نقد هنری یا توهین!

مشکل بزرگی که در سالهای اخیر در فضای مجازی به چشم می خورد، توهین به موسیقی دانهایی است که در فضای مجازی فعال هستند. بسیار دیده ایم و شنیده ایم که نوازنده، آهنگساز، رهبر ارکستر و… پُستی در فیس بوک و یا اینستاگرام می گذارد و برخی از افراد (و حتی اهالی هنر!) به جای تبریک و تشویق، شروع به فحاشی و توهین می کنند.

البته دیدگاه این دوستان و عزیزان قطعا نقد و انتقاد است و اعتقاد دارند که باید نظر شخصی را گفت، ولی شاید روش و راه صحیح را نمی دانند و به جای نگارش یک متن نقادانه، بیشتر به اهانت می پردازند!

در عالم هنر ما حق داریم که سبک و شیوه و رویه یک هنرمندی را نپسندیم، ولی مضمون این به هیچ عنوان رد و سرکوب آن هنرمند نیست و قطعا نباید چنین باشد. به صرف اینکه من نوازندگی، خوانندگی و اجرای یک نفر را دوست ندارم، با هیچ منطفی حق توهین به آن شخص را ندارم.

دوست عزیز، مگر در ایران چقدر به هنر موسیقی بها داده می شود که خود اهالی موسیقی هم تیشه به ریشه هم می زنند!؟ رد کردن، توهین، فحاشی و…. به هیچ عنوان نقد محسوب نمی شود!

شما که دل پُری از نوازندگی یک نفر دارید، یا از آهنگسازی یک نفر متنفر هستی، یا توانائی رهبری یک رهبر ارکستر را زیر سوال میبری و….. چرا زحمت به خود نمی دهید تا کمی مطالعه کنید و نقدی علمی بر کار هنری آن شخص بنویسید!؟ هیچ فکر نمی کنید که اهانت های شما فقط روح آن شخص و حتی خوانندگان آن متن را آزرده می کند و هیچ کمکی به تصحیح و تغییر رویه آن شخص نمی دهد و فقط و فقط فضای مجازی را آلوده می کند!؟

مگر اینکه قصد شما هم همین باشد، که در اینصورت دیگر حرفی برای گفتن باقی نمی ماند!

آنچه از نقد در نظر اول به ذهن متبادر می شود، ایراد و اشکال گرفتن از یک کار یا اثر علمی و هنری است، اما در واقع نقد نه ایراد و خرده گیری است نه اشکال تراشی، بلکه علم ارزیابی و سنجش میزان اعتبار علمی و هنری یک اثر است که مانند سایر رشته‌های علمی، قواعد و اصول خاص خود را دارد که به آن «روش‌شناسی نقد » گفته می‌شود.

به قول یونگ: تا چیزی را نپذیریم، نمی توانیم آن را تغییر دهیم.
هنرمند آگاه و باهوش مطمئنا نقدهای سالم و بجا را می شنود و به آن فکر می کند، اما اگر به جای نقد علمی، توهین بشنود، هیچ تاثیر مثبتی از متن نوشته شده دریافت نخواهد کرد. چرا به جای اینکه راه نقد علمی و صحیح را طی کنیم، بر اساس احساسات و تصمیم لحظه ای متنی نیش دار می نویسیم!؟ خشم احساسی است که باعث میشود زبانتان سریعتر از فکرتان کار کند. از طرفی بسیاری از افراد تصور می کنند که توهین کردن برابر است با اعتماد به نفس داشتن و جرات داشتن!
از آنجا که ما شرقی ها و بخصوص ایرانی ها، مشکل شرم حضور و چشم در چشم شدن داریم، گویا با باز شدن فضای مجازی و رو در رو نشدن با اشخاص، به راحتی خودِ شخصیتمان را نشان می دهیم و در واقع شخصیت اصلی خودمان را به نمایش می گذاریم!

اهالی عزیز موسیقی:
بیائید تا با هم مهربان باشیم، کلام خودمان را کنترل کنیم، به یکدیگر کمک کنیم تا بیشتر پیشرفت کنیم، با سعه صدر به محیط موسیقی اطرافمان بنگریم، نابودی و تحقیر همکاران ما دردی از جامعه دوا نمی کند، با هر کلام منفی اول روح خودمان را سیاه می کنیم و بعد مخاطب مان را.

ما اهالی موسیقی تنهائیم و یار و یاور و حمایت ویژه ای (بر خلاف کشورهای مترقی که هنرمندان مورد حمایت و تعامل با دولت هستند) نداریم، پس تیشه را به ریشه خودمان نزنیم.

نوشتن یک کلام و جمله پر مهر کار سختی نیست. حتی اگر ابراز سلیقه هم میکنید، ابتدا نیمه پُر یک اثر هنری ببینید و بعد نظر منفی دهید.

بیایید تمرین کنیم و روی خودمان کار کنیم تا از پیشرفت همکارانمان خوشحال شویم. یا حداقل اینکه سکوت کرده و به آرامی از کنار آنها عبور کنیم.

به قول ژُرژ هربرت:
یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن.

یک دیدگاه

  • اوا
    ارسال شده در اسفند ۹, ۱۳۹۶ در ۴:۰۴ ب.ظ

    انچه که شما نامش تیشه گذاشتین بزرگان موسیقی ما نقد نامیدند،ونقد ها سازنده بود کسی در توهم نبود،همه هنر بود تلاش،نقد ها که رفت و هنر عامه پسند امد استاد ها تهی از هنر،امدند،موسیقی اگر منتقد نداشته باشد می شود همین وضع موجود!!!هرکسی میخواهد لباس مرحوم لطفی بپوشد سرتا پا سفید ،موی بلند وریش،…دریغ از یک ذره هنر….همه می خواهند استاد شجریان شوند…فکر نمیکنم در دوره ای که موسیقی سنتی ما در دست ثروتمندان،شهرت پرستان افتاده سکوت حتی نقد،ملایم،اثری داشته باشد،گاه تندروی در چهار چوب قانون نقد، برخی را سرجای خود نشانده،تا با سوادان موسیقی به میدان ایند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی جمال الدین منبری و پوریا اخواص، ۱۶ اسفند ماه ۹۷ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. این برنامه آخرین کنسرت سال ۹۷ ارکستر ملی با رهبری شهبازیان خواهد بود.

از روزهای گذشته…

شارل ازنوور (I)

شارل ازنوور (I)

شارل ازنوور (Charles Aznavour) با نام اصلی شاه نور واریناژ ازنووریان (Chahnourh Varinag Aznavourian) بیست و دوم می سال ۱۹۲۴ در پاریس متولد شد. شارل نویسنده ترانه، آهنگ ساز، خواننده، بازیگر، مولف و دیپلمات فرانسوی – ارمنی است. وی در حال حاضر در شهر ژنو در کشور سوئیس زندگی می کند و سفیر ارمنستان و نماینده دائم این کشور در سازمان ملل متحد است. او همچنین از سال ۱۹۹۵ نماینده دائم ارمنستان نزد سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (UNESCO) وابسته به سازمان ملل متحد، است.
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

سخن از این است که اگر شما انگشت‌گذاری مورب را برگزینید، بسیاری از مشکلاتی که در انگشت‌گذاری عمود با آن مواجه بوده‌اید برطرف یا آسان‌تر خواهد شد. برای مثال:
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIV)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIV)

در هر حال باید برای این منطقه بزرگ فرهنگی نامی مناسب داشته باشیم که مورد قبول و قابل استفاده برای تمام نژادها، اقوام و ملت ها با ادیان و زبان های مختلف شان باشد. همان طور که در اروپا چنین است و ملت ها و نژادهای مختلف این منطقه با وجود اختلافاتی که در مقوله حکومت و سیاست داشته و جنگ های خانمان سوزی که با هم کرده اند، در مقوله های فرهنگی، هویت و تاریخ مشترک اروپایی دارند.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (VI)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (VI)

نام این کتاب چنان‌که پیش‌تر هم اشاره شد «فلسفه‌ی موسیقی» است. از نام چنین بر می‌آید که موضوع کتاب پرداختن به مسایل بنیادی موسیقی است. شناخت خواننده از صفوت ممکن است او را یاری دهد که بفهمد موضوع کتاب احتمالاً به کل موسیقی نمی‌پردازد، بلکه موسیقی ایرانی را هدف گرفته است و در اینجا عبارت موسیقی بر یک یا دو نوع خاص از موسیقی معمول جغرافیای ایران (موسیقی دستگاهی و احتمالاً بعضی گونه­های خانقاهی) دلالت می‌کند.
نصرت فاتح علی خان

نصرت فاتح علی خان

“صدای او، تار زرین گلیم خوش آب و رنگ این موسیقی مرموز – یعنی قوالی – است.” جمله ای که در تاریخ ۱۹ مه ۲۰۰۱ در مجله بیلبورد منتشر شد.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VII)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VII)

جا دارد از آقایان هومان اسعدی، بهنام ابوالقاسم، مانی جعفرزاده، حمیدرضا دیبازر، فردین خلعتبری و کارن کیهانی بابت صحبتهای پر مهرشان تشکر کنم و همچنین از استاد نادر مشایخی، علی صمدپور، مرتضی شیرکوهی، شهرام توکلی، مهیار علیزاده، هومن اتابکی و سایر عزیزانم که با وجود ترافیک کاری زیاد امروز حضور پیدا کردند.
خواهران خلاق کره ای

خواهران خلاق کره ای

خلاق و خلاقیت واژگانی جذاب برای همه ما هستند اما آیا تلفیق فرمهای مختلف هنری همچون موسیقی کلاسیک با موسیقی دی جی و یا الهام گرفتن از علم اکولوژی برای خلق یک تریو را میتوان خلاقیت نامید؟ پاسخ این سوال و اینکه هنرمندان و نوازندگان تا چه حد مجاز به قالب شکنی هستند خود مقاله ای جدا میطلبد.
سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه  (I)

سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه (I)

مطلبی که پیش رو دارید، متن کامل سخنرانی آروین صداقت کیش در جلسه نقد نغمه، ویژه آلبوم سیمرغ به آهنگسازی حمید متبسم و آواز همایون شجریان است.
ارکستر فیلارمونیک لندن (III)

ارکستر فیلارمونیک لندن (III)

بعد از کناره گیری تینستد به دلیل بیماری، ارکستر به مدت ۳ سال بدون رهبر ماند تا ورود فرانز ولسر موست (Franz Welser-Möst) در سال ۱۹۹۰٫ دوره موست بسیار بحث برانگیز بود، در آن زمان به او لقب “سخاوتمندانه بدترین از بیشترین” (“Frankly Worse than Most”) را دادند و گزارشات بسیار منفی درباره او منتشر می شد. موست قراردادی را برای LPO با کمپانی EMI بست برای ضبط آثار ارکستر. اگرچه جابجایی ها در مدیریت، استرسهای اقتصادی و درگیریهای سیاسی به وجود آمده در مرکز بانک جنوبی (Southbank) در به وجود آمدن فضایی سخت برای کار در ارکستر نقش داشته اند. ولسر موست در سال ۱۹۶۰ به کار خود در LPO خاتمه داد.
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VIII)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VIII)

صداقت‌کیش در ادامه گفت: عزل «وا» کردم از «واکاوی» و می‌خواهم «وا» را به آن برگردانم. گفتم «کاویدن» از نظر من در نقد چه کاری می‌کند و می‌خواهم ببینم چرا «واکاوی» یعنی دوباره به یاد آوردن، در موقعیت ما اهمیت دارد. اگر قبلا هم از طریق نوشته‌های نظری و غیره متوجه نشده بودیم، اینجا متوجه شدیم که نقد موضوعی شدیدا تاریخی و تاریخ‌مند است، هم عنوانش و هم انواع کنش‌هایی که زیر این عنوان می‌گنجد و هم مفهومی که ما از آن درک می‌کنیم و هم خود آثار و کنش‌های هنری و روابط جامعه هنری و از این قبیل. این‌ها هم تاریخ‌مندند. بنابراین ما آن «وا» را حداقل به نظر من نیاز داریم برای بازگشتن دوباره به سراغ آثار یا دوباره وارسی کردن آثار.