مروری بر آلبوم «چهل رباعی تا خرقان»

فسونگر دگرگونه گفتست راز
شنیدن موسیقی همراه دکلمه‌ی شعر (خواه با صدای شاعر خواه با صدای غیر) امروزه عادتی شنیداری است که به مرتبت پیش‌فرضی رسیده است. حضورش چنان بدیهی و طبیعی است‌ که بی آن هر برخوانی شعر (حتا نمونه‌های زنده) تا حدودی لخت و ناتمام می‌نماید. خوانش «چهل رباعی تا خرقان» امیرحسین الهیاری هم از این قاعده مستثنا نیست، موسیقی دارد، موسیقی کیاوش صاحب‌نسق.

از میان شیوه‌های گونه‌گون همنشینی موسیقی و خوانش شعر، از کم‌رنگ‌ترین حضور موسیقی (تنها همچون عامل گریز از سکوت، وصله‌ی این شعر به دیگری) تا پررنگ‌ترین (استفاده از صدای شاعر در جایگاه عنصر موسیقایی حتی با حق ویرایش آکوستیکی)، آهنگساز پیش‌ازاین آوانگاردترین شکل را با سربلندی در قطعه‌ی «در آستانه» آزموده است. پس شگفت‌آور نیست اگر دیدن نام وی بر هر خوانش انتظاری چیستان‌گونه برانگیزد که؛ چه ساز کرده است؟ چه تمهیدی اندیشیده است؟

در «چهل رباعی…» موسیقی بنا به ضرورت ساخت و محتوای شعر گامی از پررنگ‌ترین امکان بروز خویش پس نشسته است. تمام افت و خیزش تمام پیچ و تابش از برای همراه شدن با جهان شعر است، تا چیزی بر آن بیافزاید. و اینجا بیش از هر چیز ناکجای اسطوره‌ای عیان شده در حکایت و تصویر خرقانی است که دست‌مایه‌ی کار می‌شود.

آهنگساز علاقه‌ی شناخته‌شده‌اش به پیوند زدن موسیقی با سطوح ریتمی و ملودیک صدای شاعر و سایه‌هایی بسیار محو از درون رسالات قدیمی موسیقی را برمی‌گیرد تا دنیای فرم و محتوایی را فرافِکنَد که در یادواره‌های شیخ پنهان شده است. جز آن، دغدغه‌ی همیشگی صاحب‌نسق، بازی زیباشناختی با ادراک آدمی با آشنایی و ناآشناییِ ساختارها ابزاری نیرومند و کارا شده است تا دنیای آشنای ناآشنای خرقان طنینی موسیقایی بیابد.

افزون بر این اگر بر حضور شعر و الزام دنیای آن چشم بپوشیم آن ده کمانِ (۱) ساخته‌شده ناقوس دگرگونی یا چرخشی مهم را نیز در تاریخچه‌ی سبک‌شناختی آثار آهنگساز به صدا درمی‌آورد؛ لحن و بیانی تازه در عین وفاداری به بنیادهای فکری و زیباشناختی پیشین. آیا این دگرگونی پایدار است یا برآمدِ ناگزیر کار بر روی خوانش سوژه‌های اسطوره‌ای و افسانه‌ای بوده؟ تنها زمان می‌داند.

پی نوشت

۱- آهنگساز چند رباعی مربوط به هم و موسیقی همبسته‌اش را چنین نامیده.
نویز
***
گفتگوی هارمونیک
آلبوم «چهل رباعی تا خرقان» دکلمه سروده‌های امیرحسن الهیاری با خوانش خود او است. موسیقی کیاوش صاحب نسق نیز در ده قطعه با این دکلمه‌ها همراهی کرده و این مجموعه دلنشین را تشکیل داده.

رباعی‌ها بر اساس ادبیات صوفیانه ایرانی سروده شده و شاعر آنها را تقدیم به ابوالحسن خرقانی نموده. خرقانی از صوفیان و شاعران بزرگ و کهن ایرانی است. موسیقی نیز نه بر اساس دستگاه‌های امروزی موسیقی ایرانی،‌ بلکه بر اساس موسیقی کهن ایرانی و بعضا با نوازندگی سازهای کهن اجرا شده است. در این آلبوم، موسیقی در پایان هر قطعه تمام نمی‌شود و تنها با مکثی کوتاه در قطعه بعد به ادامه روند کلی چهل رباعی می‌پردازد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «روز ششم»

اگر اهمیت یک آلبوم را تنها در انتشار یک قطعه‌ی مهم تاریخی هم بدانیم، باید اهمیتی چشم‌گیر برای «روز ششم» قائل شویم. زیرا بالاخره پس از هفت دهه ضبطی شایسته از قطعه‌ی پروانه (نسخه‌ی ارکستری) امانوئل ملیک اصلانیان به دست می‌دهد. نسخه‌ی پیانویی پروانه را اصلانیان در سال ۱۳۳۳ نوشت. دانستن همین نکته کافی است تا پس از دقیق شنیدن آن دریابیم چه اندازه رویکردش به استفاده از مصالح موسیقی ایرانی نو و جسورانه بوده است.

مسعود نجفی: از چهار بخش صدای انسان استفاده کردم

در خصوص ترکیب گروه باید عرض کنم به جای ساز های دیگر، در کنار سنتور، از چهار بخش صدای انسان استفاده شده است که خواننده اصلی با صدای تنور خط ملودی را اجرا می کند و از خواننده های سوپرانو، آلتو و باس به منظور اجرای خط های کنترپوان، نت های پدال و بافت هارمونیک، رنگ دهی و حجم دهی استفاده شده است.

از روزهای گذشته…

مرزهای زنانگی در هنر (IV)

مرزهای زنانگی در هنر (IV)

هر هنرمندی پس از فراگیری تکنینک ها و مهارت های لازمه شروع می کند به باز آفرینی جهان از منظر خودش اما جهانی که او خلق می کند صرفاً متعلق به او نیست زیرا او با مخاطبینش در بسیاری از تجربیات حسی، مشترک است. پس او اگر سعی دارد اثری خلق کند که مطلقاً متعلق به خودش باشد باید تجربیات حسی را تا حد ممکن به یک سو نهاده و اثرش را تا حد ممکن با یاری گرفتن از دریافت های شهودی اش بسازد و این همان حد اعتلای هنر است.
دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (IV)

دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (IV)

رویکرد یادشده علاوه بر این که توانایی تحلیلی تحلیل‌گر را از طریق انتخاب درست در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی به نمایش می‌گذارد برخی کمبودهای موسیقی‌مان را هم به ظهور می‌رساند. از آن جمله است کم‌جانی موسیقی دستگاهی در زمینه‌ی فرم های از پیش تعیین شده، کمبود مطالعات مربوط به فرم به معنای عام و راه‌های گسترش ملودی که دستمایه‌ی کار تحلیل قرار گیرد و فقدان یک تئوری منسجم ریتم که براساس آن الگوها تجزیه و تحلیل شوند.
حنانه از زبان ملاح (II)

حنانه از زبان ملاح (II)

این ارکستر هم چندان دوام نکرد و رفته رفته اعضای آن از همکاری با آقای محمود، سر باز زدند و خود، ارکستری ترتیب دادند و حنانهء جوان را به رهبری آن گماشتند، حنانه خود گفته است: «با همت و پشتکار هنرجویان پرشوری مانند غلامحسین غریب، حسن شیروانی کنسرتهای مختلفی به صورت آزاد، با کمک انجمن‏های فرهنگی به‏ رهبری من داده شد.»
زندگى با بتهوون

زندگى با بتهوون

به نظر شما آیا راهى براى تقسیم بندى آهنگسازان وجود دارد؟در یک دسته بندى کلى شاید بتوان آنها را به دو گروه آهنگسازان «قبل از بتهوون» و آهنگسازان «بعد از بتهوون» تقسیم کرد. در حقیقت بتهوون در تاریخ موسیقى یک نقطه عطف به شمار مى آید. زیرا آهنگسازان قبل از او همه براى درباریان و اشراف زادگان آهنگ مى ساختند و در واقع مى توان گفت آنها همان قطعه اى را مى نوشتند که از ایشان درخواست مى شد. قطعاتى که با ارکستر دربار نواخته مى شدند. اما بتهوون دیدگاه تازه اى به وجود آورد و اگر بگویم که هیچ آهنگسازى تا آن زمان، به این اندازه خود را وقف آهنگسازى نکرده است، دور از حقیقت نیست.
میشا مایسکی

میشا مایسکی

میشا مایسکی (Mischa Maisky) متولد ۱۹۴۸ در Riga، Latvia است؛ موسیقی را برای اولین بار وقتی به Children’s Music School و هنرستان هنرهای زیبا رفت آغاز کرد. در سال ۱۹۶۲ وارد هنرستان Leningrad شد. در سال ۱۹۶۵ نام مستعار Rostropovich of the Future برای خود انتخاب کرد و همکاری با Leningrad Philharmonic را شروع کرد. یک سال بعد او برنده جایزه مسابقه بین المللی چایکوفسکی در مسکو شد و تحصیلات خود را تحت نظر Rostropovich در هنرستان هنرهای زیبای مسکو شروع کرد.
جواهری: یک موسیقی می تواند بارها اجرای زنده داشته باشد (قسمت پایانی)

جواهری: یک موسیقی می تواند بارها اجرای زنده داشته باشد (قسمت پایانی)

من معتقدم بچه ها باید بیشتر زحمت بکشن و در کنار نوازندگی و اجرای قطعات، روی مکتوب کردن قطعات کار کنیم، چه از بچه های نسل خودمون، کار بسازیم و ارائه بدیم یا کارهای (همونطور که گفتم) نوازنده های نسل قبل از خودمون را منتشر کنیم به صورت جمعی؛ حالا نه کتابی که فقط برای تار یا سنتور یا کمانچه … باشه،
استاد شجریان آیا ثابت می‌کنید؟ (I)

استاد شجریان آیا ثابت می‌کنید؟ (I)

مطلبی که پیش رو دارید نامه سرگشاده غلامرضا میر هاشمی، سازگر و رئیس کانون سازندگان ساز خانه موسیقی است درباره دو ساز جدیدی که توسط محمدرضا شجریان ساخته و معرفی شده است: ساز از جمله پیچیده‌ترین ابزارهای ساخت بشر می‌باشد و هنوز بسیاری از رموز صدا دهی و نحوه‌ تولید صدا در رسیدن به کیفیت صدای عالی برای سازندگان ساز دست نیافته باقی مانده است. به همین علت نیز عده ‌زیادی از نوازندگان و حتی سازندگان ساز در مواجهه با تغییرات صوتی ساز دست به اقداماتی می‌زنند که تنها به صورت تجربی و آزمون و خطا بوده و بی شک راه حل قطعی محسوب نمی‌گردد. از طرفی نبود دانش کافی باعث می‌شود تا مسائلی شبه خرافی و باورهایی بی پایه و غیر علمی نیز عنوان شود.
گاه های گمشده (XI)

گاه های گمشده (XI)

دکتر مهدی برکشلی در وجه تسمیه نام «راست» بیان می کند که چون این مقام «بر روی درجات اصلی و بدون تغییر نواخته می شود» نام راست (به معنای درست) را به خود گرفته است. با این توضیح و هم چنین بر مبنای دوبل گام و معانی لغوی کلمات مرکب با «گاه»، که پیش از این بیان شد، فواصل راست در تمامی گاه ها ثابت و بدون تغییر درنظر گرفته شده است.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VIX)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VIX)

در حرکت پایین‌رونده به سمت R1، که زمینه‌ساز فرود به ماهور است، درجه‌ی پنجم نقش ایستِ موقت را دارد. این مسئله در حقیقت تمهیدی ظریف است برای تأکید بر فاصله‌ی طنینی میان درجه‌ی چهارم و پنجم (فا و سل)، که همان اختلاف میان تتراکردهای سل‌ـ دو و فاـ سی‌بمل در ماهور است، بدون تغییر دادن فواصل درجات و آماده‌کردن فضا برای فرود به دانگ M3. لازم به ذکر است که علاوه بر ذکر نام دانگ‌ها، به‌دلیل اهمیت محور فاـ سل در فرود، از علامت قراردادی A برای توصیف این محور استفاده شده است. با تأکید بر این فاصله و همچنین درجه‌ی چهارم، کرانه‌ی پایینی تتراکرد فاـ سی‌بمل (نت فا) تعریف می‌شود و در ادامه، با حرکتی بالارونده دانگ سوم ماهور (M3) اجرا می‌شود.
کیونگ- وا چانگ (II)

کیونگ- وا چانگ (II)

سرانجام خانم چانگ ثابت نمود که تشکیل خانواده و موسیقیدانی بزرگ بودن، مغایرتی با یکدیگر ندارد. او همواره آرزو داشت در رقابت چایکوفسکی در روسیه شرکت کند اما به دلیل وقوع جنگ سرد و درگیری بین روسیه و کره جنوبی قادر به این کار نشد. به جای آن در سال ۱۹۶۷ تصمیم گرفت در رقابت ارگار لونتریت شرکت کند؛ مسابقه ای بسیار معتبر که ایزاک پرلمن در آن جایزه اول را کسب نمود.