گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (I)

در رابطه با نوشته های من در کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی، در مورد عامیانه گویی در گفتمان موسیقی ایرانی، یکی از دوستان برآشفته که «یکی به ایشان بگوید استفاده از اصطلاح “عامیانه” نقد نیست توهین است.» البته من از وجود چنین حساسیتی اطلاع نداشتم و از سوی دیگر به گمان من این یک سوء تفاهم است. بحث نمی تواند در این باره باشد که «عامیانه» نقد است یا توهین. سوال این است که عامیانه گویی هست یا نیست. اگر هست، گزارشش نه نقد است و نه توهین. اگر هست باید شناسایی و از یک گفتمان علمی زدوده شود. من در مقدمه کتابم، خودم را از «عامیانه گویی» مثتثنی نکرده ام: «ما (همه کسانی که در باره موسیقی ایرانی قلم می زنند) در فضای عامیانه گفتمان موسیقی، تلمذ و تفکر کرده ایم.»

«عامیانه» نقد است یا توهین؟
در رابطه با نوشته های من در کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی، در مورد عامیانه گویی در گفتمان موسیقی ایرانی، یکی از دوستان برآشفته که «یکی به ایشان بگوید استفاده از اصطلاح “عامیانه” نقد نیست توهین است.» البته من از وجود چنین حساسیتی اطلاع نداشتم و از سوی دیگر به گمان من این یک سوء تفاهم است. بحث نمی تواند در این باره باشد که «عامیانه» نقد است یا توهین. سوال این است که عامیانه گویی هست یا نیست. اگر هست، گزارشش نه نقد است و نه توهین. اگر هست باید شناسایی و از یک گفتمان علمی زدوده شود. من در مقدمه کتابم، خودم را از «عامیانه گویی» مثتثنی نکرده ام: «ما (همه کسانی که در باره موسیقی ایرانی قلم می زنند) در فضای عامیانه گفتمان موسیقی، تلمذ و تفکر کرده ایم.»

یکی از هدف های مهم هر نوشته ای در حیطه موسیقی، بیرون آمدن از این وضعیت و سعی در به کاربردنِ زبان علمی موسیقایی است. تعریف ها و توضیح های من در چاپ دوم هم گویا کافی نبوده که هنوز هم چنین سوء تفاهمی وجود دارد.

«گفتمان موسیقی ایرانی عامیانه است» نه نقد است و نه توهین یک «گزارش» است. برای توضیح بیشتر از یک مثال استفاده می کنم: فرض کنید شما قرار گذاشته اید که با دوستی به یک مجلس ترحیم بروید؛ معمول چنین است که شرکت کنندگان در مجلس ترحیم کراوات سیاه می زنند؛ («مجلس ترحیم» یک متن یا یک مقاله علمی است، کراوات سیاه ترمینوس یا واژه ای تعریف شده علمی است که لازمه یک متن علمی می باشد؛ کراوات قرمز مانند واژه ای عامیانه است که در متن علمی جایز نیست.) اما می بینید که دوست شما با کراوات قرمز حاضر شده است، شما به او گوشزد می کنید که «کراوات قرمز در مجلس ترحیم جایز نیست» (همانطور که استفاده از واژه های عامیانه مانند «تا» یا «دل موسیقی» یا «مقام مادر» در یک متن علمی جایز نیست) دوست شما دو عکس العمل متفاوت می تواند نشان بدهد: اول اینکه اگر کروات سیاه داشته باشد، کراوات را عوض می کند. (اگر بتواند سعی در عامیانه زدایی می کند، ترمینی علمی را جایگزین واژه های عامیانه می کند، که برنامه کار نگارنده هم هست)

دوم اینکه کراوات سیاه ندارد، اما او شخصیت ممتازی است و مجبور نیست کراوات بزند یا بدون کراوات عازم می شود یا از شرکت در مجلس ترحیم صرف نظر می کند. (شخصی که استاد در نوازندگی یا خوانندگی است، لازم نیست که متن و مقاله علمی بنویسد؛ استادان بزرگی مانند عارف قزوینی، آقا حسینقلی، علی اکبر خان شهنازی یا موتسارت و بتهوون هم مقاله های علمی ننوشته اند) در هر حال تذکر (گزارش) اینکه کراوات قرمز است (گفتمان عامیانه است) نه نقد است و نه توهین. کراوات یا قرمز است یا قرمز نیست. البته شناسایی رنگ قرمز به مراتب آسان تر از شناسایی عامیانه گویی است.

خسرو جعفرزاده

متولد ۱۳۲۰ همدان – ۱۳۹۸ وین
موزیکولوگ و معمار
khdjzadeh@gmail.com

۱ نظر

بیشتر بحث شده است