گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گفتگویی با جولیان بریم (IV)

متأسفانه من معلم خوبی نیستم. فقط گاهی اوقات دوره های آموزشی کوتاه مدت، برای کسانی که علاقه و اشتیاق خیلی زیادی دارند می گذارم که آن هم در مقاطعی برایم خسته کننده می شود و انرژی لازم برای خوب تدریس کردن را از دست می دهم. خب برای یک معلم، خیلی بد است که اینطور باشد. فکر می کنم وقتی که پیرتر شوم بیشتر به تدریس بپردازم.

چقدر تدریس گیتار را دوست دارید؟
متأسفانه من معلم خوبی نیستم. فقط گاهی اوقات دوره های آموزشی کوتاه مدت، برای کسانی که علاقه و اشتیاق خیلی زیادی دارند می گذارم که آن هم در مقاطعی برایم خسته کننده می شود و انرژی لازم برای خوب تدریس کردن را از دست می دهم. خب برای یک معلم، خیلی بد است که اینطور باشد. فکر می کنم وقتی که پیرتر شوم بیشتر به تدریس بپردازم.

البته قبلا زیاد تدریس می کردم و مطالب زیادی را به خیلی ها یاد می دادم اما این مال خیلی قبل تر از آن موقعی بود که شما بدنیا بیائید!

من بیشتر ترجیح می دهم که به تفسیر و توضیح موسیقی بپردازم. مثلا کوارتت های (quartet)زهی بتهوون یا هایدن را تفسیر کنم.

تدریس گیتار فقط موقعی برایم لذت بخش است که شاگردی گیرم بیاید که مراحل زیادی را در این ساز طی کرده باشد.

برای یک نوازنده معمولی، من فکر می کنم، معلمهای خیلی بهتری از من پیدا شوند که مفیدتر هستند. به خصوص در تدریس مباحث تکنیکی گیتار من حوصله چندانی ندارم!

اگر بخواهید در یک جمله، مهمترین تجربه ای را که در این مدتی که رسیتال گذاشته اید را بیان کنید، چه می گوئید؟
این بوده که همیشه سعی کنم قطعاتی را برای اجرا آماده کنم که در حال حاضر بهتر از قبل می زنم.

در کنار موسیقی به چه چیزهای دیگری علاقمند هستید؟
خب، من یک باغچه در خانه دارم که به آن خیلی میرسم. به دیدن نمایشگاه عکس و نقاشی و همچنین بازدید از موزه ها نیز می روم. خیلی مطالعه می کنم و معمولا کتاب های فلسفی و رمان می خوانم. گاهی هم ورزش می کنم، تنیس.

برای آینده چه برنامه ای دارید؟
خب، دقیق نمی دونم. احتمالا فقط به اجرای کنسرت و ضبط CD بپردازم. یا در برنامه های قدیمی تلویزیون شرکت کنم.

برای آینده ام برنامه خاصی ندارم. فقط به تحکیم چیزهایی که تا به حال برای آنها سعی کرده ام و بدست آورده ام، می پردازم.

تصور زندگی بدون موسیقی برای من محال است، در حالیکه برای خیلی از مردم این موضوع چندان اهمیتی ندارد!

هر آدمی برای یک چیز زندگی می کند. خیلی از مردم به فوتبال اصلا اهمیت نمی دهند در حالی که بعضی دیگر برای فوتبال چیزهایی زیادی خرج می کنند. آنها تمام طول هفته را به فوتبال می گذرانند یا به تماشای فوتبال از طریق تلویزیون می پردازند.

اما یکی هم مثل من هیچ تمایلی به فوتبال ندارد. خب، همین تفاوتها بین آدمهاست که خیلی زیباست. هر کدام از ما برای چیزهای مختلفی زندگی می کنیم.

از این که برای من وقت گذاشتید خیلی متشکرم.

thomaskochguitar.com

ایمان رفیعی

دیدگاه ها ۳

  • تشکر می کنم از جناب رفیعی بابت انتشار این مصاحبه…
    هرچند بریم از قدما محسوب می شود و امروزه نوازندگانی پا به عرصه گذاشته اند که در برخی جنبه ها بهتر از نسل های پیش هستند، اما گوش کردن به اجراهای بریم همیشه برایم لذت بخش بوده است.

  • بدیهی است هنر و چارچوبهای تکنیکال آن ، مثل تمامی فرآیندهایی که زیر مجموعه خلق یک چیز قرار می گیرد ، با پیشرفت مواجه شده است . اما نکته ای که با گوش کردن به نوازندگی نوازندگان نسل قبل میبینیم ، وجود روحی است که موسیقی را در مقام یک هنر والا به مرز شهود نزدیک می کند . به خصوص در نوازندگی بریم ، سگویا و ویلیامز این روح در پر رنگ ترین مقدار خود دیده و حتی لمس می شود.

بیشتر بحث شده است