آموزش گیتار به کودکان (I)

شیوه‌ها و متد‌های آموزشی در هر زمینه‌ و سطحی، با توجه به سن و سال هنرجو نیاز به بازنگری دارد. مسلما شیوه‌ی آموزش و برخورد با هنرجوی کودک تفاوت عمده‌ای با شیوه‌ی آموزش با بزرگسال دارد. مساله‌ای که متاسفانه بسیاری از اساتید به آن نگرشی کلی دارند و این ظرافت در تفاوت‌های آموزشی را امری جدی قلمداد نمی‌کنند. اگر علاقه‌مند به فراگیری گیتار برای فرزندان خود هستید، مواردی که ارائه می‌شوند شامل نکاتی‌ست در جهت ارتقای فراگیری و شکوفایی فرزندان که به عنوان شیوه‌های آزموده شده‌ی موثر آموزشی می‌توانند به کار گرفته شوند. چه در منصب استاد باشید یا در مقام والدین، برای کمک به رشد و آموزش فرزند یا هنرجوی خود می‌توانید از آنها بهره ببرید.

۱- از چه سنی می‌توان فراگیری گیتار را آغاز کرد؟
با اتکا بر تجارب اساتید در حیطه‌ی آموزش به کودکان و بررسی‌های آماری، بهترین میانگین سنی برای آغاز فراگیری گیتار را پنج تا شش سالگی تخمین زده‌اند. گرچه برخی معتقد هستند کودک می‌بایست از سن پایین‌تر آموزش گیتار را آغاز کند که تدقیق در این مبحث ملزم به ارجاع به بسیاری از جنبه‌ها و مفاهیم روانشناختی دارد که در این مقال نمی‌گنجد.

در سنین پایین‌تر فرزندان خود را می‌توانید در “کلاس‌های مخصوص موسیقی کودک” که به نام موسیقی “ارف” مطرح می‌باشند – ثبت نام کنید. چرا که بسیاری از مفاهیم پایه و اولیه‌ی موسیقی در این کلا‌س‌ها با تکنیک‌ها و روش‌های مناسبی که برای کودکان تدوین شده‌اند به هنرجو منتقل می‌شوند که غالبا چنین متد‌های آموزشی از عهده‌ی مدرسین ساز خارج می‌باشد. بالاخص در سن مد نظر ما، کودک نیازمند فعالیت دسته‌جمعی و انس گرفتن با موسیقی در محیطی مفرح و سرشار از شادی است و در چنین بستری والدین و مدرسین می‌توانند بسیاری از نقاط ضعف و قوت را رفع یا تقویت کنند که در نتیجه این امر می‌تواند کمک شایانی به انتخاب ساز و مشخص کردن ادامه‌ی مسیر در دنیای موسیقی داشته باشد.

بررسی فواید موسیقی و تاثیرات مثبتش بر روحیه و روان انسان در این مبحث نمی‌گنجد اما باید توجه داشته باشید که موسیقی و فراگیری ساز را برای فرزند خود صرفا محل و بستری برای سپری کردن اوغات فراغت و بازی در نظر نگیرید. مقلامات علمی و روانشناسی بیشماری منتشر شده‌اند که تاثیرات شگرف و مثبت موسیقی و نواختن ساز را بر روی شخصیت انسان به اثبات رسانده‌اند. چه بسا افراد مشهوری که اذعان داشته‌اند نواختن و شنیدن موسیقی، جوهره‌ی منبع الهام و نبوغ آنها را فعال کرده است که در تمام جنبه‌های زندگی آنها تاثیر گذار بوده است.

یک مثال ساده:‌ در هنگام نواختن ساز، دست چپ و راست به طور کاملا مجزا از یکدیگر فعالیت می‌کنند، چشم‌ها نت‌ها را مرور میکنند، پا‌ به عنوان عامل کنترل ضرب عمل می‌کند و گوش‌ها به عنوان اساسی‌ترین اجزا، وظیفه‌ی تشخیص اصوات را بر عهده می‌گیرند.

گرچه هر کدام از اجزا به ظاهر به طور منفک فعالیت می‌کنند، اما همگی در مسیری با هدفی مشخص قرار گرفته‌اند که مغز وظیفه‌ی ساماندهی و همراستا کردن آنها را دارد و این هماهنگی موجب افزایش سلامت سیستم اعصاب مرکزی، بالابردن تمرکز، و حتا کاهش برخی از اختلالات روانشناسی می‌شود که در واقع ابعاد دامنه‌ی تاثیراتش در تمام زندگی فرد گسترانده می‌شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آوازی سرشار از صفای جوانی

بازخوانی و بازنوازی آهنگ‌های قدیمی، کاری رایج در تاریخ موسیقی هر کشوری است، البته کشورهایی که حافظه تاریخی قوی دارند یا به خاطر تمدن ویژه‌شان، زود‌تر از سایر ملل به اسباب و لوازم ثبت و ضبط موسیقی دست پیدا کرده‌اند و مهم‌تر از همه، در حفظ و نگهداری آن‌ها کوشا هستند. در ۳۰ سال گذشته، استقبال از ترانه‌های قدیمی، دو عامل بنیادی دارد که مربوط می‌شود به دوره طلایی برنامه‌های گل‌ها در رادیو (۱۳۴۴-۱۳۳۴) و دوره طلایی ضبط صفحه‌های ریز شیار ۳۵ دور (۱۳۵۴ـ۱۳۴۲) و تکثیر فراوان و ارزان آن‌ها در سطح کشور که موجب شد موسیقی به خانه‌های مردم برود و ماندگار شود. عامل دیگر این استقبال، بی‌رنگ و رو شدن بیشتر آثاری است که به ویژه در ۲۰ سال گذشته ساخته شده‌اند و از لحاظ نیروی خلاقیت، خلوص هنرمند با هنرش، سلیقه در انتخاب ملودی و کلام و زیبایی در اجرا، قابل مقایسه با آثار گذشتگان نیستند. البته عده‌یی هم هستند که نوعی علاقه قلبی به موسیقی دهه‌های گذشته دارند و حساب آن‌ها از این بحث جداست.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

از روزهای گذشته…

اجرای اثری مدرن در کنار باروک با اجرای موتر!

اجرای اثری مدرن در کنار باروک با اجرای موتر!

فوریه ۲۰۰۷ بود، سوفیا گوبایدولینا جایزه ارزشمند باخ هامبورگ را کسب کرد، به عنوان پیشتاز در موسیقی کلاسیک معاصر که پلی زده بین موسیقی شرق و غرب. گوبایدولینا آهنگسازی است متولد ۱۹۳۱ با مسقط‌الراس تاتارستان روسیه که در ۱۹۹۲ به آلمان کوچ کرده است.
رمانتیک ترین خواننده سه نسل

رمانتیک ترین خواننده سه نسل

خولیو ایگلسیاس (Julio Iglesias) محبوب ترین خواننده لاتین در سالهای ۷۰ و ۸۰ بوده و بیش از ۱۰۰ میلیون آلبوم او در سراسر جهان به فروش رفته است. شیوه ملایم و رمانتیک خولیو در خواندن ترانه های عاشقانه طوری بود که در سراسر جهان و در فرهنگها و زبانهای مختلف طرفداران بی شماری پیدا کرد.
نامه سرگشاده سازگران میراث فرهنگی

نامه سرگشاده سازگران میراث فرهنگی

در رژیم گذشته مکانی در مسیر فرودگاه مهرآباد ساخته شد که در آنجا مسافران میتوانستند در هنگام ورود و خروج از ایران (یا شهر تهران) با خرید صنایع دستی با فرهنگ کهن ایران آشنا شوند. یکی از مهمترین قسمتهای این سازمان بخش ساز سازی آن بود. این سازمان همچنان به فعالیت خود مشفول است ولی به تازگی قسمت ساز سازی آن تعطیل شده است. در این مقاله نامه سرگشاده کارمندان این سازمان را میخوانید.
مشخصه های فنی بلندگو

مشخصه های فنی بلندگو

تا قبل از سال ۱۹۷۰ راه مشخصی برای تشخیص خوب بودن یا مقایسه بلندگو ها وجود نداشت چرا که استانداردی در این زمینه تهیه نشده بود و سازندگان هریک استاندارد خود را رعایت می کردند. اما پس از آن بتدریج از طرف AES انجمن مهندسین صوتی (Audio Engineering Society) استانداردهایی در این زمینه تدوین شد که طی آن پارامترهایی برای ارزیابی بلندگوها در آن معرفی شده است.
پاسخی بر نقد حافظ ناظری

پاسخی بر نقد حافظ ناظری

با فاصله کمی از انتشار مطلبی که به بررسی فعالیت های هنری “حافظ ناظری” و “بهرام تاج آبادی” پرداخته بودم، مطلبی در سایت دیگر (موسیقی ما) منتشر شد که به بررسی قسمتی از نوشته نگارنده میپرداخت که مربوط به “حافظ ناظری” بود. این نوع پاسخ ها در چند ساله اخیر بسیار باب شده است؛ نوعی مقالات که به سرعت از طرف طرفداران یک هنرمند در پاسخ به نقدهای (درست یا غلط ) نوشته شده، منتشر میشود. حتی در این اواخر هم دیگر حتی ژست بی طرفی گرفته نمیشود و علنا نویسنده خود را به عنوان “هواداران” آن هنرمند معرفی میکند. البته پاسخ بنده به این نوشته ها، بدون در نظر گرفتن این واقعیت است که طرف مقابل، صرفا “هوای” هنرمند مطبوعش را دارد یا به دنبال حقیقت است و در واقع به این ضرب المثل عمل میشود که “نگو که میگوید، ببین چه میگوید!”
یادداشتی بر آلبوم «نواخته‌های نورعلی برومند»

یادداشتی بر آلبوم «نواخته‌های نورعلی برومند»

سه خاطره نورعلی برومند را نه در مقام یک نوازنده بلکه آموزگار ردیف می‌شناسیم. کمتر نوازنده‌ی تار و سه‌تاریست که گذرش به اجرای برومند از ردیف میرزاعبدالله نیافتاده باشد. محتوای اجرای او از حیث روایت بااهمیت است اما در عملِ نوازندگی، نه تنها راهی برنگشوده بلکه تأثیر مخربی بر هنرجویان دارد؛ به ویژه اگر با…
ادامهٔ مطلب »
ایگناسی یان پدروسکی، پیانیست دیپلمات

ایگناسی یان پدروسکی، پیانیست دیپلمات

ایگناسی یان پدروسکی (Ignacy Jan Paderewski) پیانیست، آهنگساز لهستانی بود که علاوه بر فعالیت های هنری و موسیقایی‌ سیاستمدار و سخنگوی جنبش استقلال طلبی لهستان بود. او در روز هجدهم نوامبر سال ۱۸۶۰ میلادی به دنیا آمد. پدروسکی یکی از موزیسن های محبوب و شناخته شده در سراسر دنیا بود. شهرت پدروسکی در دنیای موسیقی، راهگشای حضور او در دنیای دیپلماسی و رسانه بود. او در سال ۱۹۱۹،‌ نخست وزیر و وزیر امور خارجه لهستان شد و در همال سال نیز به عنوان نماینده لهستان در کنفرانس صلح پاریس شرکت کرد.
سان را و فلسفه کیهانی (III)

سان را و فلسفه کیهانی (III)

در کلوپ های بیرمنگام، اغلب از تزیینات عجیب مانند نورپردازی روشن و نقاشی های دیواری، از مکان های گرمسیر یا بیابان ها استفاده می شد که به نظر می رسد که بعدا تأثیرات آنها بر صحنه های اجراهای سان را دیده شد. بیگ بند همچنین حس غرور و اتحاد را نیز به موزیسین های سیاه پوست منتقل می نمود. سیاه پوستان احترام زیادی برای موزیسین ها قائل بودند و از آنها توقع می رفت که با نظم و ترتیب و قابل معرفی باشند. در ایالت های جنوبی آمریکا، موزیسین های سیاه پوست در جامعه سفید پوستان پذیرفته شده بودند که این نیز خود بحث و جدل هایی را بر انگیخته بود. آنها اغلب برای مخاطبان بلند رتبه سفید پوست به اجرا می پرداختند (هرچند از تعامل با آنها منع شده بودند.)
آگوستین باریوس مَنگوره، گیتاریست و آهنگساز پاراگوئه ای

آگوستین باریوس مَنگوره، گیتاریست و آهنگساز پاراگوئه ای

گیتاریست و آهنگساز ویرتئوز نیمه اول قرن بیستم بود که در شهر کوچک سَن خوان باتیستا (San Juan Bautista) در کشور پاراگوئه و در یک خانواده بزرگ که به موسیقی و ادبیات بسیار اهمیت می دادند متولد شد. آگوستین از سن کم شروع به نواختن گیتار کرد و تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه جِزُویتْ (Jesuit) – جایی که از ساز گیتار برای فراگیری هارمونی استفاده می کرد – به پایان رساند. نخستین آموزگار رسمی وی گوستاوُ سوسا اِسکالده (Gustavo Sosa Escalda) بود که آگوستین جوان را با روش های نوازندگی سور (Sor)، آگوادو (Aguado) و همچنین قطعاتی از تارگا (Tarrega)، وینِس (Vinas)، آرکِس (Arcas) و پارگا (Parga) آشنا کرد. آگوستین باریوس در سن ۱۳ سالگی به عنوان یک نابغه شناخته شد و بورسیه ناسیونال کالِجیو (Colegio Nacional) در شهر آسوونْسیون (Asunción) را دریافت نمود.
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (III)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (III)

سومریها برای همنوازی با چنگ های بزرگ و کوچک از بربط در اندازه و شکلهای مختلف استفاده می کردند. یکی از معروف ترین نمونه های نقش های بدوی که از تل حلف در مرز سوریه به دست آمده است، یک شیر را در حال نواختن بربطی باریک با پنج زه نشان می دهد. ساختمان کاسه ساز ساده است و در روی آن سر گاوی که در نمونه های مشابه دیده می شود وجود ندارد. همچنین نمونه هایی از کروتای سلتی یا روت که قبل از مسیحیت در شمال اروپا استفاده می شدند برای ما باقی مانده است. از این مطلب این طور استنباط می شود که سومری ها این ساز را حتی قبل از اینکه به بین النهرین رسیده باشند می شناختند.