ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (I)

آنتونیو آبرئو به همراه گوستاوو دودامل و دبرا بردا در کنار هنرجویان ال سیستما
آنتونیو آبرئو به همراه گوستاوو دودامل و دبرا بردا در کنار هنرجویان ال سیستما
ال سیستما که توسط خوزه آنتونیو آبرئو (Jose-Antonio Abreu)، در سال ۱۹۷۵، پایه گزاری شده است با استفاده از آموزش ارکستر به تربیت هزاران کودک و نوجوان می پردازد. این کودکان که بیشتر از خانواده های محروم کشور هستند با این نوع آموزش هم درس موسیقی و هم درس زندگی می آموزند. هدف این برنامه بکارگیری موسیقی جهت آموزش، سازگاری و پیشگیری از رفتارهای بزهکارانه است. این پروژه با نجات جوانان مواجه با فقر شدید، از انحرافات قابل پیش بینی و از گرایش به سمت سوء مصرف مواد مخدر و بزهکاری، شناخته شده است.

بر اساس این برنامه هر کودکی که علاقمند به یادگیری موسیقی باشد یک آلت موسیقی دریافت می کند، برای او یک سرپرست در نظر گرفته می شود و می تواند ساعت ها در روز به تمرین موسیقی بپردازد.

این داستان بارها و بارها حکایت شده است: در سال ۱۹۷۵ در یکی از گاراژ های شهر کاراکاس، خوزه آنتونیو آبرئو، پیانیست و اقتصاددان، که در سال ۱۹۸۸ نیز به سمت وزیر فرهنگ منصوب شد، گروهی دوازده نفره از موزیسین های جوان را دور هم جمع می کند. خوزه بر این باور است که برانگیختن و تحریک استعدادهای هنری جمعی (تا فردی) جوانان، حتی آنهایی که از “فرهنگ والا” به دور هستند، کمک بسیار شایانی به شکوفایی، رشد، سازگاری آن ها با زندگی، و روی آوردن به دیگری می کند. رمز موفقیت این برنامه این است که بایستی از سنین کودکی شروع شود (حتی از سن دو سالگی)!

به لطف اِل سیستما، در کشور ونزوئلا با بیست و دو میلیون جمعیت، پانصد هزار جوان ونزوئلایی در صد و بیست و شش ارکستر، موسیقی کلاسیک می نوازند؛ همچنین در این کشور سی و شش ارکستر سمفونیک حرفه ای، پانزده هزار استاد موسیقی و صد و سی و شش مرکز آموزش و کنسرواتوار موسیقی وجود دارد.

سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو) نیز این برنامه را به رسمیت شناخته است و بیش از بیست و پنج کشور در جهان از این برنامه اقتباس کرده اند و با شرایط کشور خود آن را تطابق داده اند.

موسیقی در برابر خشونت
امروزه بیش از چهارصد هزار جوان از برنامه ال سیستما بهره مند می شوند، این برنامه چهل و دو سال پیش با بینش فردی انسان گرا، منزجر از فقر و خشونت که زندگی روزمره ونزوئلایی ها را ویران می کند، به وجود آمد. آبرئو معتقد است که «برای کودکانی که ما با آن ها کار می کنیم، موسیقی تنها راهی است که به آن ها اجازه می دهد که به آینده اجتماعی شایسته دست یابند. فقر یعنی تنهایی، اندوه و گمنامی. درحالی که ارکستر مترادف است با شادی، انگیزه، کار گروهی و بلندپروازی».

در میان ارکسترهای متعددی که از ابتدای این برنامه تشکیل شد، ارکستر بچه های کوچک تر توسط ارکستر بچه های بزرگ تر حمایت می شود، تا این که ادغام آن ها راحت تر صورت گیرد و انتقال و جا به جایی اعضا در این کالج بزرگ موسیقی پیوسته باشد.

در کنار گروه های ارکستر، یک گروه کُر پذیرای کودکان معلول است که استفاده از آلات موسیقی برای آن ها مشکل است. این گروه اِل کورو دِس مَنوس بلانکس (گروه کُر سپید دستان) نام دارد (اشاره به دستکش های کوچک پنبه ای سفید که این کودکان هنگام اجرا می پوشند و حرکات دستشان هنگام اجرا با صدایشان همراهی می کند و صحنه ای بسیار تاثیر گذار را به وجود می آورد…).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (IV)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (IV)

همچنین وبرن ایده‌هایش را بر سریالی کردن همه جنبه‌‌‌های موسیقی استوار کرد. او این کار را در قطعه ۲۴op. به انجام رسانده است (‌Peyser 64). این تکنیک که با عنوان سریالیزم کلی شناخته می‌شود توسط پیر بولز کامل شد. در قطعه‌ی ساختارها شماره ۱، بولز نه تنها سریالی کردن ریتم را به کار برد بلکه در یک فرآیند آهنگسازی شبه سریالی از سری ۱۲ تایی علامات دینامیک (شدت) و همچنین سری ۱۲ تایی از نشانه‌های attack (مانند آنچه در مثال‌های قبلی دیدیم) استفاده کرد (Griffiths 168).
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (II)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (II)

در موسیقی چنین موضوعات آموزشی را سازه های میانی موسیقی می نامیم. این سازه ها هستند که می توانند موجب آشکار سازی و تجسد زدایی اثر شوند. از دهان ما که اصوات از آن خارج می شوند تا یک ساز که در اثر تمرین، توانایی نوازندگی آن را پیدا می کنیم تا نت ها و قوانین هارمونی و کنترپوآن را می توان سازه های میانی در قلمرو موسیقی نام نهاد که وظیفه شان همان آشکار سازی و تجسد زدایی و تنوع اثری بوده که در درون ما خلق شده است.
نی و قابلیت های آن (XII)

نی و قابلیت های آن (XII)

در قسمت دهم به بررسی محدوده های صوتی نی و حالات متفاوت انگشت گذاری روی ساز پرداختیم. همانطور که ذکر شد از هر وضعیت انگشت گذاری اصلی در نی می توانیم ۴ صدا در محدوده های مختلف نی تولید کنیم، همچنین با وضعیت (نیم انگشت) می توانیم فواصل فرعی و برخی نیم پرده ها و ربع پرده ها را اجرا نماییم.
گاه های گمشده (VIII)

گاه های گمشده (VIII)

مرتضی حنانه در تحقیقات خود، وجود یک گام به عنوان واسط و ارتباط دهنده بین گام ها و مقام های موسیقی ایرانی را ضروری می داند. از این رو با بیان اینکه «نت برجسته پایه به شاهد گام دیگری اشاره دارد»، گام راست را معرفی و با این توضیح عنوان می کند که «گام راست بم ترین گام یا مقام موسیقی ایران است» (صفحه ۹۱)
Big Band – ارکستر و سازها

Big Band – ارکستر و سازها

با وجود اینکه آهنگسازان و تنظیم کنندگان بیگ بند از ترکیبات متنوع سازی استفاده میکردند اما از دهه ۳۰ نوعی سازبندی قراردادی به وجود آمد که شامل بخش ریتم شامل درامز، بیس، پیانو و گاهی گیتار و بخش سازهای بادی – ترومپت، ساکسوفون و ترومبون – بود.
معرفی مجموعه «موسیقی‌دان کوچولو» (I)

معرفی مجموعه «موسیقی‌دان کوچولو» (I)

موسیقی‌دان کوچولو مجموعۀ دو جلدی شامل پنج دفتر مبتنی بر برخی اصول و مبانی موسیقی است. در دفتر اول جادوی فواصل و بداهه‌نوازی‌های ریتمیک، در دفتر دوم مد، تُنالیته و ملودی، در دفتر سوم هارمونی و آکُمپانیمان، در دفتر چهارم اُستیناتو، بداهه‌نوازی در ژانر‌های مختلف و در دفتر پنجم سکانس طلایی و ترانه آموزش داده می‌شود.
درباره آرشه (III)

درباره آرشه (III)

گفته می شود تورت (Tourte) برای تهیه چوب های آرشه خود از شاخه پرنامبوک (pernaubuco) امریکای جنوبی استفاده می کرده که اجزای باقیمانده بشکه ای عرق نیشکر دراسکله پاریس بوده اند. اما این داستان چندان قابل استفاده به نظر نمیرسد.
About گروهی برای بداهه نوازی (IV)

About گروهی برای بداهه نوازی (IV)

این پرسش در واقع نقطه ضعفی است که کاکسون همواره به آن اشاره می کند. «مشکلی که از نظر من وجود دارد این است که همیشه باید موسیقی را در دسته و کلمه ها خلاصه کنیم و واژه ها به داستان های خود نیازمندند که حاصل کنار هم گذاشتن این گونه تاریخچه ها هستند. در حال که داستان ما فقط درباره چهار نفر است که در یک استودیو هستند.»
ارکستر سمفونیک فیلادلفیا

ارکستر سمفونیک فیلادلفیا

ارکستر سمفونیک فیلادلفیا در سال ۱۹۰۰ متولد شد. این ارکستر به دلیل اجراهای تحسین برانگیزش، خود را به عنوان یکی از پیشروترین ارکسترها در طی قرن شناسانده است، مخصوصا با درخشش در تورهای بین المللی تاریخی و داشتن بهترین فروش آثار. مدیریت این ارکستر مدتها (تا سال ۱۹۹۳) برعهده ولفگنگ ساوالیچ (Wolfgang Sawallisch) بود. ارکستر در سال ۲۰۰۰ همراه با چندین اجرا، صدمین سالگرد خود را جشن گرفت که تور و برنامه تلویزیونی موفقی به همراه داشت. این کنسرت به طور جهانی از شبکه های تلویزیونی در ۱۶ نوامبر ۲۰۰۰ پخش شد.
مارسین دیلا؛ آقای برنده (II)

مارسین دیلا؛ آقای برنده (II)

سال ۲۰۰۷ را با برگزاری تور موفق کنسرتو آرانخوئز سپری کرد. این تور برای ویلا دستاوردهای مهمی داشت. نویسندگان مختلفی به تمجید از شیوه نوازندگی و درک بالای او از این اثر مشهور قرن بیستم پرداختند. ری بلوم در نشریه The Advertiser این پدیده نوظهور گیتار کلاسیک را این طور توصیف کرد:”…با این که کنسرتو آرانخوئز قطعه ای برای گیتار و ارکستر است، دیلا سازش را همچون یک ارکستر -که شش سیم دارد- می نوازد. او در حالی که گردن سازش را با دست چپ در آغوش گرفته و دست راستش با مهارت کامل مشغول ضربه زدن به سیم ها است، همچون عاشقی است که گونه معشوق را در برابر دارد. نوازندگی و برداشت او از موسیقی ای که می نوازد یادآور در آغوش کشیدنی شهوانی و یا شاید سیلیِ آرامی است، حالتی نوسانی که در هر رابطه {انسانی} وجود دارد….”