گفتگو با جیمز دپریست (V)

جیمز دپریست
جیمز دپریست


آیا احتمال می رود که اثری به دلیل ضبط بسیار عالی و با کیفیت، خدشه دار شود؟

خدشه وارد شدن به معنای واقعی آن نیست، اما به این بستگی دارد که واقعیات را چطور تعریف کنیم… به هر حال در کار ضبط هیچ گاه اثر به طور یکپارچه از هنگام شروع تا هنگام اتمام قرار داده نمی شود.

آیا حس انتظار غلطی را در عمومی که بعد از شنیدن کار ضبط شده به دیدن کنسرت می آیند ایجاد می کند؟

فکر می کنم حتما اتفاق خواهد افتاد و البته اتفاق نخواهد افتاد اگر ما هوشمندانه بدانیم که چه کاری انجام می دهیم و چرا چیزی را می خریم. ما سی دی را می خریم برای آنکه بشنویم هنرمندان محبوب ما چطور اجرا کرده اند. در یک کار ضبط شده جزئیات یک قطعه بسیار واضح شنیده می شود که هیچ وقت در اجرای زنده یک کنسرت آنگونه دریافتش نخواهیم کرد. اما اگر یک اثر را بارها و بارها گوش دهیم و تمریم کنیم بعد به همان کنسرت برویم، در مقایسه با سی دی آن، یا خیلی کند است یا تند!

آیا اتفاق افتاده که احساس کنید ضد اثر ضبط شده یا آثار دیگران صحبت کنید؟

خب این اتفاق می افتد، در روزنامه ها یا مقالات انتقادات بسیاری راجع به سی دی های موسیقی مختلف می خوانید. برای همین مهم است که از یک اثر در نسخه های متعددی از لحاظ سرعت تکثیر شود.

به عنوان آخرین سئوال، هدف موسیقی در جامعه چیست؟

هیچ کس تا به حال این سئوال را از من نپرسیده بود! هدف موسیقی باید ساختن آینه ای باشد که شخص بهتری از ما را در آن نشان دهد و ما را قادر کند تا در دریافت آن جادو همراه شویم.

موسیقی همانطور که قبلا گفته ام، ساخته شده از اجزای گریزان از هم است که از طریق حافظه و گنجایش هر شخص شنونده به هم مرتبط میشوند. البته میزانش در هر شخصی متفاوت است. بنابراین موسیقی که شنیده می شود، توسط افراد مختلف متفاوت است. ما می خواهیم قادر باشیم بشر را ببینیم که موسیقی را می سازد در حالی که آن را می شنود.

نمی خواهیم موسیقی تنها به یک کاغذ دیواری صوتی تبدیل شود، اما اگر هر فردی را ببینیم که موسیقی می سازد، پیام موسیقی را در می یابیم، چیزی است که می توانیم روی آن در سطح خیلی شخصی و احساسی حساب کنیم. ما می توانیم ساختار موسیقی و هارمونیک ستایش کنیم. اما اساسا عکس العمل احساسی موسیقی یک جادو است. حقیقاتا نمی توانید توضیح دهید چطور یک موسیقی می تواند در حافظه شما بنشیند، شما را خشمگین، شاد یا ناراحت کند.

وقتی از مدرسه به خانه می رفتم به رادیو گوش می دادم و جهانی دیگر برای خود می ساختم، همانند کاری که همه انجام می دهند و تمام این دنیاها با هم بسیار متفاوتند! بار اول که سوپرمن را در تلویزیون دیدم، اصلا شباهتی به سوپرمنی که در ذهن خود داشتم و می شناختم نبود.

تصویر ذهنی تئاتر گونه همیشه در موسیقی وجود دارد زیرا هیچ تصویری در آن نیست مگر آنچه ما خلق می کنیم!

bruceduffie.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (III)

او به زودی خود را مستغرق میان دنیای سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم «استراوینسکی» پیدا کرد و عمیق ترین تآثیرات را از کلاس های آهنگسازی «هنری کاول» پذیرفت. در ۱۹۳۴ به بهترین شاگرد کلاس شوئنبرگ بدل شد. یک بار شوئنبرگ در باره ی او گفت: او برای من نه تنها بهترین شاگردِ آهنگسازی که افتخارِ کشفِ یک نبوغ است.

میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (V)

دینامیک در موسیقی های قدیمی بیشتر است و در موسیقی امروز محدودتر. دینامیک کار نهایی عملی است که مهندس مستر انجام می دهد.

از روزهای گذشته…

مروری بر «کنسرت آنسامبل کانتوس»

مروری بر «کنسرت آنسامبل کانتوس»

اکنون در خلال هر کنسرتی که نام و رنگی از «موسیقی معاصر» بر خود دارد صدایی طنین‌انداز است، صدایی نه موسیقایی که پرسشگری پرسان از نسبت ما با آن زبانِ به میراث رسیده‌ی رهایش و نوگرایی سده‌ی پیشین. صدا به آواز بلند می‌پرسد انسان امروز را با این زبان چه‌کار؟ هر کنش موسیقایی، هر آفرینش، هر قطعه، هر آلبوم که گفته و ناگفته با برچسب‌های «نو»، «معاصر»، «آوانگارد» و … نشان‌دار شده باید متضمن مکاشفه‌ی چنین پرسشی باشد. و چنانچه صدای بلند پرسش از دل آثار به گوش نرسد و هر اثر پاسخی یگانه به آن فراهم نیاورد آنگاه نوبت از آنِ دیگری خواهد بود. ناگزیر همان صدای پرسنده، رساتر از قلمرو نقد برمی‌آید. هر چه رویدادها پرشمارتر، پرهیاهوتر و فراگیرتر این صدا نیز از هر دو سو بلندتر و کوبنده‌تر باید تا آنگاه که پاسخی بیابد و بر لکنت امروزین غالب بر این گستره چیره شود.
مهاجرت به آمریکا

مهاجرت به آمریکا

در سال ۱۹۳۹، استراوینسکی به آمریکا مهاجرت کرد و در ۱۹۴۵ رسما به تبعیت آمریکا درآمد. در این دوران او علاوه بر کار آهنگسازی و تورهای اروپا، در دانشگاه هاروارد و ماساچوست، شش سخنرانی درباره موسیقی ایراد کرد و همچنین به نوشتن موسیقی برای فیلم مشغول شد که تلاشی ناموفق بود.
کنکاشی در موسیقی عصر مشروطه

کنکاشی در موسیقی عصر مشروطه

انقلاب مشروطه دوره‌ای بسیار پر شتاب و تبدار از تاریخ ایران را تشکیل می‌دهد. دوره‌ای که با تغییرات بزرگ در قدرت و اندیشه و جابجایی طبقات اجتماعی در ایران همراه بود. این دگرگونی‌ها که بیشتر حاصل آشنایی متفکران ایرانی با اوضاع جهان خارج از ایران (به خصوص غرب) بود تمام جنبه‌های زندگی در ایران را تحت نفوذ خود گرفت و در مدتی کوتاه آنرا عوض کرد. پاره‌ای از مسائل که تا پیش از این دوره در میان متفکران ایرانی (و حتا فرهنگ‌های همسایه) مطرح نبود ناگهان به مرکز توجه و تلاش فکری تبدیل شد. به همین دلیل بررسی مسائل فرهنگی در این برهه از تاریخ می‌تواند بسیار آموزنده باشد.
تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:
زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (II)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (II)

موریس راول این بی‌عدالتیِ موجود در نادیده‌گرفتنِ (یا به‌گفته‌ی راول «کشتن با سکوت») تأثیر شگفت‌انگیز گریگ بر آهنگسازان پس از او مانند «دبوسی»، «سیریل اسکات» (۱) و استراوینسکی را حس می‌کرد. دلیوس (۲) ماجرایی که در پایان قرن نوزدهم صورت گرفته بود را بدین‌شکل تعریف کرده بود: «او با راول و چند آهنگساز دیگر فرانسوی با هم بودند و صحبت به ریشه‌های موسیقی مدرن فرانسه کشیده می‌شود و همان بیانیه‌های تکراری باز هم مطرح شد؛ این موسیقی در آثار کوپرن (۳) و رامو (۴) ریشه دارد.» در این زمان دلیوس نتوانست این حرف را به زبان نیاورد که: «هی آقایان، موسیقی مدرن فرانسه تنها عبارت است از موسیقی گریگ به‌اضافه‌ی پرلود پرده‌ی سوم تریستان!» که روال هم در جواب می‌گوید: «حقیقت دارد؛ ما همیشه نسبت‌به گریگ ناعادلانه قضاوت کرده‌ایم.»
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XI)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XI)

با این طرز فکر، اگر یک سطح مرجع بالای بیت ها داشته باشیم، هیچ دلیلی ندارد که بیت ها باید طول های برابر داشته باشند و یا حتی طول های آنها ضریبی از زیرساخت ها باشد. مادامیکه آن ها با سطح بالایی یکدست و بی تناقض باشند؛ می توانند هر گونه رابطه ی متقابلی داشته باشند. اما با توجه به بحث های صورت گرفته که متر در آن ها به حرکات بدن مرتبط است، ممکن است این سوال پیش بیاید که حرکات بدن چه موانعی بر سر راه واحد های زیر ساختی ایجاد می کند.
رامین بحیرایی: چالش اصلی مان کوک است

رامین بحیرایی: چالش اصلی مان کوک است

گروه نوای مخالف قرار است در ساعت ۱۹ روز ۲۴ آبان ماه سال جاری در تالار حوزه هنری تهران به روی صحنه برود. در این کنسرت مسعود نجفی سرپرست این گروه نوای مخالف، ترکیب جدیدی را از اعضای گروه معرفی می کند که شامل سازهای سنتور و تنبک و دف با همراهی ۵ خواننده به صورت چندصدایی است. فروش بلیط این کنسرت از سایت ایران کنسرت انجام می شود.
آکوردهای گذر

آکوردهای گذر

ممکن است آهنگساز یا نوازنده برای گریز از یکنواختی و یا ایجاد تنوع، در لحظاتی، هارمونی موسیقی را به بیراهه بکشاند در این حالت از آکوردهایی استفاده می کند که به آنها آکوردهای گذر یا Passing Chords گفته می شود حتی ممکن است حرکت به سمت آکوردی باشد که نام مشخصی نتوان برای آن انتخاب کرد.
ارکستر سمفونیک کلولاند

ارکستر سمفونیک کلولاند

ارکستر کلولاند یکی از بهترین ارکسترهای آمریکا می باشد. امروزه همچنان از برجسته ترین ارکستر سمفونیکهای دنیا است. چه در تالار سورنس (Severance Hall) در وطن، چه در مرکز موسیقی بلوسوم (Blossom)، چه در سفر، چه در برنامه های رادیویی و پخش تلویزیونی و یا در تاریخچه آلبومهای فوق العاده شان، ارکستر سمفونیک کلاولاند همواره روش استاندارد خود را در ایفای کنسرتهای نابش در پیش گرفته است. رهبر اتریشی فرانز ولسر- موست (Franz Welser-Mِst) کار خود را به عنوان هفتمین کارگردان موسیقی ارکستر به طور رسمی در سپتامبر ۲۰۰۲ آغاز کرده است.
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (III)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (III)

صداقت‌کیش ادامه داد: مثالی می‌زنم؛ شما اگر در مورد شنا کردن هم بنویسید همین اتفاق می‌افتد. یعنی از خواندن متنی در مورد شنا کردن، نه خیس می‌شوید، نه فشار آب را بر شش‌هایتان احساس می‌کنید و نه اگر شنا کردن بلد نباشید آبی وارد ریه‌هایتان می‌شود و الی آخر! این اتفاق نه در مورد خواننده می‌افتد و نه در مورد نویسنده که ممکن است زمانی این رویداد را تجربه کرده باشد و ممکن هم هست تجربه نکرده باشد. بنابراین درباره چیزی نوشتن، حداقل به گمان من، فاصله‌اش با خود آن چیز، در هر ساحتی زیاد است؛ حتی درباره ادبیات نوشتن در قیاس با خود ادبیات، منتها در این مورد دو چیزی که مورد استفاده قرار می‌گیرند هم سرشتند و در مورد موسیقی، نه.