مروری بر آلبوم «بدرقه‌ی ماه»

آزمون بافت موازی
«بدرقه‌ی ماه» خیلی چیزها دارد شاید حتا بتوان گفت همه چیز. طرح و برنامه‌ی نسبتا متوازن منسجم، گرمای عاطفی برآمده از اجرای پرانرژی نی، روانی ملودی (مثل «ضیافت صبح») و لحظه‌های غافل‌گیرکننده (مانند آشکار شدن دیرهنگام جهت اصلی مدال در خط عود در آغاز قطعه‌ی «بدرقه‌ی ماه»)، وهم و سودا و سوز (چون «دشت مه‌زده» و تک‌نوازی‌ها) و جز آن، بخشی از ساختمانش است. اما افزون بر اینها پرسشی که در آن است و پاسخی که فراچنگش نمی‌آید بر فراز همه‌ی این داشته‌ها می‌ایستد. و آنچه آلبوم (و برخی دیگران نیز) از آن می‌پرسد و با پاسخ نیافتن بر جای هنوز خالی‌اش انگشت می‌گذارد چیست؟ همنوازی در سایه روشن میان قیدهای «ازپیش‌تعیین‌شدگی» و آزادی‌های «تعیین‌نشدگی».

بدرقه‌ی ماه در قطعات دو/سه‌نوازی‌اش حدود برخورد این «ازپیش‌تعیین‌شدگی» (مایگی، و فرم قطعات) را با درجه‌ی آزادی لحظات منبسط‌شده در بداهه (از طریق روایت شخصی مؤلفه‌های گوناگون موسیقایی که می‌تواند پهنه‌ی همان لحظه را پر کند)، به محک آزمون می‌سنجد. آشکار می‌کند که مرزهای مستقر هم‌آمیزی دو خط ملودیک موازی اگر پای وفاداری به برخی ویژگی‌های ساختاری موسیقی دستگاهی در میان باشد، کجاست.

سرحد آرمانی به شهادت عمل آفرینندگان آنجاست که نه هم‌نوازی ساختار تک‌خطی را مختل کند و نه تک‌خط کلیت هم‌نوازی را. درنتیجه تعیین‌نشدگی‌ها، لحظه‌های بسط، در نقش اندکی دور شدن از توازی محض ظاهر می‌شوند (جز در نیمه‌ی پایانی «تنیده» که استقلال خطوط کمی فراتر از این توصیف می‌رود) و آفرینش نوعی بُعد عمودی لحظه‌ای. روشن است که مرزها چندان فراخ نیستند و بافتی که در دیوار کم‌وسعت این مرزها پدید می‌آید به سود تک خط سخت‌جان و بسیار نزدیک به‌نوعی تک‌صدایی تزیین‌شده خواهد بود.

با چنین رویکردی دست‌بالا تنها جوانه‌های امیدوارکننده‌ی اندکی فاصله گرفتن از خط نخست پدیدار می‌شود (چنان‌که شده) و می‌ماند و دیگر دورتر نمی‌رود. می‌کوشد، می‌خواهد که فراتر برود، اما راهی نمی‌یابد (یا هنوز نیافته است). این راه‌بند تنها سد راه یک آلبومِ ازلحاظ موسیقایی قابل اعتنا نیست. فقط آن نیست که ناکام می‌شود.

بخش اعظم آزموده‌های امروزی موسیقی ما است که در گریز از «یک‌نوازی» به‌سوی هم‌نوازی حقیقی درمی‌ماند؛ اینجا «بدرقه‌ی ماه»ِ شایسته تنها در مقام اشارت نشسته است.
نویز
***
گفتگوی هارمونیک

آلبوم «بدرقه ماه»، اثری از «سیامک جهانگیری»، نوازنده نی و آهنگساز است. این آلبوم طرحی است بر بستر موسیقی دستگاهی که در قالب هم‌نوازی و با ساختاری از پیش تعیین‌شده که در لحظاتی خود را در فضایی بداهه بسط می‌دهد. در این اثر، اجرا و ضبط دو ساز نی «سیامک جهانگیری» و عود «حمید خوانساری» به‌صورت همزمان انجام شده و چیدمان و اجرای سازهای کوبه‌ای به فراخور موسیقی، توسط «بهزاد میرزایی» انجام شده است. ناشر این اثر موسسه فرهنگی هنری نغمه ساز آواز است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.

نماد‌شناسی عود (VII)

ابن سینا در کتاب خود «شفا» (کتاب ریاضیات) (۲۲) بخش زیادی از فصل مربوط به آلات موسیقی را به بحث کوک و فواصل و فیزیک صدا اختصاص داده و در آن بیان کرده‌است که عود بهترینِ سازها و محبوب‌ترینِ آنها نزد مردم است. (۲۳) مضاف بر این در ادامه‌ راجع به تعداد سیم‌های عود می‌گوید که ما پیش‌تر آن را در یکی از افسانه‌هایی با نگاهی تن-نمایانه برای عود یافتیم: او می‌گوید که عود گاهی دارای ۵ جفت سیم است اما بیشتر ۴ جفت سیم دارد(۲۴) و در هر دو صورت سیم‌های این ساز معمولاً با یک فاصله‌ی چهارم نسبت به هم کوک می‌شوند.(۲۵)

از روزهای گذشته…

موسیقی و معنا (V)

موسیقی و معنا (V)

در اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم، معنای موسیقی عموماً در هیجانات و تمایلات بشری جست‌وجو می‌شد. در آن دوره تصور بر آن بود که یک قطعه‌ی مستقل باید احساس یا میل ویژه‌‌ای را در حالت و قالبی متناسب با آن بیان و منتقل کند. گرچه ساختارهای موسیقایی به خودی خود اهمیت بیشتری پیدا کردند، نزدیکی موسیقی با فن بلاغت، به سبب انعکاس الگوهای عروضی زبان در قالب‌های موسیقایی، مورد توجه قرار گرفت (Sparshott 1998) و ارزش‌ها و معنا در موسیقی تا حد زیادی در پیوند با لذت عقلانی مبتنی بر کارکرد عقل در نظر گرفته شد. به نظر می‌رسد قواعد عقلانی در موسیقی، که کمابیش بر پایه‌ی پیشرفت علم صوت‌شناسی شکل گرفت، تماماً مختصاتی را شرح و بسط داد که در آن یک قطعه‌ی موسیقی می‌تواند واجد معنا باشد.
رویکردی فلسفی به موسیقی (II)

رویکردی فلسفی به موسیقی (II)

در بیشتر بخش های این نوشتار، توجه خود را بر موسیقی «ناب» یا موسیقی «مطلق» معطوف می نماییم؛ آن موسیقی سازی که هیچ یک از عناصر غیر موسیقایی (شعر، کلام، حرکت، تصویر) را به همراه خود ندارد. بسیاری از فلسفه پژوهان که ذکر فعالیت هایشان در ادامه بحث ما خواهد رفت، تمرکز اصلی خود را بر این شاخه موسیقی قرار داده و برای این منظور نیز غالباً سه دلیل محوری را ارائه می نمایند:
امیرآهنگ: در خصوص آموزشِ تکنیک های کُمپوزیسیون، فاقدِ مکتب و مِتد آموزشی هستیم

امیرآهنگ: در خصوص آموزشِ تکنیک های کُمپوزیسیون، فاقدِ مکتب و مِتد آموزشی هستیم

یکی از مشکلاتِ آموزش، در خصوصِ یادگیری یِ دانشِ کُمپوزیسیون (شامل: تئوری موسیقی، ریتم، سُلفِژ، شیوه ساختن ملودی، هارمونی، فرم موسیقی و اِسته تیک، تجزیه و تحلیل و آنالیز، کُنترپواَن، فوگ، ساز شناسی، اُرکستراسیون و آرانژمان) در کشور ما، عدمِ وجودِ یک مکتب و نظامِ آموزشی یِ مشخص و تدوین شده یِ مدون و سیستماتیک، بر خواسته از فرهنگِ ایرانی و متعلق به سرزمین و زادگاه خودمان است.
جواهری: از دوره باستان گروه نوازی داشتیم

جواهری: از دوره باستان گروه نوازی داشتیم

بدنبال تهیه مطلب علیرضا جواهری با علیرضا جواهری موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (III)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (III)

طبیعی‌ترین حالت انگشت‌گذاریِ ممکن، هنگامی که در پوزیسیون شست هستید و آرنج الزاماً بالاتر از معمول قرار گرفته، همان حالتِ انگشت‌گذاریِ مورب در پوزیسیون‌های دیگر است. پس اگر شما روشِ انگشت‌گذاریِ مورب را انتخاب کرده‌اید، در پوزیسیون‌های پایینِ گریف (پوزیسیون‌های شست) نیازی به تغییر حالتِ انگشتان ندارید و در سراسر گریف انگشت‌گذاریِ یک‌شکلی را انجام خواهید داد (بدیهی‌ست که در روش انگشت‌گذاریِ عمود، نوازنده مجبور به تغییرِ حالتِ انگشتان در پوزیسیونِ شست خواهد بود).
پری ثمر (II)

پری ثمر (II)

کار من منحصر به اجرای برنامه در مونیخ نیست، بلکه خواننده رسمی اپرای فرانکفورت هستم و در هر سال باید ۵۱ برنامه در فرانکفورت اجرا نمایم! از طرف دیگر از ماه مارس امسال قرارداد چهار ماهه‏ای با اپرای ملی وین دارم و در این مدت باید ۱۴ برنامه در شهر مزبور اجرا کنم. شاید برای خوانندگان مجله وزین کاوه جالب باشد که فقط از قسمتی از برنامه‏هائی که من از هشتم تا بیستم ماه مارس امسال اجرا می‏کنم، اطلاع حاصل کنند:
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (IV)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (IV)

باز هم یادآور می شوم سخن من دال بر کژتابی شعر مولانا نیست بلکه مقوله تلفیق شعر و موسیقی مد نظر است. برای چنین فضای جدیدی (جدید از جهت نوع سنخیت با آواز ایرانی) که در ارکستراسیون اثر جاری است، بدون شک شعر بسیار مناسبتری هم می شد یافت. می دانیم که موسیقی و کلام در دو فضای متقاوت سیر می کنند و همچنین می دانیم که وزن شعر “مستفعلتن مستفعلتن” است که با تاکیدهایی که روی واژه “دل” صورت گرفته است، وزن به شدت دچار دگرگونی شده و در واقع رشته کلام هم از وزن گسسته شده است.
گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (III)

گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (III)

میشائل نشسته پشت پیانو و حالا اوست که سرسام آور می‌نوازد. تکنوازی پیانو به شکلی آشوبناک در محدوده‌ی بم است و هر از گاهی به مُشتی ختم می‌شود که پیانیست بر کلاویه‌ها می‌کوبد و مایه‌ی شعف و شوق حاضرین می‌شود. تکنوازی نمایشیِ آتونال. چیزی که باز هم، شاید جایی در اجرای درِکس‌لِر نداشت. ولی به هر حال، آرام‌آرام پیانو وارد تونالیته می‌شود و ریتم می‌گیرد و یکی دو میزان بعد، درست سرضرب، درامز و کلارینت‏باس وارد می‌شوند و قطعه را به اتفاق به پایان می‌برند.
«دیوار» شاهکار موسیقی راک

«دیوار» شاهکار موسیقی راک

“دیوار” (The Wall) پینک فلوید، نقطه اوج حضور موسیقی راک در یک فیلم و نمونه ای تکرار نشدنی از یک اپرای موفق راک است. فیلم ” The Wall” تفسیری است زیبا از اثر جاودانه پینک فلوید با داستانی تاثیر گذار در مورد کودکی، شهرت و جنون فردی که می تواند نمونه ای از افراد یک جامعه باشد. این فیلم بدون شک جایگاه آنرا دارد که نوعی اعجاز سینمایی تلقی شود.
چیستا غریب: تکنیک تدریس من شبیه به استادم اصلانیان است

چیستا غریب: تکنیک تدریس من شبیه به استادم اصلانیان است

چیستا غریب فرزند زنده یاد غلامحسین غریب موسیقیدان و ادیب نامدار ایرانی است. وی بیش از ۳۰ سال است که در مراکز آکادمیک موسیقی کشور ما به تدریس پیانو می پردازد و امروز بسیاری از بهترین نوازندگان پیانوی ایران، شاگرد ایشان بوده اند. امروز اولین قسمت از مصاحبه ای که با ایشان انجام گرفته را می خوانید: