تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (III)

زولتان کودای (1967-1882)
زولتان کودای (1967-1882)
زولتان کودای
در بینابین سالهایی که دالکروز و ارف متد های خود را به جهان ارائه می کردند، زولتان کودای(Zoltán Kodály) اهل مجارستان بخاطر ضعف آموزش موسیقی در کشورش اقدام به تدریس روشی در جهت ارتقای سطح آموزش موسیقی نمود و در سال ۱۹۰۶ دست به کار تحقیق و انتشار آوازهای مجاری شده و معتقد بود برای اینکه بخواهیم موسیقیدانی را تربیت کنیم بهترین راه، انتقال میراث موسیقائی هر کشور به کودکانش می باشد؛ او فراگیری موسیقی را برای کودکان ضروری می دانست.

کودای سواد موسیقی را در سه جنبه، خواندن، نوشتن و تفکر موسیقی رشد می داد و به همین دلیل سنین سه تا پنج سالگی را از لحاظ تربیت موسیقی نسبت به سنین دیگر ترجیح داده و اعتقاد داشت، تمرین جدی و شرکت در کار گروهی و اجرای موسیقی، دانش کودک را در بقیه عرصه ها بالا می برد و به همین علت نه تنها فرهنگ پایه ریزی می شود، بلکه بر توانایی های جسمی و ذهنی کودک به سازنده ترین و مفید ترین شکل اهمیت داده می شود.

“کودای” نیز ترانه ها و ملودی های محلی را برای آموزش کودکان مناسب می داند و می گوید:”موسیقی محلی باید زبان مادری کودکان باشد، و (بهتر است) کودک پس از دستیابی به آن به سراغ موسیقی خارجی برود.” همچنین کودای اهمیت فراوانی برای سلفژ سرایش، آواز خوانی گروهی، ترانه های محلی و بازیهای آوازی قائل بود و معتقد بود که لذت ناشی از کار و تلاش در یک حرکت گروهی خوب و شایسته انسانهای منضبط، با شخصیتهای متعالی می سازد. آواز خوانی گروهی بسیار ارزشمند است، زیرا می توان همه نوع فرهنگ را از آن بدست آورد.

کودای سفرهای زیادی به سراسر دنیا نمود و برای روشهای دیگران احترام خاصی قائل بود و توصیه می کرد که روشهای دیگران را باید مورد بررسی قرار داد و از آنها اقتباس کرد؛ زیرا روشهایی که در هر کشور بوجود می آیند برای کشورهای دیگر هم قابل استفاده می باشند.

کوای نیز مانند کارل ارف برای شروع آموزش از همان نتهای “می” و “سل” استفاده می کرد، و برای آموزش سایر نتها علائم ” حرکتی دست” که ابداء یک معلم انگلیسی به نام “جان اسپنسر کورون” ( John Spencer Curven) بود بکار می برد و سعی می کرد با این روش ساده در دل کودکان کم سن و سال نفوذ کرده و موسیقی را به آنها بیاموزد.

کودای هم فواصل پنج تای (پنتاتونیک) را برای کودکان مناسبتر از سایر فواصل می دانست و معتقد بود، فواصل نیم پرده ای برای کودکان نامناسب است. این نظریه یکی از ضعفهای عمده روش کودالی می باشد؛ چون برای کودک فرق نمی کند، نیم پرده یا پرده کامل یا حتی ربع پرده را بخواند.

کودکان به لحاظ برخورداری از شنوایی بکری که دارند، آماده پذیرش هر گونه فاصله ای هستند و این مهمترین ویژگی کودکان می باشد، که باید معلمین موسیقی به آن توجه بسیاری هوشمندانه ای اعمال دارند.

با این همه در روش کودای آواز خوانی بدون ساز، آوازهای کوتاه، حرکتهای آزاد، مهارتهای ریتمیک، تربیت گوش و حافظه موسیقایی بسیار مورد توجه می باشد. (ادامه دارد)

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (VI)

در نظریه سازه های میانی گفتیم که هنگامی که جوهره یک اثر به صورت ارغنونی در ذهن یا خودآگاه هنرمند شکل می گیرد، هنرمند ناچار است این اثر درونی را متجسد کرده و عرضه کند. در این حال است که سازه های میانی مطرح می شوند. برای مثال هنگامی که یک ملودی در ذهن شما شکل می گیرد، روند اولین ظهور جوهره اثر تمام می شود. در مرحله بعدی است که هنرمند نیاز به فنون آشکارسازی آن نغمه یا تصویر درونی را پیدا می کند. به این ترتیب هر هنری را می توان شامل دو میدان دانست؛ یکی زایش ارغنونی و درونی اثر و دیگری تجسد یافتن آن از طریق سازه های میانی، چون ابزارهای نقاشی یا سازهای موسیقی.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (XI)

سیر صعودی سازهای زهی و از طرف دیگر دینامیک سازهای دیگر به «دوشنبه» می‌رسد و در دوشنبه که طبق یادداشت‌های راوی داستان روز تولدش است، ثابت می‌ماند و با رسیدن به «شعر تو» دوباره به‌جریان می‌افتد و در لحظه‌ای که راوی آرزو می‌کند که «بارون بزنه» آرام می‌گیرد. تا اینجای کار تنها نیمه‌ی نخست آهنگ را شنیده‌ایم و توالی آکوردها، تغییر سرعت یا تمپو، دینامیک سازها و صدای فرهاد در این نیمه از نظر پیوند ترانه و موسیقی، شاهکاری بی‌بدیل است.

از روزهای گذشته…

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (II)

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (II)

در صورتی که بتوان، صدای واقعی ایرج را با توجه به کیفیت پایینی که به نسل امروزی رسیده، بدست آورد و شنید، شاهد خواهیم بود که او دارای صدایی منحصر به فرد و یگانه در تاریخ موسیقی ایران می باشد، صدایی که منتها درجه هر یک از پارامترهای یک صدای خوب (سونوریته مناسب، حجم بالا، وسعت مطلوب، وضوح و شفافیت عالی و…) را داراست البته با توجه به کیفیت ضبط و انتقال آنها از ادوات ضبط و پخش موسیقی قدیم تا کنون (که اکثرا امروز به صورت داده های کامپیوتری است) کمتر کسی صدای واقعی او را شنیده است.طبیعتا هر چه صدا به صدای واقعی نزدیکتر باشد، به همان نسبت نیز قضاوت ما صحیح تر خواهد بود.
تقلای یافتن راهی نو (II)

تقلای یافتن راهی نو (II)

“چه”، که متشکل است از یک مصوت کوتاه و یک صامت، برخلاف خوانش درست وزنی شعر (با توجه به اینکه “سخنی نیست” از اشعار موزون شاملوست)، بیش از “بِ” (که مشابه هجای اول است) و “گو” (که کشیده‌تر از دو هجای پیشین است) کشیده می‌شود و عملاً تناسبات وزنی شعر به هم می‌ریزد. به عبارت دیگر، اگر فرض کنیم که این شعر، با نگاه ریتمیک علی قمصری، بدون هر گونه ملودی خوانده شود، شعر از روانی و وزن خود به حالتی معوج تغییر می‌کند. این بی‌دقتی‌ها باز هم به چشم می‌خورند: خواننده (هاله سیفی‌زاده)، بی‌جهت بر روی کلمهٔ “دراند” در مصرع “جز ز موشی که دراند کفنی نیست”، تشدیدی می‌گذارد که وزن شعر را به هم می‌ریزد. در قطعاتی چون “آنکه مست…” نیز این مساله در اجرای مصرعی چون “دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت” ا (با کشش غیر عادی “دلِ”) مشاهده می‌شود.
موسیقی در کوهستان

موسیقی در کوهستان

اگر بتاریخ بنگریم بی شک مظاهر طبیعت را اولین مربی بشر در زمینه هنرمییابیم خصوصا در هنر موسیقی که بسیاری از مورخان و محققان اولین آموزگار موسیقی را اصوات طبیعت میدانند.

دو خبر از دنیای موسیقی

در تاریخ دهم مارس سال ۲۰۰۴ میلادی آهنگ Eclipse از آلبوم Dark Side of the moon گروه Pink Floyd توسط کاوشگر ماه Opportunity پخش شد و پس از آن کاوشگر شروع به ع