چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (I) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (I)

رابطهٔ شهر و موسیقی رابطه‌ای کم‌سابقه نیست. موسیقی‌دانان پاتوق‌های خاص خود را داشته‌اند، بعضی خیابان‌ها بیش از همه میزبان نوای سازشان بوده یا حتّی بعضی مراکز به‌طور تاریخی محلّ هم‌نشینی آن‌ها یا قرارهای کاری گذاشتن بین آن‌ها بوده است. می‌دانیم که قهوه‌خانه‌های صفوی اصفهان گاه محلّ تجمع گروه‌های مطربی و گاه رقاصان روسپی یا پسربچه‌های زن‌پوش بوده است؛ سنّتی که تا امروز به‌صورت پراکنده در کشورهایی مانند افغانستان به حیات خود ادامه می‌دهد. می‌دانیم که قهوه‌خانه‌های بعضی از شهرهای ترک‌نشین پاتوق کاری و شخصی «عاشیق»ها هستند و ذات وجودی و کارکردی آن‌ها رابطه‌ای تنگاتنگ با حضور این عاشیق‌ها دارد (۱). مثال‌هایی از این دست چندان کم‌شمار نیستند، امّا اگر پدیده‌های معاصر را بررسی کنیم، به چه شکل‌هایی از این رابطه برمی‌خوریم؟

به‌زعم من یکی از جالب‌ترین این روابط در تهران امروز حضور نوازندگان خیابانی در مراکز شهری است. یکی از اصلی‌ترین این مراکز تجمع نوازندگان در شهر تهران ایستگاه‌های مترو است؛ فضاهایی که برخلاف فضاهای شهری عمومی اصولاً ساخته شده‌اند تا مسافری از آن‌ها بگذرد نه آنکه بایستد و وقتش را بگذراند یا به‌صورت جدّی به نوایی گوش بسپارد.

در نوشتهٔ حاضر تنها به توصیف چند تجربه از مشاهدهٔ این نوازندگان در ایستگاه‌های مترو می‌پردازم و چند برداشت پراکندهٔ حاصل از این مشاهدات را بازمی‌گویم. این مشاهدات اگر در کنار مشاهدات دیگر قرار گیرند می‌توانند از جنبه‌های گوناگون تفسیر شوند و سوال‌هایی جدّی را برانگیزند: چرا نوازندگان پاپی که قطعات معروف‌تر را اجرا می‌کنند بیشتر مایلند به ایستگاه‌های مرکزی بروند؟

چرا و چگونه در بعضی از ایستگاه‌هایی که چندان هم شلوغ نیستند، ترافیکی از نوازندگان ایجاد می‌شود که به انواع و اقسام سبک‌ها می‌نوازند؟‌ چرا در ایران برخلاف کشورهای دیگر موسیقی نواختن در شهر به‌جای آنکه به عرصهٔ باز شهری بیاید معمولاً، و نه همیشه، به فضای سقف‌دار مترو منتقل می‌شود؟‌ چرا در ایران موسیقی خیابانی در بسیاری از موارد مترادف نوعی تکدی‌گری، هم در ذهن مخاطب، هم نوازنده و هم مدیریت شهری است و درنتیجه معمولاً به بازاجرای قطعات شناخته‌شدهٔ مردم‌پسند محدود است، در حالی‌که اکثر کشورهای دیگر در بسیاری از موارد موسیقی نواختن در خیابان نوعی تجربهٔ موسیقایی/هنری برای پیشرفت و شنیده شدن است؟‌

چرا در بعضی کشورها و شهرها آیین‌نامه‌های حمایتی برای اجرای نوازندگان خیابانی وضع شده است و سازوکاری دقیق و رسمی برای اجرای آزادانهٔ آن‌ها در فضاهای شهری وجود دارد، امّا نوازندگان ایرانی گویی نوازندگانی غیررسمی هستند که انگار از بد حادثه به پناه می‌آیند؟

تمام این سوال‌ها لایق این هستند که به آن‌ها فکر شود و درباره‌شان نوشته شود، امّا در این نوشته و شاید نوشته‌های بعد، شاید تنها به‌منزلهٔ شروع بحث، به بازگویی بعضی از مشاهدات شخصی خود می‌پردازم. این مشاهدات تجربه‌ها بیش از هرچیز در آن ایستگاه‌ها اتفاق افتاده که در آن‌ها بیش از سایر ایستگاه‌ها رفت‌و‌آمد داشته‌ام و بنابراین می‌توانم تصویر درست‌تری از آن‌ها ارائه دهم.

پی نوشت
۱- برای کسب اطلاعات بیشتر دربارهٔ نقش قهوه‌خانه به‌مثابه فضایی عمومی در شهر که در رابطه‌ای تنگاتنگ با زندگانی حرفه‌ای/موسیقایی عاشیق‌هاست، نگاه کنید به: نیک‌آیین، بهرنگ. ۱۳۹۵. قهوه‌خانه و فرهنگ شعری-موسیقایی عاشیقی. انسان‌شناسی و فرهنگ. نیز: همو. ۱۳۹۵. عاشیق و جایگاه فعلی او در توی‌های زنجان: رابطهٔ متقابل میان عاشیق، موسیقی و مخاطبانش. پایان‌نامهٔ کارشناسی ارشد رشتهٔ قوم‌موسیقی‌شناسی، دانشگاه تهران.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آیین نکوداشت استاد قاسم رفعتی در تالار وحدت برگزار می شود

آیین نکوداشت استاد قاسم رفعتی خواننده پیشکسوت موسیقی ایران روز یکشنبه چهارم شهریور ماه با حضور تعدادی از علاقه مندان و هنرمندان در تالار وحدت تهران برگزار می شود. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری «رادنواندیش»، آیین نکوداشت استاد قاسم رفعتی خواننده پیشکسوت موسیقی ایران ساعت ۲۱:۳۰ روز یکشنبه چهارم شهریور ماه توسط موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» به مدیریت بردیا صدرنوری و مشارکت بنیاد فرهنگی هنری رودکی در تالار وحدت تهران برگزار می شود.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XII)

به نظر من، اختصاص این مشاهدات، توجیه قانع کننده ای برای مرکزیت داشتن متر از منظر حرکات بدن، ارائه می کنند. این صرفا یک مشاهده ی عادی نیست که در آن ضربان قلب یا تکرار قدم برداشتن را به تکرر بیت های موجود در برخی ژانر های موسیقی مرتبط کنیم. بالعکس، بلوم نشان می دهد که برخی مشخصه های حرکت بدن با مشخصه های متریک موسیقی مد نظر، مطابقت دارد.

از روزهای گذشته…

خوزه فلیسانو

خوزه فلیسانو

خوزه فلیسانو (José Montserrate Feliciano García) را باید یکی از نامدارترین خوانندگان پاپ آمریکای لاتین نامید؛ خواننده و نوازنده گیتاریست که اجراهای مهیچ و پرشور وی توانسته است هواداران فراوانی را برای خود بدست آورد و سالنهای چندین هزار نفری همواره مملو از عاشقان وی میباشد. موزیسنی نابینا که توانست با استفاده از نبوغ و خلاقیت های خود جایگاه مناسبی را در دنیای موسیقی پاپ بدست آورد.
کنسرت غفار ذابح در فرهنگسرای نیاوران

کنسرت غفار ذابح در فرهنگسرای نیاوران

یکشنبه سوم مرداد ۱۳۹۵، فرهنگ‌سرای نیاوران شاهد اولین اجرای گروه «مرغ سحر» به خوانندگی «غفار ذابح» (زادبه) خواهد بود. تنظیم قطعات را در این اجرا، «پویا سرایی» به‌عهده داشته و گرچه نوع این تنظیم به آنسامبل بیشتر نزدیک است، اما رنگ صدایی این ارکستر با بهره‌گیری از سازهای تار، پیانو، ویولن، ویولا، ‌ویولن‌سل و تنبک، اندکی متفاوت خواهد بود.
آرنولد شونبرگ، بنیانگذار آتونالیته (I)

آرنولد شونبرگ، بنیانگذار آتونالیته (I)

آرنولد شونبرگ (Arnold Schoenberg) آهنگساز اتریشی (بعدها آمریکایی)، دارای سبک اکسپرسیونیست شعر و هنر آلمان و سرپرست دومین مدرسه موسیقی وین است. دست آوردهای شونبرگ بیشتر در زمینه هارمونی بوده، اندیشه وی دست کم در سه نسل آهنگسازان بعد از خود، چه در آمریکا و چه در اروپا به طور وسیعی ریشه دوانده است. در زمان حزب نازی در اتریش، موسیقی اش در کنار موسیقی جاز به عنوان “هنر فاسد” شناخته شد! شونبرگ به سرعت در همان ابتدای حرفه خود، موج متضاد در عین حال موفقی را با سبک رومانتیک آلمانی برامس و واگنر به وجود آورد.
نمودی از جهان متن اثر (IV)

نمودی از جهان متن اثر (IV)

نظریه‌ی موسیقی به عنوان مجموعه‌ی قوانین و دستورالعمل‌های موسیقی بر تجزیه و تحلیل موسیقایی عمیقاً تاثیرگذار است. همان‌طور که در مثال به شکلی بسیار ابتدایی مشخص شد یکی از نمودهای تعریف‌ آنالیز موسیقی در تشخیص عناصر ساختاری و تجزیه‌ی یک اثر موسیقایی تجلی می‌یابد و درست از همین نقطه است که حضور نظریه‌ی موسیقی به عنوان یک امر لازم پدیدار می‌شود.
طلایه‌دار تلفیق (IV)

طلایه‌دار تلفیق (IV)

پیشگامی او در ساخت ترانه‌هایی که آن روزها به جاز و امروز به پاپ معروف است، بخشی دیگر از سابقه مغفول‌مانده اوست. بی‌شک بسیاری از ما ترانه معروف «ای دختر صحرا نیلوفر» را با شعر اسماعیل نواب صفا و صدای خوانندگان مختلف شنیده و گاه زمزمه کرده‌ایم، اما هرگز نمی‌دانسته‌ایم که آهنگ گیرای آن را عباس شاپوری ساخته و از این راه الگوی بسیاری از ترانه‌سازان پس از خود شده است. او شعر بعضی ترانه‌هایش را هم خود می‌سرود که «گلی‌جان» و «آرزو» از آن جمله‌اند.
محبوبیت Chansons در اروپا

محبوبیت Chansons در اروپا

شانسون ها در بیشتر نواحی اروپا خوانده میشدند و هم برای اجرای سولو و هم چند صدایی نوشته شده و بیشتر اوقات سازبندی هم میشدند.
سابین مایر، ستاره ای در کلارینت

سابین مایر، ستاره ای در کلارینت

سابین مایر یکی از برجسته ترین تکنوازان عصر حاضر است، او یکی از مروجین اصلی ساز کلارینت بر روی صحنه های جهانی موسیقی کلاسیک است. وی متولد Crailsheim است که در Stuttgart زیر نظر Otto Hermann و در Hanover زیر نظر Hans Deinzer تحصیل کرده است.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (IX)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (IX)

با توجه به تئوری و نتایج اندازه گیری های خطوط نودال می توان برخی از پیش بینی های کلی را بیان کرد. در رزونانس اول، صفحه به دور نقاط خطوط نودال صلیب شکل ایجاد شده در صفحه، حرکت گردشی دارد. بنابراین کم کردن ضخامت صفحه در اطراف این خطوط نودال می تواند تأثیر بسیار زیادی داشته باشد.
گوستاو مالر (III)

گوستاو مالر (III)

همسر مالر، آلما از او نقل کرده که گفته است: “من سه بار بی خانمان شدم، به عنوان بوهمیای اصیل در اتریش، به عنوان اتریشی در میان آلمانها و به عنوان یک یهود در دنیا؛ در هیچ کجا به من خوش آمد گفته نشد!” از مالر به عنوان آخرین آهنگساز سمفونیک آلمان یاد می شود. او سمفونی را ارتقای فراوان بخشید که شامل زیباییشناسی و تاثیری بیانگر بود و عقیده داشت: “سمفونی باید به همه دنیا برده شود.”
روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

با اینکه از جانب موزیسین‌های هموطن خودم که با پیشگوئی‌هایشان مرا دلسرد می‌کردند و می‌گفتند کلینگر شاگرد خصوصی نمی‌پذیرد و من هم بسیار ناامید و دلسرده شده بودم، چهارشنبه بعد از آن جوابی از کلینگر گرفتم: «نزد من بیایید!»؛ باید بگویم که من سالها همین رفتار را با کوجی تویودا (Koji Toyoda) که نوزده ساله بود کرده بودم. چون با انگیزه و خواست خود و حرکت خود آرزومند این بود که شاگرد من بشود و من او را پذیرفتم. من باید در کوچه و خیابانهای غریب برلین می‌گشتم تا خانه کلینگر را پیدا کنم… او از من خواست برایش کنسرتو رود (Rode) را اجرا کنم، در حالی که من بخش‌هایی را اشتباه می زدم و پاساژها را تکرار می‌کردم با ناامیدی می‌اندیشیدم که این فرصت از دست رفت و همه چیز تباه شد اما در کمال ناباوری شنیدم که او گفت: چه موقع می‌توانید دوباره بیائید؟