گفتگو با علی صمدپور (I)

علی صمدپور
علی صمدپور
از دهه ۵۰ تا اوایل دهه ۷۰ نسلی از موسیقیدانان در حوزه‌ی موسیقی ایرانی ظهور کردند که بطور مشخص در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی ریشه داشتند و بعد از انقلاب نیز با حذف‌شدن رقبا عرصه برای آن نسل خالی شد. انتظار می‌رفت در دهه‌های بعد شاگردان آنها نسل دیگری باشند که تولید موسیقی در آن نوع را در دست بگیرند اما این اتفاق رخ نداد و جالب اینکه در نسل بعدی یعنی شاگردان شاگردانشان بود که این امر به هر شکل محقق شد.

به نظر می‌رسد یک نسل، نسل شما، در آن میانه در خلأ تاریخی گم شدند. آیا آن نسل حرفی برای گفتن نداشتند یا زیادی به استادان‌شان وابسته بودند یا اگر حرفی داشتند به هردلیل بواسطه‌ی وضعیت جامعه امکان تولید پیدا نکردند؟

این خلأ قطعاً یک علت خاص نداشت. اول بعید است کسی حرفی برای گفتن داشته باشد و آن‌را بتواند در دلش نگه‌دارد. پس در کنار مشکلات بیرونی، به شخصیت هنری آدم‌ها و زمانه‌ای که می‌پروردشان هم باید توجه داشت. فکر کن هنرمندی حرفی برای گفتن داشته باشد و این حرف را نزند؛ حداقل ثبتش می‌کند و به موقع بالاخره می‌گویدش. دوم مربوط به تحولات اجتماعی است که در آن دوره رخ داد. انقلاب و جنگ نسلی را به‌وجود آورد که آرامش و امکاناتی برای عرضه نداشتند. آن زمان که شما صحبتش را می‌کنید استودیو رفتن مجوز ارشاد می‌خواست یعنی نمی‌توانستی استودیو بروی و چیزی ضبط کنی. باید از ارشاد مجوز می‌گرفتی.

این وضعیت تا کی ادامه داشت؟
جالب است که قوانین در کشور ما با پیشرفت تکنولوژی از بیرون دگرگون می‌شوند. قانونی وضع می‌شود و زمانی‌که دیگر نمی‌توان جلوی آن‌را گرفت بَرَش می‌دارند. تا زمانی‌که فقط استودیویی وجود داشت و دستگاه ضبطی بود که ضبط تنها در آن مکانِ کنترل شده محقق می‌شد کسی حق ضبط نداشت و وقتی کامپیوتر همه‌گیر شد و همه یک دستگاه گذاشتند و گفتند ما هم می‌توانیم صدابرداری کنیم، این قانون خودبه‌خود برداشته شد. چون اصلاً نمی‌شد جلویش را گرفت. به هر حال آن موقع محدودیت ضبط وجود داشت. من البته کوچکترین‌ آن نسل بودم ولی این محدودیت وجود داشت. در واقع عده‌ی خاصی می‌توانستند بروند ضبط کنند که آدم‌های شناخته‌شده بودند و آنها هم باید مجوز می‌گرفتند. به دیگران هم نه اینکه مجوز ندهند اما روال اداری‌اش سخت بود و جدی گرفته نمی‌شدند. مثل اینکه به نویسنده برای نوشتن بخواهی رخصت بدهی!

برای همین هم بود که سالی سه چهار نوار کاست بیشتر بیرون نمی‌آمد. بعدها هم هرگز قانونی صادر نشد که حالا همه می‌توانند بروند ضبط کنند و بعد بیایند مجوز بگیرند. تنها بخشنامه‌ای آمد که یادم می‌آید این بود: فهرستی که اسم عده‌ای درش بود و آدم‌های شناخته‌شده‌ای از لحاظ ارشاد بودند. لیست توهین‌آمیزی هم بود به‌خاطر اینکه چرا این بتواند و آن نتواند؟!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امیرآهنگ: شریف لطفی مرا به حنانه معرفی کرد

استاد حنانه در آن زمان یعنی در اوایل سال ۱۳۶۵ که من خدمتشان رفتم سر گرم ساختن موسیقی متن سریال تلویزیونی (هزار دستان) و موسیقی متن فیلم مستند (موج و گلیم) بودند. همچنین بر روی کتاب های پژوهشی و تالیفی خود کار می کردند. کتاب هایی همچون: گام های گمشده، تئوری موسیقی کنونی ایران، فرهنگ موسیقی ایران، رساله پولیفونی بر مبنای موسیقی ایران، ترجمه و تفسیر مقاصد الالحان از عبدالقادر مراغه ای و… کتاب های دیگر. البته نوشتن برخی از این کتاب ها را به پایان برده بودند و در حال تایپ و بازنگری و ویرایش آنها بودند. بر روی برخی دیگر هم در حال کار و تکمیل کردن شان بودند.

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (V)

برونو نتل و کارول بابی راکی نیز در مقاله‌ی ارزشمند خود با عنوان «روابط درونی میان اجزای دستگاه شور»، گوشه‌های اصلی این دستگاه را در سه بلوک گنجانده‌اند که این بلوک‌بندی بر اساس نحوه‌ی توزیع گوشه‌های اصلی مشترک در ردیف‌ها (هجده نمونه ردیف مورد استفاده در این پژوهش) بنیان نهاده شده‌است.

از روزهای گذشته…

یادمان بهمن بوستان برگزار می شود

یادمان بهمن بوستان برگزار می شود

همزمان با روز پژوهش و به مناسبت هشتادمین سالروز تولد پژوهشگر، ادیب و نویسنده عرصه موسیقی و ادبیات، زنده یاد بهمن بوستان، یادمان وی چهارشنبه ۲۵ آذرماه ۱۳۹۴ ساعت ۱۹ در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد.
گفتگو با آن سوفی موتر (VII)

گفتگو با آن سوفی موتر (VII)

راستش را بخواهید قضیه این قدر ها هم پیچیده نیست. طراح کنونی من همان طراح ۱۷ سالگیم است و اصولا لباس های من همان لباس های قبلی هستند فقط رنگشان متفاوت است، مدلشان یکی است. این مدل لباس ها راحتند و نیازی نیست که به مدلشان فکر کنم و تقریبا نیازی هم به پرو کردنشان ندارم. درست مثل یک اونیفورم. گاهی فکر میکنم که لباسم مثل اونیفورم لوله کش هاست (با خنده)، منظورم این است که کمی از اونیفورم آن ها بهتر است. وقتی این لباس ها را می پوشم احساس می کنم که حال و هوای کار را بگیرم. واقعا می دانم که پوشیدن آنها به من کمک می کند که خوش قیافه تر شوم.
رضا ضیائی

رضا ضیائی

متولد ۱۳۵۴ Maestro liutaio (master violinmaker) Approved by professional master violinmaker in Italy-Cremona Making: violin-viola-cello-bass Classic & baroque instruments Copy of original instruments Repair and restoration of fine instruments Workshop for violinmaking (training) نماینده اختصاصی “Cremona books & violins” از ایتالیا نمایندگی فروش و عرضه کلیه محصولات اورجینال از کمپانی آلمان GEWA music (CERTIFICATE OF…
ادامهٔ مطلب »
نگاهی به روند تحول کتاب سال شیدا (II)

نگاهی به روند تحول کتاب سال شیدا (II)

انتشار اولین دوره از کتاب سال شیدا در سال‌هایی که دوره‌ی سوم پژوهش‌های موسیقی ایرانی در حال شکل‌گیری بود، نشان می‌دهد که چگونه گرد‌آورندگان این مجموعه با وجود این‌که در آن زمان در ایران نبودند به درستی روح زمان خود را می‌شناختند و به تبعیت از این «شناخت» دست به عمل زدند. گواه این شناخت نیز تطابق مندرجات دوره‌ی کتاب سال شیدا با ویژگی‌های دوره‌ی سوم است.
هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (I)

هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (I)

یک نگاه به جریان بالندگی و تکامل هنر در جوامع مختلفِ انسانی ما را به سوی چند اصل مهم در این حوزه راهنمایی می کند؛ آنها عبارت اند از:
فرجامی ققنوس‌وار؟ (III)

فرجامی ققنوس‌وار؟ (III)

قسمت دوم برنامه بدون زمان تنفس اعلام شده (۶) در بروشور، با تک‌نوازی نسبتا طولانی «نوید افقه»، نوازنده‌ی تمبک آغاز شد. او که یکی از نوازندگان فنی ساز تمبک است، مانند دو تک‌نواز قبلی، قطعه‌ای مملو از فنون اجرایی پیچیده و نوی ساز خود را اجرا کرد. تمبک‌نوازی او بیانی بسیار شخصی دارد، چرا که برخی از عناصر فنی مورد استفاده‌اش را هم خود آفریده است.
“رازهای” استرادیواری (VII)

“رازهای” استرادیواری (VII)

موزه Civic در کرمونا شامل مجموعه ای از قالبها، طرح ها، نقشه ها، الگوها و مطالعاتی هستند که توسط Stradivari صورت گرفته است که تا کنون، بیش از آنکه در معرض آزمایشات مهم قرار گیرند، در حکم موضوعاتی نادر بوده و همیشه کنجکاوی را تحریک کرده اند. زمانی که این گنجینه تحت اختیار استاد Fiorini بود امکانی برای من فراهم شد که بتوانم بر روی آن مطالعاتی انجام دهم. در آن زمان من کاربرد هر قطعه را به تنهایی شناسایی کردم. اغلب این قطعات ریز نوشته هایی از استراد یا پسرانش بودند.
زنِ آرمانیِ من

زنِ آرمانیِ من

اگر نگاه مان را از زاویه ی تنگ مُد به زن فراتر بریم که دیگر موضوعی دستمالی شده از سوی خاص و عام است و مشخصا دیدمان را متمرکز کنیم بر مطالبات انسانی زن و حضور تمام نمای اش در صحنه ی اجتماع و عدالت مدنی و مساله ی زن را به عنوان پدیده ای آکنده از ارگانیسم پر جنب و جوش جامعه، نه فقط به عنوان نرم تنی که زنیت محافل است ببینیم، آن وقت موضوع آزادی انسان و عدالت اجتماعی مطرح می شود و اینجا باید به شخصیت زن در این مقام انسانی صحه گذاشت. چرا که بدون نمایان ساختن اندام اش نمود یافته است. در چنین شرایطی دیگر زن حتی در مقوله ی هنر نیز به عنوان مادینه ای با خواص جسمانی اش دیده نخواهد شد.
مهاجری: گمان می کنم وارد دنیایی متفاوت شده ام

مهاجری: گمان می کنم وارد دنیایی متفاوت شده ام

شاهین مهاجری یکی از معدود آهنگسازان میکروتنالیست مطرح در عرصه بین المللی است ولی در کنار آهنگسازی و فعالیت های فشرده در زمینه نویسندگی موسیقی، گاهی نیز به نوازندگی تنبک می پردازد. تیر ماه امسال مقاله “فواصل زمانی” شاهین مهاجری در جشنواره سایت های موسیقی مورد تقدیر قرار گرفت و در آخرین ماه امسال او دومین جایزه خود را، اینبار در زمینه آهنگسازی میکروتنال برده است. با او درباره فعالیت و موفقیت هایش به گفتگو می نشینیم.
تولد اولین کر فلوت بانوان در ایران

تولد اولین کر فلوت بانوان در ایران

امروزه در سراسر جهان نام «کر فلوت» دیگر نامی آشناست؛ افزایش قابل ملاحظه تعداد نوازندگان فلوت، فروش قابل توجه سازهای خانواده فلوت و گرایش به شنیدن صدایی نو از آثار مشهور موسیقی کلاسیک، مهمترین عوامل در تشکیل کرهای فلوت در دنیا هستند. گرایش روز افزون بانوان به این چابکترین ساز ارکستر سمفونیک، باعث شده، در کرهای فلوت بیشتر بانوان نوازنده حضور داشته باشند تا مردان.