سرنوشت اینگونه به درب می کوبد

Ludwig van Beethoven 1770 - 1827
Ludwig van Beethoven 1770 - 1827
برای همه علاقمندان به موسیقی سه ضربه کوتاه روی نت سل و یک ضربه بلند روی نت می بمل یادآور جمله آشنایی است، جمله آغازین سمفونی شماره پنج بتهوون در دو مینور که طی سالهای ۱۸۰۴ تا ۱۸۰۷ نوشته شد و در کنار سایر کارهای او در اپوس ۶۷ قرار گرفت.

اولین اجرا در ۲۲ دسامبر سال ۱۸۰۸ در ونیز انجام گرفت، یکی از بزرگترین اجراهای تاریخ موسیقی. برنامه شامل سمفونی شماره ۶، دو موومان از مس در دو ماژور، پیانو کنسرت شماره چهار، سمفونی شماره ۵ و بالآخره فانتزی کورال بود. تعجب نکنید چیزی حدود ۴ ساعت اجرای موسیقی از کارهای جدید بتهوون.

دلیل طولانی بودن این کنسرت آن بود که بتهوون اصولا” علاقه داشت تا در آن واحد روی چند قطعه کار کند. بعنوان مثال بتهوون سمفونی شماره پنج خود را هنگامی به اتمام رساند که سمفونی فا ماژور، پاستورال را بپایان رساند. جالب است بدانید که سمفونی دو مینور ابتدا شماره شش بود و سمفونی فا ماژور شماره پنج، اما پس از اجرای اول در ونیز و قبل از انتشار نت موسیقی آن، بتهوون تصمیم گرفت که سمفونی دو مینور را شماره پنج و فا ماژور را شماره شش نامگذاری کند. برخی نیز تغییر شماره های این دو سمفونی را به اشتباه چاپی در منوی برنامه در شب اولین اجرا نسبت می دهند.

ارکستر قبل از اجرا فقط یکبار تمرین کرده بود و به دلیل اجرای ضعیف، منتقدین پس از آن صحبت زیادی راجع به اینکار ننمودند. اما پس از گذشت حدود یکسال از تهیه سمفونی شماره پنج و انجام اجراهای زیباتر آن، بسیاری از منتقدین موسیقی و حتی رمان نویسان نتوانستند برای تحسین این اثر زیبا دست به قلم نشوند. بطوریکه امروزه در میان ۹ سمفونی او، سمفونی شماره ۵ از معروفترین کارهای بتهوون می باشد.

audio file قسمتهایی از موومان اول سمفونی پنج بتهوون

علت شهرت این سمفونی
علت شهرت بیش از حد این کار سادگی و وضوح زیاد موسیقی آن است. از ابتدا تا انتهای سمفونی شنونده بوضوح همه پیامهایی را که آهنگساز قصد ارائه آنرا دارد دریافت می کند. بدون شک بتهوون توانسته است با خلق جملاتی ساده، در همان ۱۰ ثانیه اول این سمفونی، برای همیشه در همه جا و برای مردم همه فرهنگ ها نام خود و این اثر با شکوه را زنده نگاه دارد.

به عقیده بسیاری از مورخین موسیقی، بتهوون بارها در گفته هایش بیان کرده بود که منظور وی از موتیف های ابتدایی – که هریک دو میزان هستند – این عبارت است : “سرنوشت اینگونه به درب میکوبد”، برخی نیز معتقد هستند که این بیانات ساخته و پرداخته طرفداران او برای بزرگتر نشان دادن شخصیت انسانی وی بوده است.

در هر صورت چه منظور سرنوشت باشد چه نباشد، باید اذعان کرد که موتیف های ابتدایی توانایی بسیار زیادی در القاء نوعی ترس و اضطراب در انسان را دارند. ترسی که اغلب از مشخص شدن حقایق ناگوار در زندگی انسان ها پدید می آید. این ترس شاید نمونه اضطرابی باشد که در روز جزا همه ما دچار آن خواهیم شد!

تکرار و بسط این موتیف در طول موومان اول حالت وحشت را به سرتاسر این موومان حاکم می کند، وحشتی که در قسمتهای از موومان اول با انتقال موتیف به گامهای ماژور، تغییر ساز و نیز با ورود تم دیگری در دل شنونده بارقه های امید را شکوفا میکند.

دست خط های باقی مانده از بتهوون نشان می دهد برای مدتها او در نظر داشته تا سرآغاز این قطعه را با ارکستر کامل شروع کند، اما همانگونه که مشاهده می کنید در نسخه نهایی تصمیم بر آن گرفته شد تا با سادگی هرچه تمامتر عقیده خود را به مخاطب انتقال دهد.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

یادداشتی بر آلبوم «نبودی تو»

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

از روزهای گذشته…

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (I)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (I)

آدورنو بعضی از تند و تیزترین اظهار نظرهایش در جامعه شناسی موسیقی را به طبقه “هواداران” معطوف کرد. برای مثال: با وجود اینکه، جاز لحظه تسلیم به یک گزافه‌گویی مقلدانه است، چه چیز بین علاقه‌مندان جاز در همه کشورها مشترک است (؟). در این رابطه نواختنشان، جدیت بی‌رحمانه توده‌های مقلد را درکشورهای توتالیتر به یاد می آورد. تا جاییکه تفاوت میان تفریح و جدیت به اندازه فرق میان مرگ و زندگی می‌شود (…).
محمودی: سولیستی از سخت ترین مهارتهاست

محمودی: سولیستی از سخت ترین مهارتهاست

نام این ارکستر “جام جم” است که نامش را به خاطر مرکزیت آن در صدا و سیما و همچنین افسانه های تاریخی مربوط به این نام، اینگونه انتخاب شده است از سال ۱۳۸۷ با همکاری دانشجویان دانشکده موسیقی صدا و سیما پایه ریزی شد. در اوایل کار پیاپی با اشکالاتی مربوط به برنامه ریزی مواجه میشد ولی با پیگیری بنده و سایر دوستان و علاقمندان این ارکستر بتواند به حدی برسد که اجرای برنامه داشته باشد.
موسیقی کانتری (I)

موسیقی کانتری (I)

موسیقی کانتری (Country music) ترکیبی است از موسیقی اصیل جنوب ایالت متحده آمریکا و کوههای آپالاچ در شرق آمریکای شمالی. ریشه های آن مربوط به موسیقی سنتی محلی، موسیقی سلتی (از زبان هند و اروپایی)، موسیقی مذهبی-عرفانی (gospel music) و موسیقی دوران بسیار قدیم می باشد که در دهه ۱۹۲۰ به سرعت به وجود آمد و رشد کرد. موسیقی کانتری دو هنرمند بزرگ زمان را معرفی نمود؛ الویس پریسلی که در ابتدا با نام “گربه کوهستانی” شناخته می شد و در برنامه رادیویی ایالت لوئیزینا به طور مرتب با اجراهایش به سبک موسیقی کانتری حضور می یافت که در نهایت به چهره برجسته ای در موسیقی راک اند رول بدل شد. دیگر نام برجسته گارث بروکز (Garth Brooks) موسیقیدان معاصر می باشد که با ۱۲۵ میلیون آلبوم به فروش رفته اش از پرفروش ترین هنرمندان سولو در تاریخ موسیقی آمریکا می باشد.
در عمق کارون (II)

در عمق کارون (II)

اگر کمی در ذهنتان جستجو کنید می‌بینید وقتی من گفتم ترانه‌ی دختر شیرازی استفاده شده احتمالا توجه شما کمتر جلب شد تا لب کارون، چرا؟ چرا یک ترانه‌ی مردم‌پسند شهری که نام سازنده‌اش از خاطرها رفته برای ترکیب با موسیقی کلاسیک غربی موضوعی خنثا یا حتا مطلوب تلقی می‌شود، اما دیگری به همان اندازه غریبه؟ چون ما عادت کرده‌ایم این موسیقی‌ها را از هم جدا کنیم نه به خاطر مشخصه‌های موسیقایی‌شان بلکه به دلایلی فراتر از این.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IV)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IV)

کتاب ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی که آقای اسلامی با کمک آقای قادری توسط دانشگاه هنر چاپ کرده بود هم واقعاً قابل استفاده نیست، به چندین دلیل: اول اینکه این کتاب خیلی قطور است و به‌صورت افقی و عریض چاپ شده است و عملاً استفاده از آن‌را برای علاقه‌مندان غیرممکن می‌کند. این کتاب روی هیچ پایه‌نُتی جا نمی‌شود مگر پایه‌نُت رهبری اُرکسترسنفونیک. دیگر اینکه علائم خود را که امروزه به‌کار نمی‌روند به‌کار برده است و شاید منتشرکننده خواسته است امانت‌داری خود را نسبت به نسخۀ اصل رعایت کند ولی این امانت‌داری در نوشتار باعث شده که عملاً این ردیف غیرقابل اجرا باشد. درصورتی‌که به اعتقاد من همۀ ما باید به‌سوی یکسان‌سازی علائم پیش برویم که راحت‌تر بتوانیم از مطالب همدیگر استفاده کنیم.
سلطانی: کیج در پی یک نظام انسانی مستقل از برتری ها و اختلاف ها بود

سلطانی: کیج در پی یک نظام انسانی مستقل از برتری ها و اختلاف ها بود

بسیاری از صاحب نظران عقیده دارند که تغییراتِ عناصر موسیقایی در آثار موسیقی مینی مال به قدری کند است که می توان آن را موسیقی خلسه آور نامید. اما غالب مینی مالیست ها این برچسب را هم قبول ندارند. آن ها معتقدند که باید به دقت و با روند های نظام مند مواضعشان را تنظیم کنند.
نقدی بر مسترکلاس های گیتار در ایران (II)

نقدی بر مسترکلاس های گیتار در ایران (II)

در مستر کلاس ها هدف اول یادگیری ساز است و بعد راهنمایی هنرآموز به دالان های پیچیده و تو در توی حوزه هنر؛ پس در اینجا شاهد اهدافی وسیع تر هستیم.
آقایان ارکستر ملی متعلق به شما نیست

آقایان ارکستر ملی متعلق به شما نیست

ارگان های دولتی غالباً عادت کرده اند که چهره های هنری را به گونه ای خاص به کار گیرند، به کار گرفتنی که بیشتر در چهارچوب سیاست های فرتوت خودشان است، چرا که تصور می کنند در حوزه ی هنر هم، پول، نمودار قدرت و نفوذ است، حال آن که پول در برابر هنر خود فاقد معناست.البته این سیاست دولت های غیر دمکراتیک است که پیوسته می کوشند همه چیز را از تملک بشر خارج کرده و خود را مالک واقعی و دائمی آن کنند. برخی از مسؤولین در این نوع از حکومت ها نیز بر این باورند که می توانند چهره های هنری و حتا دانش، آگاهی و اعتبار آن ها را توقیف کنند.
وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی (IV)

وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی (IV)

ارشد طهماسبی ، محقق و نوازنده معاصر ، مدلی دیگر (همانند سیستم افاعیل و اتانین) در حیطه وزن خوانی یادیاری برای ترجمه وزن موسیقی به زبان فارسی ، ابداع کرده است. در این مدل بر اساس ۴ نوع هجا در زبان فارسی ،پایه واژه هایی معادل تعدادی از الگوهای ریتمیک ابداع شده است. او همچنین فواصل زمانی موسیقی ( سیاه ، چنگ ، …. ) را به عنوان هجاهای موسیقی فرض کرده است و طبق یک محاسبه آماری دولاچنگ را که فراوانترین فاصله زمانی کوچک در موسیقی ریتمیک ایرانی است مبنا قرارداده است. ۴ نوع هجا ازنظر طهماسبی عبارتند از :
لوکاس فاس، اسطوره زنده موسیقی آمریکا

لوکاس فاس، اسطوره زنده موسیقی آمریکا

لوکاس فاس (Lukas Foss)، آهنگساز، استاد و نغمه پردازی مهم در هنر موسیقی آمریکا محسوب می شود. او بویژه در زمینه ی نقد موسیقی قرن بیستم تلاش بسیار کرده است. فاس سرآغاز پیوند خود با موسیقی را در شهر برلین تجربه کرد، در همین شهر بود که نوازندگی پیانواین ساز مهم را آغاز کرد ودر عین حال کوشش نموده با مبانی نظری این ساز آشنا شود، استادش خولیو گلدستین (Julius Goldstein) بود.