ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XII)

ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
رویای جرونتیوس (The Dream of Gerontius op. 38)
یک اوراتوریو برای متزوسوپرانو، تنور، باس، گروه کر و ارکستر بر پایه ی شعری از کاردینال نیومن. اوراتوریو از دو قسمت تشکیل شده اما غالباً بدون وقفه در وسط دو بخش نواخته می شود.

زمان تقریبی قسمت اول: ۳۵ دقیقه / قسمت دوم:۶۰ دقیقه
اولین اجرا:
تاریخ: ۳ اکتبر ۱۹۰۰
مکان: فستیوال سه سالانه ی بیرمنگام
رهبر ارکستر: دکتر هانس ریشتر
شعر کاردینال نیومن از سفر روح انسان پس از مرگ سخن می گوید. جرونتیوس را می توانیم به “پیرمرد” ترجمه نماییم. در سال ۱۸۸۹ یک کپی از این شعر به عنوان کادوی نامزدی به الگار رسید. با اینکه در ابتدا او با ایده ی به موسیقی در آوردن این شعر با کنایه برخورد می کرد، در آخرین دقایق شروع فستیوال، به دلیل آماده نشدن “حواریون” مجبور به آماده سازی این قطعه شد.

اولین اجرا با موفقیت رو به رو نشد. نه “استاکلی” به عنوان رهبر گروه کر و نه “ریشتر” به عنوان رهبر ارکستر. هیچکدام به اثر مسلط نبودند و زمان اندکی نیز صرف تمرین کرده بودند. البته، اغلب شنوندگان حرفه ای موسیقی، به ارزش اصلی اثر پی بردند. از میان این شنوندگان می توان به “جولیوس بوتس” اشاره کرد که گرداننده ی فستیوال راین جنوبی بود که این اثر را به سال ۱۹۰۱ در دوسلدورف به روی صحنه برد. این اجرا، در برابر جمعیتی بالغ بر ۲۵۰۰ نفر با موفقیت چشمگیری روبرو شد و در مارس ۱۹۰۳ چندین شب به طور پیاپی به اجرا در آمد که از آنها می توان به اجرای منچستر به رهبری ریشتر و به اجرای تالار هنلی به رهبری الگار اشاره کرد.

audio file بشنوید بخشی از «رویای جرونتیوس» را ساخته الگار

امروزه این اثر، بی شک معروف ترین اثر آوازی (گروه کر) الگار به حساب می آید و قطعا یکی از پر اجرا ترین آثار وی است. تقریبا فردی نیست که در لحظه ی نیایش کشیش در حضور جرونتیوس در انتهای قسمت اول، از فرط لذت به رعشه در نیاید.

البته، این قطعات معروف، نباید مجموع اثر را به سایه افکند. همچنین، اگرچه که منتقدان زمان الگار با محتوای تمام کاتولیک اثر کمی به ستیزه برخاستند، اکثر منتقدان نواندیش امروزی، با وجه دراماتیک این اثر ارتباط برقرار می کنند. این اثر همچنان در سراسر انگلستان به اجرا در می آید. ۳ اکتبر سال ۲۰۰۰ صدمین سالروز نخستین اجرای این قطعه بود که باعث افزایش توجهات به این اثر هنری گردید.

یک آنالیز موسیقایی از اثر “رویای جرونتیوس”:
“این شعر دست کم به مدت هشت سال در ذهن من غوطه می خورد”. این جمله ایست که الگار به خبرنگاری از یک روزنامه در سال ۱۹۰۰ می گوید. سالی که در آن قطعه ی “رویای جرونتیوس” متولد می گردد.

آن هشت سال برای بسط و گسترش قطعه ی الگار بسیار ضروری بود. از سال ۱۸۹۲ تا ۱۹۰۰ او شش قطعه ی بسیار طولانی نوشت که عبارتند از : “جنگجوی سیاه” در سال ۱۸۹۲، “پادشات اولاف” در سال ۱۸۹۶، “کاراکتاکوس” در سال ۱۸۹۸ و “تصاویر دریا” در سال ۱۸۹۹٫ او همچنین اولین اجرای هرکدام از این قطعات را شخصاً رهبری نمود و تجربه ی چشمگیری در زمینه ی موسیقی ووکال به دست آورد. علاوه بر این، با نگارش چنین قطعاتی، خصوصاً پس از موفقیت واریاسیون های انیگما در سال ۱۸۹۹، او به عنوان یک چهره ی ملی، به اعتماد به نفس بالایی رسید.

در چهل و دو سالگی، پس از صبر و استقامت زیاد برای کسب شهرت، الگار زمینه را برای ساختن قطعه ای سرشار از خلاقیت مناسب می دید: ساختن قطعه ای بر روی شعر کاردینال نیومن! الگار به آرامی شعر را به دو نیم دسته بندی کرد و قسمت های مهم آن را با سلیقه خود برگزید: داستان مرگ انسان و سفر روح وی به جهان دیگر.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (II)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (II)

تلقی دنیا به عنوان دهکده ی جهانی مرزهای سرزمینهای مختلف را از بین برده تا رویدادهای تاریخی، فرهنگی، هنری و حتی سیاسی یک جامعه در کمتر از چشم به هم زدنی به سایر مناطق جغرافیایی انتقال پیدا کند چنان که در گذشته این نقل و انتقال به این سرعت امکان پذیر نبود. وقتی پای را از سنت فراتر می گذاریم به نوآوری می رسیم که همان بدعت است و موافقان و مخالفان خود را دارد. به نظر من که بدون شک نظر جامعی هم نیست به طور کل بدعت در سنت در دو زمان اتفاق می افتد: ۱- وقتی که سنت یک جامعه بر اثر گذشت زمان دچار رکود می شود و ظرفیت های بالقوه ی سنت شکوفا نمی شود و جامعه عامل اصلی ارضا نشدن ذائقه اش را سنت می داند ۲- وقتی تمام ظرفیت های بالقوه ی سنت شکوفا و شناخته شده و رویدادی به نام بدعت اتفاق می افتد که در آگاهی کامل است.
شهسوار تار

شهسوار تار

جلیل شهناز را می توان به جرات بنیانگذار سبکی در تارنوازی نامید که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسیقی ایرانی، تار ملیح مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود در پایتخت رساند.
نهال ارکستر سازهای ملی کاشته شد!

نهال ارکستر سازهای ملی کاشته شد!

پنجشنبه ۴ تیر ماه ۱۳۹۴ به همت و تلاش بنیاد رودکی، طرح ارکستر سازهای ملی ایران با مدیریت هنری علی رهبری در تالار رودکی اجرایی شد. در این مراسم علی رهبری، طی سخنانی از بی مهری دولت های گذشته به سازهای ایرانی و ادامه دار نبودن طرح های آنها درباره تشکیل ارکستر سازهای ملی انتقاد کرد.
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (I)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (I)

فرهاد فخرالدینی، امروز در مرز هشتاد سالگی‌اش در مقام یک آهنگساز و رهبر ارکستر، جایگاه تعریف‌شده و مشخصی دارد. اما جایگاه «فخرالدینیِ مؤلف» در حوزه‌ی پژوهش موسیقی کجاست؟ در چه زمینه‌هایی در پی پاسخ به چه پرسش‌هایی بوده‌است؟ محور گفتگوی حاضر، مقالات و کتاب‌های این موسیقیدان نام‌آشناست؛ آنگاه که چوب رهبری ارکستر را زمین می‌گذارد و قلم در دست می‌گیرد:
درگذشت روجیرو ریچی

درگذشت روجیرو ریچی

روجیرو ریچی، ویولنیست ویرتوز، روز یکشنبه در نود و چهار سالگی در منزلش در پام اسپیرینگ در کالیفرنیا درگذشت. ریچی نخستین مخاطبانش را در ده سالگی و با نواختن بی عیب و نقص مندلسون بدست آورد. او بعدها به موزیسینی کارکشته تبدیل شد که گستره کارهایش از بندبازی های قرن نوزدهی کاپریس های پاگانینی تا نخستین اجراهای آثار معاصر را در بر می گرفت.
موسیقی امیری مازندران (I)

موسیقی امیری مازندران (I)

نواحی مختلف ایران همانطور که از طبیعت متفاوت و مختص به خود برخوردارند، دارای زبان، فرهنگ، ساز و آواز و شعر و موسیقی مربوط به خود نیز می باشند. موسیقی نواحی مختلف معمولا تحت عنوان موسیقی مقامی شناخته می شوند که از موسیقی دستگاهی ما متمایز هستند و با زندگی و تاریخ مردم همان مناطق عجین شده اند. از جمله این نواحی تاریخی و بزرگ می توان به مازندران و از رپرتوار مقامی این خطه به ساز و آواز امیری اشاره کرد. در این پژوهش که به شیوه گذشته نگر بر اساس منابع و متون موجود صورت گرفته است، سعی بر آن شده تا خواننده آشنایی مختصر ولی مفیدی با موسیقی امیری مازندران هم از جنبه تاریخی و هم از جنبه موسیقایی پیدا کند.
فریادی میهن پرستانه! (I)

فریادی میهن پرستانه! (I)

در زمان کودکی اش، مردم پراگ، در مدارس و اداره های دولتی به جای زبان چک به زبان آلمانی سخن میگفتند. سرزمینش زیر یوغ فرمانروایی اطریشی ها بود. در دوران انقلاب سال ۱۸۴۸، اصلاح طلبان چک، برای دستیابی به آزادی سیاسی و از میان بردن نظام سرفی به مبارزه پرداختند، اما شورش ملی شکست خورده و میهن پرستان دستگیر شدند. از این رو آهنگسازانی ملی گرا نظیر اسمتانا که یک بوهمی ناسیونالیست مشتاق و جدی بود و پیوسته در آرزوی استقلال و آزادی سرزمین مادریش می سوخت، جهت ایجاد تمایز فرهنگی از امپراطوری هاپسبورگ اطریش که قرن ها بر بوهمیا و موراویا سلطه داشت، به میدان آمدند.
گاه های گمشده (IX)

گاه های گمشده (IX)

هم چنین در مقام راست اعراب یک مدولاسیون مرسوم، رجعت به «سیکاه» (از نت می ربع پرده کم، یا می کرن) است. یعنی سیکاه بر درجه سوم مقام راست و یا مقام یکاه قرار می گیرد. در اجناس موسیقی اعراب، سیکاه به صورت یک تریکورد با فواصل جـ + ط است که بر روی نت ربعی بسته می شود. با توجه به خصوصیات سه گاه و سیکاه، شباهت این دو غیرقابل انکار است.
«خُرده‌روایت‌های صوتی» (III)

«خُرده‌روایت‌های صوتی» (III)

هنر نیز به عنوان «برجسته ترین فرانمود عصر» (گامبریج، ۱۳۸۰: ۶۰۱) در پی ظهور چنین گفتمانی چشم اندازهای دیگری جُست؛ به عقیده‌ی گامبریج مهمترین رخداد تاریخ هنر، تغییر و تحول سترگی بود که در نگرش‌های عمومی رخ داد، نه این یا آن جنبش خاص هنری (همان:۵۹۹). بنابراین نمودِ چنین نگرشی در روند تغییرات زبان موسیقایی نیز، هر چه که باشد، دیگر نمی‌تواند در ادامه‌ی ردیف شدن مجموعه‌های متمایز از هم در نظر گرفته‌شود و آن را باید یک گسست رادیکال دانست.
بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (I)

بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (I)

جرج بادی گای George “Buddy” Guy خواننده و نوازنده گیتار راک – بلوز اهل کشور آمریکا، در ۳۰ ام ژوئیه سال ۱۹۳۶ متولد شده است. او منبع الهام نوازندگانی چون جیمی هنریکس، اریک کلپتون و دیگر افسانه های بلوز و راک دهه شصت بوده و همواره به عنوان سمبل شیکاگو بلوز Chicago blues از او یاد می شود. حضور او در کنسرت ها که اغلب شامل اجرای حرکات نمایشی با گیتار بوده، شور و اشتیاق تماشاگران و دوستدارانش را دو چندان می نماید. دختر گای که شوانا Shawnna نام دارد، از خوانندگان جوان رپ آمریکاست.