ویلنسل (II)

گستره صدا دهی و کوک سیم ها
گستره صدا دهی و کوک سیم ها
ساختمان ویولنسل
بدنه: ویولنسل معمولا از چوب ساخته می شود، گرچه ممکن است مواد دیگری همچون فیبرکربن و آلومینیوم نیز برای ساخت آن بکار گرفته شود. صفحه رویی یک ویولنسل سنتی از چوب صنوبر و پشت، کناره ها و دسته ساز از چوب افرا ساخته می شود. گاهی از چوب درختان دیگری همچون سپیدار و بید برای پشت و کناره های ساز استفاده می شود.

صفحه رویی و پشتی در بیشتر سازهای ارزان قیمت از چوب های چند لایه ساخته می شود.

ساخت صفحه رویی و پشتی ساز بطور دست ساز مرسوم است، هرچند در ویولنسل های ارزان به روش ماشینی ساخته می شوند.

بخش های کناری یا همان کلاف بین صفحه ی رویی و پشتی، با حرارت دادن چوب و خم کردن آن به دور قالب ها ساخته می شوند.

بدنه ی ویولنسل در بالا و پایین پهن است و در وسط توسط دو کلاف C شکل پشت بهم باریک میشود که دو شکاف صدا به شکل f و خرک در این قسمت قرار دارند.

دور تا دور صفحه رویی و پشتی خط سیاهی به عنوان حاشیه تزئینی ایجاد می کنند. کارگاه سازگری «لوئیس و کلارک» ویولنسل هایی از جنس فیبرکربن میسازد. اینگونه ویولنسلها بدلیل جنس با دوام آنها و پایداریشان در برابر تغییرات دما و رطوبت، برای نواختن در بیرون ساختمان مناسب هستند.


ویولنسل فیبرکربن
دسته (Neck)، جعبه گوشی ها (Pegbox)، پیچیدگی سر ساز (Scroll):دسته تراش خورده در بالای بدنه ی اصلی به ساز متصل می شود و در انتهای آن جعبه گوشی ها و حلزونی سر ساز قرار دارد. دسته، جعبه ی گوشی ها و بخش حلزونی معمولا از چوبی یک تکه تراشیده می شود.

قطعه ای با سطح منحنی که روی دسته ساز متصل می شود و در بالای بدنه ساز امتداد می یابد گریف یا محل دستان (Fingerboard) نام دارد. شیطانک (Nut) یک برجستگی از چوب است که در مرز دسته و جعبه ی گوشی ها نصب می شود تا سیم ها روی آن قرار گیرند.

جعبه گوشی ها، چهار گوشی کوک ساز را در خود جای می دهد (به ازای هر سیم یک گوشی). گوشی ها برای کوک کردن ساز از راه کاهش یا افزایش کشش سیم ها بکار گرفته می شوند. بخش حلزونی قسمتی سنتی از ساختمان ویولنسل و دیگر اعضای خانواده ویولن است. برای ساخت گوشی ها و گریف معمولا از چوب آبنوس استفاده می شود، اما دیگر چوبهای سخت همچون شمشاد و بلسان بنفش را نیز می توان بکار برد.

سیم ها: سیم های ویلنسل، هسته ای از جنس زه یا فلز و یا مواد ترکیبی همچون نایلون دارند. نوازندگان ویلنسل ممکن است هر چهار سیم ساز خود را از یک نوع سیم انتخاب نکنند و ترکیبی از این انواع را، هم زمان بکار ببرند.

6 دیدگاه

  • ارسال شده در آذر ۲۹, ۱۳۸۷ در ۸:۴۴ ب.ظ

    مرسی از مطالب خوبتان. بسیار آموزنده بود. همینطور ادامه بدهید :)

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۷ در ۶:۲۷ ب.ظ

    با درود.مایل هستم هدیه به فرزندم ویلن سل کادو بدهم به کجا مراجعه باید کنم؟ مرسی

  • غزال
    ارسال شده در مرداد ۲۲, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۰ ب.ظ

    لطفا کمی هم درباره شباهت ها و تفاوت های ویلنسل و ویلن توضیح دهید.با سپاس.

  • سپيده
    ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۱ ب.ظ

    ba salam khaheshan raveshe koode violon sell ro be adrese postie man mail konid- mamnunam

  • salar
    ارسال شده در شهریور ۲۵, ۱۳۸۸ در ۱:۴۳ ب.ظ

    salam.mamnoon az matalebe besiar khubo amuzande…man navazandeye cello hastam amma kheili chizaro ke inja bood nemidoonestam.bazam mamnoon

  • نوید
    ارسال شده در فروردین ۵, ۱۳۸۹ در ۶:۰۴ ب.ظ

    خوب بود !
    اگر ممکنه در باره ی مخترع ویلنسل هم مطالبی بنویسید.
    ممنونم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی جمال الدین منبری و پوریا اخواص، ۱۶ اسفند ماه ۹۷ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. این برنامه آخرین کنسرت سال ۹۷ ارکستر ملی با رهبری شهبازیان خواهد بود.

از روزهای گذشته…

One of my turns

One of my turns

در بسیاری از بیوگرافی های نوشته شده راجع به راجر واترز (Roger Waters) آمده است، او مردی بوده که به اندازه صدها مرد دیگر در زندگی سختی و زجر کشیده است. از مرگ زود هنگام پدر و بی مهری های مادرش گرفته تا نمک نشناسی های همسر او.
فخرالدینی: دهلوی مرا معلم هنرستان کرد

فخرالدینی: دهلوی مرا معلم هنرستان کرد

در آن زمان آقای تجویدی ردیف میرزا عبدالله را در محضر حاج آقا محمد ایرانی مجرد یاد گرفته بود و آنها را نت نویسی می‌کرد و من از روی نوشته‌های آقای تجویدی رونویسی می‌کردم. حدود سه سال هم نزد آقای تجویدی بودم که برای من مفید بود و از طرز کارشان بسیار استفاده کردم و برایم دوران خوبی بود. جالب اینجاست که من قصد تحصیل در رشته پزشکی یا مهندسی کشاورزی داشتم و عازم خارج بودم. حدود سال ۱۳۳۸ بود که من دیپلم خود را از مدرسه دارالفنون گرفته بودم ولی در تمام مدتی که شاگرد مدرسه دارالفنون و مدرسه علامه قزوینی بودم با موسیقی سروکار داشتم و از دبیرستان که بیرون می‌آمدم و برای مطالعه کتابهای موسیقی به کتابخانه ملی می‌رفتم.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XII)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XII)

بسیاری از مطالعات تطبیقی چه در دوره‌ی معاصر، در عرض و چه گذشته، در طول هنوز مجالی برای انجام نیافته‌اند. به تحقیقات تاریخموسیقی کمتر از جنبه‌ی مردم‌نگارانه نگریسته‌ایم (برای مطالعه یکی از معدود نمونه‌ها نک. (فاطمی ۱۳۸۰ ال و ب) و (فاطمی ۱۳۸۱))؛ مقادیر زیادی اطلاعات قابل استخراج در آثار ادبی، سفرنامه‌ها، تاریخ‌های عمومی و حتا نگاره‌ها وجود دارد که برای روشن‌تر شدن برخی قضایای تاریخی در طول چند صد سال گذشته قابل استفاده است (۳۹).
کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (II)

کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (II)

آنچه که از شهروز شعاعی در این دو نوازی شنیده می شد دو ویژگی مهم داشت. اول اینکه با فرض حذف ایشان از صحنه ی اجرا، برای کلیّتِ اثر هیچ اتفاقی نمی افتاد. به این معنا که در این دو نوازی، ساز کوبه ای صاحب شخصیت مستقلی نبود و حتی در ارائه ی انگاره های ریتمیک، وابسته و تحت سلطه ی سه تار عمل می کرد. و دوم اینکه اجرای شعاعی توجیهی عقل پذیر برای حضور سازی سه قسمتی را به مخاطب ارائه نمی کرد. زیاد شنیده ایم که نوازندگان سازهای کوبه ای از مناطق مختلف پوست یک ساز صداهای به مراتب متنوع تری را تولید می کنند.
گزارشی از سخنرانی مژگان چاهیان در فستیوال بین المللی موسیقی معاصر تهران

گزارشی از سخنرانی مژگان چاهیان در فستیوال بین المللی موسیقی معاصر تهران

سمینار پژوهشی “مطالعه‌ی تأویلی فعالیت‌های موسیقی معاصر در ایران” ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ از ساعت ۱۲ تا ۱۴:۳۰ در موزه هنرهای معاصر تهران – سینما تک در دومین فستیوال بین المللی موسیقی معاصر تهران برگزار شد. نوشته ای که پیش رو دارید گزارشی است از سخنرانی مژگان چاهیان تحت عنوان «تأثیر نغمات موسیقی قدیم بر آهنگسازی معاصر» در دومین فستیوال بین المللی موسیقی معاصر تهران.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (V)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (V)

تا حدودی مشاهده می شود که عقیده ی تکامل گرایی در هارمونی و عناصر ساختاری موسیقی، در اندیشه ی تکامل گرایی قومی ـ فرهنگیِ آدرنو هم رسوخ کرده است هر چند که رابرت ویتکین نسبت دادنِ اینگونه نقد های نژادپرستی و اروپا محوری را به آدرنو، برچسب زنی می داند و معتقد است که آدرنو در نقد پیرو فلسفه است و کاملا از نژاد پرستی به دور است (ویتیکن۵۳:۱۳۸۲ ).
دیوید اویستراخ (II)

دیوید اویستراخ (II)

هر چند امروز نام اویستراخ یادآور یک ویولنیست بزرگ است، اما نباید ازتوانایی او در رهبری ارکستر غافل بود. او که ابتدا در ارکستر کنسرواتوار به موقعیت رهبری دست یافت، در موقعیت یک رهبر ارکستر، توانست جایگاه شایسته ای را کسب نماید و بسیاری از قطعات معروف آهنگسازان را رهبری نمود.
اندر تعریف موسیقی کلاسیک (II)

اندر تعریف موسیقی کلاسیک (II)

در این جا است که ویژگی دیگر موسیقی غنی و دارای دامنه زمانی گسترده تر آشکار میشود و آن تداخل مداوم قلمرو حسی و آرزومندی هنرمند با پدیده های جهان بیرون است. همین تداخلات بود که هم به غنی شدن بیشتر درونی اثر و هم به تنوع اثر انجامید. بی دلیل نیست که تنوع موسیقی از بعد از ظهور آهنگساز پدید آمد. به این تداخل، در موسیقی معاصر زمینه ها و میراث های فولکلور نیز اضافه شده، ویژگی که آهنگسازان مدرن از آن بسیار بهره بردند.
دکا (II)

دکا (II)

در سال ۱۹۶۲ دکای انگلیسی با مدیریت دیک رو (Dick Rowe) با ضبط آثار بیتلز، اشتباهی دیگر را رغم زد. سخنی معروف از وی خطاب به برنامه ریز بیتلز بریان اپستین (Brian Epstein): “ما موسیقی آنان را دوست نداریم” این ضبط یک اشتباه تاریخی بود. آنان ضبط آثاری برای کارگاههای رادیو BBC رادیوفونیک را رد کردند…
گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

با توجه به کمبود مثال‌های فارسی بخش‌هایی از کتاب «نشانه‌شناسی موسیقی فیلم» نوشته‌ی «تورج زاهدی» (۱۳۸۸) خوانده، و اشاره شد؛ همان‌طور که در ابتدای کلاس گفته شد برداشت سطحی از نشانه‌شناسی به مفهوم تشخیص اینکه «چه چیز نشانه‌ی چه چیز است» می‌تواند متن‌هایی را شکل دهد که از نشانه‌شناسی تنها تفسیر اولیه‌ی نام فارسی‌اش را برخود دارند: