پیرگلو: خانم افتاده من را نزد استاد پایور برد

کیومرث پیرگلو
کیومرث پیرگلو
بعد مدتی با خانم نوشاد کار کرده و ردیف های صبا را با مضراب لخت نواختیم، نمی دانم روش ایشان چطوری بوده است که ما با مضراب لخت می نواختیم؛ بعد از آن هم یک مدت کوتاهی پیش خانم مینا افتاده بودم و در مدرسه هنر و ادبیات و کارگاه موسیقی آنجا، خانم افتاده دست من را گرفتند و مستقیم بردند نزد استاد فرامرز پایور که در خیابان فلسطین امروز آن موقع کلاس داشتند؛ دیگر پیش استاد پایور ماندم و تا سال اواخر ۱۳۶۳ تعلیم گرفتم.

لطفا در مورد تحصیلاتتان در خارج از کشور هم بفرمایید.
از ایران به ترکیه رفته و یک سال آنجا ماندم، بعد به بلژیک مهاجرت کرده و به آکادمی موزیک درس آکادمی موزیک اندفر رفتم. استاد خیلی خوبی در آنجا داشته ام البته من در ایران بعد از سنتور در سال ۱۳۵۹ با آقای طاهر جلیلی پیانو را شروع کرده بودم و بالاخره چون همیشه چشمانم دنبال آن ساز بود، در حالی که ردیف های سنتور را با استاد پایور و خانم نوشاد یک دو سه باری دوره کرده بوده ایم، دیگر دنبال پیانو بودم.

استاد کمک کردند که پیانو هم من خریداری کردم و روزی ۱۰ تا ۱۲ ساعت تمرین داشته ام و بعد از آنکه دیگر مستقیم در آکادمی موزیک قبول شدم، خوشبختانه با یک استاد خیلی خوب به نام هدریک فان فارنبرگ آشنا شدم که کار من را از طریق تلویزیون بلژیک دیده بودند و که سونات شماره ۱۷ بتهوون را زده بودم و به محض آنکه من را در آکادمی دیدند، فرمودند اصلا لازم نیست امتحان بدهم. با ایشان هم شروع کردم.

هدویک فانوارنبرگ یکی از شاگردان خیلی خوب آلکسیس وایزنبرگ بودند و به هر صورت چون بنده با آقای طاهر جلیلی تکنیک روسی کار می کردم، وزن و ریلکسیشن و… دیگر آنجا به هدریک گفتم که نمی خواهم تکنیک خود را عوض بکنم و فقط می توانیم با هم یک مروری زوی رپرتوار پیانو داشته باشیم و کلا راجع به بقیه قضایا شروع بکنیم، خوب ایشان هم خوشبختانه آدم خیلی خوبی بودند و خیلی فلکسیبل بودند و توانستیم نزدیک ۴ سال آنجا با هم کار کرده و دیپلم پیانو ام را آن جا بگیرم.

یادم است امتحانی که دادم از باخ، راخمانینف، دبوسی و شوپن قطعاتی اجرا کرده ام که از ۱۰۰ امتیاز ۹۸ امتیاز آورد و بالاترین نمره در آکادمی بود.

بعد از آن دیگر مجبور شدم که بروم به کشور سوئد و دیگر در بلژیک نمی توانستم ادامه بدهم. رفتم به کشور سوئد و خوشبختانه در آکادمی موزیک استکهلم قبول شدم و آن جا ۲ سال هم دوره آکادمی را دیدم که پیش زمینه ای بود برای ورود به کنسرواتوار. در سوئد مسئله زبانی سوئدی و دیپلم سوئدی خیلی مطرح است که حتما شما باید دیپلم سوئدی را بگیرید تا بتوانید وارد دانشگاه شوید.

من در عین حال که آکادمی موزیک می رفتم، زبان سوئدی را هم از ساعت ۶ تا ۹ شب در کلاس یاد می گرفتم. بعد که وارد مدرسه بزرگسالان شده و توانستم دیپلم سوئدی را بگیرم، بالاخره وارد کنسرواتوار شهر گتنبرگ شدم.
در گتنبرگ هم استاد خیلی خوبی داشته ام به نام پروفسور استیگ مگنوز تورشن که استاد من بود. آنجا به مدت ۴ سال لیسانس را خواندم با ایشان. البته شبانه هم یک کرسی بود در رابطه با زنان آهنگساز در غرب که پروفسور مارگارت مایرس استاد ما بود و بسیار انسان شریفی بودند، انگلیسی الاصل بودند و آن جا زندگی می کردند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

از روزهای گذشته…

مکتب و مکتب داری (III)

مکتب و مکتب داری (III)

استاد اسماعیلی در سال ۱۳۴۵ به سرپرستی گروه سازهای ضربی در تشکیلات وزارت فرهنگ و هنر رسید. بسیاری از افراد با استعداد و علاقه مند در این سالها زیر سایه او بالیدند و آموختند. گروه او دوازده سال تمام فعالیت متمرکز و فشرده داشت. با توجه به این که نقش تنبک در موسیقی ایرانی تا آن روز، صرفا همنواز ساز و یا ارکستر بود و حداکثر قطعات کوچک (مورسوها) اثر استاد تهرانی به عنوان مطالب مورد نیاز تکنواز شناخته می شد و با توجه به مشکلات کار حرفه ای موسیقی در ایران، ارزش و اهمیت تلاش دوازده ساله استاد محمداسماعیلی در نقش آفرینی ارکستری برای تنبک مشخص می شود.
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (I)

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (I)

بطور کلی چندین روش بعنوان روشهای آموزش موسیقی کودک در دنیا وجود دارد که در حقیقت تدوین این روشها از ابتدای قرن بیستم بنا به ضرورت و نیاز به روشهای موثر و مفید آموزشی و وجود آشفتگی و سردرگمی فراوان در امر آموزش موسیقی کودک بوجود آمده است.
موسیقی آفریقای جنوبی (V)

موسیقی آفریقای جنوبی (V)

همکار قدیمی ابراهیم، یعنی هیوگ مسکلا که نوازنده ترومپت بود، نیز در خارج از آفریقای جنوبی کسب و کار موفقی به راه انداخته بود. مسکلا در آغاز رشد موسیقیایی خود تحت تأثیر ترِور هادلستون (Trevor Huddleston) قرار داشت که یک کشیش بریتانیایی بود که در محله های شهر کار می کرد و نخستین ترومپت مسکلا را برایش خرید. مسکلا وارد صحنه های پرهیجان سوفیاتاون شد و سپس با کینگ کانگ به بریتانیا راه یافت و در اوایل دهه ۶۰ قرن بیستم به نیویورک راه پیدا کرد. قطعات جزِ پاپْ مانندی، مثل: “Up, Up and Away” و “Grazin’ in the Grass” به پر فروش ترین ها تبدیل شدند.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IX)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IX)

در ادامه آدرنو به شیوه ی کارکرد نظامِ تولیدِ صنعتیِ موسیقی (صنعت ضبط) می پردازد و آن را با نقطه نظرات خود بسط و گسترش می دهد. (این بخش ها که در زیر شماره های [۱۷] تا [۲۰] در متنِ اصلی آمده است، می تواند برای پژوهشگران عرصه ی موسیقی که قصد پژوهش در موسیقی های وابسته به صنعت ضبط را دارند بسیار گره گشا و یاری رسان باشد؛ چرا که امروزه این نظام ها به شکل بسیار گسترده تر و پیچیده تری از زمان آدرنو (دهه ی ۴۰ و ۵۰ میلادی) مشغول به تولید بخش بزرگی از منابعِ شنیداریِ جهان اند).
نگاهی به «اینک از امید» (IV)

نگاهی به «اینک از امید» (IV)

در بیت بعدی باز به اصفهانک می رسیم ولی اینبار با ایست روی درجه ششم اصفهان و در نهایت فرود به ماهور. این تغییر مدها می تواند نشان دهنده تسلط بالای آهنگساز اثر بر روی موسیقی دستگاهی ایران باشد. در بیت بعدی یک تغییر مد دیگر روی می دهد که اینبار جسورانه تر از دفعات گذشته است. اینبار از روی نت شاهد ماهور با تغییر پرده ها، نوایی ساخته می شود که همخوانی خوبی با شعر دارد و باز نشاندهنده هوشمندی آهنگساز در استفاده از خصوصیات موسیقی دستگاهی ایران است.
جایگاه موسیقی در چین باستان

جایگاه موسیقی در چین باستان

تاریخ موسیقی – ثبت شده – در چین به بیش از ده هزار سال پیش از میلاد مسیح (ع) می رسد، شکل مقابل نمونه هایی از فلوت را نشان می دهد که باستان شناسان قدمت آنها را به حدود نه هزار سال قبل از میلاد نسبت می دهند، این فلوت ها از استخوان بدن پرنده ها و ماهی ها ساخته شده است و هم اکنون نیز قابل نواختن می باشند.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

عصر روز چهارشنبه ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۲، کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» پس از وقفه‌‌ای چند هفته‌ای به مناسبت تعطیلات نوروزی، با برگزاری دهمین جلسه، کار خود را پی‌گرفت. این جلسه که همچون جلسه‌ی پیش از آن (نهم)، از دوره‌ی دوم کارگاه (متمرکز بر «سبک‌ها و مکتب‌های نقد موسیقی») محسوب می‌شد، عنوان «نقد تفسیری» را بر خود داشت.
دنیس برین، مروج هورن (I)

دنیس برین، مروج هورن (I)

دنیس برین (Dennis Brain) هورن نواز برجسته انگلیسی بود که عمدتا به خاطر رواج دادن هورن به عنوان یک ساز کلاسیک و تکنوازی در جامعه پس از جنگ جهانی دوم در انگلیس بسیار معروف است. اجرای کنسرتوهای هورن موزار توسط برین با همکاری هربرت فون کارایان (Herbert von Karajan) و ارکستر فیلارمونیک برلین همچنان به عنوان اصلی ترین قطعات ضبط شده از این کنسرتوها به شمار می روند.
لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (I)

لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (I)

لورنس سسیل ادلر (Lawrence Cecil Adler) در دهم فوریه ۱۹۱۴در بالتیمور، مریلند به دنیا آمد. پدر و مادر او از ارتدوکس های روسی-یهودی بودند که زبان اصلیشان عبری بود. لری قدرت اجرای برجسته ای داشت. او در سن دو سالگی می توانست با تقلید صدای ال جولسون (Al Jolson) بزرگترها را سرگرم کند. در ده سالگی کم و بیش پیانو می نواخت و در ده سالگی جوانترین خواننده مذهبی بالتیمور بود.
جک برایمر، سلطان انگلیسی کلارینت (II)

جک برایمر، سلطان انگلیسی کلارینت (II)

یک روز برایمر ساعت ۴ مدرسه را ترک کرد تا به دعوت بیچام به منزل او در سن جانز وود برود. بیچام از او پرسید: «چه چیزی را بنوازیم پسرم؟» در نتیجه این گزینش، برایمر به یکی از اعضای بخش سازهای بادی ارکستری تبدیل شد که قرار بود اجرای تروجان ِ برلیوز (Berlioz) آن از تلوزیون پخش شود. این گروه سازهای بادی، موسیقی بی نظیری را اجرا کرد که کیفیت فوق العاده ای داشت. یکبار هم طی اجرا بیچام بر روی سکو و استرائوس بین تماشاچیان شاهد اجرای آهنگ “دون جوئان” خود بود.