گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (II)

تشریح ماهیت لحظه شنیدن موسیقی و لحظه به کلمه درآوردن آن‌چه شنیده‌ایم
او ادامه داد: در مقابل وقتی از موسیقی صحبت می‌کنیم به طور عام تجربه موسیقایی را مدنظر قرار می‌دهیم و من می‌توانم مطمئن باشم که همه ما تجربه موسیقایی داشته‌ایم؛ یا به عنوان نوازنده یا به عنوان آهنگساز و در مجموع خالق اثر یا به عنوان شنونده آن. تجربه موسیقایی از آن جایی شکل می‌گیرد که به زبان پشت می‌کند. بر اثر شنیدن یا نواختن موسیقی اتفاقی کیفی در ما شکل می‌گیرد که ساحتش با ساحت زبان، چه مکتوب و چه شفاهی کاملا متفاوت است. اگر به همان جمله آشنای هایدگر نگاه کنیم که «زبان خانه ماست»؛ به خاطر آن که زبان است که تفکر و جهت فکری ما را به وجود می‌آورد، اتفاقا آن زمان که در حال تجربه موسیقایی هستیم تفکرمان را کنار می‌گذاریم و با یک احساس کیفی سر و کار داریم و آن احساس کیفی قابل تبدیل مستقیم به زبانِ «زبان» نیست چون با آن سنخیت ندارد. مثالی در مورد این تجربه کیفی می‌زنم؛ من هر حجمی از درد را که از سر گذرانده باشم، احساسی کیفی را از سر گذرانده‌ام که اگر بخواهم در متنی در موردش صحبت کنم نمی‌توانم عینِ آن احساس را در شمای خواننده به وجود بیاورم.

فیاض افزود: من با چه زبانی می‌توانم توضیح دهم که از شنیدن صدای تار چه اتفاقی در درونم می‌افتد؟! اصلا قابل توضیح نیست چون ساحتی از وجود مرا درگیر می‌کند که در فرآیند عقلانی زبان نمی‌گنجد و از یک حوزه دیگر می‌آید. بدیهی است که ما نه می‌توانیم این ساحت‌مان را کنار بگذاریم و نه آن ساحت‌مان را، حداقل مایی که دوست‌دار موسیقی هستیم و شغل‌مان موسیقی است به مفری احتیاج داریم که از طریق آن از این ساحت به آن ساحت عبور کنیم.

پلی برای آمد و رفت میان دو ساحت زبان و موسیقی
او تصریح کرد: منتقد موسیقی کسی است که میان این دو، پل می‌زند. پلی از یک ساحت وجودی به ساحت وجودی دیگر و منِ کمترین نه به اندازه آروین صداقت‌کیش، ولی این موقعیت را داشته‌ام که در هر دو حوزه زندگی کنم. صادقانه که نگاه می‌کنم این دو حوزه را دو حوزه جدا می‌بینم که ناگزیر از پل زدن میان‌شان هستیم. من از سه واژه استفاده کردم؛ ناسازه، ناگزیر و سودمند. گمان می‌کنم در بخش اول گفتارم توانسته باشم روشن کنم که نقد موسیقی چرا ناسازه است و در ادامه به این می‌رسم که این ناسازه چرا ناگزیر است و بعد به اینکه چرا این ناسازه‌ی ناگزیر، سودمند است.

غایت نقد، تحلیل، موسیقی‌شناسی و کارهایی از این جنس بازسازی «تجربه موسیقایی» در خواننده نقد نیست
آروین صداقت‌کیش اما صحبتش را این گونه آغاز کرد: آقای فیاض از نقطه‌ای شروع کردند که دقیقا مربوط به زیرساخت بحثی بود که ما امروز می‌خواهیم به آن بپردازیم و نه خود بحث و لازم می‌دانم یکی، دو نکته را در ارتباط با صحبت‌های ایشان بگویم و بعد وارد اصل بحث شوم. پیشاپیش می‌گویم که احتمالا این گونه احساس خواهید کرد که من بحث را از نقطه‌ای جلوتر شروع می‌کنم، چون در جلسه اول نقدِ نقد نظراتم را در مورد بعضی مسائلی که جناب فیاض مطرح کردند، گفته بودم.

او افزود: مسئله‌ای که ایشان مطرح کردند مسئله‌ای تکنیکی در فلسفه نقد است که در مورد آن بسیار بحث می‌شود و در واقع به رابطه رخدادهای زبانی با آن‌چه در موسیقی رخ می‌دهد، می‌پردازد. من می‌خواهم توجه جمع را به این نکته جلب کنم که کاری که در نقد، در تحلیل، در موسیقی‌شناسی و در کارهایی از این جنس انجام می‌شود اصلا ممکن است غایتش بازسازی تجربه موسیقایی نباشد! که حال بخواهیم به این موضوع فکر کنیم که شکافی میان تجربه موسیقایی و تجربه زبانی وجود دارد یا ندارد!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (V)

بخشی از آثار مربوط به دفاع مقدس، در سال های بعد از آن ساخته شده اند. نظیر قطعاتی که آقایان: روشن روان، انتظامی و شریفیان ساخته اند و اکثر آنها شنیده شده اند. بیشتر این آثار و بلکه تمام آنها، برای ارکستر بزرگ (بخوانیم ارکستر سمفونیک) و گاه گروه کر همراه آن نوشته شده و اجرا شده اند که در عرف معمول موسیقیدانان ما محمل مناسبی هستند برای نمایاندن شکوه و عظمت نبرد ۸ ساله ایران و عراق.

مروری بر آلبوم «ماهرو»

همان قطعه‌ی اولِ این نخستین آلبومِ مستقلِ یک آهنگساز جوان (متولد ۱۳۷۲) نشانه‌هایی از شوق و انگیزه‌‌ای امیدوارکننده برای خلق موسیقی دارد. گمانه‌ها و آزمون‌هایی در چندصدایی، ذوقِ ملودی‌پردازی و رسیدن به انگاره‌هایی چند متعلق به خود او (اگرچه معدود و محدود)، قانع نشدن به داشتنِ روال یکسان لحنی و ایقاعی در قطعات و سرحالی و شوری که در صدای گروه است، همه و همه سرچشمه‌ی روشنیِ نخستین‌اند. در عین حال می‌توان شنید که در گوش مؤلف، کار آهنگسازانی –تنها در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی- که قدیمی‌ترین‌ و اثرگذارترین‌شان پرویزمشکاتیان و محمدعلی کیانی‌نژادند رسوب دارد و گه‌گاه بازی‌های موسیقی روی بندِ نغمه‌های کروماتیک، یادآور آهنگسازان جوان‌تر نیز هستند.

از روزهای گذشته…

چشمه ای جوشیده از اعماق (III)

چشمه ای جوشیده از اعماق (III)

برای پارت سکوت فرصتی است برای اندیشیدن. اندیشیدن به اینکه آیا چیزی برای گفتن داریم یا نه و اینکه آیا اساساً چیزی باید گفته شود یا نه؟ در چنین نگاهی اهمیت سکوت ها هیچ کم از گفته ها نخواهد بود و پارت نیز بر همین نکته تأکید دارد: سکوتها بسیار مهم اند. او سبکی که حاصل دوره سکوت خود بود را “تینتینابلی” (tintinabuli) نامید.
وب سایتی که نام آهنگ مورد نظر شما را می یابد

وب سایتی که نام آهنگ مورد نظر شما را می یابد

آیا تا کنون ناچار به زمزمه آهنگی که عنوان آن را نمی دانید یا فراموش کرده اید، شده اید؟ وب سایت جستجوگر جدید Midomi طوری طراحی شده که این دسته از آهنگ ها را در عرض ۱۰ ثانیه برای شما تشخیص داده و در اختیارتان قرار می دهد.
نی و قابلیت های آن (III)

نی و قابلیت های آن (III)

در ادامۀ مطالب قبلی در مورد ساز نی و سازهای هم خانوادۀ آن به معرفی و بررسی چند ساز بادی محلی در موسیقی مناطق مختلف ایران می پردازیم. سورنا یا سُرنا به معنی بوق و با لغت “Horn” در انگلیسی از یک ریشه می‌باشند. در اصل در میان اقوامی که زبان هند و اروپایی اولیه را صحبت می‌کردند این ساز به علت اینکه از شاخ حیوانات ساخته می‌شد به این اسم نامیده شده است.
گفت و گو با جان کیج (IV)

گفت و گو با جان کیج (IV)

بگذارید توضیح دهم که ادبیات گذشته را به جای اینکه هنر بدانم ماده خام می دانم. بسیارند انسان هایی که گذشته را مانند موزه ای می دانند و به آن وفادارند؛ اما من اینگونه فکر نمی کنم. اکنون گذشته می تواند به عنوان ماده خام در کنار دیگر چیزها قرار گیرد. منظور از چیز های دیگر، چیزهایی است که با هنر عادی پیوند نمی خورند. رویدادهای عادی در یک شهر، یا رویدادهای عادی در روستا یا رویدادهای تکنولوژیک – چیزهایی که اکنون کاربردی هستند زیرا تکنیک ها تغییر کرده اند. این مسئله ماهیت موسیقی را تغییر می دهد و من مطمئنم که تئاتر شما را نیز تغییر می دهد مثلا با بکارگیری تلوزیون رنگی، یا پروژکتور های پخش چند فیلم، دستگاه های فتوالکتریک که وقتی یک بازیگر از محدوده خاصی می گذرد نور پخش می کند. وقتی که خواستیم کار ترکیبی کنیم باید تئاتر را به اجزای تشکیل دهنده اش به ترتیب آنالیز کنیم تا بتوانیم آنها را وارد کار کنیم.
ساموئل زیگمونتوویچ (II)

ساموئل زیگمونتوویچ (II)

زیگمونتوویچ دو طبقه از ساختمان سنگ قهوه ای پنج طبقه اش را در پارک اسلوپ بروکلین به دفتر کارش اختصاص داده در حالیکه همسرش، لیزا برونا، و دو پسرش نیز در همانجا ساکنند. شاگرد ۲۵ ساله او نیز در زیرشیروانی زندگی می کند. زیگمونتوویچ از مشتری هایش در “سالن” که اتاقیست با پنجره های بسیار بزرگ، مبلمان قدیمی ناهماهنگ، یک پیانوی بزرگ و بوفه هایی شامل طرح های تمام آلات موسیقی که تا کنون لمس کرده است، پذیرایی می کند. طرح بزرگی از یک ویلنسل– متعلق به یویو ما – بر دیوار اتاق خودنمایی می کند.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIII)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIII)

سپس، در هشت سال گذشته، به واسطه ی تنش و مناظره ی قابل توجه میان اهالی محل برجسته تر شد چرا که بسیاری از مردم محل احساس می کردند که آنچه مطرح شده است، چیزی کمتر از یک تهدید برای نمادهای مهم هویت محلی شهر نیست. اما این تنها هویت نیست؛ کارگان موسیقایی کنونی ارائه شده توسط کلیسا به عنوان اهانت به احساسات زیبایی شناختی آنها قلمداد می-شود، و قابل درک است که، چنین احساساتی در میان اعضای گروه آواز جمعی و خانواده هایشان قوی تر است. بسیاری از آنها به صراحت از همراهی در آوازِ جمعی در محیط زیبایی شناختی فعلی امتناع ورزیده اند.
هربرت هانکوک

هربرت هانکوک

هربرت هانکوک (Herbert Jeffrey Hancock) در تاریخ ۱۲ آوریل سال ۱۹۴۰ در شیکاگو آمریکا بدنیا آمد. وی یکی از برجسته ترین پیانیست ای سبک جز میباشد که همانند همتای دیگرش چیکوریا تاثیر بسیار زیادی بر موسیقی و نوازندگی جز داشته اند و همچنین جوایز بسیاری را در عرصه های بین المللی از آن خود نموده است.
نگاهی به اپرای مولوی (XXII)

نگاهی به اپرای مولوی (XXII)

پس از این صحنه شاهد تغییر متر ارکستر از دو ضربی ساده به شش ضربی ترکیبی هستیم و همینجاست که گروه همخوانان باز در ماهور می خوانند: «هله ای عشق برافشان گهر خویش بر اختر» هنوز کل ارکستر تغییر گام نداده و در بخش بادی برنجی القائات ریتمیک در پرده هایی خارج از گام است و آهنگساز با این ترفند وجود اضطراب و تردید را به سرعت خاموش نمی کند تا آنجا که کنترپوان زهی ها این اشعار را همراهی می کند: «که همه اختر و ماهند و تو خورشید جمالی …»
منبری: آشنایی با سلفژ ضروری است

منبری: آشنایی با سلفژ ضروری است

بله. اما در مورد مرصع خوانی نمونه دقیقی نداریم و آنچه عنوان کردم برداشت خود بنده بود. البته درنهایت تمام این شیوه ها باید منجر به زیبایی و خلق آثار جدید در آواز بشود، نه اینکه فقط تکرار کار گذشتگان باشد و پس، درعین حال باید به گوش مخاطب جذاب و زیبا بیاید چون شنونده معمولی، کاری به اختلاف شیوه ها و نظرات تخصصی آوازی ندارد بلکه عناصر زیبایی شناسی که بطور غریزی در همه انسانها وجوددارد شامل صدای خوب، ادوات و تحریر بجا و مناسب، شعر مناسب و ارائه خوب و درست آن و غیره همه از جمله مواردی هستند که شنونده و مخاطب آواز می طلبد.
گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (II)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (II)

او با اشاره به این که در زمان وضع لغت درام می‌شد آن را به هر نوع کنش نسبت داد اما امروزه این گونه نیست، ادامه داد: زمانی که این لغت وضع شد اگر هر شکلی از کنش اتفاق می‌افتاد می‌توانستیم این لغت را به آن نسبت دهیم. اگر شما سه هزار سال پیش یا دو هزار و پانصد سال پیش در یونان زندگی می‌کردید، زمانی که این لغت وضع شد می‌توانستید به هر نوع از کنش نسبتش دهید. امروز اما در این وضعیت نیستیم و این را می‌دانیم. پس اجازه دهید از همان مبادی آغاز کنیم و ببینیم چگونه می‌توانیم درام را در حالتی کلی و در سطحی هستی‌شناختی شناسایی کرده و آن وقت مصداق‌هایی از آن را در هنر و غیر هنر نشان دهیم.