آموزش گیتار به کودکان (VI)

زمان
۴- یک زمان و فضاى اختصاصى براى تمرین ایجاد کنید. بهترین نتایج براى یادگیرى گیتار از تمرین منظم روزانه بدست مى‌آید. در حین تمرین با دم دست گذاشتن هر آنچه که به نیاز است مانند پایه‌ نت، کتاب‌ها و … نشستن و نواختن را ساده کنید. بی نظمی در ساعت تمرین یک از عوامل مهم در عدم پیشرفت است. اینکه فرزند شما بداند بر فرض ساعت ۷ وقت تمرین گیتار است بسیار نکته‌ی مهمی است تا اینکه در هر زمان و بدون برنامه تمرین کند. زمانبندی و برنامه‌ریزی از عوامل مهم پیشرفت محسوب می‌شوند.

البته هیچ ایرادی ندارد که هنرجو هر زمانی که مایل بود تمرین کند( که باعث خرسندی اساتید می‌شود!) اما داشتن زمانبندی و برنامه‌ریزی روزانه در زندگی که از عوامل مهم پیشرفت محسوب می‌شوند را از همین تمرین ساز می‌توانید به کودکان آموزش دهید.

اتاق شلوغ و بهم‌ریخته با وسایل بازی، نقاشی و غیره مکان مناسبی برای تمرین نیست. موسیقی هنر تمرکز تمامی حواس انسان و منبع الهام در زندگی است. پس محل تمرین باید مرتب و عاری از اسباب بازی باشد. بسیار مهم است که فرزند شما ساز را بعنوان أسباب بازی در نظر نگیرد و آنرا در میان دیگر وسایل بازی‌اش پیدا نکنیم.

کنسرت:
بچه‌ها را به کنسرت ببرید. هیچ‌چیزی در دنیا به لحاظ موسیقایی از تجریه یک کنسرت زنده الهام‌بخش‌تر نیست. تماشای سازهای مختلف برای اکثر کودکان تجربه‌ی جالبی است. حتی اگر چنین امکانی همیشه میسر نبود سالن پذیرایی را به سالن کنسرت تبدیل کنید. گرچه مدرس موظف است با برگزاری کنسرت‌های متعدد آموزشی برای هنرجویان آنها را به تدریج در زمینه‌ی اجرا و اشراف به این فضا ورزیده کند.

از فرزندتان درخواست کنید در مهمانی‌ها و در حضور دیگر اعضای فامیل با گیتار خود قطعاتی را که آموخته است بنوازد. شما صرفاً نقش مشوق را ایفا کنید. حتی اگر بارها اشتباه کرد یا قطعه‌ای را فراموش کرد آن را تشویق کنید. مطلقاً‌ در جایگاه منتقد قرار نگیرید. هنرجو از سوی مدرس بارها نقد می‌شود و اشتباهاتش گوشزد می‌شود. اما وقتی حس می‌کند که روی صحنه قرار گرفته است و شما برای شنیدن نوازندگی‌اش حضور دارید تمامی تلاشش در جهت لذت بردن شماست. هرچند شاید موزیکی که می‌نوازد برای شما گوشنواز نباشد اما فعلاً‌ تنها موزیسین خانه‌ی شماست و الزاماً‌ قراردادی ندارد که موزیک مورد علاقه‌ی شما را بنوازد! انتخاب قطعه در حیطه‌ مدرس است. البته مدرس با تجربه همیشه تعامل خوبی با هنرجو در این زمینه‌ بر قرار می‌کند و سعی می‌کند والدین و شرایط دیگر را مد نظر قرار می‌دهد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

از روزهای گذشته…

موسیقی امیری مازندران (III)

موسیقی امیری مازندران (III)

اشرفی که خود شاعر است بر خلاف عمادی با مستثنا کردن امیری ها همه دیگر اشعار مازندرانی را عروضی به حساب میآورد و غلامحسین کبیری شاعری دیگر در وزن اشعار مازندرانی کوچکترین تعارضی با اصول عروضی نمی بیند.
منتشری: از طرف پدرم یک رضایت نامه نوشتم!

منتشری: از طرف پدرم یک رضایت نامه نوشتم!

به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد. اول اجازه بدهید که خدمت همه خوانندگان این مجله درودی عرض‌کنم. من اهل شمال هستم و در سال ۱۳۲۱ در شهرستان لنگرود متولد شدم. موسیقی از ابتدا در خانواده ما وجود داشت چون پدرم از صدای خوشی برخوردار بود. در آن زمان یادم می آید که تازه گرمافونی موسوم به بوقی باب شده بود و روی صفحه ضبط می شد، پدرم صفحات مربوط به صدای مرحوم بدیع زاده و ادیب خوانساری و تاج اصفهانی و طاهرزاده را می خرید و روی گرامافون پخش می کرد. ما از سن ۵-۶ سالگی در فضای موسیقیایی بزرگ شدیم.
نقد آرای محمدرضا درویشی (III)

نقد آرای محمدرضا درویشی (III)

چاپ نخست کتاب «نفیرنامه» در سال ۱۳۵۱ بود و در سال ۱۳۹۰ تجدید چاپ شد. فوزیه مجد پیشگفتار مهمّی در چاپ دوم کتابش نوشت که نشان از تجدید نظر و بازنگریِ او در نظراتش دارد. وی امروزه با نگاهی انتقادی، «نفیرنامه» و به‌ویژه بخش نخستِ آن را «یک تصویر سورآلیستِ گزنده و تلخ» (مجد۱۳۹۰: ۸) می‌داند.
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (I)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (I)

فرهاد فخرالدینی، امروز در مرز هشتاد سالگی‌اش در مقام یک آهنگساز و رهبر ارکستر، جایگاه تعریف‌شده و مشخصی دارد. اما جایگاه «فخرالدینیِ مؤلف» در حوزه‌ی پژوهش موسیقی کجاست؟ در چه زمینه‌هایی در پی پاسخ به چه پرسش‌هایی بوده‌است؟ محور گفتگوی حاضر، مقالات و کتاب‌های این موسیقیدان نام‌آشناست؛ آنگاه که چوب رهبری ارکستر را زمین می‌گذارد و قلم در دست می‌گیرد:
تاملی در مفهوم فرهنگ کلاسیک به بهانه جشن صدسالگی هنرستان موسیقی

تاملی در مفهوم فرهنگ کلاسیک به بهانه جشن صدسالگی هنرستان موسیقی

هنرستان‌های موسیقی ایران، در نبود مراکز آکادمیک جدی مانند کنسرواتوار‌های موسیقی کلاسیک که در سراسر جهان دایر هستند، مهمترین نقش را در تربیت هنرجویان موسیقی کلاسیک بازی می‌کنند. در واقع این مراکز هستند که باید از کودکی تا جوانی هنرجویان موسیقی را با فرهنگ کلاسیک (چه ایرانی چه غیر ایرانی) آشنا کنند و شخصیت‌هایی را عرضه کنند که فرهنگ کلاسیک را درک کرده و در آن بالیده باشند.
آموزش موسیقی به وسیله موسیقی

آموزش موسیقی به وسیله موسیقی

واضح است که تا کسی موسیقی نشنیده باشد نمی تواند موسیقی تولید کند. فرض کنیم شخصی تا به حال موسیقی به گوشش نخورده باشد و بیاییم او را صرفا از طریق تئوری با موسیقی آشنا کنیم. آیا انتظار آهنگساز شدن این شخص انتظار بجایی است؟ حال بیایید فرض را کمی واقعی تر کنیم؛ اگر شخصی بر فرض موسیقی ایرانی نشنیده باشد آیا می تواند موسیقی ایرانی بسازد؟
ویولون مسیح استرادیواریوس (IV)

ویولون مسیح استرادیواریوس (IV)

بنابراین ما این ۴ گزینه را برای سنجش و انطباق در اختیار داریم و فقط در رابطه با صفحه رو محدوده خطوط محیطی وجود ندارد که طبیعتا اگر بخواهیم با شواهد بیشتری به استدلال بپردازیم بهتر است صفحه زیر را مورد تحقیق قرار دهیم زیرا که هر چهار گزینه در ارتباط با آن موجود هستند و البته به طور معمول بیشتر صفحه زیر به جهت الگوبرداری مورد استفاده قرار می‌گیرد تا صفحه رو.
جادوی نام زیبا  (I)

جادوی نام زیبا (I)

پشت چهره‌ی این آلبوم مسئله‌ی نام نهفته است و رابطه‌ای سبک‌شناسانه، و زیباشناسی این هر دو و نسبت‌اش با فرم. نام کلی آلبوم را آهنگساز به فارسی منظومه‌های سمفونیک نهاده، عنوانی که بیشتر با ترجمه‌ی (Poematic Symphony) (1) نزدیک است (۲). اما آن‌چه در مورد نام این اثر اهمیت دارد عنوان فارسی آن نیست -چرا که می‌توان آن را با اغماض اطلاقی شاعرانه دانست که آهنگسازی علاقه‌مند به ادبیات برگزیده تا موسیقی‌اش را شعرگونه‌ای با ابزار سمفونیک بنمایاند- بلکه ترجمه‌ی انگلیسی آن است که روی جلد حک شده است؛ Poem Symphonies به معنای پوئم سمفونی‌(ک)ها (۳) و از همین جا است که مسئله‌ای که من آن را «جادوی نام زیبا» نهاده‌ام آغاز می‌شود. برای این که بتوانیم راهی به شرح دقیق این اصطلاح بپوییم بهتر است کمی در سه قطعه‌ای که در این آلبوم جمع آمده‌ است تعمق و خصوصیاتشان را بررسی کنیم.
بدفهمى از مدرن (II)

بدفهمى از مدرن (II)

طبعاً این آگاهى وجود دارد که اندیشه ها نمى توانند نقش یک کالا را ایفا کرده و نمى توانند به عنوان یک ثروت خانوادگى محسوب شوند. به محض اینکه ایران وارد بازار جهانى شده، با تکنولوژى غربى آشنا شده و در این داد و ستد رشد بازار صنایع اش را در رقابت شکل داده و برخى را نیز از دست مى دهد. لذا با نوعى از آن تفکر هم روبرو مى شود و درون روندگى فرهنگى را آغاز مى کند ، طبعاً متأثر مى شود، تأثیر مى گذارد، رقابت مى کند و بخشى از اصالت ها را نیز از دست مى دهد. سال ها پیش ایران یکى از صادرکنندگان پنبه در جهان به حساب مى آمده که امروز دیگر این چنین نیست.
گفتگو با زوکرمن (II)

گفتگو با زوکرمن (II)

«خیلی زود به من فهمانده شد که اگر خودت را وقف یک برنامه منظم بلند مدت نکنی، به جایی نخواهی رسید و می دانید چه شد؟ این اتفاق افتاد. بله، من در خیابان های نیویورک چیزهایی آموختم. باور کنید که من خیلی خوش شانس بودم که آن اطلاعات را از محیطم جذب می کردم و نه از کتاب های درسی. بیشتر از اینکه در کلاس های مزخرف درس حاضر شوم در تمرین ها و کنسرت ها شرکت می کردم. نمی توانستم سر کلاس بشینم. [یک حس] بسیار بسیار وحشتناک داشتم… واقعا نمی توانم تحمل کنم که کسی بخواهد معنی “دو ضربدر…” را توضیح بدهد، برایم مهم نیست. این چیزی نیست که من دنبالش هستم. مشروط شدم چون بر اساس برنامه کلاس درس نمی خواندم.»