شده در مرداد ۲۲, ۱۳۹۴ در ۱۲:۳۲ ق.ظ

    سلام…
    من شروع کارم با ویلن بود بعد از چند سال رفتم سراغ ویلنسل و عاشقش شدم الان حدود شش هفت ساله که در خدمت آقای اسماعیلی هستم.. ساز سختی نیست یعنی تا بحال که سخت نبوده…

  • سعید عباسی
    ارسال شده در مرداد ۲۲, ۱۳۹۴ در ۱۲:۳۷ ق.ظ

    دوستانی که نظر دادن میتونید بگید الان چی میزنید از کتابهای ویلنسل؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (VI)

همین طور است اصطلاح آگوگیک که تعریف ارائه شده دارای سه ایراد است، اول آنکه منبعی برای این تعریف ذکر نشده است، دوم آنکه این تعریف یعنی «تغییرات نامحسوس و غیرقابل نمایش سرعت (تمپو) در موسیقی که برای بیان سرزنده موسیقی ضروری است» (بیضایی ۱۳۸۴، ۱۹۷) همان «گستره تمپو (tempo span) و در واقع تغییرات کوچک و ظریف تمپو بدون از دست دادن ضربان اصلی است» (رودلف ۱۳۷۸، ۴۹۸) که قاعدتاً نگاشته هم نمی شود.

دومین دوسالانه جایزه پیانو باربد برگزار می شود

دومین دوسالانه جایزه پیانوی باربد با سرمایه گذاری مجموعه پیانوی باربد و برنامه ریزی و مدیریت مؤسسه فرهنگی-هنری شهرآفتاب و همکاری اساتید برجسته موسیقی کلاسیک کشور ۵ و ۶ اسفندماه در تهران برگزار می شود.

از روزهای گذشته…

اپرای متروپلیتن (III)

اپرای متروپلیتن (III)

اجرای ۴ اپرا برای اولین بار در دنیا و ۲۲ اپرای جدید از برنامه خاص متروپلیتن بود. اجرای آثار جدید در دوره ولپ بیش از دیگر دوران بود. ولپ، والری گرگیف (Valery Gergiev) را در سال ۱۹۹۷ به عنوان رهبر اصلی میهمان منصوب نمود و اجرای قطعات روسی را در اپرا وسعت بخشید.
مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (III)

مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (III)

همچنان که گفته شد ٬حکمای یونانی (مانند فیثاغورث)٬ اساطیر را دستمایه خویش قرار داده و آنرا به یکی از ارکان فلسفه موسیقی تبدیل کردند. “فیثاغورث” (تولد حدود ۵۶۹ قبل از میلاد در “Samos, Ionia” ، وفات حدود ۴۷۵ قبل از میلاد)٬ قبل از ارشمیدس میزیست. او مدتها در مصر به سر برد و در خدمت کاهنان و روحانیون مصری به شاگردی پرداخت و اطلاعات و معتقدات بسیار کسب کرد واز آنجا روانه بین انهرین شد و دوران شاگردی را از نو آغاز کرد.
خواننده ای که شناخته نشد (I)

خواننده ای که شناخته نشد (I)

جمال صفوی اهل اصفهان بوده که در تهران صدایش با کمپانی کلمبیا به ضبط رسیده است و آثار بسیار با ارزشی را از خود به یادگار گذاشته وی در زمان ضبط صفحات ۲۰ ساله بوده. در سال ۱۳۰۷ ش که ملک الشعرای بهار راهبری هنرمندان موسیقی را به عهده داشته است جمال صفوی را انتخاب کرده و آثاری از ساخته های درویش خان، نی داود و آثار خودش را به ضبط رسانده است؛ کلیه آثاری جمال صفوی در پاییز ۱۳۰۷ ش در تهران با صدابرداری فرانک آرتور فلوید برای کمپانی کلمبیا بوده است. وی اولین هنرمندی است که در اولین سری ضبط صفحات کمپانی کلمبیا می خواند همچنین جزو جوانترین خواننده های موسیقی زمان خود است که آثارش به ضبط می رسد.
طراحی سازها (II)

طراحی سازها (II)

در زمینه سازهای موسیقایی، از زمان عود و چنگ موسیقی دان معروف Orpheus که اغلب تصور می شد دارای یک نیروی رقیق سحرآمیز ویژه می باشند، نوعی مقاومت یا مخالفت فعال والبته نه تنها ذهنی، به ویژه در ماهیت محافظه‌کار نوازنده، با پذیرش این واقعیت وجود دارد که یک شیء یا موضوع حساسی وابسته به عواطف و احساسات، از قبیل یک ساز می‌تواند دست‌کم وتا حدودی نتیجه یک واسطه غیرحسی و مکانیکی و قطعاً فرا انسانی، نظیر محاسبات ریاضی باشد. نکته جالب آن‌که از منظر حامیان این عقیده، مسائل جدای از این عامل ذهنی، روندی است توام با قیاس از میزان موفقیت سازنده این سازها در تطبیق دو جریان متضاد که عموماً در جهت عکس یکدیگر واقع‌اند.
تعزیه خوانی (II)

تعزیه خوانی (II)

از ابتدای شکل گیری هنر تعزیه در قالب نمایش موزیکال، چارچوب اصلی موسیقی آن متکی به اصلی ترین الحان شناخته شده موسیقی ردیفی ایران یا موسیقی به اصطلاح دستگاهی بوده است. گردهمآیی شاخص ترین هنرمندان و خوانندگان در پایتخت به منظور سامان بخشی و کلاسه نمودن موسیقی ایران و هم زمانی این مهم با رشد، تکامل و عمومیت تعزیه، دلیل موجهی در سود جستن هنرمندان تعزیه از این نوع موسیقی است.
عبدالکریم مهرافشان درگذشت

عبدالکریم مهرافشان درگذشت

عبدالکریم مهرافشان از آهنگسازان و نوازندگان پیشکسوت موسیقی ایرانی بعد از مدت ها مبارزه با بیماری شنبه ۵ اسفند ماه درگذشت. آثار مهرافشان در دوره اول فعالیت های ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی چندین بار به روی صحنه رفته بود.
سان را و فلسفه کیهانی (VIII)

سان را و فلسفه کیهانی (VIII)

سان را و آبراهام همچنین لیبل مستقلی را در اواسط دهه ۵۰ راه اندازی کردند که در ابتدا نامش El Saturn Records بود اما مانند آرکسترا، این لیبل نیز چند بار تغییر نام داد. تمرکز این لیبل در آغاز سینگل های ۴۵ rpm سان را و دیگر آشنایان هنرمند او بود اما سپس در دهه ۵۰ دو آلبوم کامل به نام های Super-Sonic Jazz را در سال ۱۹۵۷ و Jazz In Silhouette را در سال ۱۹۵۹ منتشر کرد.
رویکردی فلسفی به موسیقی (I)

رویکردی فلسفی به موسیقی (I)

مقاله ای که پیش رو دارید بخشی از کتابی است که کیوان یحیی به همراه تنی چند از صاحب نظران مانند: محسن قانع بصیری، پیمان سلطانی، دکتر محمد صنعتی و دکتر آرش نراقی مشغول نگارش و تالیف آن است: بسان هر عبارت دیگری که از آن با عنوان «فلسفه ی X» یاد می شود، فلسفه ی موسیقی را نیز می توان به گونه ای ، مطالعه ی بنیان ها و جستجوی پرسش های بنیادینی در رابطه با طبیعت موسیقی و تجربه ی آن دانست.
آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (II)

آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (II)

با این موهای شل می توان سه یا چهار سیم را همزمان نواخت. شاید برای کسانی که آشنایی به نحوه اجراهای آکورد های چهار صدایی با ویولون ندارند این سئوال پیش آید که تا پیش از این مگر ویولن چطور این آکوردها را اجرا می کرده؟ جواب خیلی ساده است، به طور جدا! در واقع آرشه های معمول ویولن در حالت کشیده نمی توانند روی بیشتر از دو سیم قرار بگیرند و چاره ای جز این نیست که آکوردهای چهار صدایی را دو به دو ولی با سرعت اجرا کنیم تا حداقل تا حدی همزمان به گوش برسد.
نکاتی درباره محدودیت های تکنیکی تار (II)

نکاتی درباره محدودیت های تکنیکی تار (II)

وسعت مورد استفاده روی هر سیم تار: اگر تار را به صورت معمول یعنی دو اکتاو و نیم بدانیم (تارهای سه اکتاو هم کم و بیش ساخته میشوند ولی بسیار کمتر تعداد ترند نسبت به تارهای عادی یک و نیم اکتاو)، در سیم دو، کل سیم مورد استفاده قرار میگیرد، در سیم سل یک چهارم آخر سیم (در صورتی که کوک سل داشته باشد از نت سل ۴ به بالا) کمتر مورد استفاده قرار میگیرد و در سیم بم، دو سوم سیم (یعنی با فرض دو کوک شدن سیم، از نت سی بمل ۳ به بالا) کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.