گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

چه خوب دریافته بود سردبیر گفت وگوی هارمونیک اهمیتی را که خبرش برایم داشت، مثل آن که خبر فوت پدری بخواهند به فرزند بدهند، ندانند چه طور. بالاخره گفت: کریم چمن آرا فوت کرد. یک دنیا خاطره خراب شد بر سرم. ضربه‌های تیمپانی درآمد کنسرتو پیانوی ر مینور برامس بر سرم کوبیدند. در کسری از ثانیه، فیلمی به درازای چند سال در پس ذهن مرور شد…

چه خوب دریافته بود سردبیر گفت وگوی هارمونیک اهمیتی را که خبرش برایم داشت، مثل آن که خبر فوت پدری بخواهند به فرزند بدهند، ندانند چه طور. بالاخره گفت: کریم چمن آرا فوت کرد. یک دنیا خاطره خراب شد بر سرم. ضربه‌های تیمپانی درآمد کنسرتو پیانوی ر مینور برامس بر سرم کوبیدند. در کسری از ثانیه، فیلمی به درازای چند سال در پس ذهن مرور شد…

اولین بار سنه ۱۳۵۲ بود، کلاس چهارم ریاضی بودیم. با علی‌رضا سیفی، دوستی که دو سال بعد در امریکا تصادف کرد و پرید، ریتم دنیس کافی را، که روی آگهی تجاری روغن موتور اسو اکسترا گذاشته بودند، روی میز با دست می‌زدیم.

گفت کجا می‌توان صفحه این آهنگ را پیدا کرد. گفتم گشته‌ام، نیست، نگرد. مهرداد جنابی، که حالا موسیقی فیلم می‌سازد، رد می‌شد، گفت بتهوون را امتحان کرده‌ای… همان ظهر انداختیم به شاهرضا (حالا انقلاب)، چهار راه پهلوی (حالا ولی‌عصر)، و رفتیم به فروشگاه بتهوون. ده دقیقیه‌ای راه بود از البرز تا آنجا. داشت صفحه را، چهل و پنج دور مارک تی چهار، استریوفونیک. نفری یکی خریدیم به سه تومن و برگشتیم مدرسه.

چندی بعد سینما شهرفرنگ فیلم والس بزرگ را گذاشت، زندگی و آثار یوهان اشتراس با بازی هورست بوخهولتز، اگر بتوانید اسمش را بخوانید! پنج‌شنبه غروبی بود که با خواهرم رفتیم دیدیمش. بعد از سینما تشنه شنیدن آن موسیقی جادویی بودم که اولین بار توجهم را جلب کرد، سوای ترانه‌های تام جونز و دمیس و گوگوش. چاره‌ای نبود جز صبر. شنبه ظهر رفتم بتهوون، چهل و پنج تومن دادم صفحه سی وسه دور والسهای اشتراس را خریدم. نپرسید کدام اجرا، کدام ارکستر، کدام رهبر، نمی‌دانم. اولین صفحه بزرگم بود.

بردم گذاشتم روی گرام استریوی مبله فیلیپس که خواهرم تازه خریده بود. رفتم به آسمانها. والس امپراطوری، پولکای پیتزیکاتو، والس خون وینی و بعد والس روی دانوب زیبای آبی… که می‌گوید موسیقی اشتراس ها سبک است؟

چند ماهی گذشت، یکی از بستگان دعوتم کرد به برنامه‌ای در سالن کوچک تالار رودکی: آثار آوازی باخ، سوپرانو یادم نیست که بود، پیانو را لوست مارتیروسیان می‌زد، ویولن هم که بود یادم نیست، این قدر می‌دانم بانویی سالخورده بود، عضلات بازویش با آرشه این طرف و آن طرف می‌رفت.

چند موتت و کانتات باخ بزرگ را اجرا کردند. دیگر فهمیدم که عاشق شده‌ام. چند روز بعد خودم به کنسرت ارکستر سنفونیک تهران رفتم، اول بار، بیژن خادم میثاق می مینور مندلسون را زد، تیر خلاص شلیک شد، عزم جزم کردم این ساز چموش را یاد بگیرم.

فروشگاه کذایی بتهوون دیگر معبدم شد. خلوتگه عشق بود. کسی کاری به تو نداشت، می‌توانستی ساعتها آنجا بگردی، صفحه‌ای برداری روی یکی از گرامهای دوئال بگذاری بخواند. بیشتر از راه که می‌رسیدم، اول کنسرتوی برامس را می‌گذاشتم، با بلندگوهای غول پیکر اشکوب دوم فروشگاه صدایی دیگر داشت.

خدمت فرهنگی کریم چمن آرا با این فروشگاهش از اندازه بیرون است. بتهوونش که پر کشید دو سال پیش، تاب نیاورد، خودش هم پر کشید، دو روز پیش. روانش شاد.

فاریا پیر بازاری

دیدگاه ها ۱۱

  • besiaar az shenidan xabar naaraahat shodam. fekr konam hame kasaani ke alaaqeh be musiqi daarand , paashun hattaa shode Yek baar , be un maqaazeh resideh… Karim aaqaa haqqe bozorgi be gardaneh hame ye maa daare … hic yaadam nemire zamaani ke na ketaab peydaa mishod o na navaar e musike Classic , che jur az tu Anbaare maqaazeh ye Beethoven ketaab haa ye chaape qadimi ye music va navaar baraa ye man miovord o tu kise ye pelaastiki be dastam midaad… ruhesh shaad.besiaar Afsus o Afsus

  • این دوست عزیز ما آقای فاریا با قلب هم سن و سالهای من صحبت می کنن ! همسن های من متاثر شدن از درگذشت کریم آقای بتهون و این نامه نمک روی زخم ما پاشید چون تجربه مشترک هم سن و سالهای ما بود
    روحش شاد

  • Farya jaan, I was actually with you when for the first time visited Beethoven music Shop.It was one unique centre in Iran that I ever knew of and had absolutely huge contribution in encouraging classic music in our country.Afsoos. are there any other new shops in Tehran working in similar grounds? thank you for keeping everyone around the world informed. Your mate, From Sydney-Australia. MEHRDAD GHADERI

  • نمیدانم فاریای عزیز تو تاچه اندازه از رفتن چمن آرا غمگین شدی ؟ اما من برای آنکه آخرین یادبود روزهای خوبم را نیر از دست دادم خیلی گریه کردم روانش شاد وعمر تو دوستانت دراز باد. ثریا

  • ممنونم، هزار بار، از همه کامنت نویسان: هومن، کیانمهر، مهرداد، ثریا، حسین، و فریاد. نمی‌دانید نویسنده چه حس خوبی دارد وقتی نوشته‌اش را دوست دارند، حتی بعد از سی سال قلم زدن. ممنونم، هزاران بار!

  • فقط اینو میدونم که تو این ایرانستان اسلامی از راه فرهنگ و هنر معاش کردن کار بسیار سختیست.روحش شاد.یادش گرامی

  • Az fote on marhom kheyli
    Gozashte.rohesh.shad k
    Yadame sale 79 80 bod az bethoven caset ziyad migerftam che hali midam Santana.joe sat.vay music filme ROSH eric clapton .kheyli khob bod

بیشتر بحث شده است