مصاحبه ای با رنه فلمینگ (III)

رنه فلمینگ
رنه فلمینگ


چه حسی راجع به کار ضبط دارید؟ آیا اجرای زنده را ترجیح می دهید یا اجرا در استودیو را؟

تا چندی پیش من تنها اجرای زنده داشتم. شما روی صحنه می روید و باید تمام تلاش خود را بکنید و امیدوارید که نتیجه شرمگینانه نباشد! دو سال پیش در یک استودیو، لولو (Lulu) و ووزچ (Wozzeck) را به همراه لوین (Levine) اجرا و ضبط کردم که اخیرا تکثیر شده است و این اولین کار ضبط من از آثار موتسارت با ماکراس (Mackerras) بوده. بیشتر آثار اپرایی برای ضبط من تا حدی غیر معمول بودند و با صدای خیلی زیر…

مثل میتریدیت (Mitridate)، لوچیو چیلا (Lucio Silla)…

بله آهنا نیز زیر بودند اما نه آنقدر زیاد، مثل کونستانز (Konstanze) و موسیقی پیش از آن.

چیزی که اخیرا مرا بسیار آزار می دهد آن است که بسیاری از خوانندگان سعی در واضح خواندن نمی کنند، دلیل آن را چه می دانید؟

من تحصیلات بسیار خوبی داشته ام. در فرانکفورت برای یکسال آموزش دیدم و یکی از فوق العاده ترین روشهای آنجا، رفتن به اپرا به همراه کلاس سه شب در هفته بود و من توانستم سلیقه خودم را بر پایه این تجربیات گسترش و شکل دهم. تا پیش از آن، اپراهای زیادی ندیده بودم. چیزی که به آن رسیدم آن بود که صدای زیبا حتی اگر تولید و ضبط آن بسیار خوب و حرفه ای انجام شود اما خود صدا هیچ احساس و بیانی نداشته باشد و متن آن بدون معنا باشد، برای من بعد از ده یا پانزده دقیقه بسیار خسته کننده خواهد بود. من همیشه نظر دیگران را درباره کارم جویا می شوم حتی اگر در این حرفه نباشند.

در فرانسه متوجه شده ام که آنها بیشتر از آنکه به تلفظ درست کلمات اهمیت دهند، برایشان مهم است که متوجه شوند خواننده چه می خواند. تنها مربیانی که با آنان کار کرده ام مربیانی بودند که سبک بیان را آموزش می دادند زیرا به بیان درست و کامل متن بسیار اعتقاد دارم. صدای زیر به مراتب وضوح کمتری دارد و دنبال کردن متن سخت تر است. صدای بم معمولا بخشهایی را که می تواند تنها صحبت کند را نیز می خواند اما صدای زیر نمی تواند. وقتی در حالت زیر می خوانم سعی می کنم تا واضح شنیده شود اما در حقیقت غیر ممکن است، بسیاری از نقشهای مارخوریت با صدای خیلی بم است.

آیا قطعاتی که در آینده خواهید خواند متفاوت خواهند شد؟ برنامه هایتان چیست؟ آیا بعضی از نقشها را برای همیشه ترک خواهید کرد؟

در پنج سال آینده قطعات فرانسوی را اجرا خواهم کرد که بسیار علاقه دارم: تایز (Thais)، مانون (Manon)، لوئیز (Louise)…

نقش لوئیز را کجا اجرا خواهید کرد؟

در سن فرنسیسکو. امیدوارم آن را در جاهای دیگر نیز اجرا کنیم. میدانم که این قطعه آنچنان محبوبیتی در اینجا ندارد اما زمان زیادی نیز از اجرای آن در اینجا گذشته که من امیدوارم در ده سال آینده دیگر بار اپرای فرانسوی در اینجا کار و اجرا شود و چون زیاد این اتفاق نمی افتد امیدوار خواهیم بود که حداقل خوب اجرا شود.

درباره بعضی از تولیدات جدید و مدرن چه نظری دارید؟

از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۵ در فرانکفورت تحصیل کردم زمانی که گیلن (Gielen) در آنجا بود. من هر نوع تولیدی را در آنجا دیدم که این نیز خود بخشی از آموزش من بود. من آنهایی که بامعنا بودند را بسیار دوست داشتم، ریشه دار بودند و صدا تمام حس متن را بیرون می داد. بعضی از این خوانندگان همانند کسی بودند که شب قبل خواب وحشتناکی دیده اند و تصمیم گرفته اند آن حس را با خود بر روی سن ببرند! این نوع کارها برایم کسالت آور بود و توجه مرا بر نمی انگیخت.

نظر شما راجع به نوع تولیدات در منظره باغ (Garden Scene) درفاووست اثر لاولی (Lavelli’s Faust) چیست؟

می دانم که بسیاری از آن متنفرند اما به نظر من تولیدات آن خوب و جالب است، با آنکه ۲۳ سال از عمر آن می گذرد اما همچنان قابلت تولیدات جدید را دارد. فکر می کنم حتی خود لاولی در طول این سالها دیگر زنده نبود. او تنها در اواسط حرفه خود بود که شروع به انجام این کار کرد. زمانی که برای اولین بار در طول تمرین حاضر شد، مردی بسیار جوان بود که من از دیدن او شگفت زده شدم، او می بایست از سن بسیار پایین به انجام این حرفه آغاز کرده باشد. از آن اجرا در کنار او و دیگر افراد بسیار لذت بردم. من به مدت یک هفته تمرین کرده بودم زیرا نقش دُن جیووانی را می خواندم و توانستم در فاوست تمرین کنم. در نهایت این اپرا را در شیکاگو اجرا کردم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

از روزهای گذشته…

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VI)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VI)

سال ۱۹۵۳ پیاف یک دوره ی ترک اعتیاد را گذراند و تبدیل به ستاره ی موزیک هال در غرب و به ویژه در ایالات متحده گردید. سال ۱۹۵۶ در کارنِگی هالِ (Carnegie Hall) نیویورک به موفقیت چشم گیری دست یافت و به مدت دو سال در آن جا برنامه های دائمی اجرا کرد.
هنر رنسانس

هنر رنسانس

لغت فرانسوی رنسانس (Renaissance) به معنی تولد دوباره و همچنین نام یک دوران فرهنگی تاریخ اروپا است. این دوران سالهای پایانی قرون وسطا (دوران تاریکی) تا آغاز باروک را در بر میگیرد و در واقع به معنی نوعی نگرش تازه به فلسفه، هنرهای تجسمی، معماری، تئاتر، ادبیات و موسیقی در طول این عصر است.
حنانه: هارمونی زوج بر اساس موسیقی ۱۲ نیم پرده طراحی شده است

حنانه: هارمونی زوج بر اساس موسیقی ۱۲ نیم پرده طراحی شده است

اگر کسانی مدعی هستند توانایی آنالیز قطعات پدرم را دارند، می توانم میزگردی برگزار کنیم و در این مورد بحث کنیم شاید بر اساس نوشته های من روی سایت شما به نتایجی رسیده باشند و یا از زوایای دیگری مسایل را مورد بحث قرار می دهند. برای رسیدن به چیزی شبیه به هارمونی زوج حتی اگر موزیسینی دارای هوش و استعداد کافی و گوش قوی باشد و چیزی بی آفریند که شبیه آن صدا بدهد، گواه بر دانستن منطق این زبان ویژه که با زبانهای دیگر بسیار متفاوت است نیست و اینکه ادعا کند، هارمونی زوج را آنالیز کرده است. ادعاییست که باید دید و شنید.
صبا، رپرتوار موسیقی (I)

صبا، رپرتوار موسیقی (I)

در موسیقی ایرانی بسیاری از آهنگسازان معاصر در سوابق هنری خود سعی کرده‌اند برخی قطعات گذشته را بازسازی نمایند تا ضمن کمک در حفظ و ماندگاری آهنگ، به نوعی آن را با حالتی جدید که مطلوب سلیقه معاصر باشد، اجرا کنند. از جمله آهنگسازانی که آثارش توسط آهنگسازان معاصر به کرات بازسازی شده، ابوالحسن صبا می‌باشد. در موسیقی ایرانی بسیاری از آهنگسازان معاصر در سوابق هنری خود سعی کرده‌اند برخی قطعات گذشته را بازسازی نمایند تا ضمن کمک در حفظ و ماندگاری آهنگ، به نوعی آن را با حالتی جدید که مطلوب سلیقه معاصر باشد، اجرا کنند. از جمله آهنگسازانی که آثارش توسط آهنگسازان معاصر به کرات بازسازی شده، ابوالحسن صبا می‌باشد.
لیر یا چنگ ارجان؟ (II)

لیر یا چنگ ارجان؟ (II)

با مشاهده تصاویر مربوط به این جام سازهای آن زمان را می توان مشاهده نمود. شخصی که پیشاپیش گروه حرکت می کند به نواختن نوعی ساز زهی دسته دار مشغول است. نفر دوم سازی بادی را می نوازد و نفرات سوم و چهارم، ۲ نوع چنگ و نفر پنجم ساز لیر می نوازند.
ادیت در ویولن (III)

ادیت در ویولن (III)

ر-۳: گاهی برای پرش از پوزیسیون اول به پوزیسیون های بالاتر و یا برعکس، از نواختن نت های مذکور به شکل سیم آزاد استفاده می کنیم. در این حالت استفاده از سیم آزاد، امکان رهایی و پرش دست چپ از پوزیسیونی که نوازنده مشغول نواختن در آن است را به او می دهد. (نمونه-۷: بتهوون- کنسرتو ویلن اپوس۶۱)
فقط تصور کن! (II)

فقط تصور کن! (II)

و اما پل مک کارتنی، دو سال از جان لنون کوچک‌تر بود و مثل او در لیورپول به دنیا آمده بود. او هم مثل جان در کودکی مادر خود را بر اثر ابتلا به سرطان از دست داده بود و تا حدودی با روحیات لنون همخوانی داشت.در سال ۱۹۵۷ لنون گروه QUARRYMEN راتشکیل داد و در همان سال دوست و همکلاسی مک کارتنی یعنی جورج هریسون به آنها پیوست در حالی که تنها ۱۴ سال داشت! در سال ۱۹۶۰ ابتدا ترومپت نواخت و پس از آن به سمت گیتار و پیانو گرایش پیدا کرد.
دو مضراب چپ (قسمت سوم)

دو مضراب چپ (قسمت سوم)

چهار مضراب شور حبیب سماعی از چهارمضراب های معروف برای سنتور است که در صفحۀ شور شهناز به همراه آواز پروانه اجرا و ضبط شده است. پایۀ این چهارمضراب بعدها الگوی بسیاری از قطعات و چهارمضراب های دیگر قرار گرفت و بعدها شکل های کامل و پیچیده تری نیز به آن افزوده شد.
نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (III)

نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (III)

تغییر از درون و دریافت درون متنی موسیقی ایرانی دیگر نکته‌ی کلیدی اندیشه‌ی لطفی را تشکیل می‌دهد. این موضوع در دو جنبه بیشتر نمود دارد؛ نخست زمانی که وی به زیباشناسی موسیقی ایرانی می‌اندیشد -بویژه در برابر اندیشه‌ی وزیری- معتقد است که قواعد زیباشناسانه‌ی موسیقی ایرانی باید از دل خود این موسیقی استخراج شود به گونه‌ای با هنجار‌های زیباشناختی دیگر هنرهای ایرانی تطبیق داشته باشد هر چند در این گروه نوشته‌ها از وی کمتر کاری در این زمینه به چشم می‌خورد، اما در بحث‌های مرتبط با شیوه‌ی وزیری آن‌جا که وزیری به انتقاد از موسیقی ایرانی می‌پردازد، در جواب، این مسئله طرح می‌‌شود که قواعد زیباشناخت یک موسیقی را باید از خودش گرفت نه از جای دیگری.
برنامه ارکستر ملل ایران (تخت جمشید)

برنامه ارکستر ملل ایران (تخت جمشید)

پس از دو سال انتظار، ششم تا هشتم مهر ماه نوای ارکستر ۸۵ نفری ملل در تخت جمشید طنین انداز می شود. تا دو روز دیگر پیش فروش بلیت های این ارکستر از طریق وب سایت رسمی ارکستر و نیز چندین مکان دیگر که نشانی آنها در وب سایت موجود می باشد، شروع خواهد شد.