گفتگو با علی صمدپور (II)

افراد لیست می‌توانستند بدون مجوز بروند و ضبط کنند و بعد از ضبط بروند مجوز بگیرند؛ یعنی یک مانع را از جلوی پای عده‌ای برداشتند. تازه این محدودیت برای کنسرت چند برابر بود و البته شاید هم شأن بالاتری برای کنسرت دادن قائل بودند. موضوع دیگر این است که نسل قبل از ما موزیسین‌های شناخته‌شده‌ای بودند و از طرف جامعه‌ی محدود موسیقی‌ ایرانی دوستان هم پذیرفته شده بودند. جامعه پذیرای آدم جدید نبود. از طرفی بزرگان آن نسل هم ایران نبودند. فقط مشکاتیان ایران بود که او هم آن کارهای عالی با شجریان را منتشر می‌کرد. دیگران نبودند. تا می‌رسیم به سال ۶۷ که آقای علیزاده برگشتند و کنسرت شورانگیز را گذاشتند که نقطه‌ی عطفی بود و یک پتانسیل همه‌جانبه بعد از آن دوباره به راه افتاد.

آقای طلایی هم سال ۷۱ آمدند و با نوشتن کتاب «نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی» و «ردیف میرزاعبدالله»، همان ردیفی که من در تولیدش همکارشان بودم، شروع کردند و بعدها بعد از حدود ۱۰ سال قرن گذشته‌ی میلادی، محمدرضا لطفی بازگشت. به هر حال وقتی که استادان کم‌کم برگشتند امکانات هم در اختیار آنها قرار گرفت چون همه با شوق می‌خواستند راه برای‌شان باز باشد تا کارهای نکرده‌شان را بکنند و فضا باز شود.

پس با بازگشت نسل قبل از شما و قرار گرفتن امکانات در اختیار آنها در واقع نسل شاگردان خواستند ببینند استادان چکار میخواهند بکنند و منتظر شدند تا گروههایی تشکیل شود تا اینها در آن گروهها باشند.
بله ولی خب آنها طبیعتاً به فکر خودشان بودند. نمی‌گویم به فکر نسل بعدشان باید می‌بودند. کار خودشان را می‌خواستند بکنند حالا یا یک کسی به دایره‌شان راه پیدا می‌کرد و به یک جایی می‌رسید یا اینکه نمی‌رسید. مسئله‌ی بعدی هم نبودن متن موسیقایی چاپ‌شده بود. من خودم وقتی داشتم ردیف می‌زدم، ردیف میرزا عبدالله در تهران چاپ نشده بود. چیزی وجود نداشت. پروژه‌ی «همساز» هم از چنین نقصانی زاده شد. از اول شروع کردم کارهایی را که اصلاً چاپ نشده بود یا با کیفیت بدی داشت کپی می‌شد را با دست نت‌نویسی کردن و اینها را تمیز کردن. رفتم پیش چند نت‌نویس حرفه‌ای یا آهنگسازان کارکرده که آن دوره با دست خوشنویسی نت می‌کردند.

آقایان بهداد، فاطمیان و آقای دهلوی، از هرسه نفرشان در این زمینه خیلی آموختم و از این بابت از استادم هوشنگ ظریف که راه آشنایی با ایشان را باز کردند سپاسگزارم. این همزمان شد با اینکه متوجه شدم نرم‌افزاری هم برای نت‌نویسی وجود دارد. آن را از آمریکا آوردیم. از طرف دیگر جهانشاه صارمی در کلاس‌هایش- که من آن دوره به آن کلاس می‌رفتم- عیدهای نوروز یک قطعه موسیقی به‌عنوان عیدی به شاگردان می‌داد. آن را از منابع خودش کپی می‌کرد یا می‌داد برادرش شهرام خوشنویسی می‌کرد و به شکل یک کارت تبریک به شاگردانش می‌داد. به ایشان پیشنهاد دادم حالا که کار نت‌نویسی راحت‌تر شده، بیایید اینکار را هر فصل انجام بدهیم؛ شروع کردیم به این‌کار.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (II)

به این ترتیب نظام آموزشی دو جزیی با نظام سه جزیی یک اختلاف بنیادین پیدا می کند و آن حضور فرد با توان خودآموزشی است. البته برخی از افراد جامعه خود به خود دارای این استعداد هستند اما در بیشتر موارد این استعداد انسانی باید تحریک شود و استاد نظام سه جزیی چنین می کند. بنابراین روابط او با شاگردانش دیگر نمی تواند نشان روابط استاد در نظامی دو جزیی باشد. در جدول زیر چند تمایز مهم را آورده ایم.

از روزهای گذشته…

نی و دندان (III)

نی و دندان (III)

اگر تصمیم به ایمپلنت چند دندان دارید مشکلی نیست، به این شرط که اکثر دندانهایتان سالم و تعداد ایمپلنت ها کم باشد. این قضیه با ایمپلنت کلی دندانها متفاوت است؛ در ایمپلنت کلی معمولا چهار پایه ایمپلنت وزن شانزده یا چهارده دندان را تحمل می کند و در مابین این پایه ها پزشک برای اینکه طراز پستی و بلندی های لثه را رعایت کند، بناچار، (به اصطلاح) زیرکاری می کند و در اغلب موارد لایه ای پروتزی در زیر دندان ها قرار گرفته و گاهی در امتداد لثه به سمت کام کشیده می شود که در این حالت نوازندگی شما کاملا مختل خواهد شد.
شرایط خلق یک ایده (III)

شرایط خلق یک ایده (III)

این موضوع امری است واضح و روشن که تولید و ساخت یک اثر هنری موفق و یا کامل، مستلزم نگاه درست و علمی به پدیده های موجود در این جهان است که از طریق علم، دانش و تجربه و همچنین استمرار آن امکان پذیر می شود.کسب هر گونه مهارتی و یا هر تکنیک مشخصی به کلیدها و علوم در ارتباط با آن معطوف می گردد و برای تولید محصولی با توجه به نوع و یا تکنیک های خلاصه شده در آن، نیاز به اقتضای یافتن و پرداختن به آن علوم بوجود خواهد آمد،زیرا که با دستیابی به چگونگی کارکردو عملکرد سایر علوم مرتبطه است که می توان پدیده ای موفق و مفید را تولید و محیا کرد.
گفتگو با فیلیپ میرس (III)

گفتگو با فیلیپ میرس (III)

ساز من دشوارترین ساز است؛ این جمله ایست که وقتی درخواست افزایش حقوق می دهم می گویم! در موارد دیگر هورن فرانسوی به اندازه سازهای دیگر دشوار است! در واقع، (نواختن هورن) از جنبه هایی یک عمر شکست محسوب می شود زیرا اغلب اوقات نمی توانید آنچه را که در ذهنتان تصور می کنید را از نظر تکنیکی اجرا کنید. هر شب برای اجرا روی صحنه می روید و تقریبا هر شب هم شکست می خورید؛ «اَه لعنتی … آنچه در ذهن داشتم بهتر از آنچه نواختم بودم… شکست خوردم» و این باعث ایجاد حس مزخرفی درون شما می شود اما هیچ گاه نیز نمی توانید دست از تلاش بردارید.
درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»، پژوهش و نگارش محمدرضا شرایلی و شهاب مِنا، در دو مجلد و به‌همراه دو حلقه لوح فشرده توسط نشر خنیاگر منتشر شد.
آشنا چون کویر

آشنا چون کویر

بیان درونی ام را به واژه ی “آشنا” و “غریب” و تضاد میانشان اختصاص می دهم و در این جا از “آشنا” می گویم، چراکه درباره اش حرف های ناگفته ی بسیاری دارم. با گذشت سی سال از دوران موسیقایی ام و کشف صداهای متعدد و جستجوی مدام برای دستیابی آن چه غریب به نظر می-رسد، هنوز وقتی با خود خلوت می کنم به دنبال صدای آشنا می گردم غالباً در پی این بوده ام که زیر و بالای هر آن چه را که غریب می ماند، از صدا، سکوت ـ زمان و مکان، غربت را بردارم و آشنایش کنم و نهایتاً از غرابت دوری کنم؛ باز گردم و هر آن چه آشناست را در مقابل بگذارم و بکوشم تا در آینده آن را ترسیم سازم.
نگاهی به دورنمای پژوهش موسیقی در ایران (II)

نگاهی به دورنمای پژوهش موسیقی در ایران (II)

گرایش به تبیین مبانی نظری موسیقی ایرانی دراین دوره با چاپ آثار قابل توجهی از کیانی، فرهت، طلایی و دیگران دنبال شد. بررسی موسیقی نواحی مختلف ایران توسط مسعودیه، درویشی، فاطمی و دیگران ادامه یافت. پژوهشهای دیگر پژوهشگران موسیقی ایران که در دوره های اول و دوم انجام شده بود – مانند آثار وزیری ، خالقی ، ملاح و … – چاپ یا تجدید چاپ شد.
«هنر فاخر محصول آزاد بودن و آزادی است» (IV)

«هنر فاخر محصول آزاد بودن و آزادی است» (IV)

دقیقأ؛ بعد از سال‌ها به این نتیجه رسیدم که آنها هنرگری بیش نیستند. در حالی‌که ماهیت هنر یعنی خلاق بودن و جوشش داشتن. درست است که این‌ها در صنعتِ هنر تخصص دارند اما فقط صنعت‌گرند. یکی می‌شود صنعت‌گر آهنگ‌سازی و دیگری صنعت‌گر نقاشی نه یک هنرمند و متفکر این عرصه.
مروری بر آلبوم «بدرقه‌ی ماه»

مروری بر آلبوم «بدرقه‌ی ماه»

«بدرقه‌ی ماه» خیلی چیزها دارد شاید حتا بتوان گفت همه چیز. طرح و برنامه‌ی نسبتا متوازن منسجم، گرمای عاطفی برآمده از اجرای پرانرژی نی، روانی ملودی (مثل «ضیافت صبح») و لحظه‌های غافل‌گیرکننده (مانند آشکار شدن دیرهنگام جهت اصلی مدال در خط عود در آغاز قطعه‌ی «بدرقه‌ی ماه»)، وهم و سودا و سوز (چون «دشت مه‌زده» و تک‌نوازی‌ها) و جز آن، بخشی از ساختمانش است. اما افزون بر اینها پرسشی که در آن است و پاسخی که فراچنگش نمی‌آید بر فراز همه‌ی این داشته‌ها می‌ایستد. و آنچه آلبوم (و برخی دیگران نیز) از آن می‌پرسد و با پاسخ نیافتن بر جای هنوز خالی‌اش انگشت می‌گذارد چیست؟ همنوازی در سایه روشن میان قیدهای «ازپیش‌تعیین‌شدگی» و آزادی‌های «تعیین‌نشدگی».
نگاهی به موسیقی در سال ۱۳۹۴ (VI)

نگاهی به موسیقی در سال ۱۳۹۴ (VI)

اما در این سال بسیاری از هنرمندان و فعالان این عرصه به امید آنکه کلید تدبیر رئیس جمهور منتخب مردم – که از قضا مورد حمایت بسیاری از هنرمندان نیز بود – بتواند قفل مشکلات عدیده موسیقی ایرانی را بگشاید، چشم انتظار حرکتی مثبت در عرصه رفع محدودیت ها و ممنوعیتهای پیش روی هنرمندان بودند که متاسفانه نه تنها محقق نگردید که همانند سالیان گذشته هنرمندان و فعالان این عرصه با مشکلات بیشماری من جمله لغو و عدم صدور مجوز کنسرتها، عدم حمایت دولت از منتقدان خانه موسیقی و مهمتر از همه آنها ممنوع الکاری بسیاری از هنرمندان و فعالان موسیقی مواجه شدند البته در این میان سالار عقیلی که بارها پای خود را از خطوط قِرمز فراتر گذاشته و آخرین بار نیز با حضور در یکی از شبکه های ماهواره ای خبر ساز شده بود نه تنها ممنوع الکار نگشت که با حضورش در کشور مجددا وارد صحنه موسیقی شده، مجاز به اجرا در جشنواره موسیقی فجر نیز گشت و بلافاصله پس از بازگشت اش به ایران آلبوم جدیدش نیز با نام “قصه باران” و سپس “عاشق می شویم” و نسخه تصویری کنسرت مشترکش با کیوان ساکت با نام “یک خانه پر زمستان” را منتشر نمود!

دو خبر از دنیای موسیقی

در خبرها داشتیم که تام جونز در سال نو میلادی از ملکه الیزابت لقب اشرافی شوالیه دریافت خواهد کرد و همچنین بر اساس نظرسنجی رادیوی ویرجین ترانه Imagine از جان لنون محبوبترین ترانه در انگلستان است.